فراموش کردهاند که اسرائیل تنها رژیم در خاورمیانه است که دارای سلاح هستهای است
رضا نصری - حقوقدان و کارشناس سیاست خارجی
امروز سالگرد بمباران اتمی هیروشیما است. ایالات متحده همچنان تنها کشوری در تاریخ است که از سلاح هستهای در جنگ استفاده کرده و یک جمعیت غیرنظامی را در مقیاسی صنعتی به آتش کشیده است.
واشنگتن برای دههها پیرامون این اقدام یک روایت افسانهای بنا کرده است: اینکه بمباران هیروشیما ضروری بود، اینکه صدها هزار نفر ناگزیر باید کشته میشدند تا جان انسانهای بیشتری نجات یابد، و اینکه هیچ گزینه دیگری وجود نداشت. نسلهای مختلفی از مورخان برجسته این روایت را به چالش کشیدهاند. با این حال، این روایت همچنان تکرار میشود، چرا که هدفی عمیقتر را تأمین میکند: حفظ جایگاه اخلاقی کشوری که بمب اتمی را علیه یک جمعیت غیرنظامی به کار گرفت.
اما ریاکاری هستهای در هیروشیما پایان نیافت.
همان دولتی که مدعی دفاع از یک نظم بینالمللی مبتنی بر قانون است، دهههاست از زرادخانه هستهای مخفی اسرائیل در برابر نظارت و بررسی بینالمللی محافظت کرده است. واشنگتن حمایت سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک خود را از دکترین مضحک «ابهام هستهای» اسرائیل فراهم کرده است؛ مفهومی که در واقع به معنای در اختیار داشتن سلاح هستهای و همزمان خودداری از پذیرش رسمی آن است.
این دکترین، نظام جهانی عدم اشاعه هستهای را به سخره گرفته است.
و اسرائیل شاید آخرین رژیم روی زمین باشد که باید به آن سلاحهای کشتار جمعی سپرده شود.
این رژیم، تحت تأثیر یک ایدئولوژی خطرناک قومبرترپندارانه اداره میشود؛ یک نظام آپارتایدی است که در دیوان بینالمللی دادگستری با اتهام نسلکشی مواجه است؛ رژیمی است که رهبران سیاسی و نظامی آن با قرارهای بازداشت صادرشده از سوی دیوان کیفری بینالمللی به دلیل ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت مواجه شدهاند؛ و رژیمی است که با بیاعتنایی آشکار به حقوق بینالملل و ابتداییترین معیارهای انسانی، بیش از پیش بر سیاستهای توسعهطلبانه خود پافشاری میکند.
با این حال، به شکلی شگفتآور، بحث بینالمللی کاملاً وارونه شده است.
برای دههها، ایالات متحده، اسرائیل و متحدان غربی آنها بخش بزرگی از افکار عمومی جهان را متقاعد کردهاند که تهدید وجودی برای منطقه، برنامه هستهای صلحآمیز ایران است، در حالی که زرادخانه هستهای خود اسرائیل همچنان تحت پوشش ابهام عمدی محافظت میشود.
هیچ بازرسی بینالمللی نشان نداده است که برنامه غنیسازی ایران با هدف تولید سلاح هستهای طراحی شده است. هیچ ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نیز ثابت نکرده است که ایران تصمیم سیاسی برای ساخت چنین سلاحی اتخاذ کرده باشد.
با این وجود، همین تهدید ادعایی بهانهای برای دههها جنگ اقتصادی علیه مردم ایران شد؛ اقدامی که خود مصداق جنایت علیه بشریت است؛ و در نهایت زمینه را برای حملات نظامی فراهم کرد که کل منطقه را به آتش کشیده است.
بزرگترین دستاورد این فریب هستهای آن بوده است که امکان وجود یک سلاح را هراسانگیزتر از وجود واقعی سلاحهای هستهای جلوه داده است.
شگفتآورتر، آمادگی بسیاری از دولتهای عربی برای پذیرش این وارونگی است. کشورهایی که بیشترین آسیبپذیری را در برابر مسابقه تسلیحات هستهای منطقهای دارند، سالها خواستار محدودیت علیه ایران بودهاند، در حالی که زرادخانه هستهای اسرائیل را موضوعی ممنوعه و غیرقابل طرح تلقی کردهاند.
آیا آنها دریای خون از لبنان تا غزه را فراموش کردهاند؟ آیا فراموش کردهاند که اسرائیل تنها رژیم در خاورمیانه است که دارای سلاح هستهای است؟
زرادخانه هستهای اسرائیل صرفاً تهدیدی علیه همسایگان آن نیست؛ بلکه حتی برای حامیان غربی این رژیم نیز یک تهدید و خطر راهبردی محسوب میشود.
«گزینه سامسون» مشهور، سناریوی کابوسواری را به تصویر میکشد که در آن یک رژیم مجهز به سلاح هستهای، در صورت احساس تهدید علیه موجودیت خود، به واکنشی فاجعهبار ویرانگر متوسل شود. بنابراین اسرائیل هستهای منبع ثبات نیست؛ بلکه منشأ دائمی خطر راهبردی است و کل جهان را در معرض پیامدهای محاسبات رژیمی قرار میدهد که خارج از کنترل مؤثر نظام بینالمللی عمل میکند.
هیروشیما باید جهان را وادار کند با یک پرسش ساده روبهرو شود:
چه کسانی واقعاً دارای سلاح هستهای هستند، و چه کسانی اجازه یافتهاند بدون پاسخگویی از داشتن آن فرار کنند؟
پاسخ این پرسش تحت دههها تبلیغات، استانداردهای دوگانه و مصلحتگرایی سیاسی مدفون شده است.
این روایت باید در هم شکسته شود.
سالگرد هیروشیما فرصتی است تا آنچه نظم هستهای جهان دههها از بیان آن خودداری کرده است، با صراحت گفته شود:
اسرائیل باید خلع سلاح شود و تمام منطقه باید خود را متعهد به تحقق این هدف کند.