EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۹۸۵۰

شروط مذاکره‌ای یکسویه و مسیر مسدود مصالحه

براساس گفته های منابع آگاه و گمانه زنی های رسانه ای، ایالات متحده چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده که عملاً مسیر مصالحه را مسدود می‌کند.

شروط مذاکره‌ای یکسویه و مسیر مسدود مصالحه
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

براساس گفته های منابع آگاه و گمانه زنی های رسانه ای، ایالات متحده چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده که عملاً مسیر مصالحه را مسدود می‌کند. این شروط شامل تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و تحویل همه مواد غنی‌شده در سطوح ۳.۶۷، ۲۰ و ۶۰ درصد، اعمال محدودیت بر برد و تعداد موشک‌های بالستیک، تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای ، خلع سلاح کرد ن حزب ا… لبنان و در نهایت به رسمیت شناختن اسرائیل است؛ مجموعه‌ای از مطالبات که به گفته منابع آگاه، نه در چارچوب مذاکره، بلکه در قالب تحمیل شروط یک‌جانبه تعریف می‌شود.

همزمان، این منابع تأکید می‌کنند که ایران در عین حفظ آمادگی کامل برای بدترین سناریوها، مخالفتی با اصل مذاکره ندارد و بارها اعلام کرده مسیر دیپلماسی در صورت احترام متقابل و کنار گذاشتن فشار و تهدید، همچنان باز است. با این حال، طرح چنین پیش‌شرط‌هایی از سوی واشنگتن، این پیام را مخابره می‌کند که طرف آمریکایی بیش از آن که به دنبال توافق باشد، در حال زمینه‌سازی برای تشدید تقابل است.

ریسک جنگِ طولانی و غیرخطی در این میان نیز مطرح است. تجربه دو دهه جنگ‌های پرهزینه خاورمیانه، حساسیت جامعه آمریکا را نسبت به «درگیریِ بدون خروجی روشن» بالا برده است.

سال سیاست داخلی و محاسبه انتخابات در آمریکا نیز در این عرصه موثر است. هر عملیات اگر به کشته و اسارت و بحران انرژی و جهش قیمت‌ها ختم شود، هزینه‌اش مستقیم روی سیاست داخلی آمریکا می‌نشیند.

مهم‌ترین عامل بازدارنده، نامعلوم بودن شکل پاسخ است، یعنی همان ابهام سازنده‌ای که در دکترین‌های بازدارندگی نقش حیاتی دارد.

در ادبیات تصمیم‌سازان آمریکایی رگه‌هایی از دو اصل جنگی دیده می شود؛ اول تلفات صفر برای آمریکا، دوم خسارت حداقلی به تجهیزات. این تصویر، اگرچه برای سیاستمدار جذاب است، اما در جغرافیای ایران و محیط پیرامونی‌اش، به‌سختی قابل تحقق است؛ چون طرف مقابل دقیقاً روی همان نقطه دست می‌گذارد و ضربه محدود را به هزینه بزرگ تبدیل می کند.

به زبان ساده، اگر منظور آمریکا از «جنگ پاک» این است که درگیری را محدود و قابل کنترل نگه دارد، پیام ایران دقیقاً برعکس آن است. تهران هشدار داده هر حمله‌ای را طوری پاسخ می‌دهد که جنگ از کنترل خارج شود و هزینه درگیری برای طرف مقابل به‌مراتب سنگین‌تر از یک ضربه محدود باشد.

یکی از مهم ترین مولفه های مورد محاسبه شرایط داخلی ایران در محاسبه ترامپ است. این گزاره برای آمریکایی ها ثابت شده است که هر نوع ضربه خارجی می‌تواند به احیای انسجام ملی ایران منجر شود به‌ویژه اگر جامعه، تهدید را «خطر علیه تمامیت کشور» تلقی کند. این دقیقاً همان پارادوکس عملیات نظامی علیه کشورهاست: ابزارِ شکاف‌آفرین، گاهی تبدیل به ابزارِ وحدت می‌شود. اگر آمریکا تصور کند می‌تواند با فشار همزمان از داخل و خارج به نتیجه برسد، شکست یا فروکش‌کردن فشارهای داخلی این محاسبه را به‌هم می‌زند. در چنین وضعیتی، حمله نظامی دیگر نقش «ضربه نهایی» را ندارد و به احتمال زیاد به یک جنگ سخت، طولانی و پرهزینه برای آن ها تبدیل می‌شود.

گزارش روزنامه گاردین به این اشاره دارد که نگرانی از گسترش بحران و پیامدهای منطقه‌ای جدی است. اگر درگیری از کنترل خارج شود، مسیرهای انرژی، اقتصاد کشورهای پیرامونی، امنیت پایگاه‌ها و حتی ثبات دولت‌ها در معرض موج پس‌لرزه قرار می‌گیرد. به همین دلیل، حتی دولت‌هایی که با ایران اختلاف دارند، در بزنگاه جنگ، معمولاً دنبال «کاهش ریسک» هستند.

از نگاه اسرائیل، مسئله فقط شروع درگیری نیست، بلکه ادامه دادن آن تا رسیدن به اهداف مشخص و توان تحمل هزینه‌هایش است؛ جایی که تل‌آویو همزمان به تداوم فشار فکر می‌کند اما از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشیِ طولانی می‌ترسد، چون هر روز ادامه درگیری، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی را بالا می‌برد و فشار افکار عمومی را برایشان تشدید می‌کند.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار