کارت های تازه ایران در دور دوم مذاکرات پاکستان
این روزها و هفته ها و با آتش بس دو هفته ای میان ایران با آمریکا و اسرائیل با میانجی گری پاکستان که از سه شنبه هفته گذشته آغاز شده است و پس از یک و گفت و گوی ۲۱ ساعته میان ایران و آمریکا که به خروجی مشخصی نرسید
طاهر جمشیدزاده در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:
این روزها و هفته ها و با آتش بس دو هفته ای میان ایران با آمریکا و اسرائیل با میانجی گری پاکستان که از سه شنبه هفته گذشته آغاز شده است و پس از یک و گفت و گوی ۲۱ ساعته میان ایران و آمریکا که به خروجی مشخصی نرسید و هر دو طرف برای صحبت و اجماع بر سر پرونده هسته ای ایران و باز شدن تنگه و آبراه حیاتی هرمز به توافق نرسیدند و به پایتخت های خویش رجوع کردند؛ اتفاقات و حوادث خاکستری دیگری در این خلال رخ داد؛ نخست آمریکایی ها اقدام به محاصره دریایی تنگه هرمز کردند و سپس با سفر نخست وزیر پاکستان شهباز شریف به ترکیه و عربستان و آصف فرمانده ارتش این کشور اسلامی به ایران و دیدار با همتای خود و همچنین ملاقات با محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و سرپرست هیات مذاکره کننده ایران در پاکستان و دیدار با عباس عراقچی وزیر امورخارجه ایران و از دیگر سو نشست وزرای امورخارجه لبنان و رژیم اسرائیل در نیویورک و سپس تماس تلفنی رئیس جمهور آمریکا با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و موافقت با آتش بس ۱۰ روزه میان لبنان و اسرائیل اتفاقات تازه ای در سپهر سیاست نظام بین الملل رقم خورد چرا که هنگام مذاکره هیات بلند پایه ایران با هیات آمریکایی در شنبه هفته ای که گذشت رژیم صهیونیستی حاضر نشده بود یکی از مفاد اصلی و پیش شرط مذاکره هیات ایرانی را مبنی بر آتش بس در لبنان را بپذیرد و همزمان با اعلام آتش بس ۱۰ روزه در لبنان؛ بلافاصله سیدعباس عراقچی وزیرخارجه ایران در شبکه اجتماعی ایکس با اعلام بازگشایی تنگه هرمز به رسانه ها و جراید گفت که تنگه هرمز تا پایان آتش بس برای رفت و آمد کشتی های تجاری باز است و بازتاب این خبر باعث شد که دونالد ترامپ هم از ایران تشکر ویژه کند و اعلام کند که محاصره دریایی تنگه تا زمان حصول توافق که به زعم او در هفته پیش رو ممکن است اتفاق بیفتد ادامه خواهد داشت؛ همین پارادوکس ترامپ و عدم اجازه به شناورهای ایرانی برای ورود و خروج به تنگه و به اصطلاح او محاصره دریایی باعث شد تا فرمانده دریایی سپاه دیروز اعلام کند بدلیل ممانعت از عبور و مرور شناورهای ایرانی تنگه هرمز مجدد بسته شود و ابراهیم عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم به رسانه ها خطاب به آمریکایی ها بگوید از بازگشت تنگه هرمز به وضعیت قبل لذت ببرید؛ این ضد و نقیض ها و اخلال در مفاد آتش بس باعث شد تا ترامپ به قول رئیس مجلس شروع به دروغ پردازی کند؛ محمد باقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ترامپ دروغ می گوید و این که گفته با ایران توافق کرده است؛ دروغ است و در این راستا ترامپ در هجمه انتقادات خبرنگاران و رسانههای آمریکا گفته است که این صحبتهای مقامات ارشد ایرانی مصرف داخلی دارند و مجبور هستند طیف ناراضی با توافق را قانع کنند او همچنین تاکید کرده که اگر تا چهارشنبه پیش رو توافق انجام نشود دوباره بمباران خواهیم کرد.در این خلال قیمت نفت در بازارهای جهانی که با توئیت دو روز پیش وزیر خارجه ایران مبنی بر بازشدن تنگه هرمز با افت محسوس ۱۰ درصدی مواجه شده بود، مجدد با بسته شدن تنگه بوسیله نیروی دریایی سپاه سیر تصاعدی و افزایشی به خود گرفته است. در بازه زمانی که ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز معروف آمریکایی؛ مقاله مناقشه برانگیز خود را درباره” برخورد تمدن ها” منتشر کرد قریب به سه دهه می گذرد؛ نزدیک دو دهه درباره نظریه او بحث ها و انتقادات زیادی درگرفت ولی هرازگاهی که در خاورمیانه جنگی با درون مایه_ اسلامی، غربی_ در می گیرد؛ نظریه جنگ تمدن های هانتینگتون رخ عیان کرده و جانی دوباره می گیرد. به تازگی پس از جنگ ۴۰ روزه” جنگ رمضان” آمریکا و اسرائیل با ایران و به تبع آن اسرائیل با حزب الله پس از آتش بس دو هفته ای ایران و آمریکا به میزبانی پاکستان و مذاکرات ۲۱ ساعته شنبه ۲۲ فروردین۱۴۰۵ بدون خروجی مشخص؛ حال این سوال مطرح می شود که آیا نطریه ساموئل هانتینگتون درباره جنگ دو تمدن بزرگ اسلام و غرب در حال محقق شدن است و یا جهان به نظریه جهان شمول و تثبیت کننده صلح در جهان سید محمد خاتمی” گفت و گوی تمدن ها” که به پیشنهاد او از از طرف ایران در سال۲۰۰۱ در تقویم رسمی سازمان ملل متحد ثبت شد؛ بیش از پیش نیاز مبرم و حیاتی دارد؛ چرا که دوره جنگ های خانمانسوز به سرآمده و جهان نیازمند صلح، ثبات، امنیت و آرامش و رها شدن از رنج، فلاکت آوارگی، فقر، بیماری و گرسنگی است. مدت ها پیش تر از هانتینگتون این برنارد لوئیس بود که مفهوم برخورد تمدن ها را در سال ۱۹۵۷ میلادی ابداع کرد و استدلال نمود که اسلام و غرب ارزش آشتی ناپذیری دارند که تنها از طریق دیگری حل و فصل نمی شود. در آن زمان؛ تئوری او چندان مورد استقبال جامعه جهانی قرار نگرفت؛ چرا که تمرکز سیاست مداران و رجال سپهر سیاست نظام بین الملل به سمت جنگ سرد و مقابله یا وجود یک تهدید متفاوت؛ یعنی توسعه طلبی اتحاد جماهیر شوروی سابق معطوف گردیده بود. در خلال جنگ سرد، نظر قاطبه کنشگران بر این شاکله استوار بود که جهان از نظر ایدئولوژیکی به دو قطب سرمایه داری و سوسیالیسم تقسیم شده است و همه درگیری های اصلی دیگر از آن زمینه و نشات می گیرند. بنابراین درگیری های بین غرب و خاورمیانه در آن ساختار ایدئولوژیک گنجانده شد و مقدمه چارچوب ایدئولوژی “ غرب در مقابل بقیه” ضروری بود. درست در همین برهه از زمان بود که ساموئل هانتینگتون نظریه معروف خود را پیشنهاد داد و ارائه نمود و “ تمدن اسلامی” را برای ایفای نقش معرفی کرد؛ که مورد استقبال سیاست گذاران و افکار عمومی قرار گرفت. هانتینگتون در نظریه برخورد تمدن ها ادعا می کند که سیاست جهانی در حال ورود به مرحله جدیدی است که منبع اغلب درگیری های بین المللی و فرهنگی خواهد بود. تمدن ها بالاترین گروه های فرهنگی مردم؛ بر اساس مذهب، تاریخ، زبان و سنت از یکدیگر متمایز می شوند از یوگسلاوی تا خاورمیانه و تا آسیای مرکزی؛ خطوط گسل تمدن ها، خطوط نبرد آینده هستند.
اگرچه در اوایل به نظریه هانتینگتون انتقادات زیادی وارد شد و خودش اگرچه با تاخیر اعتراف کرد که نظریه اش مبتنی بر علوم اجتماعی واقعی نیست؛ اما واقعیت امر این است که نظریه جنگ تمدن ها ترسیم کننده سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال خاورمیانه بوده است و همچنین بر تصویر رسانه ها، افکار عمومی و گفتمان سیاسی در سراسر جهان تاثیر گذاشته است؛ حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به برج دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک؛ به نظر نی رسید که اگر ثابت نشده باشد، نظریه هانتینگتون حداقل به طور قابل توجهی پیش بینی کننده بوده است. دولت ایالات متحده آمریکا با اعلام “جنگ علیه تروریسم” و حمله به افغانستان و عراق به این حملات پاسخ داد؛ هرچند نه جورج بوش و نه باراک اوباما، علنا این درگیری ها را یک درگیری تمدنی معرفی نکردند ولی برخی از سیاست مداران و رسانه ها به وضوح تحت تاثیر دیدگاه هانتینگتون قرار گرفتند؛ مخصوصا درباره حضور و درگیری بین غرب و خاورمیانه، با ظهور داعش و تشکیل دولت اسلامی در عراق به عنوان نماینده ایدئولوژی افراطی اسلام گرا؛ اصلی ترین رقیب برای تمدن غربی مشخص شد. چرا که داعش و رهبر آن” ابوبکر البغدادی که بعدها بوسیله آمریکا حذف شد” در تبلیغات خود را در مخالفت آشتی ناپذیر با غرب قلمداد و توصیف می کرد.در آن سوی؛ ایالات متحده به عنوان نماینده قدرتمندترین حکومت و نماینده تمدن غرب معرفی شد. از آن جا که پوپولیست های راست گرای در این کشور نفوذ داشتند و سیاست و گفتمان خود را بر اساس اسلام ستیزی بنا و استوار کردند؛ بنابراین دیگر بار پارادایم برخورد تمدن ها به عنوان یک نظریه تاثیرگذار و پیش بینی کننده ظاهر شد. کاندیداتوری دونالد ترامپ،برای رسیدن به بیصی کاخ سفید در ۲۰۱۶ میلادی و تصاحب ریاست جمهوری آمریکا نقطه عطف مهمی برای تحقق دیدگاه هانتینگتون بود؛ چرا که ترامپ کمپین و کارزار اجتماعی خود را براساس مخالفت با شرق بنیان نهاد. او برنامه های خود را برای پیاده سازی پایگاه داده ای برای ردیابی مسلمانان اعلام کرد و خواستار نظارت بر جوامع مسلمان و بسته شدن مساجد شد. در سال ۲۰۱۶ میلادی ترامپ پا را فراتر گذاشت و با تعریف” مشکل مسلمانان” به دلیل_ نفرت شدید_ از آن ها مدعی شد که پناهندگان سوری کودکان آمریکایی را رادیکالیزه کرده و آن ها را برای داعش جذب می کنند اعلام کرد که” اسلام از ما متنفر است.” از این رو؛ انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا باعث فراگیر شدن اسلام هراسی، بیگانه هراسی و نگاه شرق شناسانه به اسلام گردید. از دیگر سو؛ جهادگران دولت اسلامی پیروزی ترامپ را به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای نیات شوم و اهداف خود جشن گرفتند؛ چرا که لفاظی ها و سیاست های اسلام هراسی ترامپ مثل ممنوعیت مسلمانان و مقابله با مهاجران مسلمان،در معرفی غرب به عنوان تمدن دشمن بوسیله داعش نقش مهمی بازی کرد. به هر حال برداشت های شرق شناسانه و غرب گرایانه از جهان با حمایت نظریه هانتینگتون منجر به مشروعیت بخشیدن به رادیکالیسم در هر دو زمینه شد. اکنون جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در یک بازه زمانی ۴۰ روزه در گرفته است و در یک آتش بس۱۵ روزهبا میانجی گری پاکستان قرار داریم؛ بار دیگر گسل تمدنی شکافته شده است و شرق و غرب مقابل هم صف آرایی کرده اند. از یک سو کشورهای اسلامی(لبنان، فلسطین، لبنان، یمن، پاکستان،عراق) در حمایت از ایران و در دیگر سو دو کشور دارای قدرت بمب هسته ای آمریکا و اسرائیل و پشت صحنه کشورهای اروپایی و ناتو منهای اسپانیا که از همان اعلام بی طرفی کرد و طرف ایران را گرفت علی رغم عدم ورود به جنگ و عدم تشکیل ائتلاف با آمریکا قرار دارند. درگیری ها و وقایع اخیر جنگ اخیر ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با ایران به خوبی نشان می دهد که درگیری ها بر سر سرزمین و همان رویای” سرزمین موعود از نیل تا فرات” و پیمان ابراهیم که از دوره او ل زمامداری ترامپ بر کاخ سفید بنیان گذاشته شد و ایران در این شاهراه ارتباطی سد اصلی محقق شدن این نقشه شوم آنان بود و برخورد تمدن ها تفسیر شود. همان طور که دو هفته پیش ترامپ اعلام کرد که مهلت برای ایران به پایان نزدیک شده و ساعت۳:۳۰ دقیقه بامداد سه شنبه به وقت ایران با هدف قرار دادن تمام نیروگاه های برق و انرژی، پل ها و خطوط ارتباطی و ریلی تمام یک تمدن ممکن است نابود شود؛ اتفاقی که با میانجی گری پاکستان در دقیقه۹۰ رخ داد و منجر به آتش بس موقت دو هفته ای گردید؛ به طوری که در آغاز نتانیاهو آن را جنگ” غرش شیران” و آمریکا به” خشم سیاسی” اطلاق کرد؛ در واقع همان جنگ تمدن ها بود. بنابراین رهبران سیاسی عمدتا برای پیشبرد اهداف سیاسی مآبانه و رادیکال کردن مخاطبان خود به علاوه تشویق و ترویج خشونت علیه دشمن؛ از دیدگاه ساموئل هانتینگتون درباره برخورد تمدن ها استفاده می کنند. در غایت می توان گفت اگرچه شواهد و قرائن نشان از نفوذ نظریه هانتینگتون بر سیاست جهان معاصر دارد ولی این به معنای پیشگویی و تحقق نظریه او نیست؛ بلکه دیدگاه او بیشتر بحث ها و کنش های سیاسی جهان معاصر را انعکاس و بازتاب می دهد. در واقع؛ باورهای شرق شناسانه در غرب و باورهای غرب گرایانه در شرق به واسطه نفوذ گفتمان برخورد تمدن های هانتینگتون در سیاست بوده است؛ پس این سیاست رهبران، رجال و تئوریسین های سپهر سیاست نظام بین الملل است که جنگ تمدن ها را ایجاد می کند نه ذات تمدن ها؛ در جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل با ایران هم به خوبی و به عینه مشاهده می شود که رجال سیاسی سپهر سیاست تمایل دارند این جنگ را جنگ دو تمدن معرفی کنند و در جراید و رسانه ها هن در قوام و شکل دهی به این سیاست اکتیو نقش مهمی ایفا می کنند و در این جا به باور نگارنده این نوشتار لازم است تا رجال سیاسی باسواد و بادانش سیاسی و فنی توامان با تجربه لازم در خلال سه دهه مذاکره با غرب و در راس آن آمریکا نظریه” گفت و گوی تمدن های” محمد خاتمی را که سال۲۰۰۱ در تقویم رسمی سازمان ملل متحد در مقابل نظریه برخورد تمدن های” ساموئل هانتینگتون” ثبت شد دوباره از نو هیات مذاکره کننده دیپلماسی ایران بازتعریف کنند؛ همان نظریه که برای تمام جهان صلح، ثبات، آرامش،رفاه،امنیت و جهانی عاری از جنگ، خشونت، بیماری، فلاکت و رهایی از رنج و بی خانمانی آرزو می کند؛ همان نظریه ای که به احترام جهان شمولی آن در سفر محمد خاتمی به فرانسه با واکنش متفاوت همتای او” ژاک شیراک” و عبور از خطوط قرمز کاخ الیزه در استقبال از مهمانان ویژه خارجی مواجه گردید و شیراک هنگام به زمین نشستن هواپیمای حامل رئیس جمهوری ایران بر خلاف عادت مرسوم استقبال از مهمانان خارجی از سرسرای کاخ الیزه پایین آمد و همتا و مهمان شرقی خویش، رئیس جمهور ایران” محمد خاتمی” را سخت در آغوش گرفت و استقبال بسیار محبت آمیز و گرمی از او به عمل آورد که با واکنش رسانه های فرانسوی لوموند و فیگارو و منتقدان مواجه شد ولی او در پاسخ به آن ها گفت خاتمی بسیار مورد احترام است و ارائه دهنده نظریه گفت و گوی تمدن ها مملو از صلح و ثبات برای جهان در مقابل نظریه برخورد تمدن های” ساموئل هانتینگتون” که خواهان جنگ و خشونت و خونریزی برای دنیا است؛ بنابراین هیات مذاکره کننده ایرانی باید با رجوع به این فصل الخطاب مهم که دکتر مسعود پزشکیان هم دو روز پیش و پس از سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران به آن اشاره کرد که ایران خواهان صلح و ثبات نه تنها برای منطقه؛ بلکه برای جهان است و از خرابی و ترور و خشونت و جنگ بیزار است و هیات مذاکره کننده ایرانی بایستی به منابع عظیم ایران برای سرمایه گذاری در صورت حصول توافق جامع و پایدار و آتش بس دائمی نظیر معادن عناصر کمیاب خاکی در خاک کوه های زاگرس و البرز اشاره کلیدی کند که آینده پیشرفت دنیا و آلترناتیو نفت همین عناصر کمیاب خاکی که در بردارنده ۱۷ عنصر شیمیایی جدول تناوبی هستند. این دسته از عنصرها از ۱۵ عنصر لانتانیدها و دو عنصر اسکاندیم و ایتریم تشکیل می شوند که چین بیش از ۹۰ درصد از عناصر خاکی کمیاب و آهن ربای خاکی کمیاب را در اختیار دارد و در جهان تولید می کند. در واقع انحصار تقریبی چین بر مواد کمیاب زمین یک گلوگاه حیاتی در اقتصاد جهانی است که پکن تلاش دارد تا از آن به عنوان اهرمی در مذاکرات آتی چین و آمریکا که قرار است ۱۴ ماه مه میلادی۲۰۲۶ برابر با ۲۴ اردیبهشت۱۴۰۵ کمتر از یک ماه دیگر میان دونالد ترامپ و شی جین پینگ رهبران دو کشور برگزار شود؛ استفاده کند.