طلوع ابرقدرت نوین در قلب غرب آسیا
در هیاهوی برخاسته از تحولات اخیر و شکست مذاکرات در اسلامآباد که ناشی از زیادهخواهیهای طرف غربی بود، ایران اسلامی بار دیگر ثابت کرد که دیپلماسیِ عزتمدار، نه از موضع انفعال، که از جایگاه قدرتِ برخاسته از اراده ملی و هدایتهای حکیمانه رهبری عالیقدر، آیت الله «سید مجتبی حسینی خامنهای» تعریف میشود.
مسعود دشتی درخشان در یادداشتی در رزونامه اطلاعات نوشت:
در هیاهوی برخاسته از تحولات اخیر و شکست مذاکرات در اسلامآباد که ناشی از زیادهخواهیهای طرف غربی بود، ایران اسلامی بار دیگر ثابت کرد که دیپلماسیِ عزتمدار، نه از موضع انفعال، که از جایگاه قدرتِ برخاسته از اراده ملی و هدایتهای حکیمانه رهبری عالیقدر، آیت الله «سید مجتبی حسینی خامنهای» تعریف میشود. پیامی که ایشان در مقطع حساس کنونی ابلاغ فرمودند، خط بطلانی بر توهمات بدخواهان بود و مسیر دیپلماسی را با قاطعیت به سمتِ احقاقِ حقوق حقه ملت تغییر داد.
امروز، جهان شاهد طلوع یک ابرقدرت نوین در قلب غرب آسیاست. ملت مقتدر ایران با حضوری پرشور در خیابانها، پشتوانهای عظیم برای جبهه دیپلماسی فراهم آوردند تا محاسبات بینالمللی در برابر این اراده پولادین تغییر کند. نگاه جهانیان به ایرانِ امروز، نگاه به یک بازیگر تعیینکننده است؛ بازیگری که «امیر غرب آسیا» لقب گرفته و معادلات را نه با التماس، که با تکیه بر ظرفیتهای ذاتی خود بازتعریف میکند.
در این میان، سیاستهای راهبردی ایران در حوزه انرژی، خواب را از چشمان سیاستمدارانِ درگیر در بحران ربوده است. در حالی که ایالات متحده برای مهار قیمت سوخت ناشی از جنگهای منطقهای، دست به دامن ذخایر راهبردی خود شده است، دادههای رسمی نشان میدهد که وزارت انرژی آمریکا به تازگی از برداشت ۸میلیون و ۴۸۰هزار بشکه نفت از ذخایر راهبردی خود خبر داده است. این در حالی است که ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به حدود ۴۱۳میلیون و ۳۰۰هزار بشکه رسیده که پایینترین سطح از اواسط دهه ۱۹۸۰به شمار میآید. این تقلا، گویایِ بنبستِ راهبردیِ جبهه متخاصم است.
در میدانِ تنگه هرمز، این اهرمِ بیبدیل، ایران در جایگاهِ حکمرانِ منطقه قرار دارد. در دفاع از حقِ حاکمیت ملی و ضرورتهای امنیتِ انرژی، جمهوری اسلامی ایران حقِ خود میداند که برای تضمین امنیت و بازگرداندن توازن به جریان عرضه انرژی در منطقه، سازوکاری عادلانه و نوین برای عبور و مرور و امنیت آبراهها اعمال نماید. پرداخت عوارض عبور از تنگه هرمز، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ اجتنابناپذیر برای حفظ پایداری انرژی جهان و پاسخ به تحرکاتِ ناامنکننده قدرتهای بیگانه است. در همین راستا، گزارشهای شرکت مالی LSEGنشان میدهد که در روزهای اخیر، ابرنفتکش «سریفوس» با پرچم لیبریا و ابرنفتکشهای «کاسپرل لیک» و «هه رونگهای» با پرچم چین، از مسیری که از کنار جزیره لارک ایران میگذرد، تغییر مسیر داده و منطقه را ترک کردند؛ اقدامی که نشاندهنده اقتدارِ عملیاتی ایران در نظارت بر شریانهای حیاتی جهان است.
در عرصه مالی نیز، ساختار قدرت جهانی در حال دگرگونی است. قدرتهای بزرگ اقتصادی برای رهایی از «قید آمریکا»، سبد داراییهای خود را بازآرایی میکنند. خبر فروش ۶۲۳میلیارد دلار از داراییهای خزانهداری آمریکا توسط چین و جایگزینی آن با ذخایر طلا که رکوردی جدید محسوب میشود، تنها نوکِ کوه یخی از فروپاشیِ هژمونی دلار است. کشورهای جهان، برای تأمین امنیتِ ارتباطات اقتصادی خود، دیگر به دلار و مداخلات آمریکا دل نبستهاند و ایران را به عنوان لنگرگاهِ امنیتِ پایدارِ منطقه انتخاب کردهاند.
با شکست سیاستهای آمریکا در منطقه و خروج تدریجی نیروهای نظامی بیگانه از پایگاهها، نظم تحمیلی گذشته فروپاشیده و جبهه مقاومت، با تقویت روزافزون بازوهای ژئوپلتیکی خود از تنگه هرمز تا بابالمندب، آیندهای روشن را رقم زده است. این درگیریها، نقطه عطفی برای شکوفایی اقتصادی ایران است؛ جایی که ایران، نه تنها یک بازیگر منطقهای، بلکه یکی از ارکانِ اصلی نظم نوین جهانی خواهد بود. شکافهای پدیدآمده در بلوکهای متخاصم، همچون تقابل مواضع در مورد حضور نامشروع اسرائیل، فرصتی طلایی برای ایران فراهم کرده تا با تشکیل ائتلافهای نظامی و اقتصادی نوین، امنیت پایدار را در غرب آسیا نهادینه کند. ایران اسلامی از این «آتشبس شکننده»، تنها به عنوان یک گذار به سمت پیروزی نهایی استفاده میکند؛ آیندهای که در آن، ایرانِ مقتدر، پیشرانِ اقتصاد و امنیت در پهنهای فراتر از مرزهای جغرافیایی است.