EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۶۷۷۱

سبک فقاهتی بیات زنجانی

محمد‌موسوی عقیقی

سبک فقاهتی بیات زنجانی

چند روز قبل یعنی ۲ دی‌ماه، تولد اسدالله بیات زنجانی بود و ۸۵ ساله شد. بیات زنجانی حوالی سال ۱۳۸۳ با ارائه‌ توضیح‌المسائل، در سلک مراجع تقلید قرار گرفت. تا جایی که به خاطر دارم، نخستین‌بار در سال ۱۳۸۹، زمانی که ۱۵ ساله بودم، با قرار قبلی به دیدار این مرجع تقلید رفتم. برخلاف ذهنیتی که از مرجعیت به عنوان پیرمردی با ریش بلند و عصا بر دست دارید، اگر تصاویر آن سال‌های او را ببینید، بیات زنجانی ریش کوتاهی داشت، دفتر یک خانه‌ی قدیمی حیاط‌دارِ اجاره‌ای بود و در اتاق ساده‌ای پذیرای مراجعین می‌شد. بعدها وقتی در مراسم‌های عمومی دفتر شرکت می‌کردم، او سفارش می‌کرد که روزی هم خصوصی به دیدن‌اش بروم.

بیات زنجانی بین مکاتب فقهی، در میانه‌ی فقه سنتی و فقه نوگرا قرار می‌گیرد و به عبارتی از معدود فقیهان نوسنتی محسوب می‌شود. بنیان‌های روش استنباط و فهم او از دین در ذیل اصول فقه سنتی جای می‌گیرد، اما در عین حال سعی می‌کند همان ضوابط و اصول را با نگاهی به زمینه و زمانه‌ی زیستن خود، تطابق دهد؛ از همین رو نسبت به فقیهانِ سنتیِ محض، فتاوای متفاوت متعددی دارد، اما مرز این نو دیدن و نو شدن برای او آن‌جایی است که مبانی مقبول سنتی‌اش را کنار نگذارد. هرچند من با چنین روشی فاصله دارم، ولی بیات زنجانی به نظرم از معدود فقیهانی است که با تمام سنت‌گرایی‌اش، برخلاف فقیهانِ سنتی، در فقاهت خود به مبانی مقبول‌اش پای‌بند بوده و مانده است.

نگاه متفاوت بیات زنجانی از دو نکته شروع می‌شود؛ نخست این‌که در مواقعی که فقه نسبت به زیست امروزیِ مردم، نه زیست صدر اسلامی، تبدیل به معضل می‌شود، اولاً سعی می‌کند این معضل را حل کند و ثانیاً امتناعی از بازخوانی و سپس بازنگری در یک حکم فقهی ندارد. بازخوانیِ او پیرامون دیه‌ی زنان می‌تواند شاهد این نکته باشد. دوم این‌که اخلاقِ دینی برای او به عنوان مبنای فهم دین محسوب می‌شود. به عنوان مثال بیات زنجانی پیرامون «کودک‌همسری» بیان می‌کند اگر ازدواج برای آرامش‌خاطر مرد و زن است، کودک‌همسری چنین چیزی را نمی‌سازد و اگر هدف کام‌جویی جنسی است: «تمتع جنسـی از کـــــــودک عقلایی نبوده و اسـاسـاً با عدل اســلامی به معنای: «وضع کلشی فی موضعه» منافات دارد، پس مشروع نیست». او این فتوای خود را که در واقع مخالفت با فتوای مشهور فقیهان است، بر اساس شواهدی از سه دلیل عنوان می‌کند: ۱. قرآن ۲. روایات أهل‌البیت(ع) ۳. دستاوردهای علوم بشری.

این دو نکته در فقاهت بیات زنجانی، حاصل دو ویژگی شخصیتی او است:

نخست این‌که بر اساس تجربه‌ی خودم، مشاهداتم و شنیده‌هایم، بیات زنجانی با تمام تعلقات‌اش به فقه سنتی، «شِنوا» است. به عبارتی مخالف خود را می‌شنود، با او وارد گفت‌وگو می‌شود، انتقاد می‌کند، بدون این‌که طعنه‌ای بزند، تخریبی بکند، رویی تُرش کند یا حتی عصبانی شود. حداقل به عنوان کسی که خود را منتقد بالا تا پایین فقه سنتی می‌دانم و با این مرجع تقلید بحثی و گفت‌وگویی داشتم، می‌توانم او را «فقیهِ شنوا» خطاب کنم. اگر بخواهم مثالی شخصی بگویم، زمانی‌که کتاب «پرونده‌ی سگ در فقه و شریعت» را برای نقد و بررسی به این مرجع تقلید دادم، در ضمن آن نقدی به یکی از مسائل توضیح‌المسائل او انتقادی وارد کردم که این فتوا برخلاف یافته‌های زیست‌شناسی است؛ بیات زنجانی شنید، به دیگران هم گفت بشنوند و بعد از پایان صحبت‌ام، به اعضای دفتر سفارش کرد که اگر این نقد وارد است، اصلاح انجام شود.

دوم این‌که بیات زنجانی خودانتقادی دارد. او مداوماً در حال بازنگری فتاوای خود بوده و دلیل بازنگری جدای از این‌که مربوط به شخصیت خود او است، چنین است که بیات زنجانی پس از شروع مرجعیت، یعنی زمانی‌که با حجم زیادی از مراجعات مردمی و استفتائات و مشکلات پدید آمده از فقه سنتی مواجه شد، مشغول حاشیه‌زنیِ دوباره به کتاب «العروةالوثقی» گردید و در میانه‌ی این حواشی، فتاوای خود را نسبت به نسخه‌ی اول حاشیه‌اش، مورد بازنگری قرار داد. 

این نوشته، دِین شاگردی‌ام بود

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار