EN
به روز شده در
کد خبر: ۲۶۸۲۵

انعکاس فسادِ فوتبال در آینه سینما

«بازی را بکش»یکی از فیلم‌های اجتماعی با موضوعی ملتهب و حساسیت‌برانگیز ورزشی است که این روزها هم در سینمای ایران و هم در پلتفرم نمایشی اکران است.

انعکاس فسادِ فوتبال در آینه سینما
اعتماد

روزنامه اعتماد گفت‌وگوئی را با محمد ابراهیم عزیزی، کارگردان فیلم «بازی را بکش» منتشر کرده است:

«بازی را بکش»یکی از فیلم‌های اجتماعی با موضوعی ملتهب و حساسیت‌برانگیز ورزشی است که این روزها هم در سینمای ایران و هم در پلتفرم نمایشی اکران است.این اثر به کارگردانی محمد ابراهیم عزیزی و تهیه‌کنندگی مصطفی کیایی محصول ۱۴۰۳ است که نخستین‌بار در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. کارگردان که مشترکا با لادن شیرمرد نویسندگی فیلم را بر عهده دارند به عنوان نخستین اثر بلند سینمایی‌اش، دست بر روی فساد و لایه‌های زیرین آن در فوتبال کشورمان گذاشته است. قصه فیلم که الهام گرفته از واقعیت است به خوبی توانسته ساختار شکننده فوتبال در لیگ‌های پایین و زد و بندهای پشت صحنه ‌آن را نشان دهد. «بازی را بکش»با اینکه نخستین اثر بلند سینمایی کارگردان به شمار می‌رود از ایده‌پردازی و ساختار محتوایی و فنی محکم و قابل قبولی برخوردار ا‌ست. ما درباره چرایی انتخاب این سوژه با محمد ابراهیم عزیزی، کارگردان و فیلمنامه‌نویس گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید: 

با در نظر گرفتن این نکته که بازی را بکش اولین فیلم بلند سینمایی شماست، در ابتدا کمی از چگونگی ورودتان به عرصه هنر توضیح دهید؟ و اینکه می‌خواهم از علاقه‌مندی شما به سوژه‌ها بدانم، در اولین فیلم‌تان فیلمی قصه‌گو با سوژه‌ای متفاوت انتخاب کردید.

در زمان نوجوانی عاشق فیلم و تئاتر بودم و در زمینه تئاتر هم فعالیت می‌کردم تا اینکه از دانشکده هنرهای زیبا، لیسانس تئاتر و سپس از دانشکده تربیت مدرس، فوق لیسانس کارگردانی‌ام را گرفتم.در دوران دانشگاه نیز تئاتر کار می‌کردم.پیش از ساخت اولین فیلم بلند سینمایی‌ام، چند فیلم کوتاه ساختم که تعدادی از آنها در جشنواره‌های داخلی و خارجی شرکت داشتند که بعد از آن تصمیم گرفتم بر روی فیلمنامه بلند کار کنم و نخستین فیلم بلند سینمایی‌ام را بسازم. در مورد بخش دوم سوالتان باید بگویم من در دوران کودکی شب‌ها با قصه‌گویی پدرم می‌خوابیدم و کلا قصه شنیدن یکی از لذت‌های زندگی‌ام است .در مورد«بازی را بکش» از آنجا که سینما یکی از مدیوم‌های کامل برای داستان‌گویی است و داستان‌گویی پدیده‌ای است که به اندازه عمر تمدن بشری سابقه دارد و تمام کتب آسمانی و متون مقدس مجموعه‌ای از قصه‌ها هستند، این موضوعات باعث شد در وجودم، قصه‌گویی شکل بگیرد و هیچ‌وقت از قبل فکر نکردم فیلمی قصه‌گو یا داستان‌گو بسازم چرا که از قبل در وجودم نهادینه شده بود حتی فیلم‌های کوتاهم، دارای قصه هستند.

موضوع فیلم‌های کوتاه‌تان دربرگیرنده چه نکاتی است؟ 

عمدتا اجتماعی بودند ‌‌و تم غالب‌شان مهاجرت بود چه مهاجرت از ایران به دیگر کشورها و چه خود مهاجرین و اتباعی که در ایران زندگی می‌کنند.با خانم لادن شیرمرد بر روی تعدادی از این فیلمنامه‌ها کار کردیم و یک سه‌گانه از فیلم کوتاه به نام سفر تابستانی، هجوم ابر تیره و دوست برادر همسایه ساختیم که در هر‌سه به شکل‌های مختلف به مهاجرت می‌پردازد.

چطور سوژه‌های‌تان را در مورد مهاجرت انتخاب کردید؟ 

برای اینکه سال‌ها در میان اطرافیانم می‌دیدم‌که مساله مهاجرت به یک پدیده آسیب‌زا تبدیل شده است و الان هم شاهد آن هستیم که چقدر جامعه از مهاجرت‌نخبگان لطمه خورده است حالا چه مهاجرت به سایر کشورها ‌‌چه مهاجر‌پذیری از کشورهای همسایه.

در فیلم «بازی را بکش» نویسندگی فیلمنامه مشترکا با شما و خانم شیرمند بوده، خودتان بیشتر در‌کدام‌قسمت‌های‌فیلمنامه حضور پر رنگ داشتید؟در اصل می‌خواهم بدانم چرا به سراغ یک ایده جنجالی و ملتهب رفتید؟

ابتدا درصدد بودیم فیلمنامه یک فیلم کوتاه را با خانم شیرمرد به نگارش در بیاوریم، ایده در مورد اتفاقاتی در رختکن یک تیم فوتبال بین دو نیمه بود که در این ۱۵ دقیقه چه مسائلی رخ می‌دهد وقتی این ایده را با خانم شیرمرد مطرح کردم، دیدم براساس تجربه‌ای که داشتم و در دوران جوانی فوتبال بازی می‌کردم، در این ۱۵ دقیقه که یک فضای ملتهب و فشرده‌ای بود که وقایع عجیب و غریبی رخ می‌داد.با این رویکرد با پیشنهاد خانم شیرمرد در ویدیویی با مرگ یک فوتبالیست در میدان مسابقه مواجه شدم و برایم سوال شد که چطور می‌شود‌؟ مرگ در مسابقه ورزشی چه ابعادی دارد‌؟ چه قوانینی پشت آن وجود دارد؟ مشترکا به پژوهش پرداختیم و‌ فارغ از آنکه فوتبال زیاد تماشا می‌کردیم و با حواشی آن از جمله سایت‌های شرط‌بندی آشنا بودیم مانند خطا روی یک مورد غیر خاص یا اوت یا کرنر روی مورد خاص.پس اگر خطا‌کننده‌ای برای آن مرگ ورزشی وجود داشته باشد و در یک شرط‌بندی هم دخیل باشد و نیتی پشت آن ضربه وجود داشته باشد، آن مرگ چه ابعادی را در بر می‌گیرد و متوجه شدیم، موضوع دیگر فرق می‌کند، اینگونه بود که قصه اولیه شکل گرفت.من با خانم شیرمند همانطور که در بالا ذکر کردم بر روی چند فیلمنامه و ‌نمایش کار کرده بودیم و این شکلی نبود که فیلمنامه را تقسیم کنیم که از اینجا تا اینجا با من بقیه با شما.همکاری ما بر روی فیلمنامه « بازی را بکش» با‌بحث و گفت‌وگو‌کردن در حوزه قصه، فیلمنامه و سکانس‌بندی صورت گرفت و به یک نتیجه واحدی رسیدیم.خانواده همه ما، فوتبال‌بین و فوتبال دوست هستند و از آنجا که اصلیت هر دوی ما به خطه شمال باز می‌گشت می‌دیدیم که اقوام به طرز شگفت‌انگیزی، عاشقانه و صادقانه از فوتبال لذت می‌برند پس این زد و بندها به ذهن‌شان ممکن بود حتی خطور پیدا نکند .در اقوام‌مان‌کسی را داشته‌ایم که تیم‌اش، گل خورده و سکته کرده است .اگر وی می‌دانست که تیمش از قصد گل خورده شاید سکته نمی‌کرد و صرفا به صورت سرگرمی، فوتبال را می‌دید، در شمال هم می‌دیدیم که دوستان و آشنایان درگیر این قضیه هستند که در برگه‌ای که در قدیم اصطلاحا به آن توتو می‌گفتند و حالا از طریق سایت‌های شرط‌بندی این مسائل وجود دارد، درگیرش هستند، از آنجا که با این مساله آشنا بودیم و تبدیل به یک دغدغه شده بود، سبب شد که به دنبال آن برویم.با توجه به گفته شما، این یک سوژه جنجالی بود و با خودمان می‌گفتیم دنبال این موضوع برویم یا نه و بالاخره ترس را کنار گذاشتیم و سراغش رفتیم.

 از همان ابتدای فیلمنامه چه بازیگرانی مد نظرتان بود؟چطور و چگونه با تیم کیایی‌ها آشنا شدید؟به بیانی دیگر آیا ممکن است نقش اصلی همان محسن کیایی از قبل مشخص شده باشد؟ 

در مورد انتخاب بازیگران، باید گفت هنرپیشگانی که در فیلم بازی می‌کردند انتخاب اولیه ما بودند.از همان ابتدامی‌دانستم محسن کیایی با توجه به شناختی که از وی داشتم و قبلا دروازه‌بان بوده، برای این نقش مناسب است.پیش از آنکه وارد تهیه و تولید کار شویم، نحوه آشنایی من با کیایی‌ها بر‌می‌گردد به دوستی‌ام با محمد بحرانی که سال بالایی دانشکده‌مان بود، یک رفاقت دیرینه‌ای داشتیم، وی فیلمنامه را خواند و پیشنهاد داد به آقای کیایی نشان بدهم، ایشان خواندند و خوشبختانه این همکاری صورت گرفت.

به سوژه‌تان در فیلم تا حدی محافظه‌کارانه پرداختید، دلیل این همه محافظه‌کاری چه بوده است؟

اگر قرار باشد در رابطه با فساد و زد و بند صحبت کنیم نباید آن را به صورت کلی در نظر بگیریم چون کسانی در این حیطه هستند که دست پاک‌اند و عاشقانه فوتبال را در سطح حرفه‌ای بازی می‌کنند یا آموزش می‌دهند اگر به همه اتهام بزنیم، درست نبود و در حق کسانی که درگیرنیستند، اجحاف می‌شد.البته من همیشه می‌گویم اگر یکی دو تا سیب فاسد در جعبه‌ای باشند، همه سیب‌های آن جعبه را فاسد می‌کنند.تصمیم بر این بود یک جامعه کوچک را نشان دهیم که اگر در آن فساد و زد و بند وجود دارد امکان نشت به جهانی بزرگ‌تر را پیدا می‌کند.بخش دیگر آن این بود که وقتی وارد چنین موضوعاتی می‌شویم و تا حد زیادی هم عجیب و غریب است از همان پژوهش‌ها با درگیری و مخالفت‌هایی روبه رو شدیم و در تولید، تیم تهیه و تولید هم با آن درگیر بودند و همه این مسائل دست به دست هم داد که یک جهان کوچک‌ را نشان دهیم و آن‌کسانی که بخواهند، متوجه می‌شوند که فساد در این جامعه‌ کوچک قطع به یقین به جامعه بزرگ‌تر هم سرایت می‌کند.

طی صحبت‌های تهیه‌کننده متوجه شدم در حین ساخت فیلم، مورد تهدید قرار گرفته بودید، این تهدید دقیقا از سوی چه کسانی بود؟شخص بود یا ارگان؟

هیچ ارگانی نمی‌آید که تهدید کند، این موارد تهدیدآمیز از سایت‌های شرط‌بندی بودند زمانی که شما «تبانی در فوتبال » یا «سایت بت »را سرچ می‌کنید به‌طور فراینده‌ای در فضای مجازی با آنها رو به رو می‌شویم.زمانی که این سایت‌ها متوجه شدند فیلمی در این زمینه در حال تولید است شروع به تهدید کردند، تلفنی یا پیامک می‌کردند.بالاخره این فضای ترسناکی است و شخص‌های مختلف این تهدید را انجام می‌دادند، به صورت فیزیکال اگر شما به قهوه‌خانه‌های شمال سربزنید و خودتان را خبرنگاری معرفی کنید که در رابطه با تبانی و زد و بندهایی که در فوتبال صورت می‌گیرد درصدد تهیه گزارش هستید فکر نمی‌کنم به نتیجه مطلوبی برسید البته پیشنهاد می‌کنم یکی دو نفر را همراه خود ببرید و ‌ماشین روشنی در نزدیکی‌تان باشد که اگر ماجرا بیخ پیدا کرد، بتوانید فرار کنید.

 آخر فیلم‌تان خیلی تلخ بود، چرا پایان فیلم را اینگونه رقم زدید؟ ممکن است از واقعیت الهام گرفته باشید؟ 

در واقع ما در فیلم می‌خواستیم با سرنوشت موسی، کاراکتر اصلی فیلم، (با بازی محسن‌کیایی) که به تراژدی منجر می‌شود، موضوع عمیقی را مطرح کنیم و نیاز داشتیم مقداری تلخی به آن اضافه کنیم بدین دلیل کسانی که فیلم را می‌بینند و‌ درگیر این قضیه هستند، دچار ترس شوند.به قطع یقین از واقعیت الهام گرفتیم.ما با دراماتیک کردن فیلم می‌خواستیم که اثر با دنیای بیرون تفاوت پیدا کند.سرنوشت موسی که در انتها کشته می‌شود، تلخ است اما باید یک جاهایی این تلخی به کام آن دسته از افراد بیاید تا از آن بترسند، چون موضوع ترسناکی است.من همیشه می‌گویم عادی شدن و قبح زدایی از شر، بسیار مورد عجیب و غریبی است و نباید اتفاق بیفتد.این که یک سری از اقوام‌مان درگیر این قضیه هستند را با بیماری قند مقایسه می‌کنم.بیماری قند با نوک انگشتان شروع می‌شود که اگر پیگیری نکنیم در انتها منجر به قطع عضو (پا) می‌شود اما اگر از همان ابتدا درمان شود، دیگر نیازی به قطع پا نخواهد بود.نباید این موضوعات عادی شود و فیلم تلنگر محکمی می‌زند . حتی اگر یک تلنگر ریز به فرد درگیر این ماجراها زده شود، فیلم به رسالت خودش عمل کرده است.

 به نظر شما و با توجه به تحقیقاتی که داشته‌اید این نوع فساد در فوتبال ساختاریست یا موردی؟

واقعا باید بگویم این نوع فسادی که ما آن را دیدیم و خیلی‌های دیگر پیش از ما با آن مواجه و پیگیرش شده‌اند، فساد سیستماتیک گسترده در تمام فوتبال نیست بلکه فساد موردی است اما تاکید من این است که فساد فوق در حال گسترش است.زمانی که با نوجوانان ۱۶، ۱۷ ساله‌ای که در لیگ‌های نوجوانان بازی می‌کنند، مصاحبه کردم، متوجه شدم که آنها به تدریج درگیر این قضیه شده‌اند که مثلا یه تعدادی کرنر بدهند و … این همان موردهای کوچکی است که برای این نوجوانان در حال عادی‌سازی است.اگر این مسائل به تدریج برای افراد عادی شود، موردهای دیگر برای زیست و بزرگ‌تر شدن نیز عادی و به اصطلاح شر برای‌شان عادی می‌شود، با خودش می‌گوید این کار را کردم حالا که کسی ندید، آرام آرام در وجودش رخنه می‌کند و بر روی دیگر ابعاد زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد.موضوع فیلم به صورت سیستماتیک بر روی شاکله فوتبال نیست اما در ابعاد کوچک‌تر در حال گسترش و رخنه است که با آدم‌ها بزرگ‌تر می‌شود مانند انگلی که همراه فرد است و هر آن احتمال دارد در بدنش نفوذ کند و از آن خارج نشود.هشدار فیلم این‌است که باید زودتر جلوی این قضیه گرفته شود.همیشه موارد کوچک هستند که به آنها پرداخته و توجه نمی‌شود وناگهان می‌بینیم چنان بزرگ شده‌اند که دیگر قدرت نداریم که جلوی آن را بگیریم.

بحثی مطرح بودکه چرا به سراغ خطه شمال و لیگ‌های دسته اول رفته‌اید؟شهر دیگری مد نظرتان نبود؟

فضای فیلم در گیلان است .بخشی از آن به خاطر شناخت است البته من اهل مازندران هستم و خانم شیرمرد اهل گیلان است و در کل نسبت به این موضوع شناخت بیشتری داشتیم چرا که اقواممان درگیر این موضوع هستند.خاطره‌ای را خدمت‌تان بگویم در سفری، زنگی زده شد که فلان شخص می‌گفت بر روی چی شرط ببندم، آنطرف پای تلفن گفت روی فلان مورد شرط ببند و ما که فردا رسیدیم متوجه شدیم بله آن اتفاق افتاده است.در لیگ‌های دسته اول و پایین‌تر به دلیل آنکه نظارت کمتری اعمال می‌شود این موارد بیشتر است.در مورد شهر دیگری شناخت نداشتم چرا بروم ‌مثلا در جنوب ایران که هیچ تحقیق و شناختی نداشتم، فیلمم را بسازم.

 به هرحال فساد در فوتبال کشورمان محرز است با این تفاسیر چرا به سراغ لیگ برتر نرفته‌اید نه حالا تیم‌های خیلی مطرح، مثلا یک تیم خیالی که در لیگ برتر حضور دارد؟

دوست نداشتم به فضای شیکی که در لیگ برتر وجود دارد، ورود کنم.آن کسی که باید بفهمد، متوجه می‌شود.امکان دارد این موضوع هم در آن جهان باشد.در فیلم یک دیالوگی وجود دارد که خطاب به موسی گفته می‌شود: «به خدا، پیمان می‌خواهد این تیم را به جام حذفی ببرد»یعنی آنکه سهمیه جام حذفی بگیرد پس تمامی افرادی که درگیر این ماجرا هستند می‌توانند وارد یک لیگ بالاتر یا معتبر‌تر شوند.

یکی از نکات دیگری که درباره فیلم مطرح می‌شود و شاید کمی تو ذوق می‌زند این است که گریم موسی با برادرش کاملا متفاوت است، دلیل آن چیست؟

ما همین الان در میان آشناهایمان داریم که دو برادر اصلا شبیه به یکدیگر نیستند یکی کاملا بور است و دیگری قرمز و از این جنس قیافه‌ها دیده می‌شود اما چون یک در صد هزارتاست و همه‌گیر نیست ممکن است تو ذوق بزند.

گویا سکانس‌ها و سینماهای کمی را در اختیار فیلم‌تان قرار داده‌اند، دلیلش چه بوده و چرا بعد از چند روز اکران، به سراغ اکران آنلاین رفته‌اید؟

باید این سوال را از سینما‌دارها و شورای صنفی بپرسید.تمایل‌شان بر فیلم‌های کمدی است که می‌گویند، مردم فیلم‌های کمدی را بیشتر دوست دارند و ما سانس‌های بیشتری در اختیار آن فیلم‌ها قرار می‌دهیم.بعد از چند وقت متوجه می‌شویم برای فیلم، ساعت ۱۱صبح سانس می‌دهند و این توهین به من ِ فیلمساز است و دوست داری فیلم‌ات را از این قضیه نجات دهی .دوستم می‌گفت من به همراه عده‌ای، بلیت خریدم که در سانسی از قبل تعیین شده فیلم «بازی را بکش» را تماشا کنیم اما فیلم اصلا در آن سانس و سینما وجود نداشت وقتی این وقایع را می‌شنوید و صدای همه هم در آمده است، سعی می‌کنید از شکل دیگری وارد شوید.ان‌شاءالله در آینده همه سینماها، فیلم‌کمدی پخش کنند و لذت ببرند.من‌ نمی‌گویم فیلم کمدی بد است و اینکه تصمیم‌گیرنده هم نیستم. ظاهرا پژوهش صورت گرفته و آمار و ارقام می‌گویند، مردم دوست دارند کمدی تماشا کنند که به نظرِ من، دروغ است. 

 بازخوردهای مخاطبان چگونه است؟آیا فیلم برای کسی که اهل ورزش و فوتبال نیست، دیدنی ‌‌و جذاب است؟

خدا را شکر تقریبا با اینکه یک ماه از اکران گذشته و وارد اکران آنلاین شده، چه آشنا و چه غریبه فیلم را دوست داشته‌اند و جمله‌ای که به من می‌گفتند این بود: « بزرگ‌ترین نکته فیلمت این‌است که دروغ نمی‌گوید.»خصوصا کسانی که با این سوژه آشنا بودند.حتی افرادی که هم اهل ورزش نبودند از فیلم استقبال کرده‌اند.

در مورد اسم فیلمتان کمی توضیح می‌دهید؟ کلمه «بازی »که کاملا با سوژه اثر مرتبط است اما «بازی را بکش»کمی غریبانه است و انگار در دهان نمی‌چرخد؟

در رابطه با نام فیلم«بازی را بکش» باید بگویم این یک اصطلاح است«Kill the game» یعنی بازی که از قبل در آمده است و بر این اساس نامش را انتخاب کردیم.در هر ورزشی، بازیکن قمار‌باز و بدهکار وجود دارد، بازیکنی که دوست دارد ماشین یا خانه‌اش را عوض کند به مسافرت تفریحی برود و…آن‌ها چطور می‌خواهند این هزینه‌ها را تامین کنند؟با حقوق‌شان که نمی‌شود؛ بنابراین باید«بازی را بفروشند».

  ‌  با توجه به اینکه در نخستین فیلمتان دست بر روی یک موضوع جنجالی و ملتهب گذاشته‌اید، فکر می‌کنید که در آینده هم دنبال این سوژه‌ها باشید؟

درباره اینکه در آینده چه اتفاقی می‌افتد، نمی‌توان به قطعیت پیش‌بینی کرد اما من خودم اینچنین سوژه‌ها را دوست دارم که حول محور مسائل اجتماعی است چون اعتقاد دارم به دیگران کمک می‌کند که آینده درخشان‌تری برایشان رقم بزند. فیلمسازان اجتماعی (البته منظورم خودِ من نیست) شاخک‌های تیزی دارند، متوجه اطرافیانشان هستند و نسبت به هر چیزی حساس هستند که خیلی هم قابل تقدیر است.دوست دارم این مسیر را ادامه دهم و این حساس بودن سوژه‌ها برایم مهم است.

معمولا ساخت فیلم‌های ورزشی موفقیت‌آمیز نمی‌شود اما شما با فیلم «بازی را بکش» توجه‌ها را به خود جلب کردید در جشنواره، فیلم مخاطبان زیادی داشت، موافقید؟ 

موضوع فیلم، حساس بود نه صرفا به خاطر فوتبال بلکه در مورد فساد، شخصِ موسی تا پای جانش در برابر چیزی که اشتباه و غلط بود، ایستاد و افراد باید در برابر فساد حتی تا جایی که جانشان را از دست می‌دهند، ایستادگی کنند و این مساله شوخی بردار نیست.وقتی یک موضوع را به صورت جدی می‌خواهید ریشه‌کن کنید و از عادی‌سازی آن جلوگیری کنید باید تا انتها ایستادگی کنید، به همین دلیل است که برای مخاطبان، اثر جذاب است اول به دلیل مبارزه با فساد و دوم نباید اجازه دهید این مسائل عادی‌سازی شود که دیگر نمی‌توان جلوی آن را گرفت. چون زمانی که عادی شود به بخش‌ها و‌موضوعات دیگر سرایت می‌کند.

 

ارسال نظر