EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۴۹۸۳

جشنواره هنرهای تجسمی فجر و مسأله مخاطب/ هنر در حاشیه جامعه

شعار محوری جشنواره، «هنر برای مردم» عنوان شده است؛ شعاری که اگر به‌درستی اجرا شود، می‌تواند نقطه‌ی عطفی در تاریخ این رویداد باشد اما با تأسف باید پذیرفت که این سخنان همواره در حد شعار باقی مانده و از آن فراتر نمی‌روند.

جشنواره هنرهای تجسمی فجر و مسأله مخاطب/ هنر در حاشیه جامعه

جشنواره هنرهای تجسمی فجر یکی از رویدادهای رسمی حوزه هنرهای بصری در ایران است که از میانه‌ دهه هشتاد به تقویم فرهنگی کشور اضافه شد. این جشنواره در کنار رویدادهایی مانند جشنواره فیلم فجر، موسیقی فجر و تئاتر فجر شکل گرفت اما هیچ‌گاه به اندازه آن‌ها در کانون توجه رسانه‌ها و افکار عمومی قرار نداشت.

در طول سال‌های گذشته، جشنواره تجسمی فجر میزبان رشته‌های متنوعی از جمله نقاشی، مجسمه‌سازی، عکاسی، خوشنویسی، نگارگری، طراحی گرافیک و هنرهای معاصر بوده است. هدف این جشنواره ایجاد بستری برای معرفی هنرمندان، تقویت جریان هنرهای تجسمی و ایجاد ارتباط میان هنرمندان سراسر کشور عنوان شده است؛ با این حال این رویداد همواره بیش از آن‌که یک جشنواره‌ مردمی باشد، محفلی تخصصی برای هنرمندان و فعالان این حوزه تلقی شده است.

هجدهمین دوره؛ جشنواره‌ای با ادعای تغییر

هجدهمین دوره‌ جشنواره هنرهای تجسمی فجر اما با رویکردی متفاوت نسبت به سال‌های گذشته آغاز شده است. مسئولین این دوره اعلام کرده‌اند که جشنواره دیگر محدود به یک بازه‌ی زمانی کوتاه در تهران نیست و به شکل فرآیندی گسترده‌تر در استان‌های مختلف کشور برگزار می‌شود. بخش ملی این دوره با عنوان «سرزمین من» و با محوریت موضوع «آب» آغاز شده؛ موضوعی که آشکارا به یکی از مهم‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی ایران اشاره دارد.

شعار محوری، جشنواره نیز «هنر برای مردم» عنوان شده است؛ شعاری که اگر به‌درستی اجرا شود، می‌تواند نقطه‌ عطفی در تاریخ این رویداد باشد اما با تأسف باید پذیرفت که این سخنان همواره در حد شعار باقی مانده و از آن فراتر نمی‌روند. مدیران جشنواره از تغییرات ساختاری سخن گفته‌اند و حتی تأکید کرده‌اند که این تغییرات ممکن است برای برخی غیرمنتظره باشد. همچنین وعده داده شده که پس از برگزاری جشنواره، نشست‌های آسیب‌شناسی و ارزیابی برگزار شود تا مسیر آینده روشن‌تر شود.

اما پرسش اینجاست؛ آیا این تغییرات، صرفاً جابه‌جایی در شکل برگزاری است یا نشانه‌ای از تحول واقعی در نسبت جشنواره با جامعه؟

در سایه‌ی رکود جشنواره‌های بزرگ‌تر

امسال فضای فرهنگی کشور به‌خصوص جشنواره‌های فجر تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی و حوادث دی ماه با نوعی احتیاط و رکود همراه بوده است. جشنواره‌های موسیقی و حتی فیلم فجر که مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور محسوب می‌شود با کاهش محسوس استقبال مخاطبان روبه‌رو بودند. برخی سالن‌ها نیمه‌خالی ماندند و بسیاری از تحلیلگران از کاهش شور عمومی سخن گفتند.

در چنین شرایطی، جشنواره هنرهای تجسمی فجر که همواره مخاطب محدودتری داشته با چالشی جدی‌تر روبه‌روست؛ اگر جشنواره‌ای چون فیلم فجر با آن همه سابقه و جذابیت عمومی دچار افت مخاطب می‌شود، جشنواره‌ای که اساساً مخاطب عام گسترده‌ای نداشته، چگونه می‌خواهد جایگاه خود را تثبیت کند؟

مخاطب؛ همواره در حاشیه

یکی از جدی‌ترین پرسش‌ها درباره‌ی جشنواره هنرهای تجسمی فجر جایگاه مخاطب در آن است. این رویداد سال‌هاست بیشتر در میان هنرمندان، داوران، مدیران فرهنگی و گالری‌داران جریان دارد تا در میان مردم عادی. حتی زمانی که نمایشگاه‌ها برای عموم باز است، حجم مخاطبان معمولاً محدود به جامعه‌ هنری یا دانشجویان هنر می‌شود.

باید از مسئولان هجدهمین دوره‌ جشنواره هنرهای تجسمی فجر درخصوص معنای شعار «هنر برای مردم» چند سوال پرسید: 

آیا زبان آثار ارائه‌شده برای مخاطب غیرحرفه‌ای قابل درک است؟

آیا سازوکارهایی برای توضیح، گفت‌وگو و تعامل با مخاطب در نظر گرفته شده است؟

آیا جشنواره صرفاً آثار را نمایش می‌دهد یا زمینه‌ای برای مشارکت اجتماعی و آموزش عمومی نیز فراهم می‌کند؟

گسترش جشنواره به استان‌ها گامی مثبت تلقی می‌شود اما به‌تنهایی به معنای مردمی‌شدن نیست. مردمی‌شدن زمانی اتفاق می‌افتد که مخاطب احساس کند این رویداد درباره او و برای اوست، نه صرفاً گزارشی از فعالیت‌های رسمی فرهنگی.

رویدادی نمایشی یا تأثیرگذار؟

نکته مهم دیگر میزان تأثیرگذاری جشنواره بر جریان واقعی هنر تجسمی کشور است. آیا این رویداد توانسته به کشف استعدادهای تازه، حمایت عملی از هنرمندان جوان و ایجاد بازار پایدار برای آثار هنری کمک کند؟ یا بیشتر به ارائه‌ آمار شرکت‌کنندگان و برگزاری آیین‌های افتتاحیه و اختتامیه محدود مانده است؟

تمرکز بر موضوعاتی چون «آب» نشان می‌دهد که جشنواره تلاش دارد به مسائل روز جامعه نزدیک شود اما تأثیرگذاری واقعی زمانی رخ می‌دهد که این آثار بتوانند به گفتمان عمومی وارد شوند، رسانه‌ها آن‌ها را جدی بگیرند و گفت‌وگویی اجتماعی حول آن‌ها شکل بگیرد. در غیر این صورت خطر آن وجود دارد که جشنواره نیز به رویدادی مناسبتی بدل شود؛ رویدادی که هر سال برگزار می‌شود، گزارش آن منتشر می‌شود اما ردپای عمیقی در حافظه‌ جمعی جامعه باقی نمی‌گذارد.

جشنواره هنرهای تجسمی فجر در آستانه یک آزمون جدی

هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ از یک سو تغییر ساختار و توجه به مسائل اجتماعی می‌تواند نشانه‌ بلوغ و بازنگری باشد. از سوی دیگر فضای عمومی کشور و کاهش اعتماد و مشارکت فرهنگی، آزمونی جدی پیش روی این رویداد قرار داده است.

اگر جشنواره بتواند میان هنرمند و مخاطب پلی واقعی ایجاد کند، فرصت گفت‌وگو بسازد و هنر را از فضای محدود تخصصی خارج کند، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین رویدادهای اثرگذار هنرهای تجسمی ایران تبدیل شود اما اگر مخاطب همچنان در حاشیه بماند، حتی گسترده‌ترین تغییرات ساختاری نیز نمی‌تواند آن را از سایه‌ کم‌توجهی بیرون بیاورد.

پرسش نهایی همچنان پابرجاست؛ جشنواره هنرهای تجسمی فجر می‌خواهد «ویترین رسمی هنر» باشد یا «میدان گفت‌وگوی جامعه با هنر»؟

ارسال نظر

آخرین اخبار