گفتمان مقاومت ایرانی
نامها به ظاهر میمیرند، اما قهرمانان واقعی در حافظه جمعی زنده میمانند؛ چون بار معنا را به دوش میکشند.
امید بابلیان در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
نامها به ظاهر میمیرند، اما قهرمانان واقعی در حافظه جمعی زنده میمانند؛ چون بار معنا را به دوش میکشند. در روزگار ما، دشمنان بر این گمان بودند که ایران امروز، غرق در روزمرگی، بیرمق، و دور از اسطورههاست. اما اشتباه کردند. آنان نفهمیدند که ما ملتِ آرش هستیم؛ نه در قصه، بلکه در کنش. آرش، وقتی کمان کشید، نه برای جنگ، برای مرز بود. او خود را انداخت، تا ایران نماند بیسرزمین. و امروز نیز، هزاران آرش از میان مردم برخاستند. سربازی که در سکوت سامانه پدافند را هدایت میکرد، تکنسینی که زیر آتش، ایستگاه برق را وصل میکرد، نوجوانی که جانش را سپر خانه کرد، پرستاری که در دل انفجار، پدرش را از زیر آوار کشید و با لبخند گفت: مهم نیست من بمانم یا نه، فقط ایران بماند، همه فرزندان آرشاند. و این گفتمان، همان گفتمان مقاومت ایرانیست؛ مقاومت نه به معنی ضدیت صرف، بلکه به معنای حراست از خویشتنِ تاریخی. در روزگار فریب و رسانه، ما با خون حافظهمان ایستادیم. رستم در میدان مین بود، سیاوش در بیمارستان میدوید، اسفندیار در شهر مرزی جان داد و گفت: «تن من سپر چشم ایران». و مگر این نه بازآفرینی اسطوره است؟ اینان، حتی اگر نامشان در اخبار نیاید، در تاریخ میمانند. چون نام، وقتی در خون ملت بنشیند، نیازی به سنگنوشته ندارد. آنکه ایران را با جان دفاع میکند، حماسهای بیکلام خلق کرده؛ بینیاز از شعر، چون خودش شعر است.