EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۳۹۱۱

دستگیری دوست قدیمی به اتهام دزدی

پس از ثبت گزارش سرقت چند میلیارد طلا و دلار از یک پیرمرد، پلیس مشهد دوست قدیمی مال‌باخته را به اتهام دزدی دستگیر کرد.

دستگیری دوست قدیمی به اتهام دزدی

 چند روز قبل، پیرمردی با ظاهری آراسته و رفتاری متین به همراه چند برگه اظهارات تایپ‌شده به کلانتری احمدآباد رفت. پیرمرد به مأموران گفت که آمده تا از مباشرش به اتهام سرقت ۲۵ هزار دلار و ده‌ها گرم طلا شکایت کند. پیرمرد در ادامه با ارائه مشخصاتی از متهم مدعی شد که با این فرد سابقه دوستی قدیمی دارد و پیش از مراجعه به کلانتری با یکدیگر مشاجره داشته‌اند.

موضوعی که سبب اهمیت موضوع شد و سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمدآباد مشهد، به منظور پیشگیری از هرگونه درگیری و حوادث احتمالی بعدی، با صدور دستوراتی تخصصی، سروان جواد ابراهیمی، رئیس دایره تجسس این مرکز پلیس را مأمور راستی آزمایی و رسیدگی فوری به این پرونده کرد.

در آغاز رسیدگی به پرونده، شاکی که پیش از این اظهاراتش را چاپ کرده بود، با ارائه مستندات و فهرستی از اموال سرقتی‌اش توضیح داد؛ دو پسر دارد که در خارج از کشور زندگی می‌کنند. پسرانی که به سختی برایش پول منتقل می‌کنند و پیرمرد با دلار‌های آن‌ها در کار ساخت وساز مجتمع‌های مسکونی است.

پیرمرد با این توضیحات مقدماتی درباره شکایتش به مأموران گفت: چند روز پیش، زمانی که قصد رفتن به میهمانی داشتیم، همسرم متوجه جای خالی گردنبندها، انگشتر‌های برلیان، گوشواره‌ها و سایر طلاهایش شد. در محل نگهداری این طلا‌ها ۲۵ هزار دلار داشتم. با اینکه نمی‌خواستم زود قضاوت کنم، اما از همان اول می‌دانستم این سرقت کار یک نفر می‌تواند باشد. دلیلش هم این بود که فقط او از محل نگهداری طلا و دلار در خانه دوبلکس ما خبر داشت.

رفاقتی که به دزدی ختم شد

پیرمرد در ادامه اتهاماتش به این فرد، مدعی شد: آشنایی من و مهدی به سال‌ها قبل بازمی گردد. او کارمند یک اداره بود و پس از اینکه بازنشسته شد، او را برای انجام امور اداری و تجاری دعوت به کار کردم. مهدی از هفت سال قبل که به استخدام من درآمد، در واقع به عنوان یک مباشر کار می‌کرد. او مسئول انجام بسیاری از امور ما در ادارات مختلف بود. گاهی اوقات مهدی به دفتر می‌آمد و برخی روز‌ها نیز برای کار به خانه ما می‌آمد. در دی ماه مدتی کسالت داشتم و درگیر بیماری بودم.

پس از بهبودی و ترخیص از بیمارستان، در روزی که قصد شرکت در یک میهمانی را داشتیم، همسرم متوجه جای خالی طلاهایش شد. برخی از این طلا‌ها یادگاری بودند و او از گم شدن آن‌ها به شدت عصبانی بود. پس از این ماجرا با نگهبان و کارگران صحبت کردم، همه ابراز بی اطلاعی کردند. بعد یادم آمد که اواخر پاییز مهدی در خانه ما بوده است و همان زمان دید که از محل نگهداری دلارها، ۵ هزار دلار برداشتم. او بعد سؤالات متعددی درباره محل نگهداری طلا‌ها و دلار‌ها از من پرسید.

پیرمرد با ارائه یک پلاستیک حاوی دو زنجیر طلا و چهار انگشتر بدلی به مأموران، مدعی شد: پس از تحقیق با مهدی تماس گرفتم و به او گفتم که‌ می‌دانم سرقت طلا و دلار‌ها کار تو بوده است. باید آن‌ها را برگردانی. او در پاسخ به من، مدام از دزدی ابراز بی اطلاعی می‌کرد و‌ می‌گفت که آقا کار من نیست.

من به او گفتم حاج خانم از سرقت طلاهایش عصبانی است و اگر آن‌ها را برنگردانی به ناچار از تو شکایت می‌کنم. صبح روز بعد، در حیاط خانه این پلاستیک را پیدا کردم. داخل این پلاستیک دو زنجیر طلا متعلق به همسرم و چهار انگشتر بدلی بود. نگهبان همسایه به من گفت که مهدی را دیده که آن‌ها را داخل حیاط خانه ما پرتاب کرده است. با مهدی تماس گرفتم و گفتم باقی طلا‌ها و دلار‌ها را چه کار کردی؟ یک بار دیگر او را به شکایت تهدید کردم. اول مدعی شد که اصلا نمی‌داند درباره چه موضوعی صحبت می‌کنم، اما یک ساعت بعدش به خانه ما آمد. 

او گفت طلا‌ها دست یک طلافروش است و، چون بازار تعطیل شده است نمی‌تواند آن‌ها را پس بدهد. مهدی از من خواست چند روز صبر کنم، اما وقتی درباره دلار‌ها پرسیدم طفره رفت. وقتی به او گفتم که شکایت می‌کنم، گفت که هرکاری می‌خواهی بکن. موضوعی که سبب شد چشم روی سال‌ها دوستی با او ببندم و به کلانتری بیایم.

از ادعای قرض گرفتن تا اعتراف به دزدی

با ثبت اظهارات شاکی، مأموران با هماهنگی مقام قضایی متهم را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند. متهم پس از انتقال به کلانتری منکر انجام هرگونه جرمی شد. او در اظهارات اولیه اش مدعی شد به دلیل مشکلات مالی، از شاکی مقداری طلا قرض گرفته و قصد داشته است در آینده‌ای نزدیک بازگرداند.

او پس از مواجهه با شاکی، در اظهاراتی متناقض مدعی شد که از محل نگهداری اموال اطلاعی نداشته است، اما تیم تحقیق پس از هماهنگی با مقام قضایی و در بازبینی از تلفن همراه متهم به مدارک متعددی از جمله تصاویر طلا‌های سرقتی، رسید واریز پول و مکاتبه با یک واحد صنفی طلافروشی دست پیدا کردند. متهم پس از رویارویی با این مدارک سرانجام مدعی شد: آن طور که شاکی می‌گوید نیست. من کلید خانه آن‌ها را نداشتم، اما چندی قبل که در منزل شاکی سه ساعت حضور داشتم، طلا‌های آن‌ها را برداشتم.

متهم با رد اتهام سرقت ۲۵ هزار دلار درباره سرنوشت طلا‌ها و دلیل بازگرداندن زیورآلات بدلی، توضیح داد: من دلاری ندیدم و سرقت نکردم، اما بخشی از طلا‌هایی که برداشتم، بدون فاکتور به یک طلافروشی فروختم. طلا‌هایی که فروختم شامل دو گردنبند، سه گوشواره و انگشتر بود که درمجموع حدود ۶۵ گرم وزن داشت که به ازای آن یک میلیارد و ۱۷۶ میلیون تومان برایم در چند مرحله واریز کرد. وقتی حاج آقا متوجه سرقت طلا‌ها شد، مابقی را نفروختم و آن‌ها را به همراه چند قطعه زیورآلات بدلی به او برگردانم تا شاید از شکایت منصرفش کنم.

در ادامه رسیدگی به پرونده، مأموران طلافروش را شناسایی و او را احضار کردند. این شخص که مدعی بود یک کاسب معتبر است در اظهاراتش به مأموران گفت که از سال‌ها قبل با متهم آشنا بوده است. شناختی که سبب شده وقتی مهدی به او مراجعه کرده و گفته طلا‌ها متعلق به همسر و دخترش است، باور کند و طلا‌ها و جواهرات را خریداری کند. هرچند تحقیقات پلیس درباره این پرونده ادامه دارد، اما پس از این اعترافات، پرونده متهم و مال خر به منظور ادامه تحقیقات و رسیدگی قضایی به دادسرا ارجاع شد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار