EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۲۷۲۳

جامعه تحمل این وضعیت را ندارد

مواضع و رفتارهای احساسی، هیجانی، باندی، در عرصه داخلی و خارجی، خسارت‌های زیادی را برای ما به همراه داشته است. جامعه کنونی تحمل و پذیرش ادامه چنین وضعیتی را ندارد.

جامعه تحمل این وضعیت را ندارد
اطلاعات

علی دارابی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت: 

در آستانه یوم الله ۲۲ بهمن قرار داریم. ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم مستبد پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی است. ۴۷ سال از آن سال گذشته است. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سه آرمان اساسی مردم بود که با وحدت و همبستگی بی‌نظیر با رهبری امام خمینی شکل گرفت.

 ارزیابی «راه طی شده» پیشرفت‌ها، ناکامی‌ها در طول این سال‌ها خود نیاز به بررسی مستمر دارد. اما سنجه اصلی بر این‌که انقلاب اسلامی چه میزان به اهداف و آرمان‌های خود دست یافته است، پرسش اصلی در همه ادوار، از جمله دهه فجر است.

 

 

همان‌طور که پیشتر بیان شد، در کنار آرمان‌های بنیادین انقلاب اسلامی؛ محرومیّت‌زدایی، گسترش عدالت، رفع تبعیض و فساد، مشارکت حقیقی مردم در اداره امور با استقلال رأی، توسعه و عمران و آبادانی، عدم مداخله بیگانگان در امور داخلی کشور، بسط مناسبات و روابط در عرصه بین‌المللی را نیز باید به عنوان مطالبات و درخواست‌های انقلاب ۵۷ مورد تأکید قرار داد. بازخوانی این تقاضاها و ارزیابی میزان تحقق دستیابی و عملکرد آن ما را به این مسئله رهنمون می‌سازد که نسبتِ راه طی شده در ۴۷ سال بعد از انقلاب با آرمان‌های اولیۀ آن را مورد ارزیابی و داوری قرار دهیم.

با توجه به شرایط جاری کشور و اوضاع زمانه و تحولات و دگرگونی هایی که در عرصه داخلی و خارجی برای کشور عزیزمان ایران به‌وجود آمده است، به گمانم برای نسل ما که نقش اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی داشتیم و بدان افتخار می‌کنیم اما منتقد وضع موجود در پاره‌ای از امور هستیم؛ بهتر آن است که با هدف «کارآمدی، افزایش همبستگی ملی، امید آفرینی» و «نقد منصفانه و مشفقانه»، آنچه را که بر سر راه تحقق آرمان‌های اصیل انقلاب زیبای ۵۷ قرار دارد، مورد توجه قرار دهیم.

 

 

یکم: اصلاح اساسی در راهبرد و پارادایم و گفتمان حکمرانی 

«جمهوری اسلامی» به طور جدی برای پویایی، مانایی و کارآمدی خود نیاز به اصلاحات اساسی و تغییر پارادایم و گفتمان دارد. «اصلاح قانون اساسی» ساز و کاری برای این مهم است. اصلاح قانون اساسی یک امری عقلانی، ضروری و حیاتی است. نباید آن را «تابوی دست نیافتنی» بپنداریم. انقلاب اسلامی محصول خرد و عقلانیّت ایرانیان با رهبری مجتهد و فقیه جامع‌الشرایط ـ امام خمینی، بر رژیم تمامیّت خواه و مستبد پهلوی بود. هم اکنون بیش از هر زمانی باید « اجتهاد پویا» بر پایه «فقه جواهری» با تأکید بر «زمان، مصلحت ، نیاز و شرایط جهانی» در دستور کار کشور قرار گیرد. ساز و کار همه‌پرسی و اصلاح قانون اساسی در خود قانون اساسی تعبیه و تعریف شده است.

دوم: در اصلاح قانون اساسی سال ۱۳۶۸ گروهی از نخبگان و مسئولان از سوی امام خمینی مأموریت این کار مهم را عهده‌دار شدند که نتایج آن به تأیید مردم رسید. از جمله نظام شورایی برچیده شد، ولایت فقیه و رهبری از مرجعیت جامع‌الشرایط به مجتهدِ مُتَجَزّی تغییر یافت، تمرکز اختیارات قوه مجریه با حذف پست نخست وزیری و افزایش اختیارات رئیس جمهور سامان یافت ...

 

 

در شرایط اکنون و آینده کشور نیز اصلاح قانون اساسی را با هدف: شکل‌گیری نظام دو مجلسی، اصلاح و تدقیق وظایف و اختیارات مسئولان عالی رتبه، تمرکز قانونگذاری در قوه مقننه، انحلال و ادغام نهادها، بنیادها، سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی متعدد، برجسته سازی نقش و رأی مردم (جمهور) در اداره کشور که امام خمینی معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، آن را ملاک و میزان در مدیریت کشور می‌دانست و سایر مواردی که مستلزم اصلاح و نوآوری متناسب با زمانه و شرایط جامعه امروزی هست، می‌توان در این اصلاح قانون اساسی مدّنظر داشت. توجه داشته باشیم که این امر باید موجب افزایش انسجام ملی و اتحاد جامعه گردد، نه این‌که خود پایه اختلافات جدید شود.

سوم: با گذشت ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، لازم است که برای همیشه تندروی، رادیکالیسم، و افراط‌گرایی از هر سنخ آن (چپ، راست، اصلاح طلب، اصول گرا...) را خاتمه داد و آشتی ملی در درون کشور به وجود آورد. باید نظارت‌های استصوابی و یا احراز صلاحیت‌ها را به نفع جمهور اصلاح کرد. همچنین باید تنش زدایی، گسترش روابط و مناسبات در سیاست خارجی را به دور از بلوف، شعار و پوپولیسم عملی کرد. باید مردم سالاری را به مثابۀ داشتن شهروندِ صاحب رأی و اختیاردار کشور تلقّی کرد، نه این‌که نگاه ابزاری برای مشارکت در انتخابات و تفکر «ارباب رعیتی» را حاکم کرد.

 

 

چهارم: حاکمیّتِ «عقلانیّت، خرد جمعی» و پرهیز از «یکّه سالاری و استبداد رأی» همانی است که به مثابه تغییر پارادایم و گفتمان غالب و مسلط کشور باید سرلوحه امور قرار گیرد. نشانه‌های آن بر صدر نشستن نخبگان، سرآمدان و صاحب‌نظران در جامعه است.

فراهم ساختن شرایط و فضایی آرام و به دور از التهابات و هیجانات سیاسی برای نظریه پردازی، آینده‌نگری و آینده پژوهی انقلاب و تدبیر امور را باید لازمه تحقق این امر برشمرد. بپذیریم که مواضع و رفتارهای احساسی، هیجانی، باندی، در عرصه داخلی و خارجی، خسارت‌های زیادی را برای ما به همراه داشته است. جامعه کنونی تحمل و پذیرش ادامه چنین وضعیتی را ندارد. و ریشه بسیاری از اعتراضات و نارضایتی‌ها در جامعه از همین مواضع و رویکردهاست.

با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان و مجاهدان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و رهبر فقید انقلاب اسلامی امام خمینی، باید گفت: دهه فجر به معنای تجدید قوای نیروهای انقلاب و وفاداران آن است. اما امروز، مهم‌تر، دعوت و پیوستن جمعیت جدید و جوان به انقلاب و نظام است. دهه فجر یادآور آن است که برای عزت، آبادانی ، سربلندی و استقلال واقعی ایران عزیز، همه ما متحد و یکپارچه باشیم. ایرانی که شاعر نامدار پارسی گویش «نظامی گنجوی» فرمود:

همه عالم تن است و ایران دل

نیست گوینده زین قیاس خجل

چون‌که ایران دل زمین باشد

دل زتن به بود، یقین باشد

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار