EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۰۷۶۷

زخم‌های نادیده جنگ بر جامعه

جنگ تنها با صدای انفجار، تخریب ساختمان‌ها و خسارت‌های مستقیم شناخته نمی‌شود؛ بخش مهم‌تر و گاه پنهان‌تر پیامدهای جنگ، تغییراتی است که در ساختار اجتماعی، روابط خانوادگی، سلامت روان و احساس امنیت مردم ایجاد می‌کند

زخم‌های نادیده جنگ بر جامعه
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

جنگ تنها با صدای انفجار، تخریب ساختمان‌ها و خسارت‌های مستقیم شناخته نمی‌شود؛ بخش مهم‌تر و گاه پنهان‌تر پیامدهای جنگ، تغییراتی است که در ساختار اجتماعی، روابط خانوادگی، سلامت روان و احساس امنیت مردم ایجاد می‌کند. تجربه جوامع مختلف نشان داده است که پایان درگیری نظامی الزاماً به معنای پایان آثار جنگ نیست. بسیاری از آسیب‌ها زمانی آشکار می‌شوند که جامعه از مرحله اضطرار عبور کرده و افراد دوباره با مشکلات اقتصادی، روانی و اجتماعی خود مواجه می‌شوند. در شرایط جنگی، اولویت ذهن انسان حفظ بقاست. ترس از آینده، نگرانی درباره امنیت خانواده، از دست دادن شغل یا دارایی و تجربه مداوم تهدید، باعث می‌شود بسیاری از نیازهای اساسی زندگی به حاشیه برود. به همین دلیل، طولانی شدن جنگ می‌تواند به تدریج نه تنها سلامت روان افراد، بلکه بنیان‌های اجتماعی یک جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.

بر اساس اظهارات معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، آسیب‌های روانی ناشی از جنگ معمولاً بلافاصله خود را نشان نمی‌دهند و ممکن است ماه‌ها پس از پایان بحران آشکار شوند. به گفته او، در بررسی‌های انجام‌شده پس از جنگ‌های اخیر، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد مناطق تحت تاثیر، علائم حاد استرس را تجربه کرده‌اند و در میان افرادی که خسارت‌های شدیدتری مانند از دست دادن خانه یا دارایی را تجربه کرده بودند، این میزان به ۳۰ تا ۴۰ درصد رسیده است. این علائم در صورت نبود مداخله به‌موقع می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تبدیل شود.

تبدیل امید به حس ناامیدی

اما بحران روانی جنگ فقط محدود به افرادی که مستقیماً در معرض حمله یا خسارت قرار گرفته‌اند نیست. جنگ می‌تواند احساس ناامنی را در سطح گسترده جامعه ایجاد کند؛ احساسی که به مرور بر تصمیم‌های فردی و جمعی تاثیر می‌گذارد. وقتی خانواده‌ها آینده را نامطمئن ببینند، تصمیم‌های مهم زندگی مانند ازدواج، فرزندآوری یا سرمایه‌گذاری برای آینده نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد. یکی از نخستین حوزه‌هایی که از نااطمینانی اجتماعی تاثیر می‌پذیرد، خانواده است. خانواده در شرایط عادی محل دریافت حمایت عاطفی و روانی است، اما فشارهای طولانی‌مدت اقتصادی و روانی می‌تواند همین نهاد حمایتی را تحت فشار قرار دهد. افزایش اضطراب، تحریک‌پذیری، نگرانی مالی و احساس بی‌آیندگی ممکن است به افزایش تعارض‌های خانوادگی، خشونت خانگی و در نهایت افزایش احتمال طلاق منجر شود.

رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره نیز هشدار داده است که طولانی شدن استرس ناشی از بحران‌ها می‌تواند پیامدهای گسترده اجتماعی داشته باشد. به گفته او، جامعه ممکن است در زمان وقوع بحران برخی آسیب‌ها را کمتر مشاهده کند، اما پس از عبور از مرحله اضطرار، مشکلاتی مانند افزایش طلاق، همسرآزاری و آسیب‌های روانی می‌تواند آشکارتر شود.

کاهش فرزندآوری

کاهش فرزندآوری نیز یکی دیگر از پیامدهای قابل بررسی در شرایط بی‌ثباتی است. تصمیم برای داشتن فرزند بیش از آنکه فقط یک انتخاب شخصی باشد، به میزان امید اجتماعی، امنیت اقتصادی و تصور افراد از آینده وابسته است. هنگامی که خانواده‌ها با نگرانی درباره تامین هزینه‌های زندگی، مسکن، اشتغال و امنیت روبه‌رو هستند، طبیعی است که بسیاری از آنها تصمیم به فرزندآوری را به تعویق بیندازند یا تعداد فرزندان خود را کاهش دهند. از سوی دیگر، جنگ و پیامدهای اقتصادی آن می‌تواند زمینه آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد را نیز افزایش دهد. فشار روانی مداوم، احساس ناتوانی در کنترل شرایط و تلاش برای فرار موقت از اضطراب، در برخی افراد می‌تواند احتمال گرایش به مصرف مواد را بیشتر کند. معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی نیز اشاره کرده است که حتی افرادی که در مسیر درمان اعتیاد قرار دارند، در شرایط جنگی ممکن است به دلیل مشکلات دسترسی به دارو یا افزایش فشارهای روانی، با وضعیت دشوارتری مواجه شوند. یکی از مهم‌ترین آثار جنگ طولانی، فرسایش سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی بر پایه اعتماد، همکاری و احساس تعلق شکل می‌گیرد. زمانی که افراد برای مدت طولانی با ترس، نااطمینانی و فشار اقتصادی زندگی کنند، اعتماد آنها به آینده و حتی به نهادهای اجتماعی ممکن است کاهش یابد. جامعه‌ای که شهروندان آن احساس کنند امکان برنامه‌ریزی برای آینده ندارند، با کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش انزوای فردی مواجه می‌شود. از این منظر، سلامت روان یک موضوع فردی صرف نیست؛ بلکه مسئله‌ای اجتماعی و ملی است. اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی تنها مشکلات شخصی افراد نیستند، بلکه بر روابط خانوادگی، بهره‌وری اقتصادی، تربیت نسل آینده و کیفیت زندگی عمومی تاثیر می‌گذارند.

نیاز مردم به خدمات اورژانسی روانشناسی

بررسی‌های انجام‌شده توسط سازمان بهزیستی نشان می‌دهد که پس از جنگ، نیاز به خدمات روان‌شناختی گسترده وجود دارد. در یک سنجش ملی ترومای روانی جنگ، بیش از ۸۰ هزار نفر شرکت کردند و حدود ۲۰ درصد شرکت‌کنندگان به عنوان افراد پرخطر شناسایی شدند که نیازمند پیگیری تخصصی بودند. این داده‌ها نشان می‌دهد که مدیریت پیامدهای جنگ تنها به بازسازی فیزیکی محدود نمی‌شود و بازسازی روانی و اجتماعی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در نهایت، مهم‌ترین درس جامعه‌شناختی جنگ این است که آثار آن تنها در میدان نبرد باقی نمی‌ماند؛ جنگ می‌تواند وارد خانه‌ها، روابط خانوادگی، تصمیم‌های شخصی و حتی نگاه افراد به آینده شود. اگر برای کاهش آسیب‌های روانی و اجتماعی برنامه‌ریزی نشود، پیامدهای جنگ ممکن است سال‌ها پس از پایان درگیری ادامه پیدا کند. جامعه پس از جنگ تنها به بازسازی ساختمان‌ها نیاز ندارد؛ بلکه نیازمند بازسازی اعتماد، امید، سلامت روان و احساس امنیت است. آینده یک جامعه نه فقط با میزان خسارت‌های مادی جنگ، بلکه با توانایی آن در ترمیم زخم‌های اجتماعی و انسانی سنجیده خواهد شد.

جنگ؛ زخمی که دیر دیده می‌شود

۱۰ تا ۱۵ درصد افراد مناطق تحت‌تأثیر جنگ، علائم حاد استرس را تجربه کرده‌اند. در میان افرادی که خانه یا دارایی خود را از دست داده‌اند، این میزان به ۳۰ تا ۴۰ درصد رسیده است. در یک سنجش ملی ترومای روانی جنگ، حدود ۲۰ درصد شرکت‌کنندگان در گروه افراد پرخطر شناسایی شدند. پیامدهای روانی جنگ می‌تواند ماه‌ها پس از پایان درگیری، در قالب افسردگی، اضطراب، اختلالات خانوادگی و آسیب‌های اجتماعی بروز کند.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار