نبرد امتیازگیری
ماشاءالله شمسالواعظین: دشمنان میدانند ایران در بازگشت به عرصه نظامی، اراده قوی دارد کیومرث یزدانپناه: جنگ خاتمه پیدا نکرده، بلکه تحت تأثیر جام جهانی قرار گرفته است
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
معنای حملات موشکی و پهپادی ایران طی 24 ساعت گذشته چیست و چه تغییری در موازنه منطقهای و بینالمللی ایجاد میکند؟ این حملات چه تاثیری در مذاکرات ایران و امریکا به جا میگذارند؟ دورنمای آینده پس از این قدرت نمایی ایران چه خواهد بود و چگونه میتوان این برتری نظامی را به ارزش افزوده اقتصادی و راهبردی بدل کرد؟ این پرسشها و پرسشهای دیگری از این دست طی روزهای اخیر و پس از حمله ایران به اسراییل در فضای عمومی و محافل کارشناسی جریان دارد. در شصتمین روز آتشبس میان ایران و امریکا بود که ایران در پاسخ به نقض مکرر آتش بس توسط اسراییلیها، حملات چند جانبهای را به مناطق شمالی اسراییل آغاز کرد. ایران دهها موشک و پهپاد را به سمت اهداف راهبردی در سرزمینهای اشغالی پرتاب کرد تا این پیام مشخص به طرف مقابل ارسال شود که ایران در برابر هرگونه تهاجم به محور مقاومت واکنش نشان میدهد. رییسجمهور پزشکیان بلافاصله پس از این حملات در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» در رابطه با تحولات ۲۴ ساعت اخیر نوشت: «اولویت ما امنیت ملی و آرامش مردم است. با اقتدار از حقوق ملت دفاع میکنیم و در برابر هیچ تهدیدی عقبنشینی نخواهیم کرد.» او ادامه داد: «دیپلماسی و دفاع دو بال قدرت ملیاند؛ نه میدان را ترک کردهایم و نه میز مذاکره را. به امید خدا با وحدت و عقلانیت ایران از این آزمون نیز سربلند عبور خواهد کرد.» صحبتهای پزشکیان بازتابهای بسیاری در رسانههای منطقهای و جهانی پیدا کرد و تحلیلگران آن را به معنای راهبرد بنیادین ایران در مواجهه با رخدادهای اخیر ارزیابی کردند. دقایقی پس از توییت رییسجمهور بود که اکسیوس مدعی شد: «یک مقام امریکایی گفته تماس ترامپ و نتانیاهو «مودبانه» بود، اما نتانیاهو در برابر درخواست ترامپ مقاومت کرده است.» این مقام امریکایی گفت: «به صراحت به نتانیاهو گفته شد که این چرخه باید پایان یابد. امریکا با این حملات موافقت یا از آنها حمایت نکرد.» در حالی که دو مقام امریکایی گفتند نیروهای نظامی ایالات متحده در حملات اسراییل به ایران نقشی نداشتهاند، یک مقام اسراییلی گفت که امریکا در رهگیری حملات ایران به اسراییل کمک کرده است. در پی این تحولات اما، تحلیلگران بر «دکترین امتیازهای نقطه به نقطه» به عنوان راهبرد کلیدی ایران تاکید دارند. این رویکرد که پیشتر نیز در مناقشات منطقهای به کار گرفته شده، بر مدیریت هوشمندانه درگیریها، انتقال چالش به حوزههای استراتژیک و کسب دستاوردهای تدریجی به جای درگیری تمامعیار استوار است. این گزارش به بررسی چگونگی اجرای این دکترین، پیامدهای آن برای اسراییل و امریکا و نقش آن در شکلدهی به نظم نوین منطقهای و تسهیل مذاکرات آتی تهران با واشنگتن میپردازد. «اعتماد» برای ارزیابی موضوع سراغ ماشاءالله شمسالواعظین، تحلیلگر مسائل راهبردی و کیومرث یزدان پناه، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل رفته تا در خصوص دورنمای پس از این تحولات بحث و تبادل نظر کند.
ماشاءالله شمسالواعظین: ایران به دنبال کسب دستاوردهای نقطه به نقطه از امریکاست
ماشاءالله شمسالواعظین، تحلیلگر مسائل منطقه، با اشاره به تحولات اخیر و حمله ایران به اسراییل، بر دکترین «کسب امتیازهای نقطه به نقطه» به عنوان راهبرد کلیدی تهران تاکید کرد. او گفت: این رویکرد که با صبوری تمام در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه نیز دنبال شده بود، اکنون در قالب انتقال چالش به دریا و تنگه هرمز، وادار کردن حریف به تقاضای آتشبس و کسب دستاوردهای تاکتیکی و استراتژیک، منجر به تغییر معادلات منطقهای و تسهیل مذاکرات آتی ایران با امریکا شده است. شمسالواعظین افزود: «ایران این دستاوردها را با صبوری تمام محقق کرد. یعنی جنگ را بلافاصله در جنگ ۱۲ روزه به حوزههای استحفاظی به شدت مستحکم حریف اسراییلی برد و وادارشان کرد به تسلیم شدن و تقاضای آتشبس همانگونه که امروز نیز این اتفاق افتاده و تقاضای اسراییل، آتشبس بوده است.» او با تشریح جزییات این دکترین اظهار داشت: «امتیازهای نقطه به نقطه، نصیب ایران شده است. ایران در جنگ ۱۲ روزه نیز همین کار را کرد. در جنگ ۴۰ روزه، به دلیل ورود یک ابرقدرت بزرگ با تهاجم گسترده، ایران این دکترین را فعالتر کرد. یعنی آرام آرام جنگ را از روی شهرهای ایران و صنایع، بلافاصله منتقل کرد به درگیریهای دریا محور و تنگه هرمز. بدین ترتیب، چالش را از ایران برداشت و به دریا برد و در آنجا گلوگاه تنگه هرمز را فشرده و امریکا را تحت فشار قرار داد.» شمسالواعظین با مقایسهای تطبیقی توضیح داد: «معمولا امتیازهای تاکتیکی یا نقطه به نقطه، مانند کشتی است که شما به حریف ضربه سنگین نمیتوانید بزنید. بلکه امتیازهای گام به گام و نقطه به نقطه به دست میآورید و در مجموع، کسی که امتیازهای نقطه به نقطه بالاتری را کسب کرده، دستش را به عنوان برنده بالا میبرد. ایران هم چالش را از روی شهرهای کشورمان به خلیجفارس و تنگه هرمز منتقل کرد و کل خانواده بینالمللی درگیر شد. بنابراین، ایران، ایالات متحده را وادار به عقبنشینی کرد. این واقعیتی است که در حال رخ دادن است.» این تحلیلگر، موفقیت این دکترین را یک دستاورد استراتژیک برای ایران دانست و گفت: «ایران یک نظم نوین در ارتباط با خودش در منطقه با همپیمانان خودش برقرار کرده و روی معادله جدیدی با قواعد جدیدی در مناسبات خودش با محور مقاومت ایجاد کرده است.» شمسالواعظین به جزییات بیشتری از این دکترین اشاره کرد و گفت: «اینکه در صورتی که اسراییل جنوب بیروت یا جنوب لبنان را بمباران کند، ایران هم شمال فلسطین اشغالی را میزند. این همان امتیاز نقطه به نقطه است. اسراییل اراده ایران را در این زمینه تست کرد و نتیجه گرفت که ایران شوخی ندارد. امروز واشنگتنپست و رسانههای دیگر مینویسند اسراییل گمان نمیکرد که ایران در این جنگ اراده موفق شود و شمال فلسطین اشغالی را بزند، اما اتفاق افتاد.» این کارشناس خاطرنشان کرد: «دیشب که اسراییل بیروت را زد، ایران یک امتیازی به دست آورد. امتیازی را که به دست آورد با امتیاز امروز در حمله به شمال اسراییل تکمیل کرد. یعنی اینکه اسراییل حمله ایران را پاسخ داد، اسراییل به شدت - بر اساس خبرهایی که من دارم - امروز آسیب جدی دیده، بله جدیتر از آن چیزی که خیلیها فکر میکنند. پتروشیمی، صنایع نظامی در حیفا آسیب جدی دیدهاند، حالا با موشکهایی با دقت بیشتری هم ایران آنجا را زده و دست برداشته است. این برای نخستینبار بود که ایران - که دکترینش همیشه دفاعی بوده - تهاجمی رفتار کرده؛ یعنی خودش برای حمله به اسراییل اقدام کرده. خب این یک امتیاز دیگر است. این امتیاز بلافاصله تبعات روشنی به جای گذاشت. امروز امریکا و اسراییل برای برقراری آتشبس در ساعات آینده تقاضا کردند. این تقاضا نکته بسیار مهمی است که میتواند در بخش پایانی مذاکرات ایران و ایالات متحده امریکا برای امضای یادداشت تفاهم، مورد استفاده قرار بگیرد. یعنی ایران میتواند شرایط خاص خود برای داراییهای مسدود شده و زمان آزادسازی آن و مبلغ آن را در ازای آتشبس بر طرف مقابل دیکته کند.» این تحلیلگر دلیل این استحکام را چنین بیان کرد: «حالا دیگر امریکا و اسراییل میدانند که در بازگشت به عرصه نظامی، ایران اراده قوی دارد و مشکلی هم ندارد. اگر جنوب بیروت زده شود، ایران شمال اسراییل را میزند. اگر منافع ایران آسیب ببیند، قطعا درگیری نظامی را برای به کرسی نشاندن منطق و خواستههای خودش ترجیح میدهد.» شمسالواعظین در تشریح چشمانداز آینده منطقه اظهار داشت: «چشماندازی که من پس از این تحولات در غرب آسیا و خاورمیانه میبینم، این است که کشوری به نام ایران، علاوه بر برخورداری از امتیازها و مزیتهای راهبردی، در کانون توجه بسیاری از کشورهای ضعیف خواهد بود که در جستوجوی چتر امنیتی توسعهگرا هستند. ایران به چنین چتری تبدیل شده و به نظر میرسد که با نظم نوینی که شکل خواهد گرفت، آن حلقه آتشی که آیتالله خامنهای رهبر شهید ایران دور تا دور اسراییل برنامهریزی کرده بودند، حالا تبدیل میشود به یک حلقه پرصلابت ارادههای کشورهای منطقه برای جلوگیری از توسعهطلبیها و فزونخواهیهای اسراییل.» شمسالواعظین در پایان به اهمیت «حسن نیت» ایران اشاره کرد و گفت: «این تحولات همچنین میتواند یک نتیجه یا یک مزیت دیگر نیز داشته باشد و آن حسن نیت ایران در ارتباط با تقاضای رییسجمهور امریکاست. در واقع ایران میتواند نوعی پیروزی و کامیابی برای دونالد ترامپ بسازد، چرا که از تهران تقاضایی برای آتشبس کرده و این تقاضا اجابت شده است.» وی اضافه کرد: «نکته مهم این است که ایران میتواند از این موضوع در مذاکرات با خود ایالات متحده امریکا، با صلابت بیشتری استفاده کند. حسن نیتی که به آن نشان داده، ایالات متحده را به سمتی سوق بدهد که از دفاع بیچون و چرا و چشم بسته از اسراییل، تعدیل کند و فزونطلبی اسراییل را محدود سازد.» شمسالواعظین در خصوص روابط آینده ایران و امریکا و همچنین اسراییل گفت: «من از آن دسته تحلیلگران نیستم که معتقد باشند اسراییل و ایالات متحده امریکا روابطشان تیره خواهد شد. ولی هرگونه نزدیکی ایران با ایالات متحده امریکا در عرصه مذاکرات، منجر به تیرهتر شدن روابط بین اسراییل و ایالات متحده خواهد شد.» وی در نهایت به نقش نتانیاهو اشاره کرد و اظهار داشت: «من معتقدم که بنیامین نتانیاهو آخرین شانس خود را برای ممانعت از برقراری مذاکره یا موفقیت مذاکره بین تهران و واشنگتن، آزموده و به نظر میرسد این کارت بازی با ناکامی و شکست مواجه شده. معتقدم از این به بعد اسراییل چندان تلاشی برای آزمودن راه رفته را نخواهد کرد.»
کیومرث یزدانپناه: ایران در مسیر «رنسانس ژئوپلیتیک» قرار دارد
کیومرث یزدانپناه، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل خارجی، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و پاسخ ایران به آنچه «نقض آتشبس توسط اسراییل» خوانده شده، گفت: «اساسا جنگها پیامدهای بسیار طولانیمدتی دارند. در بررسی تطبیقی و تاریخی کشورهایی که عمیقا درگیر جنگ جهانی دوم بودند، با گذشت تقریبا بیش از ۷۵ سال از این جنگ، همچنان آثار و پیامدهای آن جنگ را حمل میکنند.» یزدانپناه با بیان اینکه جهان، دورهای جدید را آغاز کرده، گفت: «تحولات ایران یک آزمون صبر برای جامعه جهانی است که روند جدیدی را شروع کرده و به نظرم فضای بینالمللی از دوره گذار عبور کرده و وارد دوره تسلیم شده است. این دوره تسلیم را میتوان مصادف یا موازی با یک رنسانس ژئوپلیتیک برای ایران تلقی کرد.» این تحلیلگر ادامه داد: «اگر غرب اشتباه کند درگیری با ایران ممکن است به یک جنگ فرسایشی بدون پایان تبدیل شود و حتی اگر خیلی اغراقآمیز نباشد، میتوانیم به آن لقب جنگ ابدی بدهیم؛ چون ویژگیهای یک جنگ ابدی را با آثار و پیامدهای خودش دارد. این جنگ، از طرف دیگر، به طور فزایندهای بر فشارهای ژئوپلیتیک و استراتژیک و همچنین محاسبات سیاسی خاص خودش متمرکز است.» یزدانپناه در مورد اهداف امریکا در این رویارویی ابراز تردید کرد و افزود: «از یک طرف، یک ابرقدرت جهانی خودش را به کارزاری کشانده که معلوم نیست که در این رویارویی فرسایشی، طولانیمدت، پرهزینه و مشکل ساز مشخصا دنبال چه چیزی است؟ آیا دنبال اثبات خودش به عنوان یک ابرقدرت (همان ابرقدرت قرن بیستم) است؟ آیا به دنبال اثبات خودش است که این جنگ را به عنوان تمرین بزرگ نظامی برای درگیریهای بزرگتر در آینده دنبال میکند؟ واقعا چون وجههای بیثباتکننده این جنگ خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما تصور میکنیم، ابهامات بسیاری هم دارد.» این استاد دانشگاه، درگیری کنونی را صرفا ایدئولوژیک ندانست و گفت: «اینکه تصور شود ایران در ظاهر به واسطه دفاع از حزبالله لبنان، پیشگام شده و نقش آفندی و پیشدستانه گرفته و متعاقبا هم اسراییل به چند منطقه از ایران حمله کرده و این موارد را صرفا یک درگیری ایدئولوژیک بدانیم- اشتباه است . معتقدم این جنگ، بهطور فزاینده در حال تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی طولانی مدت است و همه طرفها به همان اندازه که به رویارویی نظامی متکی هستند، به فشارهای اقتصادی، استقامت و محاسبات سیاسی هم بهطور افراطی متکی شدهاند. ایران اما با اهرم تابآوری خود دست برتر را در تحمل این فشارها دارد.» او به فشارهای همهجانبه علیه ایران اشاره کرد و افزود: «فشارهای اقتصادی، اتخاذ سیاستهای محاصره ژئوپلیتیکی علیه ایران، فشارهای روانی از طریق ارائه پیشنویس قطعنامهها علیه ایران از طریق شورای امنیت و... همه نشاندهنده این است که هدف واقعی امریکا، خستهکردن ایران است.» یزدانپناه سناریوی احتمالی امریکا را چنین تشریح کرد: «آنها تصورشان این است که سه ضربه بزرگ بر این طعمه ارزشمند زدهاند، (تصور امریکاییها این است این گونه برداشت نشود که این دیدگاه من است) بنابراین آنقدر این طعمه را خسته میکنند تا در سر فرصت و به موقعش بتوانند به قول خودشان ضربه نهایی را بزنند. ایران اما در برابر این راهبرد دشمن، ابزارهای خاص خود را به کار برده و تلاشهای طرف مقابل را بیاثر میسازد. اعتقاد دارم که جنگ به هیچوجه خاتمه پیدا نکرده، بلکه تحت تاثیر یکسری حوادث و رخدادهای خاص از جمله برگزاری جام جهانی که میزبانیاش را کشور امریکا بر عهده دارد، قرار گرفته است. بدون تردید جام جهانی تاثیرگذار است.» او همچنین به آثار اقتصادی و معیشتی جنگ بر مردم ایران اشاره کرد و گفت: «تصویری که دشمنان دارند، این است که خروجی جنگ ۱۲ روزه در واقع به فاجعه دی ماه در ایران انجامید و خروجی این جنگ ۴۰ روزه - جنگ ۴۰ روزه مستقیم که درگیرانه بود و آتشهای سنگین و بعد از آن هم جنگ محاصره دریایی - به مراتب میتواند آثار مخربتری در واقع روی ایران داشته باشد.» یزدانپناه، تابآوری ایران را عاملی تعیینکننده در تحولات آتی دانست و افزود: «آن چیزی که مسلم است، این آزمون سرد و شکیبایی ایران میتواند در این زمینه تعیینکننده باشد و اگر تابآوری کلان ایران، چه در سطح اجتماعی، چه در سطح حکمرانی، چه در سطح سیاسی- امنیتی، در واقع محکم و قوی باشد، نتیجه این جنگ به نفع ایران خواهد بود.»