EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۳۸۸۱

امید را باید به متن زندگی جوانان برگرداند

علیرضا رحیمی - معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان

امید را باید به متن زندگی جوانان برگرداند

سال‌هاست درباره جوانان حرف می‌زنیم؛ از ظرفیت‌ها، انرژی و سرمایه انسانی‌شان می‌گوییم، اما پرسش اساسی این است که آیا به همان اندازه که درباره‌شان سخن گفته‌ایم، برای شنیدن‌شان هم وقت گذاشته‌ایم؟

در گفت‌وگوهایی که با جوانان در استان‌های مختلف داشته‌ام، بیش از هر چیز یک نگرانی مشترک شنیده می‌شود: نگرانی از «بی‌افقی». بسیاری از آنان نه الزاما در پی کنش سیاسی‌اند و نه در جست‌وجوی تقابل؛ آنچه می‌خواهند، یک مسیر قابل پیش‌بینی برای زندگی است. شغل پایدار، امکان تشکیل خانواده، دسترسی عادلانه به فرصت‌ها و اطمینان از اینکه تلاش‌شان به نتیجه می‌رسد. وقتی این مسیر مبهم می‌شود، سرمایه روانی جامعه آسیب می‌بیند.

واقعیت این است که فشارهای اقتصادی سال‌های اخیر، از تورم گرفته تا دشواری‌های بازار کار، سهم بزرگی در فرسایش امید داشته است. اما تجربه می‌گوید مسأله فقط اقتصاد نیست. جوان امروز بیش از گذشته در معرض مقایسه است؛ جهان را می‌بیند، استانداردها را می‌شناسد و سرعت تحولات را لمس می‌کند. اگر احساس کند سهم او از پیشرفت نامشخص یا دست‌نیافتنی است، طبیعی است که دچار سرخوردگی شود. این سرخوردگی اگر انباشته شود، به بی‌اعتمادی می‌انجامد و بی‌اعتمادی سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند.

از سوی دیگر، شکاف نسلی را نباید انکار کرد. زبان نسل جدید، زبانی مستقیم، شفاف و مبتنی بر عدد و برنامه است. آنان کمتر با کلی‌گویی قانع می‌شوند و انتظار دارند درباره مسائل ملموس زندگی‌شان پاسخ‌های دقیق بشنوند. اگر گفت‌وگو به‌جای تبیین روشن، به تعارف‌های سیاسی یا تقلیل مسائل به دوگانه‌های ساده محدود شود، فاصله عاطفی بیشتر می‌شود.

به عنوان کسی که در حوزه جوانان مسئولیت دارد، باور دارم اولین گام، بازسازی همین گفت‌وگوست. باید سازوکارهای مشارکت جوانان را واقعی‌تر و اثرگذارتر کنیم؛ نه صرفا در قالب جلسات نمادین، بلکه با سپردن بخشی از تصمیم‌سازی‌ها به خود آنان. تجربه نشان داده هرجا جوانان احساس کرده‌اند دیده می‌شوند و نقش دارند، سطح همکاری و امید نیز افزایش یافته است.

در کنار آن، شفافیت در سیاست‌گذاری اهمیت دارد. جوانان باید بدانند برنامه‌ها چیست، منابع چگونه تخصیص می‌یابد و چه زمان‌بندی‌ای برای تحقق وعده‌ها وجود دارد. اعتماد، محصول صداقت و ثبات در عمل است؛ نه صرفا شعارهای امیدوارکننده.

همچنین باید مراقب باشیم جامعه را به دوقطبی‌های فرساینده نکشانیم. جوان ایرانی، با همه نقدها و گلایه‌ها، دل در گرو آینده همین سرزمین دارد. اگر احساس کند می‌تواند در همین چارچوب، زندگی آبرومند و رو به رشدی بسازد، انگیزه ماندن و ساختن تقویت می‌شود. اما اگر چشم‌انداز تیره باشد، میل به کناره‌گیری یا مهاجرت افزایش می‌یابد و این برای آینده کشور هزینه‌ساز است.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازآفرینی امید هستیم؛ امیدی واقع‌بینانه، نه شعاری. این امید از مسیر اصلاح تدریجی، کارآمدی در اجرا، کاهش بی‌عدالتی‌های آشکار و تقویت سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد. جوانان سرمایه راهبردی ایران‌اند. حفظ این سرمایه، پیش از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، ضرورتی ملی است.

هنوز فرصت برای تقویت اعتماد و ترمیم پیوندها وجود دارد. شرط آن، شنیدن بی‌واسطه، گفت‌وگوی صادقانه و عمل قابل سنجش است. آینده ایران، در گرو کیفیت رابطه امروز ما با نسل جوان است.

ارسال نظر

آخرین اخبار