جنگ و تهدید امنیت غذایی جهان
تحولات نظامی اخیر در خاورمیانه و محدودیت عبور کشتیها از تنگه هرمز، تنها بازار انرژی را تحت فشار قرار نداده، بلکه بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک بحران چندلایه در زنجیره تأمین جهانی غذاست.
دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت:
تحولات نظامی اخیر در خاورمیانه و محدودیت عبور کشتیها از تنگه هرمز، تنها بازار انرژی را تحت فشار قرار نداده، بلکه بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک بحران چندلایه در زنجیره تأمین جهانی غذاست. گزارشهای رسانههای بینالمللی نشان میدهد که این اختلال، از تأمین نهادههای کشاورزی تا انتقال مواد غذایی، پیامدهایی فراتر از شوکهای سنتی نفتی دارد و میتواند در صورت تداوم، به یک بحران غذایی فراگیر منجر شود.
تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین گذرگاههای تجارت جهانی بهشمار میرود، نهتنها مسیر انتقال نفت و گاز، بلکه شاهراه اصلی جابهجایی کودهای شیمیایی، بهویژه اوره و آمونیاک نیز هست. اختلال در این مسیر، بهطور مستقیم تولید کشاورزی را هدف قرار داده است.
برآوردها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی کودهای نیتروژنی و فسفاته از این منطقه عبور میکند و هرگونه وقفه در آن، بلافاصله به کاهش عرضه و افزایش قیمتها منجر میشود.
در همین چارچوب، از نگاه بلومبرگ، تمرکز بازارها بهطور ویژه بر کود اوره بوده که یکی از اصلیترین نهادههای کشاورزی برای محصولاتی مانند ذرت محسوب میشود. با محدود شدن صادرات از منطقه خلیج فارس، قیمت این نهاده با جهش قابلتوجهی روبهرو شده و کشاورزان در نقاط مختلف جهان برای تأمین آن با مشکل مواجه شدهاند.
این اختلال زمانی حساستر میشود که با فصلهای کلیدی کشت همزمان شده است. در بسیاری از کشورها، بهویژه در نیمکره شمالی، بهار زمان حیاتی برای کاشت محصولات است و هرگونه تأخیر در تأمین کود میتواند به کاهش عملکرد محصولات در کل سال زراعی منجر شود. به همین دلیل، برخی دولتها ناچار به مداخله شدهاند؛ برای نمونه، چین زودتر از موعد معمول اقدام به آزادسازی ذخایر استراتژیک کود کرده تا از کمبود در فصل کشت جلوگیری کند.
در کنار نهادهها، بخش حملونقل مواد غذایی نیز بهشدت تحت تاثیر قرار گرفته است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که وابستگی بالایی به واردات مواد غذایی دارند، در خط مقدم این بحران قرار گرفتهاند. براساس گزارش رویترز، برخی شرکتهای بزرگ کشتیرانی با توقف یا محدودسازی فعالیت در مسیرهای خلیج فارس مواجه شدهاند و این موضوع جریان ورود کالاهای اساسی، از جمله مواد غذایی، را مختل کرده است.
این وابستگی ساختاری به واردات، آسیبپذیری منطقه را تشدید کرده است. برآوردها نشان میدهد برخی کشورهای این منطقه تا ۸۵ درصد نیاز غذایی خود را از طریق واردات تأمین میکنند. بنابراین، هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی، بهسرعت به کمبود عرضه در بازارهای داخلی و افزایش قیمتها منجر میشود.
با این حال، تلاشهایی برای مدیریت بحران نیز در جریان است. براساس گزارش دیگری از رویترز، شرکتهای حملونقل دریایی در حال استفاده از مسیرهای جایگزین زمینی و بندرهای غیرمستقیم هستند تا جریان ورود کالاهای ضروری مانند غذا و دارو را حفظ کنند.
اما این مسیرها با هزینههای بالاتر، زمان طولانیتر و محدودیت ظرفیت مواجهاند و نمیتوانند بهطور کامل جایگزین مسیر اصلی شوند.
سرایت بحران
ابعاد این بحران تنها به اختلالات مقطعی در عرضه محدود نمیشود، بلکه پیامدهای آن در حال سرایت به ساختار تولید کشاورزی در مقیاس جهانی است. کاهش دسترسی به نهادههایی مانند کود، اکنون به عاملی تعیینکننده در تصمیمگیری کشاورزان تبدیل شده و در برخی مناطق به کاهش مصرف یا تغییر الگوی کشت انجامیده است. در چنین شرایطی، نگرانیها بیش از کمبود کوتاهمدت، متوجه افت بهرهوری و کاهش تولید در ماههای آینده است؛ روندی که میتواند بهویژه در کشورهای در حال توسعه، فشار مضاعفی بر بازار مواد غذایی وارد کند.
در همین حال، افزایش قیمت انرژی نیز بهعنوان عامل تشدیدکننده عمل میکند. تولید کودهای شیمیایی بهشدت به گاز طبیعی وابسته است و جهش قیمت انرژی، هزینه تولید این نهادهها را بالا برده است. این دو عامل—کاهش عرضه و افزایش هزینه تولید—در کنار یکدیگر فشار مضاعفی بر کشاورزان وارد کردهاند.
برخی تحلیلها نشان میدهد که حدود نیمی از تولید جهانی غذا به کودهای نیتروژنی وابسته است؛ بنابراین اختلال در این بازار میتواند اثرات زنجیرهای بر قیمت مواد غذایی، امنیت غذایی و حتی ثبات اجتماعی در برخی کشورها داشته باشد.
همزمان، سازمانهای بینالمللی نیز نسبت به پیامدهای بلندمدت هشدار دادهاند. برآوردها حاکی از آن است که در صورت تداوم اختلال برای چند ماه، این بحران میتواند از سطح یک شوک موقت فراتر رفته و به یک بحران ساختاری در عرضه جهانی غذا تبدیل شود.
آنچه در حال شکلگیری است، یک زنجیره از اختلالات بههمپیوسته است: از محدودیت در انتقال انرژی گرفته تا کاهش تولید کود، افزایش هزینههای کشاورزی و در نهایت، تهدید عرضه مواد غذایی. این پیوند میان انرژی و غذا، نشان میدهد که بحران هرمز صرفا یک بحران ژئوپلیتیک نیست، بلکه بهطور مستقیم بر امنیت غذایی جهان اثر میگذارد.
اگر این روند ادامه یابد، بازارهای جهانی ممکن است با ترکیبی از افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش تولید کشاورزی و فشار بر کشورهای واردکننده مواجه شوند؛ وضعیتی که میتواند یادآور شوکهای غذایی سالهای گذشته، اما با ابعادی گستردهتر باشد.