اصیل ترین هنر ملی در ورطه فراموشی
«خوشنویسی» در میان هنرهای ایرانی، همواره جایگاهی ممتاز و ریشهدار داشتهاست؛ هنری که نهتنها حامل زیبایی بصری، بلکه بازتابدهنده عمق فرهنگ، ادب و عرفان ایرانی است
روزنامه اطلاعات گفتگوئی را با استاد یداله کابلی ، استاد خوشنویسی منتشر کرده است:
«خوشنویسی» در میان هنرهای ایرانی، همواره جایگاهی ممتاز و ریشهدار داشتهاست؛ هنری که نهتنها حامل زیبایی بصری، بلکه بازتابدهنده عمق فرهنگ، ادب و عرفان ایرانی است.
استاد یدالله کابلی خوانساری، از چهرههای برجسته این حوزه و دارنده درجه یک هنری در خط شکسته، با تأکید بر پیشینه درخشان این هنر، خوشنویسی را «اصیلترین هنر ملی» میداند؛ هنری که طی قرون متمادی، در پیوندی تنگاتنگ با شعر فارسی و متون ادبی، به حیات خود ادامه داده و به یکی از ارکان هویت فرهنگی ایران تبدیل شدهاست.
کابلی با اشاره به نقش هنرمندان گذشته در شکلگیری و تکامل این هنر، معتقد است ماندگاری خوشنویسی مرهون خلاقیت و فردیت هنرمندانی است که هر یک توانستهاند سبک و جایگاه خود را در تاریخ تثبیت کنند. با این حال، او در کنار این پیشینه پرافتخار، به چالشهای جدی امروز نیز اشاره میکند؛ از نبود بازار منسجم هنر گرفته تا بیتوجهی نهادهای رسمی به جایگاه واقعی خوشنویسی. این در حالی است که آثار هنرمندان ایرانی در حراجهای معتبر جهانی با استقبال مواجه میشود و حتی برخی کشورهای منطقه در تلاشند این میراث را به نام خود ثبت و عرضه کنند.
به گفته این استاد خوشنویسی، حفظ و پاسداشت این هنر، نیازمند توجه جدیتر مسئولان و حمایت عملی از هنرمندان است.
یدالله کابلی، عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران و دارنده اولین گواهینامه استادی و درجه یک هنری در خط شکسته معاصر است. وی در ششمین همایش چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۵، یکی از برگزیدگان بود.
از ابتکارات کابلی خوانساری ابداع کلید خط شکسته معاصر ایران و نیز ابداع قطعهپردازی با ترکیببندی مختلف قلم از غبار تا جلی در صفحه است. او همچنین بیش از ۳۳ نمایشگاه انفرادی متعدد در ایران و کشورهای دیگر برگزار کرده است. کمیسیون ملی یونسکو- ایران نیز در بزرگداشت مروجان علم و فرهنگ و آموزش در مراسمی در سال ۱۳۹۸ از ۵ دهه تلاش یدالله کابلی در احیا و ترویج خط شکسته ایرانی تقدیر کرد.
گفتگوی خبرنگار «اطلاعات» را با این استاد برجسته خوشنویسی پیش رو دارید:
•هنر خوشنویسی از سدههای گذشته مورد توجه مردم بهویژه هنردوستان و خانوادههای فرهنگی بودهاست. مگر خوشنویسی چه ویژگی هایی دارد که توانسته است طی اعصار مختلف جایگاه خود را میان هنردوستان حفظ کند؟
- هنر خوشنویسی در حقیقت نقش بسیار سترگی در توسعه شعر و ادب و عرفان و فضیلت و ماندگاری این حوزهها ایفا کرده است و این حوزه ها نیز بر خوشنویسی تأثیرگذاشتهاند؛ هرچند ممکن است بخش نوشتاری خوشنویسی، کلمات درهم و بهنوعی زیبا باشد، اما زمانی که متنی دارای مضمون و مثلا شعری از حافظ و سعدی خوشنویسی شود، آن اثر ارزش خاصتری مییابد. ضمن آنکه هنرمندان ایرانی در سدههای گذشته تأثیر فراوانی در تحول و تطور هنر کتابت داشتهاند. نگارش قرآن با قلمهایی همچون ثلث، ریحان، رقاع، محقق و نسخ نیز در روند ماندگاری و ثابتقدم شدن خوشنویسی میان هنردوستان تأثیر فراوان داشت. در هر دوره آثار بسیاری از هنرمندان در طول تاریخ در گنجینههای مجموعهداران خوشذوق و خوشقریحه ایرانی جا گرفت و گاهی اوقات که با این مجموعهها روبرو میشویم . به جرأت میتوان گفت با موزه هایی کوچک در دل شهرهای بزرگ مواجهه هستیم؛ موزه هایی که باید مورد توجه قرار گیرند زیرا سرمایههای هنر و فرهنگ مملکت ما هستند.
•در اعصار مختلف خوشنویسان متفاوت با ارزش های مختلف هنری زیست
کرده اند و خوشنویسی معاصر هم بهدلیل همان پشتوانه غنی هنری، صاحب جایگاه است و آثاری ارزشمند در این عصر خلق میشود. از تأثیر هنر قدما بر هنر معاصر بگویید.
- در آغاز باید بگویم که هنر بیرحم است؛ زیرا هنر زمانی هنر است که در حقیقت مجموعه قابلیتها و خلاقیتها و فردیت هنری هنرمندان چه در گذشته چه در دوران معاصر در آن اثر هنری مشاهده شود. بنابراین زمانی که یک هنرمند مانند میرحسین، میرزا کاظم، شاه محمود، باباشاه، کلهر و ... ، سرآمد زمانه خود می شوند. دلیلش آن است که آنان توانسته اند جایگاه خود را در عصر خود پیدا کنند و برای مثال، کلهر تبدیل به عاملی برای تحول در خط نستعلیق و خط شکسته شد.
درویش عبدالمجید طالقانی، گلستانه و میرزا غلامرضا، مظهر قلم شکسته در نیمه دوم قرن یازدهم (دوران اوج تابندگی و اوج زیبایی خط شکسته نستعلیق) بودند. بعد از آنها هنرمندان بسیار برجسته همچون میرزا کوچیک ظهور کردند که صاحب فردیت هنری و خلاقیت هنری بود و حتی میتوان از میرزا حسن اصفهانی بهعنوان کسی یاد کرد که پارا فراتر از میرزا کوچیک گذاشت و قلم شخصی خود را داشت.
میتوان گفت، زمانی هنرمند به مانایی و ماندگاری میرسد که صاحب شأنیت خود شود. اینگونه است که آثار بینظیری از این استادان خط نستعلیق و شکسته در کتابخانهها و موزه های مطرح دنیا نگهداری می شود.
نباید فراموش کرد که هنرمند خوشنویس بودن با استاد خوشنویس بودن تفاوت دارد. خیلی از افراد، استادانی هستند که خط بسیار نفیس و نابی دارند، ولی اصلا هنرمند نیستند؛ زیرا هنرمند بودن مستلزم این است که فرد، جدای از کوشش و تلاش و توجه به هندسه خط، صاحب ذوقآفرینی و طبعآزمایی باشد؛ طبعآزمایی در تنوعنویسی و کوشش و سیر و سلوک پیرامون جاذبههای خوشنویسی از قطعهنویسی تا قطعهپردازی و ...
•در سال های اخیر با پا گرفتن حراجهای «کریستی»، «ساتبی»، «بونامز» و... شاهد گرایش این حراجها به سمت هنر اسلامی هستیم؛ چنانکه هر سال دو مرتبه هفته حراج هنرهای اسلامی برگزار میکنند و آثار هنرمندان ایرانی نیز در حراج های بین المللی حضور دارد. نظر شما بهعنوان یکی از اعضای شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به نقش حراج های داخلی و خارجی در معرفی، اشاعه و قیمت گذاری آثار هنر ایرانی اسلامی بهویژه خط و خوشنویسی چیست؟
موضوع مهم در برگزاری این گونه نمایشگاهها، فروش آثار است و کار هنرمند باید فروخته شود. البته مقوله بازار فروش بستری پرچالش است، زیرا ما در کشور بهطور مشخص بازار فروش آثار هنری نداریم و هرچه هست مربوط به چند حراج معدود
است.
شاید در نگاه نخست این گونه به نظر برسد که مشتری حراجها در ظاهر کلکسیونرهای داخلی و خارجی هستند؛ اما فکر میکنم با سیاستگذاریهایی که طی یک دهه گذشته با تلاشهای خانم محبوبه کاظمی دولابی، مدیر گالری ترانه باران و بنیانگذار حراج تخصصی خط، خوشنویسی، هنرهای ایرانی اسلامی باران انجام شده است، عموم جامعه به حوزه خط و خوشنویسی علاقهمند شدهاند. درواقع سیاست بر آن است تا هر کس که صاحب سرمایه است برای خرید آثار هنرهای ایرانی و اسلامی و خط و خوشنویسی ترغیب شود؛ البته آثاری به حراج راه پیدا می کنند که اصالت و شأنیت داشتهباشند. این شأنیت برای آثار هنرمندان معاصر در حراج تخصصی ترانه باران نیز صدق میکند، زیرا شورای سیاستگذاری و کارشناسان این حراج، متشکل از استادان و هنرمندان بنام دنیای هنر خوشنویسی است.
حراج ترانه باران در این شرایط بحرانی و در شرایطی که سنگ روی سنگ بد نمیشود در تلاش است تا آثار درخشان و فاخر هنرهای ایرانی و اسلامی و خط و خوشنویسی را بهدست علاقهمندان برساند. این رسالتی بزرگی است که از آن در تاریخ به نیکی و بهعنوان حرکتی رو به جلو یاد خواهد شد.
•ایران، در شانزدهمین جلسه کمیته بین دولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس، پرونده «هنر سنتی خوشنویسی در ایران» را در فهرست برنامه های خوب یونسکو برای محافظت از میراث ناملموس ثبت کرد؛ به این معنی که هم میراث ناملموس مورد نظر به جهانیان معرفی خواهد شد و هم پاسداری خوبی از آن صورت خواهد گرفت. آیا این میراث ناملموس مورد توجه و حمایت دولتمردان قرار میگیرد؟
- با وجود آنکه خط و خوشنویسی یک مسأله ملی و جهانی است، اما دولتمردان ما هیچ زمانی، ارزش واقعی را برای این هنر قائل نبودهاند. این درحالی است که میتوان از هنر خوشنویسی به عنوان اصیلترین نمونه یک هنر ملی یادکرد.
گنجینه عظیمی از هنر خوشنویسی در موزههای مطرح اروپا، آمریکا و کانادا وجود دارد و بیشتر آثاری که در حراجهای بزرگ جهان ارائه میشود، در این حوزه است.
بر همین اساس چندسالی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس، آثاری از هنرمندان تراز اول ایران را بدون امضا خریداری میکنند. اینکه هنرمند تراز اول کشور حاضر میشود اثر فاخر خود را بدون امضا بفروشد، واقعا برای ما و مسئولان و متولیان امر ننگ است. چرا هنرمند معاصر از حیث تأمین منابع مالی و ارتزاق زندگی باید تا این اندازه در تنگنا باشد که حاضر شود خط بیامضای خود را عرضه کند؟
متأسفانه در ایران قدر و منزلت این هنر قدسی را آنچنان که باید نمیدانیم. آثار هنرمندان کشورهای عربی در اماکن شهری و مکانهای عمومی حتی بر بدنه هواپیماهای ملی آنها قابل مشاهده است. ترکیه و لبنان نیز با آثار هنرمندان نامدارشان چنین کاری کردهاند و از قطعات خوشنویسی برای تزئین و معرفی نمادهای ملی استفاده می کنند، اما دولتمردان ایران قدر داشتههای خود را نمی دانند و در ارج نهادن به این هنر قدسی ملی دریغ میکنند.
«خوشنویسی» در میان هنرهای ایرانی، همواره جایگاهی ممتاز و ریشهدار داشتهاست؛ هنری که نهتنها حامل زیبایی بصری، بلکه بازتابدهنده عمق فرهنگ، ادب و عرفان ایرانی است.
استاد یدالله کابلی خوانساری، از چهرههای برجسته این حوزه و دارنده درجه یک هنری در خط شکسته، با تأکید بر پیشینه درخشان این هنر، خوشنویسی را «اصیلترین هنر ملی» میداند؛ هنری که طی قرون متمادی، در پیوندی تنگاتنگ با شعر فارسی و متون ادبی، به حیات خود ادامه داده و به یکی از ارکان هویت فرهنگی ایران تبدیل شدهاست.
کابلی با اشاره به نقش هنرمندان گذشته در شکلگیری و تکامل این هنر، معتقد است ماندگاری خوشنویسی مرهون خلاقیت و فردیت هنرمندانی است که هر یک توانستهاند سبک و جایگاه خود را در تاریخ تثبیت کنند. با این حال، او در کنار این پیشینه پرافتخار، به چالشهای جدی امروز نیز اشاره میکند؛ از نبود بازار منسجم هنر گرفته تا بیتوجهی نهادهای رسمی به جایگاه واقعی خوشنویسی. این در حالی است که آثار هنرمندان ایرانی در حراجهای معتبر جهانی با استقبال مواجه میشود و حتی برخی کشورهای منطقه در تلاشند این میراث را به نام خود ثبت و عرضه کنند.
به گفته این استاد خوشنویسی، حفظ و پاسداشت این هنر، نیازمند توجه جدیتر مسئولان و حمایت عملی از هنرمندان است.
یدالله کابلی، عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران و دارنده اولین گواهینامه استادی و درجه یک هنری در خط شکسته معاصر است. وی در ششمین همایش چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۵، یکی از برگزیدگان بود.
از ابتکارات کابلی خوانساری ابداع کلید خط شکسته معاصر ایران و نیز ابداع قطعهپردازی با ترکیببندی مختلف قلم از غبار تا جلی در صفحه است. او همچنین بیش از ۳۳ نمایشگاه انفرادی متعدد در ایران و کشورهای دیگر برگزار کرده است. کمیسیون ملی یونسکو- ایران نیز در بزرگداشت مروجان علم و فرهنگ و آموزش در مراسمی در سال ۱۳۹۸ از ۵ دهه تلاش یدالله کابلی در احیا و ترویج خط شکسته ایرانی تقدیر کرد.
گفتگوی خبرنگار «اطلاعات» را با این استاد برجسته خوشنویسی پیش رو دارید:
•هنر خوشنویسی از سدههای گذشته مورد توجه مردم بهویژه هنردوستان و خانوادههای فرهنگی بودهاست. مگر خوشنویسی چه ویژگی هایی دارد که توانسته است طی اعصار مختلف جایگاه خود را میان هنردوستان حفظ کند؟
- هنر خوشنویسی در حقیقت نقش بسیار سترگی در توسعه شعر و ادب و عرفان و فضیلت و ماندگاری این حوزهها ایفا کرده است و این حوزه ها نیز بر خوشنویسی تأثیرگذاشتهاند؛ هرچند ممکن است بخش نوشتاری خوشنویسی، کلمات درهم و بهنوعی زیبا باشد، اما زمانی که متنی دارای مضمون و مثلا شعری از حافظ و سعدی خوشنویسی شود، آن اثر ارزش خاصتری مییابد. ضمن آنکه هنرمندان ایرانی در سدههای گذشته تأثیر فراوانی در تحول و تطور هنر کتابت داشتهاند. نگارش قرآن با قلمهایی همچون ثلث، ریحان، رقاع، محقق و نسخ نیز در روند ماندگاری و ثابتقدم شدن خوشنویسی میان هنردوستان تأثیر فراوان داشت. در هر دوره آثار بسیاری از هنرمندان در طول تاریخ در گنجینههای مجموعهداران خوشذوق و خوشقریحه ایرانی جا گرفت و گاهی اوقات که با این مجموعهها روبرو میشویم . به جرأت میتوان گفت با موزه هایی کوچک در دل شهرهای بزرگ مواجهه هستیم؛ موزه هایی که باید مورد توجه قرار گیرند زیرا سرمایههای هنر و فرهنگ مملکت ما هستند.
•در اعصار مختلف خوشنویسان متفاوت با ارزش های مختلف هنری زیست
کرده اند و خوشنویسی معاصر هم بهدلیل همان پشتوانه غنی هنری، صاحب جایگاه است و آثاری ارزشمند در این عصر خلق میشود. از تأثیر هنر قدما بر هنر معاصر بگویید.
- در آغاز باید بگویم که هنر بیرحم است؛ زیرا هنر زمانی هنر است که در حقیقت مجموعه قابلیتها و خلاقیتها و فردیت هنری هنرمندان چه در گذشته چه در دوران معاصر در آن اثر هنری مشاهده شود. بنابراین زمانی که یک هنرمند مانند میرحسین، میرزا کاظم، شاه محمود، باباشاه، کلهر و ... ، سرآمد زمانه خود می شوند. دلیلش آن است که آنان توانسته اند جایگاه خود را در عصر خود پیدا کنند و برای مثال، کلهر تبدیل به عاملی برای تحول در خط نستعلیق و خط شکسته شد.
درویش عبدالمجید طالقانی، گلستانه و میرزا غلامرضا، مظهر قلم شکسته در نیمه دوم قرن یازدهم (دوران اوج تابندگی و اوج زیبایی خط شکسته نستعلیق) بودند. بعد از آنها هنرمندان بسیار برجسته همچون میرزا کوچیک ظهور کردند که صاحب فردیت هنری و خلاقیت هنری بود و حتی میتوان از میرزا حسن اصفهانی بهعنوان کسی یاد کرد که پارا فراتر از میرزا کوچیک گذاشت و قلم شخصی خود را داشت.
میتوان گفت، زمانی هنرمند به مانایی و ماندگاری میرسد که صاحب شأنیت خود شود. اینگونه است که آثار بینظیری از این استادان خط نستعلیق و شکسته در کتابخانهها و موزه های مطرح دنیا نگهداری می شود.
نباید فراموش کرد که هنرمند خوشنویس بودن با استاد خوشنویس بودن تفاوت دارد. خیلی از افراد، استادانی هستند که خط بسیار نفیس و نابی دارند، ولی اصلا هنرمند نیستند؛ زیرا هنرمند بودن مستلزم این است که فرد، جدای از کوشش و تلاش و توجه به هندسه خط، صاحب ذوقآفرینی و طبعآزمایی باشد؛ طبعآزمایی در تنوعنویسی و کوشش و سیر و سلوک پیرامون جاذبههای خوشنویسی از قطعهنویسی تا قطعهپردازی و ...
•در سال های اخیر با پا گرفتن حراجهای «کریستی»، «ساتبی»، «بونامز» و... شاهد گرایش این حراجها به سمت هنر اسلامی هستیم؛ چنانکه هر سال دو مرتبه هفته حراج هنرهای اسلامی برگزار میکنند و آثار هنرمندان ایرانی نیز در حراج های بین المللی حضور دارد. نظر شما بهعنوان یکی از اعضای شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به نقش حراج های داخلی و خارجی در معرفی، اشاعه و قیمت گذاری آثار هنر ایرانی اسلامی بهویژه خط و خوشنویسی چیست؟
موضوع مهم در برگزاری این گونه نمایشگاهها، فروش آثار است و کار هنرمند باید فروخته شود. البته مقوله بازار فروش بستری پرچالش است، زیرا ما در کشور بهطور مشخص بازار فروش آثار هنری نداریم و هرچه هست مربوط به چند حراج معدود
است.
شاید در نگاه نخست این گونه به نظر برسد که مشتری حراجها در ظاهر کلکسیونرهای داخلی و خارجی هستند؛ اما فکر میکنم با سیاستگذاریهایی که طی یک دهه گذشته با تلاشهای خانم محبوبه کاظمی دولابی، مدیر گالری ترانه باران و بنیانگذار حراج تخصصی خط، خوشنویسی، هنرهای ایرانی اسلامی باران انجام شده است، عموم جامعه به حوزه خط و خوشنویسی علاقهمند شدهاند. درواقع سیاست بر آن است تا هر کس که صاحب سرمایه است برای خرید آثار هنرهای ایرانی و اسلامی و خط و خوشنویسی ترغیب شود؛ البته آثاری به حراج راه پیدا می کنند که اصالت و شأنیت داشتهباشند. این شأنیت برای آثار هنرمندان معاصر در حراج تخصصی ترانه باران نیز صدق میکند، زیرا شورای سیاستگذاری و کارشناسان این حراج، متشکل از استادان و هنرمندان بنام دنیای هنر خوشنویسی است.
حراج ترانه باران در این شرایط بحرانی و در شرایطی که سنگ روی سنگ بد نمیشود در تلاش است تا آثار درخشان و فاخر هنرهای ایرانی و اسلامی و خط و خوشنویسی را بهدست علاقهمندان برساند. این رسالتی بزرگی است که از آن در تاریخ به نیکی و بهعنوان حرکتی رو به جلو یاد خواهد شد.
•ایران، در شانزدهمین جلسه کمیته بین دولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس، پرونده «هنر سنتی خوشنویسی در ایران» را در فهرست برنامه های خوب یونسکو برای محافظت از میراث ناملموس ثبت کرد؛ به این معنی که هم میراث ناملموس مورد نظر به جهانیان معرفی خواهد شد و هم پاسداری خوبی از آن صورت خواهد گرفت. آیا این میراث ناملموس مورد توجه و حمایت دولتمردان قرار میگیرد؟
- با وجود آنکه خط و خوشنویسی یک مسأله ملی و جهانی است، اما دولتمردان ما هیچ زمانی، ارزش واقعی را برای این هنر قائل نبودهاند. این درحالی است که میتوان از هنر خوشنویسی به عنوان اصیلترین نمونه یک هنر ملی یادکرد.
گنجینه عظیمی از هنر خوشنویسی در موزههای مطرح اروپا، آمریکا و کانادا وجود دارد و بیشتر آثاری که در حراجهای بزرگ جهان ارائه میشود، در این حوزه است.
بر همین اساس چندسالی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس، آثاری از هنرمندان تراز اول ایران را بدون امضا خریداری میکنند. اینکه هنرمند تراز اول کشور حاضر میشود اثر فاخر خود را بدون امضا بفروشد، واقعا برای ما و مسئولان و متولیان امر ننگ است. چرا هنرمند معاصر از حیث تأمین منابع مالی و ارتزاق زندگی باید تا این اندازه در تنگنا باشد که حاضر شود خط بیامضای خود را عرضه کند؟
متأسفانه در ایران قدر و منزلت این هنر قدسی را آنچنان که باید نمیدانیم. آثار هنرمندان کشورهای عربی در اماکن شهری و مکانهای عمومی حتی بر بدنه هواپیماهای ملی آنها قابل مشاهده است. ترکیه و لبنان نیز با آثار هنرمندان نامدارشان چنین کاری کردهاند و از قطعات خوشنویسی برای تزئین و معرفی نمادهای ملی استفاده می کنند، اما دولتمردان ایران قدر داشتههای خود را نمی دانند و در ارج نهادن به این هنر قدسی ملی دریغ میکنند.