فرصتی برای ترسیم نظم جدید درخاورمیانه
در روزهای گذشته، مقالهای در نشریه Ynet رژیم صهیونیستی با عنوان «زمان بازترسیم نقشه خاورمیانه فرا رسیده است» منتشر شد. این مقاله همزمان با مواضع برخی چهرههای سیاسی رژیم صهیونیستی در نشست موسوم به سایکس - پیکو ۲۰۲۶ است که صراحتا از ضرورت بازتعریف کلی نظم منطقهای سخن میگویند
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
در روزهای گذشته، مقالهای در نشریه Ynet رژیم صهیونیستی با عنوان «زمان بازترسیم نقشه خاورمیانه فرا رسیده است» منتشر شد. این مقاله همزمان با مواضع برخی چهرههای سیاسی رژیم صهیونیستی در نشست موسوم به سایکس - پیکو ۲۰۲۶ است که صراحتا از ضرورت بازتعریف کلی نظم منطقهای سخن میگویند. به نظر میرسد این رویکرد تازه از سوی رژیم صهیونیستی، در راستای بازنویسی دکترین بنگوریون و تثبیت محوریت تلآویو در ساختار آینده امنیتی، فناورانه و انرژی خاورمیانه در حال شکلگیری است.
واقعیت آن است که ما نیز در نقطهای قرار گرفتهایم که نیازمند بازتعریف جدی معادلات حاکم بر مناطق غرب آسیا پس از چند دهه ثبات نسبی هستیم. جنگ اخیر نه صرفا یک تقابل نظامی محدود، بلکه بخشی از گذار جهانی از دوران یکجانبهگرایی امریکا به ساختارهای چندقطبیتر قدرت است؛ روندی که با طرحهایی چون عادیسازی روابط اسراییل با کشورهای عربی و ایجاد کریدورهای ژئواکونومیک آغاز شد و اکنون با حمایت مستقیم واشنگتن به مرحله بازتعریف نقش جدید رژیم صهیونیستی در نظام امنیتی منطقه رسیده است. از این منظر، ایران امروز درگیر یک جنگ موجودیتی است؛ نبردی که میتواند جهتگیری آینده معادلات بینالمللی را تعیین کند. اگرچه کشور آغازگر این بحران نبود، اما اکنون باید هزینههای تحمیلی جنگ را به فرصتی برای بازسازی موقعیت ژئوپلیتیکی خود تبدیل کند؛ فرصتی برای بازپسگیری منافع از دست رفته و شکلدهی به سه سطح راهبردی برای پایان جنگ: نگاه فرصتمحور در سطوح حداکثری، میانه و حداقلی.
پیشینه تنشهای ژئوپلیتیکی ایران
پیش از آغاز جنگ، ایران عملا در محاصره پایگاههای پیدا و پنهان نظامی و اطلاعاتی امریکا در آسیای میانه، قفقاز و کشورهای عربی قرار داشت. این وضعیت با تحریمهای شدید دو دهه گذشته، ترورهای هدفمند، خرابکاریهای اطلاعاتی و نفوذ سیاسی -اقتصادی اسراییل در کشورهای همسایه، کشور را در وضعیت شکنندهای قرار داده بود. امارات و تا حدودی عربستان سعودی نیز در سالهای اخیر به هاب عملیات جنگافروزانه و شبکهای مالی مخرب علیه ایران تبدیل شدهاند. با وجود این شرایط، جمهوری اسلامی در چارچوب «سیاست همسایگی» کوشید مناسباتی مبتنی بر اعتماد و تعامل برقرار کند. با آغاز جنگ، پرسش اصلی این است که آیا میتوان انتظار داشت آتشبس ساده، این مشکلات ساختاری را حل کند؟ روشن است که بدون بازتعریف معادله منطقهای، بازگشت به وضعیت پیشین نوعی سادهاندیشی خواهد بود.
ضرورت تقویت بازدارندگی
با توجه به هزینههای سنگین جنگ و ترور بیسابقه یکی از عالیترین مقامات کشور، ایران ناگزیر است معادلهای بازدارنده و غیرقابل بازگشت طراحی کند؛ معادلهای که نهتنها شرایط پیش از جنگ را بازتولید نکند، بلکه فراتر برود تا هرگونه تفکر تعرض به کشور به طور کامل از ذهن طرفهای منطقهای و فرامنطقهای حذف شود. جغرافیای ایران ذاتا قدرتزاست و هرگونه بیثباتی در این ساختار میتواند به تجزیه منجر شود؛ امری که برای ملت با تمدن چندهزار ساله ایران پذیرفتنی نیست. بر همین اساس، هر تهدید علیه تمامیت ارضی یا امنیت ملی در هر نقطه پیرامونی باید با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد، پاسخ فوری و مشروع دریافت کند.
تنگه هرمز در قلب معادلات جدید
تحولات جاری نشان داده است که میدان اصلی رقابت آینده، نه صرفا نظامی، بلکه اقتصادی و انرژیمحور خواهد بود. افزایش قیمت نفت تا آستانه ۱۰۰ دلار و تاثیر آن بر بازارهای شرق آسیا نخستین نشانه از انتقال فشار مالی چند ده تریلیون دلاری به امریکا و متحدانش است. از این رو، بازتعریف نقش تنگه هرمز باید در کانون راهبرد اقتصادی کشور قرار بگیرد. این گذرگاه راهبردی که شاهراه حیاتی انرژی جهان است، اکنون با گشایش اقتصادی کشور گره خورده و باید به اهرمی برای پایان عملی تحریمها تبدیل شود. کشورهای وابسته به انرژی منطقه - از چین و هند تا اروپا - باید سهم خود را در پرداخت هزینه امنیت این آبراه بپذیرند.
چشمانداز آینده
با توجه به تحولات میدانی و هزینههای پرداختشده، میتوان گفت معادلات آینده - در هر قالبی - باید بر اساس حفظ دستاوردهای راهبردی میدان تبیین شود. موضوعاتی چون برنامه هستهای، توان موشکی یا پروندههای حقوق بشری دیگر نمیتواند محور اصلی موضوعات باشد. محور جدید باید بر تثبیت امنیت منطقه، حذف حضور سرویسهای اطلاعاتی خارجی (ازجمله موساد) و تدوین پروتکل امنیتی جامع منطقهای بدون حضور بازیگران خارجی استوار شود. در این چارچوب، پایان ادعاهای ارضی امارات در جزایر سهگانه و توقف رفتارهای دوگانه این کشور در همکاری با اسراییل، بخش جداییناپذیر این معادله جدید خواهد بود. منطقه به نظم تازهای نیاز دارد که مبتنی بر احترام متقابل، استقلال سیاسی و امنیت پایدار باشد؛ نظمی که ایران میتواند در شکلدهی آن نقش تعیینکنندهای ایفا کند.