EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۷۹۸۸

خواب یک هفته‌ای اقتصاد

یک هفته است که اقتصاد ایران در خوابی نیمه عمیق فرو رفته است، خوابی که با قطعی اینترنت کلید خورد. پیش از آن نیز شرایط اقتصادی مساعد نبود.

خواب یک هفته‌ای اقتصاد
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

یک هفته است که اقتصاد ایران در خوابی نیمه عمیق فرو رفته است، خوابی که با قطعی اینترنت کلید خورد. پیش از آن نیز شرایط اقتصادی مساعد نبود. تورم بالا از سویی و از سوی دیگر کاهش لحظه به لحظه ارزش پول ملی بازار را با مشکل مواجه  کرد. اعتراض‌های اصناف به وضعیت نابسامان ارزی و رشد تورم آغاز شد. دولت پزشکیان از همان ابتدا تلاش کرد که این اعتراض‌ها را به رسمیت بشناسد و در راستای رفع خواسته‌های فعالان اقتصادی قدم بردارد. اما صدای اصناف با صدای مردم ایران که از شرایط اقتصادی ناراضی بودند، گره خورد. 

 خشونت‌هایی که پس از این اعتراضات شکل گرفت باعث شد ، اینترنت  بسته شود  و بدین ‌ترتیب راه‌های ارتباطی فعالان اقتصادی و عموم مردم با دنیا متوقف شد. حتی راه‌های ارتباطی داخلی نیز حداقلی شد. وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان در گفت‌وگو با «اعتماد» از پیامدهای  این اعتراض‌ها و خشونت‌های پس‌از آن می‌گوید. از نگاه او اقتصاد ایران یک هفته به تعطیلات اجباری رفته است. در این یک هفته اخیر هر روز بخشی از سهم یک میلیارد دلاری GDP ایران از بین رفته است. این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید. 

    هر ناآرامی داخلی که در کشور شکل می‌گیرد، چقدر به اقتصاد آسیب می‌زند؟

قبل از اینکه به این سوال شما پاسخ بدهم؛ باید بگویم که آنچه امروز نیاز ضروری در کشور است؛ ایجاد امید به آینده و امیدواری است، ایجاد این حس که در آینده شرایط بهتر خواهد شد، این شاید مهم‌ترین مساله کشور باشد. منظور از امید به آینده اینکه خانواده‌ها در قشرهای مختلف و به ویژه جوانان امیدوار باشند که وضعیت به تدریج رو به بهبود است. شرایط و مسائل کشور مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به تدریج رو به بهبود و حل خواهد بود، این امید به آینده مهم است وقتی اقشار مختلف از سیاستمداران، صاحب‌نظران، نخبگان در کنار خانواده‌ها و به ویژه جوانان امیدوار باشند که آینده بهتر خواهد شد؛ صبر و تحمل و اعتمادشان بیشتر خواهد شد. خروجی این اتفاق کاهش ناملایمات، عصبانیت‌ها، اعتراض‌ها و از سوی دیگر تقویت انگیزش و همراهی با بدنه دولت برای بهبود وضعیت است.

پس مهم‌ترین حلقه مفقوده در شرایط کنونی کشور بحث ناامیدی است. جوانان و نخبگان می‌بینند مدام وعده داده می‌شود، ولی اتفاقی نمی‌افتد . در بزنگاه‌ها و شرایط خاص به حرف‌هایشان گوش داده می‌شود، ولی به سرعت مساله آنها فراموش می‌شود. در واقع همه چیز در حد شعار باقی می‌ماند؛ در میدان عمل اتفاقی نمی‌افتد. در تمام سال‌های گذشته دولت‌های مختلف و مسوولان ارشد دولت‌ها پیش از انتخابات بارها شعارهای مختلف دادند، اما وقتی مستقر شدند؛ به شعارهای ساده خودشان نیز جامه عمل نپوشاندند. . همه اینها باعث ناامیدی می‌شود. ناامیدی سم برای کشور است.  من به اغتشاشات کاری ندارم، چون وقتی اعتراضی شکل می‌گیرد یک گروه‌هایی خودسر از درون یا بیرون آنها هم می‌آیند و اوضاع را بدتر می‌کنند. پس ما الان به گروه‌های تخریبگر، گروه‌های سازمان یافته کاری نداریم؛ چون آنها بیرون از مرزها هستند، به هر حال آنها در هر فرصتی می‌خواهند اوضاع را به هم بریزند . اکنون بحث ما اعتراضاتی است که با اعتراض اصناف شروع شد و ادامه یافت. ریشه این اعتراضات در درون جامعه ماست. به عبارتی دیگر این اعتراض‌ها امروز وجود دارد ولی حرف‌ها شنیده نمی‌شود. امیدواری به آینده هم کم می‌شود. ما یک ابرچالش‌هایی در کشور داریم که مردم را آزار می‌دهد. چالش‌هایی مثل بحران آب، معیشت، انرژی . امروز یکسری سیاست‌ها این چالش‌ها را ایجاد کردند ولی کماکان کنار گذاشته نمی‌شوند. ما امروز سیاه‌چاله‌هایی در اقتصاد، فرهنگ و سیاست داریم که سیاستگذار باید در راستای انهدام آن قدم بردارد. من الان فقط به سیاه‌چاله اقتصاد اشاره می‌کنم. سیاه‌چاله اقتصاد ایران، اقتصاد رانتی، نفتی، شبه دولتی، رفاقتی، دستوری و تبعیض‌آمیز است. این اقتصاد اجازه حضور مردم و بخش خصوصی را در اقتصاد نمی‌دهد و گسترش‌دهنده فساد و رانت است. ما یک کیک اقتصاد داریم که مردم سهمی در آن ندارند. ما مسیر را بستیم. اجازه فعالیت به مردم را نمی‌دهیم. از سویی فشارهای متعدد اقتصادی را به مردم وارد می‌کنیم و این مشخص است که اعتراض تولید می‌شود. ما باید این سیاه‌چاله که هر روز فقط بحران تولید می‌کند را منهدم کنیم. این سیاه‌چاله به دلیل تولید تبعیض، بی‌عدالتی، عدم شایسته‌سالاری بحران‌هایی را یکی پس از دیگری ایجاد می‌کند، پس باید از بین برود. چندین سال است گفته می‌شود حاکمیت به دنبال حذف این سیاه‌چاله است، اما هیچ اتفاقی نیفتاده است.اگر امروز بخواهیم امید ایجاد کنیم؛ سهم واقعی مردم و جوانان را در اقتصاد به آنها بدهیم؛ مسیر پیشرفت را شکل بدهیم؛ باید این سیاه‌چاله از بین برود. الان جوانان سهم و نقشی در اقتصاد ایران ندارند. مسیر پیشرفت آنها بسته شده است. دلیل آن هم اینکه یک حلقه بسته‌ای چنبره انداختند بر شرکت‌های بزرگ کشور و اجازه حضور اقشار مختلف جوان‌ها را نمی‌دهد. فقط یک طیف محدودی صندلی‌ها را گرفتند. اینها را مردم می‌بینند. ولی وقتی اصلاحات اتفاق بیفتد مردم اینها را می‌بینند و به آینده امیدوار می‌شوند؛ مردم می‌فهمند کار و تلاش کنند، خلاقیت داشته باشند، وقت بزارند، ارتقا پیدا می‌کنند.  ما داریم امید را می‌بندیم، البته در بحث‌های اقتصادی این امید را کمرنگ می‌کنیم.

    امید بسته شده یا در حال بسته شدن است؟

در حوزه اقتصاد فقط به شما می‌گویم که مسیر بسته شده است. ما سیاه‌چاله‌ای را چهل ساله ایجاد کردیم . سیاه‌چاله‌ای که عناصرش «رانتی، نفتی، رفاقتی، غارتی، دستوری و شبه‌دولتی» بودن است. در این اقتصاد تبعیض رشد می‌کند؛ فاصله طبقاتی تشدید می‌شود. این سیاه‌چاله محورش واردات است نه تولید. از سویی جایگاه بخش خصوصی در آن با جایگاه اصلیش فرسنگ‌ها فاصله دارد. مردم در اقتصاد جایی ندارند. سهم مردم از کیک اقتصاد بسیار اندک است. بر همین اساس الان بخش عمده‌ای از اقتصاد دست نهادهای خاص و شبه‌دولتی‌هاست. این وضعیت ناامیدی ایجاد می‌کند، چون منافع کلان نصیب یک گروه اقلیت می‌شود. چندی پیش شنیدم، یک شخصی که نه تحصیلات عالیه دارد  نه سوابق کاری برجسته، مدیرعامل یک شرکت بزرگ معدنی شده است. شخصی که سمتش را به واسطه یکسری سفارش‌های پشت پرده گرفته است . قطعا چندی بعد هم خواهیم شنید که حقوق این فرد یا افرادی مثل او 500 میلیون یا یک میلیارد تومان است. ما می‌خواهیم کشور درگیر این اعتراضات نشود، چون این اعتراضات تبعات سنگین دارد.

    پیامدهای اقتصادی این اعتراضات در بخش اقتصادی چیست؟

وقتی اعتراضات گسترده می‌شود؛ شیطنت‌های بیرونی نیز وارد می‌شود . سطح درگیری‌ها تشدید می‌شود. کشته‌ها زیاد می‌شود.این اعتراضات نااطمینانی سیاسی و اقتصادی را تشدید می‌کند. هجمه بین‌المللی ایران را بیشتر می‌کند. فشار تحریم را افزایش می‌دهد. بهانه به دست کشورهایی مثل امریکا می‌دهد که تحریم‌ها را بیشتر کند. تهدید به جنگ تبدیل می‌شود. نااطمینانی‌ها هم که از یک حدی بیشتر می‌شود، انتظارات تورمی را تشدید می‌کند. وقتی انتظارات تورمی رشد کند، هم تورم رشد می‌کند و هم شاهد جهش‌های ارزی خواهیم بود.

