ترامپ به دنبال چیست؟
به نظر می رسد که سیاست ترامپ در مورد ایران در دور دوم ریاست جمهوری، هل دادن آن به سوی نوعی “تلهی عراق” است.
صلاح الدین خدیو در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:
به نظر می رسد که سیاست ترامپ در مورد ایران در دور دوم ریاست جمهوری، هل دادن آن به سوی نوعی “تلهی عراق” است.
سیاستی که اساس آن ترجیحات امنیتی و راهبردی اسرائیل است و آمالی چون حذف قدرت نظامی ایران و تغییر نهایی تعادل قوا به سود اسرائیل را در سر می پروراند.
جنگ تابستان کلید اجرای حساس ترین بخش راهبرد مذکور را زد و عملا ایران را وارد مرحلهی بین دو جنگ نمود. با قدری تسامح مانند عراق که تحت شدیدترین تحریم های تاریخ، دوازده سال را میان دو جنگ اول و دوم طی کرد.
البته دورهی مزبور برای ایران نه به سال بلکه به فاصلهی چند ماه است. چرا که با سیزده سال تحریم شدید که از سال ۱۳۹۱ آغاز شد، ایران عملا بخش اقتصادی ماجرا را طی کرده و فرسایش مورد نظر به بار آمده است.
با از دست رفتن فرصت های متعدد مذاکره در سال های گذشته، شانس چندانی برای یک توافق دیپلماتیک نمانده است.
علیرغم این شباهت ها، نمی توان از تفاوت هایی مهم چشم پوشید: ایران کشوری بزرگ است و نمی تواند با عراق کوچک و منزوی آن سالها در یک طراز قرار گیرد. آمریکا نیز با الهام از مداخلات بی نتیجه در عراق و افغانستان دنبال جنگی تمام عیار و اشغال سرزمین نیست.
آنچه مد نظر واشنگتن است، تلفیق راهبرد محاصرهی اقتصادی با جنگی برق آسا و متضمن ضربات دقیق، عمیق و سریع است.
آنگونه که از سخنان و مواضع مقامات آمریکایی بر می آید آنها به شعله ور کردن مجدد اعتراضات خیابانی امید بسته و گوشه نگاهی به ماجرای یوگسلاوی ۱۹۹۹ نیز دارند.
ایران به لحاظ جمعیت، مساحت و اهمیت از عراق بزرگ تر است و این مزیتی راهبردی برای دولت آن در تقابل کنونی با آمریکاست.
اما همزمان می تواند قسمی پاشنهی آشیل هم محسوب شود: تاب آوری اقتصادی و اجتماعی ایران به دلیل جمعیت نود میلیونی و ساختارهای شهری پیشرفته و ذهنیت طبقهی متوسطی اکثریت مردم آن از جامعهی عمدتا عشایری و ذهنیت روستایی عراق کمتر است. چه می توان گفت ایران شهری شدهی امروز و مرکب از اکثریت طبقهی متوسط تهیدست بیشتر شبیه شوروی و یوگسلاوی دههی نود است تا عراق عشایری آن برهه آن هم در عصر ماقبل اینترنت.
فرضا در صورت اعمال احتمالی محاصرهی دریایی علیه ایران مشابه آنچه که ضد عراق وجود داشت، مدیریت یک اقتصاد نود میلیونی با یک جمعیت هفتاد میلیونی شهرنشین و دارای جهت گیری های اجتماعی غربی به مراتب دشوارتر است. توجه به این ظرائف می تواند کلید فهم تحولات در کوتاه مدت باشد.