EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۰۶۲۸

مجلس تعطیل است یا تریبون افراطیون؟

اصرار بر بازگشت جلسات مجلس به صحن علنی، در ظاهر دفاع از جایگاه پارلمان و حقوق نمایندگان است، اما وقتی جلسات وبیناری همچنان برگزار می‌شود، تصمیم‌گیری‌های پارلمانی ادامه دارد پس پشت پرده قیل و قال و اتهام زنی برای بازگشایی صحن علنی مجلس سیاسی است نه دغدغه تقنین.

مجلس تعطیل است یا تریبون افراطیون؟
مردم سالاری

روزنامه مردم سالاری در گزارشی نوشت:

اصرار بر بازگشت جلسات مجلس به صحن علنی، در ظاهر دفاع از جایگاه پارلمان و حقوق نمایندگان است، اما وقتی جلسات وبیناری همچنان برگزار می‌شود، تصمیم‌گیری‌های پارلمانی ادامه دارد پس پشت پرده قیل و قال و اتهام زنی برای بازگشایی صحن علنی مجلس سیاسی است نه دغدغه تقنین.

آنچه افراطیون را عصبانی کرده است گویا توقف فعالیت مجلس نیست، آنها برای از دست رفتن تریبونی ناراحتند که از آن برای جدال سیاسی با رئیس مجلس و دیگر مسئولان استفاده می کردند.

مجلس تعطیل است یا صحن آن؟

انتقاد از ادامه برگزاری مجازی جلسات مجلس به یکی از محورهای مورد انتقاد نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری تبدیل شده است. ثابتی ها و رسایی ها در 8 ماه گذشته بارها از تعطیلی مجلس انتقاد کرده اند و حتی گاهی تهدید به تحصن در بهارستان کرده اند.

مطالبه‌ای که در نگاه نخست می‌تواند دفاع از جایگاه نظارتی و قانون‌گذاری مجلس تلقی شود، اما با این حال، پیش از پذیرش چنین ادعایی باید به یک تفاوت اساسی توجه کرد: تعطیلی صحن علنی در 8 ماه گذشته به معنای تعطیلی تمام فعالیت‌های مجلس نبوده است.

بدون شک مجلس نهادی است که کارکرد آن به حضور نمایندگان پشت صندلی‌های سبز و سخنرانی از تریبون محدود نمی‌شود، بلکه پیگیری امور حوزه‌های انتخابیه، بررسی مسائل کشور، مشارکت در رأی‌گیری‌ها و انجام فرایندهای نظارتی و اداری، بخش‌هایی از وظایف نمایندگان است که در جلسات وبیناری برقرار به آنها پرداخته می شود. پس نمی‌توان صرفاً به دلیل غیرحضوری بودن آنها، حکم به تعطیلی کامل مجلس داد.

دست به همین دلیل است که منتقدیدن جلسات وبیناری که مدام از تعطیلی مجلس سخن می گویند باید روشن کنند کدام وظایف و فرایندهای قانونی در این مدت متوقف مانده و چرا امکان رفع این اختلال‌ها از طریق سازوکارهای موجود وجود ندارد.

در غیر این صورت، استفاده مداوم از عنوان «تعطیلی مجلس» می‌تواند تصویری ناقص از واقعیت فعالیت پارلمان ارائه دهد، تصویری که در آن، شکل برگزاری جلسات جای خود فعالیت‌های مجلس را می‌گیرد.

تناقض گویی ثابتی سوژه شد

روز گذشته ویدئویی از امیرحسین ثابتی در فضای مجازی منتشر شد که در آن ثابتی مدعی شده بود صحن مجلس به بهانه‌های امنیتی تعطیل شده، در حالی که رئیس مجلس و برخی فرماندهان ارشد نظامی در همایش‌های مختلف حضور می‌یابند. وی همچنین ادعا کرد برخی جریان‌ها در پشت پرده علاقه‌مند به تعطیلی صحن هستند تا از تذکرات و پیگیری‌های ۵۰ نماینده فعال جلوگیری کنند.

انتشار این ادعاها از سوی رسایی موجی از انتقادات را نسبت به رفتار‌های تناقض‌آمیز این نماینده برانگیخته است. رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی با استناد به اخبار رسمی یادآور شدند که ثابتی در حالی از «تعطیلی هشت‌ماهه مجلس» سخن می‌گوید که تنها یک هفته پیش از این اظهارات، خود در جریان برگزاری نشست علنی صحن مجلس با رای مستقیم نمایندگان به عنوان عضو هیأت نظارت بر مطبوعات انتخاب شده بود!

وقتی رأی‌گیری صورت می‌گیرد و نماینده‌ای از طریق همین فرایند به مسئولیتی رسمی می‌رسد، ادعای تعطیلی این ابهام را به وجود می آورد که دقیقاً کدام بخش از فعالیت پارلمان متوقف شده است؟

عطش تریبون افراطیون

به نظر می رسد مهم‌ترین بخش ماجرا را باید در نسبت میان کارکرد پارلمان و استفاده سیاسی از تریبون آن جست‌وجو کرد. صحن علنی مجلس، علاوه بر محل بررسی و تصویب قوانین، بستری برای دیده شدن مواضع نمایندگان است. نطق‌ها، تذکرها و درگیری‌های لفظی در این فضا به‌سرعت بازتاب  پیدا می‌کنند و می‌توانند به ابزار فشار سیاسی تبدیل شوند

در شرایطی که افکار عمومی از نمایندگان انتظار دارد درباره مسائل اقتصادی، معیشت، سیاست خارجی و تصمیم‌های مهم کشور پاسخ‌گو باشند، برخی نمایندگان گویا به دنبال تریبون مجلس برای تقابل هستند.

در رفتار سیاسی نمایندگان تندرو، اصرار بر بازگشت به صحن علنی را می‌توان در کنار سابقه انتقادهای تند آنها از قالیباف و دیگر مسئولان بررسی کرد. به نظر می رسد نگرانی اصلی این نمایندگان، محدود شدن ظرفیت قانون‌گذاری و نظارت نیست بلکه کاهش امکان طرح علنی و رسانه‌ای منازعات سیاسی است.

این رویکرد آنها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخشی از انتقادها به‌جای تمرکز بر فهرستی روشن از وظایف متوقف‌شده مجلس، بر خود مفهوم تعطیلی و ضرورت حضور در صحن متمرکز می‌شود. در چنین شرایطی بنظر می رسد تلاش افراطیون برای بازگشت به صحن به دلیل امکان رویارویی مستقیم‌تر با رئیس مجلس و دیگر چهره‌های سیاسی است.

بدون شک نقد مسئولان به‌خودی‌خود نه تخلف است و نه نشانه سوءاستفاده از جایگاه نمایندگی و نظارت بر رفتار مسئولان از وظابف نمایندگان مردم است، اما همان‌طور که مسئولین نباید از نقد مصون باشند، منتقدان نیز باید در برابر این پرسش پاسخ‌گو باشند که حاصل عملی مطالبه‌شان برای مردم چیست؟

اگر بازگشت به جلسات حضوری قرار است افزایش تقابل‌های لفظی، تکرار اتهام‌ها و تولید حاشیه‌های سیاسی باشد، سود آن برای مردم چیست؟

انتظار ملت از پارلمان

اختلاف بر سر نحوه برگزاری جلسات نباید به جایگزینی برای بحث درباره کارنامه و مسئولیت‌های مجلس تبدیل شود. مردم از نمایندگان انتظار دارند در شرایط دشوار اقتصادی، درباره گرانی، اشتغال، کاهش قدرت خرید و... تصمیم بگیرند، بر عملکرد مسئولان نظارت کنند و در صورت مشاهده تخلف یا ناکارآمدی، با ابزارهای قانونی پیگیر آن باشند.

نباید فراموش کرد که صحن علنی مجلس باید محل پاسخ‌خواهی از قدرت باشد، اما این پاسخ‌خواهی زمانی اعتبار دارد که در خدمت حل مسائل کشور قرار گیرد، نه محلی برای تسویه حساب های سیاسی.

بحث اصلی نه دفاع بی‌قیدوشرط از جلسات وبیناری است و نه انکار اهمیت صحن علنی. مسئله این است که هیچ‌یک از این دو شیوه برگزاری نباید به پوششی برای فراموش شدن وظایف اصلی مجلس تبدیل شود.

اگر جلسات غیرحضوری در بخش‌هایی از کار پارلمان اختلال ایجاد کرده‌اند، باید آن اختلال‌ها دقیق و مستند بیان شوند. اگر هم جلسات ادامه دارند و فرایندهای مهمی مانند رأی‌گیری و انتخاب نمایندگان در آنها انجام می‌شود، اطلاق عنوان تعطیلی کامل مجلس نیازمند توضیح بیشتری است.

در این میان، منتقدین تندرو باید روشن کنند که اصرارشان بر بازگشت به صحن علنی دقیقاً چه دستاوردی برای انجام وظایف نمایندگی خواهد داشت. در غیر این صورت، مناقشه بر سر تعطیلی مجلس ممکن است بیش از آنکه بحثی درباره کارآمدی پارلمان باشد، به جدالی بر سر شکل و محل بیان اختلافات سیاسی تبدیل شود، جدالی که در آن، تریبون بیش از مسئله و تقابل بیش از نتیجه اهمیت پیدا می‌کند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار