سران قوا یک کابینه کوچکتر به فرماندهی رهبری تشکیل دهند/ نظرسنجیها میگوید میزان مشارکت در انتخابات شوراها ۳ درصد است
برخی جرأت ندارند واقعیت را به رهبری بگویند
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفت: نمایندگان محترم هستند و جایگاه قانونی دارند، اما نه برای انتصاب فامیل و اقوام خودشان. اگر وزیری واقعاً وزیر باشد، میتواند در مجلس از خودش دفاع کند. من خبر دارم؛ پشت خیلی از این استیضاحها و سؤالها، معامله میشود.
«قالیباف در اجرا قدرتمند است و حتی میتواند به عنوان معاون اول رئیسجمهور ایفای نقش کند.» این نکتهای است که جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور در دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، در گفتوگو با آوش مطرح میکند. او در این گفتوگو که قبل از استعفای فرزین از ریاست بانک مرکزی صورت گرفته، میگوید: «از هم گسیختگی حکمرانی منجر به اعتراض مردم شده است.»
در ادامه گفتوگوی جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور در دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، با آوش را میخوانید:
* انتخابات شوراها را در پیش داریم. گفتهاند این دوره از انتخابات بهصورت تناسبی برگزار میشود. ارزیابی شما از انتخابات تناسبی چیست؟ آیا بر میزان مشارکت تاثیرگذار خواهد بود؟
مشارکت علل و عوامل متعددی دارد. صرفاً با یک طرح انتخاباتی نمیتوانید مشارکت را افزایش دهید. باید ببینیم برنامهها و عملکرد دولت چه تأثیری در برانگیختگی ذهنی مردم ایجاد میکند و سپس فضای سیاسی که حاکمیت برای مردم ایجاد کرده، چگونه است. همچنین طرح تناسبی شدن انتخابات، یک طرح تازه و بدون تجربه است و تاکنون تجربه نشده است. طبیعی است که هنوز آگاهی لازم در بین مردم وجود ندارد. متأسفانه مجموعه دولت و صداوسیما نیز خیلی روی این موضوع کار نکردهاند. بهعنوان مثال، سال ۷۷ وقتی میخواستیم انتخابات شوراها را برگزار کنیم، در وزارت کشور از ماهها قبل با همراهی صداوسیما، برنامههای آموزشی تدارک دیده بودیم تا مردم بدانند انتخابات شوراها چیست. باید این نکته را لحاظ کنیم که آیا انتخابات تناسبی میتواند بر افزایش مشارکت مؤثر باشد یا نه؟
حاکمیت وظیفه خود برابر مردم را فراموش کرده است
انتخابات تناسبی سبب میشود یک جریان فکری یا جریان سیاسی صرفاً در انتخابات خود را پیروز مطلق نداند، این موضوع میتواند کمککننده باشد. تلقی من این است که در این دوره باید بیشتر کار کنیم؛ تا آن برانگیختگی ذهنی در مردم ایجاد و فضای انتخابات به یک فضای پرشور تبدیل شود. این را به مردم میگویم که شما به هر حال نقشآفرینی خودتان را داشتهاید و ما شرمنده تلاش و حضور مردم هستیم؛ یعنی آنگونه که مردم در عرصههای مختلف با ما همراه بودند، با آنها همراهی نکردیم. در انتخابات ۱۴۰۳، علیرغم همه مشکلات، اعتراضات، انتقادات و ضعفهایی که وجود داشت، مردم پای صندوق رأی آمدند. البته درصد کثیری نیامدند اما به میزانی که بتواند انتخابات و مشارکت را بالا ببرد، مردم حضور پیدا کردند. در جنگ ۱۲روزه هم مردم وظیفه خودشان را به نحو احسن انجام دادند. به نظر میرسد حاکمیت و دولت آنگونه که باید و شاید به وظیفه خود عمل نکرد و همه چیز را فراموش کردند.
* حاکمیت باید چه اقداماتی انجام میداد؟
رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم یکی از این موارد است. علیرغم اینکه من آقای پزشکیان را فردی صادق و سالم میدانم اما سیستم دولت ناکارآمد شده است.
پزشکیان از سرمایه اجتماعی خود دور شد
* البته شما معاون سیاسی ستاد انتخاباتی آقای پزشکیان بودید؟
صرفنظر از اینکه نحوه انتخاب کابینه چگونه بود، تناسب مناسبی میان افرادی که به ایشان رأی دادند و افرادی که انتخاب شدند، وجود نداشت و ندارد. در ساختار سیاسی، رئیسجمهوری که پیروز میشود و دولتی که روی کار میآید، باید از افراد کارآمد و نخبه مجموعه حامیان خود و سرمایه اجتماعی خود استفاده کند. اولین خطای دولت آقای پزشکیان این بود که از حامیان و سرمایه اجتماعی خود دور شد. اکنون دلار به سمت وضعیت بسیار نامناسبی در حال افزایش است و کسی در مجموعه اقتصادی دولت پاسخگو نیست.
* رئیس بانک مرکزی نباید پاسخگو باشد؟
باید پشتصحنه را دید که چه فشارهایی از سوی قوا و نهادهایی که من نمیخواهم نامشان را اینجا ببرم، به رئیس بانک مرکزی وارد میشود. توانایی تامین و تضمین سیاستهای پولی و نظام اقتصادی وجود ندارد. همچنین همگرایی میان وزیر اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی وجود ندارد. حاصل این وضعیت این است که هیچکس مسئولیتپذیر نیست؛ یعنی وضعیت بیسابقه است. استراتژی پولی و مالی آقای فرزین منطبق بر سیاستهای تحریمی و شرایط موجود نیست. من بارها گفتهام در حوزه اقتصاد، چون دانش لازم را ندارم، بیشتر به کلیات اشاره میکنم اما از نظرات اقتصاددانان و کسانیکه در حوزه سرمایه و پول تسلط و دانش لازم را دارند، استفاده میکنم. این عدم همگرایی بوده که اکنون مشکل ایجاد کرده است. خدا مرحوم دکتر نوربخش را رحمت کند در برابر سیاست مناسب ارزی که اتخاذ کرد، پاسخگو بود و مردم نیز از آن آگاه بودند.
افزایش قیمتها اعتراضات را بهدنبال داشت
مگر میشود دلار بیمحابا و سرکش افزایش پیدا کند، سرمایهها و اقتصاد مردم دچار بحران شود و داشتههای مردم به این شکل آسیب ببیند؟ به عنوان مثال فردی سرمایهای دارد، فرضاً ۱۰ میلیارد تومان کنار گذاشته تا خانهای خریداری کند اما با این ارقام، ناگهان مشاهده میکند که ارزش مالی آن سرمایه، در بازاری که متأسفانه انطباقپذیری آن با شرایط فعلی از بین رفته بهشدت کاهش مییابد. در بازار امروز هر چیزی که بخواهید بخرید با دلار سنجیده میشود. اگر بخواهید یک تلفن همراه خریداری کنید، میگویند دلار افزایش یافته است. حتی در مورد شیر وضعیت به همین ترتیب است و مجموعه وزارت جهادکشاورزی یا وزارت صمت پاسخگو نبودند.
دولت باید از پتانسیل رهبری استفاده کند
* راهحل برای برونرفت از این وضعیت چیست؟
راهحل برونرفت از شرایطی که با بحران اقتصادی مواجه هستیم و هم با تحریمها، این است که کلیت حاکمیت وارد عمل شود. ما اکنون یکسری نهادهای مداخلهگر داریم که در همه سطوح حکمرانی دخالت میکنند. اگر انتصابی قرار است انجام شود، دخالت میکنند. اگر قرار است یک کار اقتصادی صورت گیرد، نماینده دارند. اگر قرار است مذاکرهای انجام شود، نقشآفرینی میکنند. به نظر من، اینها که پشت پرده هستند باید به جلوی پرده بیایند و در عین حال، دولت باید از پتانسیل اقتدارگرایانه و مقتدر رهبری نیز استفاده کند.
سران قوا یک کابینه کوچکتر به فرماندهی رهبری تشکیل دهند
در شرایطیکه با چنین فشارهای اجتماعی، سیاسی و بینالمللی مواجه هستیم، ارکان حاکمیت باید به کمک یکدیگر بیایند. اکنون فرماندهی اقتصادی و حکمرانی باید در دست یک نفر باشد و از قدرت و حمایت رهبری استفاده شود. حتی اگر لازم باشد، جمعی متشکل از وزیر کشور، وزیر اقتصاد، رئیس سازمان برنامهو بودجه، رئیس شورای عالی امنیت ملی، رئیس قوهقضاییه و رئیس مجلس یک کابینه کوچکتر را در خدمت مقام معظم رهبری تشکیل دهند، ایشان فرماندهی کنند و سایرین فرمانبری داشته باشند.
رئیسجمهور دستور صادر میکند اما شهردار به آن توجه نمیکند
چرا وقتی رئیسجمهور دستوری صادر میکند اما شهردار تهران به آن توجه نمیکند. رئیسجمهور مطلبی را بیان میکند اما فلان نهاد در حاکمیت به آن توجهی ندارد. در چنین شرایطی شما بیکرانگی در تصمیمگیری را مشاهده میکنید. در این فضا که فشارهای بینالمللی زیاد است و هر لحظه براساس فضاسازیهای رسانهای که دشمن علیه کشور انجام میدهد، فضای ذهنی مردم تغییر میکند، متأسفانه رسانههای تصویری و نوشتاری نیز همسو نیستند.
صداوسیما در اختیار یک جریان سیاسی خاص قرار دارد
بزرگترین مجموعه رسانهای کشور یعنی صداوسیما در اختیار یک جریان سیاسی خاص قرار دارد. این رسانه، در جریان جنگ ۱۲روزه، از همه جریانها و افکار استفاده میکرد و مفهوم ملیت، ایرانیت و وطن را در صَدر قرار داد اما بعد از جنگ به تنظیمات قبلی بازگشت. مجدداً همان جریان سیاسی را به برنامهها میآورند، اظهارنظر میکنند و سخنان تند و بعضاً نامربوط بیان میکنند. اگر قرار باشد در شرایطی که کشور تحت فشار سیاسی و اقتصادی است، کل ارکان حکومت یکدست نباشند، وضعیت اصلاح نخواهد شد. نمیشود مجلس ساز خودش را بزند، قوه قضائیه در مسیر دیگری حرکت کند و نهادهای امنیتی و نظامی مسیر جداگانهای را طی کنند. مردم احساس میکنند بیتصمیمی در ارکان حکمرانی وجود دارد و این بیتصمیمی، مردم را آزار میدهد.
نظرسنجیها میگوید میزان مشارکت در انتخابات شوراها ۳ تا ۷ درصد است
همه این مسائل در همان موضوع مشارکت که سؤال شما بود، تأثیرگذار است. من نمیخواهم به نظرسنجیها اشاره کنم و درصد تخمینی مشارکت در انتخابات را بگویم که بعدها گفته شود سیاهنمایی شده است اما صریح عرض میکنم طبق نظرسنجیها، درصد مشارکت در تهران بین ۳ تا ۷ درصد برآورد شده است. این نشان میدهد وزارت کشور کار نکرده، نهادهای رسانهای کار نکردهاند، دولت کار نکرده و مردم ناراضی هستند.
* با توجه به اینکه سخنگوی وزارت کشور بودید، وضعیت مشارکت درباره انتخابات شوراها همیشه به این ترتیب بوده است؟
من اگر در حوزههای دیگر تخصص نداشته باشم اما در حوزه انتخابات تخصص لازم را دارم. خوشبختانه در هر انتخاباتی که مسئولیت سیاسی ـ رسانهای آن را برعهده داشتهام، آن رئیسجمهور پیروز شده است. در انتخاباتهای دیگر نیز وضعیت به همین ترتیب بود. ما در دوره آقای خاتمی همین وضعیت را داشتیم. وقتی افکار عمومی مردم نسبت به یک موضوع اقناع نشود، درصد مشارکت کاهش پیدا میکند. این موضوع اصلاً ربطی به دولت خاص یا دولت آقای پزشکیان ندارد. شما باید اقناع افکار عمومی را مدنظر قرار دهید. شما که رسانه هستید، این را بهتر درک میکنید. وقتی با مردم صحبت میکنید، متوجه میشوید که مسئله اصلی، اقناع نشدن افکار عمومی است.
شارژ ماهیانه یک ساختمان در شمال تهران بین ۵۵ میلیون تا ۱۱۰ میلیون تومان است
گزارشی میخواندم که در شمال تهران، شارژ ماهیانه یک ساختمان بین ۵۵ میلیون تا ۱۱۰ میلیون تومان است درحالیکه این رقم حقوق ماهیانه یک کارمند یا شاید حقوق سالیانه بعضی از کارمندان است. شاید باور نکنید من اکنون بازنشسته شدهام و هیچ منبع درآمدی ندارم، بعضی وقتها واقعاً ناچار میشوم برای تأمین زندگی به فروش سرمایه زندگیام روی بیاورم. ۹۰ درصد افراد جامعه چهبسا در شرایطی مشابه هستند و اکنون زندگی بهشدت سخت شده است.
در برخی شرکتهای خصولتی حقوقهای نیممیلیاردی پرداخت میشود
در نتیجه حکومت و دولت باید این انطباقپذیری را ایجاد کنند. شما نمیتوانید چنین وضعیتی را نادیده بگیرید. من قبلاً هم میدانستم و اکنون هم میدانم که در شرکتهای وابسته به دولت یا خصولتیها، یعنی شرکتهایی که بهنوعی وابسته به برخی نهادهای دولتی یا نهادهای ذیربط هستند، حقوقهای نیممیلیاردی پرداخت میشود. یک رئیس پالایشگاه پیش من آمده بود. از او پرسیدم شما چقدر حقوق میگیرید؟ گفت ماهیانه ۴۵۰ میلیون تومان حقوق میگیرم. پالایشگاهی که بهنوعی زیرمجموعه یا مرتبط با وزارت نفت یا صندوقهای بازنشستگی این مجموعه بوده است. در مقابل یک معلم را میشناسم که ۱۵ میلیون تومان حقوق دریافت میکند این در حالی است که بسیاری از فرهنگیان و کارمندان ما زندگی مناسبی ندارند چون با حقوقی که دریافت میکنند ناچار هستند دو یا سه شغل داشته باشند. همین مسائل است که مشارکت را کاهش داده و کاهنده مشارکت شده است. هیچکدام از نظرسنجیها عددی بالای ۴۰ درصد را نشان نمیدهند. یعنی نشان میدهد که در این چهار ماه، دولت و مجموعه رسانهای وابسته به حاکمیت و دولت باید در جهت اقناع افکار عمومی تلاش جدیتری انجام دهند وگرنه انتخاباتی با مشارکت پایین و فضایی سرد برگزار خواهد شد و در آن صورت، طبیعی است که تبعات عدم مشارکت نیز در حوزههای مختلف خود را نشان دهد.
* در شرایط فعلی ارزیابی شما را از رابطه دولت و مجلس به چه صورت است؟
یکی از اشتباهات آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم، این بود که مفهوم وفاق را بدون آنکه نهادینه شده باشد، مطرح کرد. همچنین پیش از آنکه ساختارها و سازوکارهای انطباقی آن با جامعه شکل بگیرد، این موضوع را وارد ادبیات سیاسی کرد. بحث ارزشی بودن و برای رضای خدا بودن را که همه قبول داریم اما در نهایت برای کسب قدرت است تا افراد بتوانند دیدگاههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و بینالمللی خود را پیاده کنند.
نیروهای رقیب در دولت جولان میدهند
در انتخابات قبل دو کاندیدا وجود داشت؛ در نهایت یکی آقای جلیلی بود و دیگری آقای پزشکیان که بنده معاون سیاسی ایشان بودم. طراح بسیاری از گفتوگوها دوستان و همکاران ما بودند که طیف وسیعی از آنها نادیده گرفته شدند و در این دولت اصلاً مورد توجه قرار نگرفتند. یعنی رقبا در دولت حضور دارند و جولان میدهند اما از نیروهای حامی این تفکر هیچ استفادهای نشد.
مردم تفکر جلیلی را طرد کردند
آقای پزشکیان گفت که اگر مردم این تفکر را میپسندند، به ایشان رأی بدهند. اگر نمیپسندیدند، رای ندهید. اما مردم به تفکر آقای جلیلی و طیف وابسته به ایشان که عمدتاً دولت پیشین، یعنی دولت آقای رئیسی، نیز در همان جریان قرار داشت، رأی ندادند. حدود ۱۷ میلیون نفر به آقای پزشکیان رأی دادند. این تفکر انتظار دارد وقتی رئیسجمهور، وزیر، استاندار و فرماندار انتخاب میشود، سیاستهای این جریان سیاسی که منطبق بر منافع ملی است، پیش برده شود. اگر قرار بود سیاستهای آقای جلیلی و نگاه ایشان به تحریمها، که تحریم را نعمت میدانستند اجرا شود طبیعتاً خود ایشان انتخاب میشدند. با حفظ احترام به شخصیت حقیقی ایشان، مردم این تفکر را طرد کردند.
قالیباف در چینش کابینه دولت نقش داشت
اکنون دولت میخواهد با مجلس وفاق کند. وفاق یعنی اینکه سیاستهای کلان منطبق بر منافع ملی باشد و همه مردم و جریانها در نظر گرفته شوند نه اینکه در قدرت، همه آنان بهطور کامل سهیم شوند بدون آنکه هیچ همگرایی فکری میان جریان اصلاحطلب یا حامیان آقای پزشکیان با آن جریان وجود داشته باشد. متأسفانه در چینش کابینه و حتی در انتخاب برخی وزرا، مجلس و بهویژه شخص رئیس مجلس نقش داشته و بسیاری از افرادی که وارد کابینه شدند از نحله فکری مجلس و رئیس مجلس بودند.
متأسفانه این مجلس براساس نظارت استصوابی و محدودیتهایی که وجود داشت، شکل گرفته و بسیاری از شخصیتها و تأثیرگذاران جامعه نتوانستند در این انتخابات شرکت کنند یا حضور داشته باشند. در نتیجه مجلسی شکل گرفت که میتوان آن را مجلسی با مشارکت سه تا پنج درصدی دانست. بهعنوان مثال،در استان البرز و شهر کرج با چند میلیون جمعیت، فردی با چند ده هزار رأی نماینده مجلس شده است. در اصفهان و تهران نیز همین وضعیت وجود دارد؛ افرادی با حدود سه درصد آرای مشارکتکنندگان و واجدان شرایط انتخاب شدهاند. این مجلس با همه این اوصاف حق دارد از دولت سؤال و حتی استیضاح کند. اما متأسفانه فرایند عمل بهگونهای پیش میرود که به نوعی باجگیری سیاسی منجر میشود.
اگر وزرا جرأت داشته باشند میگویند کدام نماینده برای انتصاب فرد موردنظر خود فشار میآورد
اگر وزرا جرأت داشته باشند و مروت به خرج دهند، باید بگویند کدام نماینده انتصاب کدام نیروی خود را خواسته و برای آن چه فشارهایی آورده است. آقای میدری فردی دانشگاهی و نماینده مجلس بوده و باسواد و مطلع است اگرچه من به عملکردش انتقاد دارم و ضعفهای جدی در او میبینم، اما اگر از او سوال کنید برای انتصاب افراد حتی در یک موضوع فرضی مثل دامداری شهرستان، چه جنجالی به راه انداختند.
نه دولت و نه وزیر نمیتوانند جلوی یک نماینده را بگیرند
از شستا، صندوق بازنشستگی و وزارت جهادکشاورزی سوال کنید که برخی نمایندگان چه فشارهایی برای انتصابات وارد میکنند. این خلاف قانون است. من با یکی از مسئولان اجرایی شورای محترم نگهبان صحبت میکردم. گفتم ما به شورای نگهبان پناه آوردیم چون دولت و وزیر نمیتوانند مقابل یک نماینده بایستند. سند قطعی دارم که یک نماینده هر روز در وزارت کشور بوده و با استاندار و معاون سیاسی تماس میگرفته که فرماندار را عوض کنید؛ این فرماندار، فرماندار من نیست. مگر قرار است فرماندار، فرماندار نماینده مجلس باشد؟ پس تفکیک قوا کجا رفته است؟
* شما گفتید سند و مدرک دارید، در کدام شهر این اتفاق افتاده است؟
نمیگویم کدام شهر است اما وزیر کشور، معاون سیاسی و استاندار میدانند. در چنین شرایطی اسم این وضعیت را «تعامل» میگذارند. به من پیام دادند که چون شما با این نماینده آشنا هستید، واسطه شوید. من معاون سیاسی ستاد انتخابات بودم برخی افراد برای پست گرفتن هر روز به ما آویزان بودند اما من اصلاً وارد این حوزه نشدم. اینکه یک نماینده اینگونه در امور سیاسی استان یا شهرستان دخالت کند، خلاف منویات رهبری است.
برخی نمایندگان در انتصابات دخالت میکنند
خطاب من با مردم است. مردم عزیز، شما نمایندهای را انتخاب میکنید تا زندگی بهتری داشته باشید و حکمرانی مناسبتری شکل بگیرد و قانونگذاری بهتری انجام شود، یا نمایندهای را انتخاب میکنید که افراد خود را در شهرستان بچیند؟ نمایندهای را انتخاب میکنید که وزیر ورزش را زیر سؤال ببرد و تحت فشار قرار دهد تا مدیرکل حتماً باید فرد مورد نظر او باشد، شما چنین افرادی را انتخاب میکنید؟ این وضعیت از حد فاجعه گذشته است. دخالتهای پرثمر مادی برای برخی افراد وجود دارد. من به رئیس این مجموعه در شورای نگهبان، گفتم مگر شما نمیگویید فرمایش مقام معظم رهبری این است که نمایندگان قوه مقننه نباید در انتصابات دخالت کنند؟ او گفت بعد از انتخاب، موضوع به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان برمیگردد. معاون سیاسی استانداری فارس و استاندار لرستان از دخالتها گفتند، اگر بقیه استانداران و فرمانداران هم جرأت داشته باشند و بیایند دخالتهای نادرست و نابجای نمایندگان را افشا کنند، وضعیت کشور روشن میشود.
پُشت خیلی از استیضاحها معامله میشود
* اگر افشاگری کنند تبعاتی ندارد؟
نمایندگان محترم هستند و جایگاه قانونی دارند اما نه برای انتصاب فامیل و اقوام خودشان. اگر وزیری واقعاً وزیر باشد، میتواند در مجلس از خود دفاع کند. خبر دارم؛ پشت خیلی از این استیضاحها و سؤالها معامله میشود.
قالیباف در چینش بسیاری از نیروها دخالت میکند
* شما به نقش رئیسمجلس اشاره کردید، قالیباف چگونه میتواند این استیضاحها و سوالات را مدیریت کند؟
خود آقای قالیباف در چینش بسیاری از نیروها دخالت داشته است.
* منظور شما همان نمایندگانی است که وارد کابینه شدهاند یا فراتر از آن؟
علاوه بر آنها، من معاون یا رئیس یک هلدینگ را میشناسم که به وزیر گفتهاند چرا فلان فرد را معرفی کردهای. پاسخ داده که از مجلس به من دستخط دادهاند که این فرد را منصوب کنم.
* یعنی از طرف قالیباف؟
بله صراحتاً گفت از طرف قالیباف. البته برخی از این توصیهها کتبی نیست؛ در راهروهای مجلس، وزرا را میبینند و توصیه میکنند. بعضیها صریح میگویند، اگر این فرد را منصوب نکنید من سؤال میکنم. سؤال کن! وقتی اراده و جرأت را از مسئول میگیرند آن مسئول برای ماندن در آن پُست و صندلی در برابر فشار نماینده کوتاه میآید.
در یک شهرستان، آرامش برقرار است. اتفاقاً همه نیروهای اصولگرا و ارزشی و حتی نهادهای امنیتی میگویند این فرماندار خوب کار میکند و عملکرد مناسبی دارد اما نماینده میگوید این فرد، فردِ من نیست، فشار میآورند و او را عوض میکنند. با همه احترام به آن نماینده و آن استاندار این رویه غلط است. این فساد است؛ یک فساد رفتاری است.
پزشکیان رابطه عاطفی با قالیباف دارد
آقای پزشکیان سالها در مجلس بوده و کار کرده و یک رابطه عاطفی و انسانی میان ایشان، رئیسمجلس و برخی از نمایندگان وجود دارد. نمیشود الزاماً اسم این روابط را «زدوبند» گذاشت. من شخصیت آقای پزشکیان را استثنایی هم از نظر اخلاقی و هم از نظر اقتصادی میدانم. من منتقد ایشان هستم، انتقادها را مستقیم به خود ایشان و فرزندانشان گفتهام.
اگر جای آقای پزشکیان بودم، آقای قالیباف را بهعنوان معاون اول انتخاب میکردم
من آقای قالیباف را میشناسم. ایشان سابقه نیروی انتظامی داشته و شهردار تهران بوده و یک نیروی اجرایی بسیار قوی است. اگر من جای آقای پزشکیان بودم، آقای قالیباف را بهعنوان معاون اول انتخاب میکردم. ایشان نیروی اجرایی فوقالعاده قوی است. آقای قالیباف در مجلس آنچنان تأثیرگذاری ندارد اما در مقام اجرا بسیار توانمند است. با احترام به برادر عزیزم جناب آقای دکتر عارف، آقای قالیباف از نظر اجرایی بسیار قدرتمند است. من در شهرداری با ایشان کار کردهام و در مقام اجرا، عملکرد خوبی داشتند اما در مقام سیاستگذاری و در جایگاه مجلس، آقای قالیباف نقاط ضعف خود را دارد و حتی برخی موضعگیریهای سیاسیاش به او آسیب زده است اما نیروی اجرایی قوی است. نباید بیانصافی کنیم. در دوره شهرداری آقای قالیباف از همه جریانهای فکری استفاده شد و تعدادی از معاونان ایشان اصلاحطلب بودند.
* چرا باید به سمت افرادی برویم که سن بالایی دارند؟
متأسفانه قانونی در مجلس تصویب شد که براساس آن نباید از بازنشستگان استفاده میشد درحالیکه این قانون میتوانست به شکل دیگری تنظیم شود؛ یعنی از بازنشستگان در مقام مشورت و تصمیمسازی استفاده شود.
هنوز بسیاری از افراد به دلیل مسائل سال 88 کنار گذاشته میشوند
در موضوع تأیید صلاحیتها و ردصلاحیتها، گاهی با برخی دوستان در نهادها صحبت میکردم و میگفتم یک واقعهای در سال ۱۳۸۸ رخ داده و هنوز هم بسیاری از افراد بهدلیل همان واقعه کنار گذاشته میشوند. شما یک فرد فاسد را برای یک هلدینگ، یک شرکت یا هیاتمدیره تأیید میکنید اما یک فرد سیاسی را تأیید نمیکنید، چون میگوئید در سال ۸۸ مسئله داشته است. این رویه باعث میشود نهتنها افراد سالم کنار گذاشته شوند بلکه حتی نیروهای سالم در سیستمهای نظارتی نیز دچار فساد شوند و فرایند دلالی و واسطهگری رواج پیدا کند.
دولت آقای خاتمی یکی از سالمترین، کاراترین و کارآمدترین دولتها بود. دولت آقای هاشمی نیز همینگونه بود، چرا؟ چون افراد براساس شایستگی و کارآمدی حتی اگر وابستگی حزبی و سیاسی داشتند، انتخاب میشدند. شما عملکرد استانداران آن دوره را با عملکرد استانداران فعلی مقایسه کنید؛ عملکرد وزرای آن زمان را با وزرای فعلی بسنجید. وقتی محدودیت در نهاد ریاستجمهوری، وزارتخانهها، سازمانها، هلدینگها و نهادهای مختلف ایجاد میشود مدیران برای حفظ موقعیت خود ناچار میشوند به سازوکارهای نادرست متوسل شوند.
من یک رئیس سازمان و یک مدیرعامل نهاد اقتصادی را میشناسم که برای عبور از تله تأیید صلاحیتها مجبور شده نیروهایی از نهادهای مختلف را وارد سیستم خود کند تا موقعیتش حفظ شود. این کار هم به همان نهاد نظارتی آسیب میزند و هم به فردی که واقعاً میخواهد کار کند. متأسفانه بسیاری از این مسائل را نمیتوان در رسانه مطرح کرد، چون بعداً میگویند باید اثبات کنید؛ درحالی که بسیاری از این موارد مستند است. من در محافل خصوصی بارها به دوستان تذکر دادهام.
* البته براساس قانون نحوه بهکارگیری افراد در مشاغل حساس نیز شایستگان را کنار میگذارند؟
ای کاش نمایندگان محترم مجلس این را اصلاح میکردند. در عمل میبینیم بسیاری از نیروهای ارزشی و اصولگرا مشمول همین وضعیت هستند. برای نمونه آقای حدادعادل اعلام کرد که دامادش آمریکایی است درحالیکه خانواده شهیدپرور هستند. خانواده بسیاری از افراد از جریانهای مختلف اصولگرا، اصلاحطلب و دیگران در آمریکا یا کشورهای دیگر حضور دارند یا فرزندانشان قصد مهاجرت دارند. شرایط کشور را بهگونهای رقم زدهایم که اگر آمار منتشرشده از دانشگاه صنعتی شریف را ببینید، درصد بالایی از فارغالتحصیلان این دانشگاه مهاجرت کردهاند. اینها فرزندان همین مسئولان و فرزندان مردم هستند. مردم و مسئولان از هم جدا نیستند. اگر این را بفهمیم، درمییابیم که با یک فاجعه مواجه هستیم؛ فاجعهای که در آن بخش عمدهای از تحصیلکردگان کشور در حال خروج هستند و بسیاری از آنها در خارج ماندگار میشوند.
چون ظریف قوی بود با او مخالفت کردند
با قوانینی که اکنون وضع میشود، عملاً امکان استفاده از نیروها از بین میرود. نمونه روشن آن، فشاری است که برای آقای دکتر ظریف ایجاد شد. مسئله اصلی مخالفت با آقای ظریف، آن بهانههایی نبود که مطرح میکردند بلکه مخالفت با نگاه، توانمندی و سیاستهای فکری او بود. جریان رقیب نمیخواهد یک نیروی کارآمد و قوی در سیستم دولت حضور داشته باشد.
در میان وزرا فقط وزیر جهاد کشاورزی پاسخگو است
اگر آقای پزشکیان همانگونه که ستادهای انتخاباتیاش قویترین و فعالترین نیروها را داشتند، کابینهای قوی تشکیل میداد امروز شرایط متفاوت بود. در موضوع وضعیت اقتصادی کشور، آقای پورمحمدی کجاست؟ آقای مدنیزاده کجاست؟ آقای اتابک کجاست؟ اینها پرسشهایی است که بهدرستی در افکار عمومی شکل گرفته است. در میان وزرا فقط وزیر جهاد کشاورزی است که دستکم گاهی حضور پیدا میکند و پاسخگو است.
برخی جرأت ندارند واقعیت را به رهبری بگویند
* بحث دیگری درباره مذاکرات ایران و آمریکا مطرح است، برخی میگویند ما بر سر میز مذاکره بودیم آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند بنابراین قابل اعتماد نیستند. در مقابل برخی درباره از سرگیری مذاکرات سخن میگویند. نظر شما در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا چیست؟
در عرصه سیاست بهویژه سیاست بینالملل، مسائل صفر و صد نیست. متأسفانه بسیاری از نمایندگان محترم مجلس دانش لازم در عرصه بینالمللی را ندارند و بخش زیادی از تصمیمات آنها احساسی و هیجانی است. در نتیجه نمیتوانند قانون درست و حسابی تصویب کنند. من بهصراحت از زبان یکی از دوستان شنیدم که گفته بود این نظر مقام معظم رهبری است، گفتم شما بهعنوان کارشناس، شرایط کشور را بفهمید و تبیین مناسبی از وضعیت داخلی و عرصه بینالمللی ارائه دهید و سپس خدمت مقام معظم رهبری بروید و ایشان را اقناع کنید؛ قطعاً رهبری با نظر کارشناسی و صحیح شما موافقت خواهند کرد. مشکل اینجاست که برخی جرأت ندارند واقعیت را به رهبری بگویند و معمولاً گزارشهای نادرست ارائه میدهند. طبیعی است که رهبری نیز بر اساس همان گزارشها تصمیمگیری میکنند.
اگر ما وزیر امورخارجه شجاع و شورای عالی امنیت ملی قوی داشته باشیم، شرایط کشور را بهدرستی درک میکردند. ما هیچ تردیدی نداریم که باید با دنیا ارتباط داشته باشیم. خطاب به مردم نیز تصریح کردهام که کشور ما باید با جهان رابطه داشته باشد. اگر تکبُعدی برخورد کنیم و فقط با یک بلوک ارتباط داشته باشیم، قطعاً آسیب خواهیم دید. چارهای نداریم جز اینکه با آمریکا رابطه داشته باشیم اما این رابطه باید بر اساس عزت، مصلحت و حکمت باشد. من از آسیبدیدگان جنگ ایران و عراق هستم، سالها در دوران دفاع مقدس حضور داشتهام و بیش از ۲۰۰ هزار شهید دادهایم. همین عراقیها که روزی با ما در جنگ بودند و ما را به شهادت رساندند و جانباز کردند امروز در شرایطی دیگر با آنها قرار داریم.
چطور با کسانی که بهترین فرزندان ما را به شهادت رساندند و هنوز هم جنازههایشان را از زیر خاک بیرون میآوریم، رابطه برقرار کردیم؟ حتی رابطه اقتصادی و سیاسی داریم. باید با دنیا، اروپا، آمریکا و حتی با شوروی ارتباط داشته باشیم. روسها را ببینید در جنگ با اسرائیل، چگونه روابطشان را حفظ کردند. عامل شکست ما در سوریه چه بود؟ باید واقعیتها را گفت اما در عین حال با همین روسیه هم باید ارتباط داشته باشیم. سیاست بینالملل، عرصه صفر و صد نیست. نه دشمن دائمی داریم و نه دوست دائمی. باید با همسایگانمان رابطه بسیار خوب داشته باشیم اما نه بهگونهای که یکطرفه باشد و طرف دیگر فهم مناسبی از مناسبات بینالمللی نداشته باشد.
* با دلواپسان چه میشود کرد؟
آنها همیشه هستند. یکبار در وزارت کشور پیشنهادی دادم و گفتم مسئولین جمهوری اسلامی را بگردانید دنیا را ببینند. اینجا امالقرا جهان اسلام است، باید بفهمند که امالقرا جهان اسلام چقدر اهمیت دارد.
* برخی مسئولین گرین کارت دارند، در نتیجه به سایر کشورها سفر کردند
برخی فهم مناسب ندارند و برخی دیگر به اعتقاد من نفوذی هستند. هر وقت بخواهیم رابطه خود را با غرب و آمریکا تنظیم کنیم، بلبشوی داخلی ایجاد میکنند. بارها گفتهام سیستم اطلاعاتی ما به جای اینکه اینقدر به جریانهای سیاسی داخلی بپردازد، باید جریان نفوذ را پیگیری کند. بسیاری از شهدای ما در جنگ ۱۲ روزه از جریان نفوذ آسیب دیدند. مگر میشود اسرائیل اینقدر قدرت نظامی داشته باشد که همه شخصیتهای نظامی ما را در طرفهالعینی به شهادت برساند، بدون نفوذ؟ قطعاً این افراد در بالاترین سطوح کشور نفوذ کردهاند. اینها باید شناسایی شوند. ما باید با دنیا رابطه داشته باشیم. آسیبی که به کشور از عدم رابطه با آمریکا دید، قابل بیان نیست. مسئولین حاضر نیستند بپذیرند؛ آن کسیکه میگفت تحریمها کاغذ پاره است و تحریمها را نعمت میدانست، حالا پشت پرده اصلاحطلب شده اما همان تحریمها فشارهای اقتصادی فراوانی ایجاد کردند و طبقات آسیبپذیر جامعه از همین تحریمها آسیب میبینند. مردم نان شب ندارند و به ما فحش میدهند. ما به کار گرفته نشدیم هیچ، اما مردم از فقر و نداری به سمت راههای بَد سوق داده میشوند. کلیت حاکمیت باید فکری کند در غیر این صورت در آینده با بحرانهای بزرگی مواجه خواهیم شد. شما مشابه آن را در اعتراضات اخیر میبینید. اگر همدلی، همبستگی و وحدت ملی در جامعه و حکومت تقویت نشود، مشکلات ادامه خواهد داشت.
* نکته پایانی.
من یک نکته خطاب به دولت و آقای پزشکیان عرض میکنم. آقای پزشکیان از عناصر کارآمد و شایسته استفاده کنید و خدمتگزار مردم باشید. این مردم بودند که شما را به پیروزی رساندند نه جریانات سیاسی و نه قوای حکومتی. اگر مردم به شما رأی نمیدادند، شما پیروز این انتخابات نمیشدید.
امروز تمام همّ شما باید این باشد که با روش علمی، کارآمدی دولت را افزایش دهید و مشکلات مردم را حل کنید.
ما واقعاً شرمنده مردم هستیم. ما در انتخابات به شما رو زدیم، از شما خواهش و التماس کردیم، شما میگفتید باز در بر روی همان پاشنه میچرخد، اما آمدید و ما را شرمنده کردید. رأی دادید اما اعتقاد دارم نباید دلسرد شد. با همراهی دولت و حاکمیت، میتوانیم ایران خودمان را حفظ کنیم. ایران، ایرانِ عزیزی است و بسیاری چشم طمع به آن دارند.
من به عنوان یک چهره حداقلی سیاسی اعتقاد دارم اگر مردم ایران را از دست بدهیم، یکپارچگی کشور را از دست خواهیم داد. نباید اجازه دهیم این یکپارچگی دچار آسیب شود.