این‌طوری که ما نمی‌توانیم کشور را اداره کنیم. هر کدام از این اعتراض‌ها تبعات اقتصادی تورمی و جهش ارزی را به همراه دارد، چون بهانه به بیرون مرز داده شده که دخالت کنند و تهدیدها را افزایش دهند. 

 همه اینها باعث می‌شود سرمایه‌گذاری متوقف شود، چون سرمایه‌گذار می‌بیند که فضای آرام و باثباتی در اینجا وجود ندارد.

    در حال حاضر سرمایه‌گذاری در کشور منفی است.

بله، سال‌هاست رشد سرمایه‌گذاری در کشور منفی است. البته در دولت‌های قبلی، یکی، دو سال سرمایه‌گذاری مثبت شد، اما مثبت شدن ناشی از سرریز پول‌های نفتی بود. گزارش‌هایی که همان زمان داده می‌شد، گمراه‌کننده بود؛ چون بخش خصوصی سرمایه‌گذاری نکرده بود، بلکه سرزیر بخش نفت بود که سرمایه‌گذاری را مثبت کرد.

در دنیای واقعی سرمایه‌گذاری در 14 سال اخیر که تحریم‌ها تشدید شده، همیشه منفی بوده است.

ما باید تصمیمات اساسی در راستای اصلاح محیط اقتصاد ایران بگیریم. یکی از این تصمیمات حذف سیاه‌چاله‌ای است که سال‌ها از آن صحبت کرده‌ام و هنوز بر آن تاکید دارم.

    برآوردی از میزان آثار منفی این اعتراضات بر اقتصاد دارید؟ اعتراضاتی که دولت گفت آنها را شنیده است. منظور همان دیدار با روسای اتاق‌ها و اصناف است، ولی به باور گروهی دولت آنها را نشنید.

ما باید واقعیت‌ها را ببینیم؛ با دیدار با روسای اصناف و بازرگانان مشکل حل نمی‌شود. مشکل فراتر از اینهاست. مشکل آن سیاه‌چاله است که باید منهدم شود. دولت می‌خواهد مالیات اصناف را صفر کند، مثل این است که به کودکی که گریه می‌کند، شکلات بدهید تا گریه او متوقف شود.

مساله امروز ایران با این سیاست‌های مقطعی حل نمی‌شود. مساله بنیادین است. اگر سیاه‌چاله منهدم نشود، ناامیدی باقی می‌ماند. 

    فقط به خاطر قطعی اینترنت خسارت زیادی به گفته فعالان حوزه‌ آی‌تی و بازرگانان به آنها تحمیل شده است. البته آنها نیز آماری نمی‌دهند ولی می‌گویند تمام روابط خارجی آنها قطع شده است. 

بخش زیادی از کسب و کارهای خانواده‌های ما مختل شده است. بسیاری از خانواده‌ها کسب و کارهای اینترنتی راه انداخته بودند که با قطعی اینترنت تمام آنها متوقف شده است. فعالان بزرگ اقتصادی که در حال واردات و صادرات بودند، فعالیتشان مختل شده است، چون آنها با فعالان اقتصادی و به ویژه تجار کشورهای مختلف دایم در ارتباط بودند و اکنون این ارتباط متوقف شده است.

در داخل کشور هم همه شبکه‌های اقتصادی مبتنی بر اینترنت و همه آنها متوقف شده است. یک هفته اقتصاد ایران تعطیل است . البته شرایط کنونی حاکمیت را مجبور کرده که اینترنت را ببندد. اما همین تصمیم تبعات سنگین اقتصادی دارد، پس باید مسیر اصلاح شود. اگر مسیر اصلاح نشود، ما به اعتراضاتی برمی‌خوریم. این اعتراضات هم پیامدهایی دارد که بخشی از آن اقتصادی است و آن پیامدها شرایط اقتصادی موجود را بدتر می‌کند.

هر روزی که اقتصاد ایران تعطیل است، ما زیان می‌کنیم. کیک اقتصاد ایران الان 400 میلیارد دلار است؛ یعنی رقم GDP ایران در هر روز یک میلیارد دلار است. الان بخشی از این یک میلیاردها در هر روزی که اقتصاد ایران به تعطیلات اجباری رفته، کاهش یافته است. نمی‌توانم دقیق بگویم در این هفت روزی که اینترنت قطع شده و اقتصاد تعطیل، چند درصد از این 400 میلیارد دلار از بین رفته یا اینکه روزانه چند درصد از آن یک میلیارد دلار تقلیل پیدا کرده است.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار