سایه سیاست بر سر جام جهانی
از همان آغاز مسابقات جام جهانی روشن بود که سیاست، حضوری پررنگ در حاشیه جام خواهد داشت؛ از بحثهای مربوط به حضور تیم ملی ایران و مخالفتهای دونالد ترامپ با ادامه اقامت و حضور آن در آمریکا که بازتاب گستردهای یافت، تا صفبندیهای سیاسی پیرامون برخی تیمها و بازیکنان.
صلاح الدین خدیو در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
از همان آغاز مسابقات جام جهانی روشن بود که سیاست، حضوری پررنگ در حاشیه جام خواهد داشت؛ از بحثهای مربوط به حضور تیم ملی ایران و مخالفتهای دونالد ترامپ با ادامه اقامت و حضور آن در آمریکا که بازتاب گستردهای یافت، تا صفبندیهای سیاسی پیرامون برخی تیمها و بازیکنان.
در چنین فضایی، طبیعی بود که بزرگترین رویداد ورزشی جهان نیز نتواند خود را بهطور کامل از سایه سیاست دور نگه دارد.
دیدار پایانی جام جهانی بیش از آنچه تصور میشد، رنگوبوی سیاسی به خود گرفت. مقامات ایرانی آشکارا از پیروزی اسپانیا و شکست آرژانتین ابراز خرسندی کردند. در مقابل، اسرائیلیها که برای قهرمانی آرژانتین لحظهشماری میکردند، با به صدا درآمدن سوت پایان بازی، شب را با اندوه و تلخکامی به پایان رساندند.
در ذات خود، ورزش قرار است عرصهای برای عبور از مخاصمات سیاسی، کینههای تاریخی و شکافهای ایدئولوژیک باشد؛ لحظاتی که در آن سیاست به حاشیه میرود و رقابت سالم و دوستی میان ملتها مجال بروز پیدا میکند. با این حال، فینال نشان داد که گاه سیاست حتی به مستطیل سبز نیز راه مییابد.
اسپانیا و آرژانتین از نظر فرهنگی، زبانی، دینی و اجتماعی پیوندی عمیق دارند. اکثریت مردم آرژانتین اسپانیاییزباناند و بخش بزرگی از آنان ریشه در مهاجرانی دارند که بهویژه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم از اسپانیا راهی آمریکای جنوبی شدند. البته پیش از آن نیز آرژانتین بخشی از امپراتوری استعماری اسپانیا بود؛ یادگاری از روزگاری که مادرید یکی از بزرگترین قدرتهای دریایی جهان بهشمار میرفت و آمریکای لاتین تجلی دنیای اسپانیایی در خارج از متروپل اصلی بود.
با وجود این اشتراکات تاریخی، رهبران کنونی دو کشور در دو سوی طیف سیاسی ایستادهاند. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، سیاستمداری سوسیالدموکرات و چپ میانه است که از اقتصاد بازار همراه با دولت رفاه دفاع میکند. در مقابل، خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، لیبرتارینی راستگرا و طرفدار کوچکسازی دولت، خصوصیسازی گسترده و بازار آزاد است.
اختلاف آنها تنها به اقتصاد محدود نمیشود. میلی از نزدیکترین متحدان سیاسی دونالد ترامپ و از سرسختترین حامیان اسرائیل است، در حالی که سانچز از تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ حمایت میکند و از منتقدان جدی ترامپ و سیاستهای دولت اسرائیل به شمار میرود.
رابطه اسپانیا و آرژانتین را میتوان تا حدی با نسبت بریتانیا و کشورهای انگلیسیزبان برآمده از امپراتوری آن، مانند کانادا، استرالیا و ایالات متحده، مقایسه کرد؛ کشورهایی با پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی که با وجود اشتراکات فراوان، گاه در عرصه سیاست مسیرهای متفاوتی را برمیگزینند.
با وجود ستارهای چون لیونل مسی که محبوبیتش فراتر از مرزهای سیاسی و ایدئولوژیک است، شکاف میان سانچز و میلی تا اندازهای بر فضای فینال و احساسات هواداران سایه انداخت. حتی میتوان گفت این مسابقه، بیش از دیدار انگلیس و آرژانتین در نیمهنهایی ــ که خاطره جنگ فالکلند بر آن سنگینی میکرد ــ تحت تأثیر صفبندیهای سیاسی قرار گرفت.
جام جهانی ۲۰۲۶ یادآور این واقعیت بود که فوتبال همچنان میتواند زبان مشترک ملتها باشد، اما در جهانی که سیاست بر همهچیز سایه افکنده، حتی محبوبترین ورزش دنیا نیز گاه ناگزیر بازتابدهنده شکافها، رقابتها و منازعات ژئوپلیتیکی عصر خود میشود.