موتورسواری طبقه متوسط
- پیک صبحگاهی سفرهای کاری تهران شاهد «ترافیک موتورسیکلتهای حامل زوجهای جوان» شده؛ پایتخت از «شهر خودروها به پیست موتورها» در حال تغییر چهره است
دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت:
سبکتازهای از جابهجاییهای شهری در بزرگراههای تهران شکل گرفته که در آن، «طبقه متوسط» بهدلیل «شرایط اقتصادی» و «ضعف شهر»، از موتورسیکلت برای ترددهای روزانه استفاده میکنند. موتورها خیلی پیشتر برای عبور در پیکهای ترافیک و اخیرا از سوی شاغلان محدوده اداری مورد استفاده قرار میگرفتند، اما اکنون به ۹ دلیل، جایگزین خودروی شخصی برای زوجهای جوان هم شده است.
جابهجاییهای روزانه در خیابانهای تهران طی کمتر از یکسال گذشته، شاهد یک «دگرگونی کاملا محسوس» به لحاظ نوع وسیله نقلیه مورد استفاده شهروندان شده است؛ این دومین «مهاجرت اجباری» به موتورسیکلت، منعطفترین اسباب تردد در سطح پایتخت، طی حدود سه سال گذشته به حساب میآید. گزارش «دنیای اقتصاد» از تغییر چهره ترافیکی خیابانهای فرعی و اصلی و بهخصوص بزرگراههای شهر تهران طی ماههای اخیر حاکی است، همزمان با کاهش نسبی ازدحام خودروهای شخصی در پیک صبحگاهی، نسل تازهای از موتورسیکلتسوارها مشغول حرکت از مناطق مسکونی خارج از مرکز شهر به سمت محدوده اداری هستند.
این گروه در ردیف «طبقه اجتماعی متوسط» و بالاتر به حساب میآیند که نه برای نوع شغلشان (جابهجایی بار) که بهخاطر «شرایط اقتصادی» از یکسو و «انعطاف زمانی و مکانی موتور» از سویدیگر، این وسیله را از سراجبار جایگزین خودرویشخصی و همچنین مترو یا اتوبوس کردهاند. استفادهکنندگان جدید موتورسیکلت، 5ویژگی کاملا متفاوت نسبت به راکبین قدیمی و قدیمیتر دارند؛ اغلب از نسلZ هستند، هم شاغلان و هم دانشجویان را تشکیل میدهند، به شکل محسوس زوجهای جوان در این گروه قرار گرفتهاند؛ ضمن آنکه تکسرنشین زن نیز بخشی از ترافیکهای روزانه این وسیله حملونقلی را به خود اختصاص داده است.
شهرداری غافل است
بررسیهای «دنیایاقتصاد» نشان میدهد، تا پیشاز شروع دهه 1400، عمده ترددهای موتورسیکلت در «طبقه پایین جامعه» محدود بود و کارکرد این وسیله بیشتر در «جابهجایی بار سبک» در سطح شهر و همچنین «پیکهای خردهفروشی» خلاصه میشد و البته تا حدودی هم شاغلان مراکز خدماتی و فروشگاهی در محدوده طرح ترافیک و مناطق مرکزی که محل سکونتشان بالای شهر قرار دارد به جای خودرویشخصیشان از موتور برای رفتوآمد کم دردسر و سریع استفاده میکردند. با تشدید ترافیک صبحگاهی و شبانگاهی در سالهای اخیر به ویژه بعد از کرونا، سهم موتورسیکلت در سفرهای روزانه درونشهری تهران با یک دندهمعکوس از ناحیه «طیف بیشتری از شاغلان طبقات متوسط»، افزایش یافت که البته بخشی از شهروندان نه با موتورسیکلت شخصی که با کرایه پیکموتوری در سطح شهر جابهجا میشدند.
اکنون، رانندگان و مسافران جدید موتورسیکلت، عمدتا این وسیله نقلیه را خریداری کردهاند و برای رفتوآمدهای خانوادگی یا 2 نفره نیز آن را ترجیح میدهند. در این میان، مدیریت شهری تهران، غافل از «تغییرات ابتدا زیرپوستی و در حال حاضر کاملا عیان» بهوجود آمده در سبکسفرهای روزانه شهروندان، هیچ واکنش درخور نسبت به «مناسبسازی» معابر خودرویی و مقررات ترافیکی حاکم بر بزرگراههای پایتخت از خود بروز نداده است. همچنان بزرگراهها، فاقد «فضای ایمن» حرکتی برای موتورسیکلتها است؛ درحالیکه سهم این وسیله نقلیه در جابهجاییها، دستکم در پیک صبحگاهی و ساعات خروج از محلکار، احتمالا از خودروهای شخصی سبقت گرفته و با توجه به «چشمانداز اقتصادی» و «افق توانایی شبکه حملونقل عمومی پایتخت»، با سرعت بیشتری در سالهای آینده در خیابانها پیشروی خواهد کرد.
صرفنظر از اینکه موتورسیکلت یک وسیله جابهجایی شهری ایمن به حساب میآید یا نه و همچنین فارغ از اینکه، این وسیله حملونقلی چه میزان آثار منفی در کیفیت هوای تهران نسبت به خودرویشخصی دارد یا ندارد که البته در گزارشهای قبلی «دنیایاقتصاد» به این دو موضوع پرداخته شد، در حال حاضر این پرسش مطرح است که «چرا موتورسیکلت به مُد حرکتی در تهران تبدیل شده؛ آیا این مد، اجباری است یا اختیاری؟»
بررسیهای «دنیایاقتصاد» در پاسخ به این پرسش، 9 علت را نشان میدهد؛ سوارشدن طبقه متوسط روی موتورسیکلت در پایتخت، «نمای دیگری» از فقر اقتصادی خانوارها است. بخشی از دلایل «موتوریشدن» حرکتهای روزانه در تهران، تم اقتصادی دارد و البته بخشی هم به «ضعف شبکه حملونقل عمومی» برمیگردد. هزینه استفاده از خودرویشخصی در تهران تا 100درصد و در مواردی، بیشتر، نسبت به یکسال گذشته افزایش پیدا کرده است؛ از «خرید خودرویشخصی» گرفته تا «هزینه سرویس و نگهداری روتین و حداقلی موتور خودرو».
در حال حاضر قیمت خرید موتورسیکلت کلاس متوسط رو به بالا، کمتر از نصف قیمت خرید «ارزانترین خودرویشخصی» است. این، مهمترین دلیل «نه» اجباری به استفاده از خودرو در تهران است. اما اینکه چرا تهرانیها موتور را در ازای «ناتوانی اقتصادی در خرید خودرویشخصی» ترجیح میدهند، انگشت اتهام متوجه «کیفیت حملونقل عمومی» است. علاوه بر «بهای دسترسی به خودرویشخصی» و «ضعف حملونقل عمومی»، هزینههای دیگری نیز وجود دارد، همچون «عوارض سالانه خودرو»، بیمه سالانه، خطر تصادف و هزینه آنها، اتلاف وقت در ترافیک، تورم قطعات مصرفی خودرو همچون باتری، کمبود پارکینگ در محدوده اداری و همچنین دسترسناپذیرشدن کرایه تاکسی آنلاین بهرغم عدم افزایش اما ناشی از ضعف درآمد واقعی.
پیشنیازهای شهر برای مُد جدید جابهجایی
مرضیه باریکانی، کارشناس برنامهریزی شهری و متخصص حوزه حملونقل و ترافیک در پاسخ به پرسش «دنیایاقتصاد» درباره سبکجدید جابهجاییهای روزانه در تهران که بر موتورسیکلت استوار شده است، موضوع را اینگونه تحلیل کرد: ساختار ترافیک شهر تهران به لحاظ ایمنی ظرفیت پذیرش موتورسیکلتسواری را ندارد. انتخاب وسیله جابهجایی برای سفرهای درونشهری، یک حق عمومی و شهروندی محسوب میشود؛ اما پیشنیاز دستیابی به آن هنوز در شهر فراهم نشده است. در حال حاضر هم رنگوبوی موتورسیکلتسوارها تغییر کرده و هم وسعت جغرافیایی حرکت آنها در سطح شهر. محدوده تردد این وسیله نقلیه، یک روزی در تهران به مناطق مرکزی اختصاص داشت، آن هم با موتورهای سالخورده و کیفیت پایین و مملو از بار. اما در دو سه سال گذشته هم کلاس موتورها ارتقا پیدا کرد و هم کلاس اجتماعی راکبین آنها.
این گروه از شهروندان کسانی هستند که نه جذب حملونقل عمومی شدند و نه از خودروهای گران خودشان استفاده میکنند و در حقیقت از خودرویشخصی دوری جستهاند. در یکسال اخیر نیز شاهد موتورسیکلتسواری بانوان هستیم؛ یک رده سنی و جنسیتی دیگر وارد این شبکه شده که هنوز شهر آمادگی لازم برای سرویسدهی حتی به موتورسیکلتهای حمل بار را هم ندارد. به نظر من، این شیفت شهروندان به موتورسیکلت نه بهخاطر «هزینه استفاده از خودرویشخصی» است؛ چون استفاده از این وسیله در تهران هنوز بسیار ارزان است. این تغییر اولا بهخاطر فرار از ترافیک و ضعف حملونقل عمومی است و دوم اینکه نوعی واکنش اجتماعی در قالب بازپسگیری حق به شکل جدید بهشمار میآید.