EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۵۵۴۵

مجید قیصری: ادبیات ما یک رنگین‌کمان است اما از تنوع آن غافل مانده‌ایم

مجید قیصری، داستان‌نویس معاصر، در گفت‌وگویی درباره رمان در دست نگارشش، وضعیت داستان‌نویسی امروز ایران، غلبه روایت‌های آپارتمانی، کمبود پژوهش و مطالعه در میان نویسندگان و تغییر ذائقه مخاطب صحبت کرد.

مجید قیصری: ادبیات ما یک رنگین‌کمان است اما از تنوع آن غافل مانده‌ایم

مجید قیصری، داستان‌نویس معاصر، در گفت‌وگو با آوش، درباره‌ پروژه جدیدش گفت: این روزها مشغول کاری هستم که محورش شخصیت سعدی است؛ اثری که در دوره حافظ می‌گذرد و حول بقعه سعدی، فضای شیراز و یک داستان عاشقانه شکل می‌گیرد. قصه‌ای که نیاز به پژوهش جدی داشت. من برای این کار روی شخصیت‌هایی مثل امیر مبارزالدین و شاه شجاع تحقیق کردم و حتی به سراغ زبان رفتم؛ اینکه چطور می‌شود به گلستان و بوستان نزدیک شد نه تقلید صرف بلکه گرته‌برداری زبانی، تا بتوانم تصویری از سعدی را در زبان امروز بازآفرینی کنم. 

قیصری ادامه داد: محور قصه، تلاش تدریجی برای ویران کردن مقبره سعدی به دست امیر مبارزالدین است. چنین موضوعی بدون پژوهش تاریخی و زبانی ممکن نبود. 

چرا داستان‌ها آپارتمانی شده‌اند؟

این نویسنده در پاسخ به پرسشی درباره‌ غلبه داستان‌های آپارتمانی در سال‌های اخیر گفت: واقعاً جواب قطعی دادن سخت است؛ بیشتر نویسندگان در فضاهای محدود زندگی می‌کنند و همان تجربه‌ زیسته را می‌نویسند. این الگو از غرب وارد شد و در ایران هم جا افتاد اما به‌مرور تبدیل به آفت شد. 

او به برگزاری نشست‌هایی با عنوان «اقلیم قلم» اشاره کرد و افزود: ما در اقلیم‌های مختلف ایران تنوع زبان، فرهنگ و زیست داریم اما این تنوع به‌شدت در ادبیات ما غایب است. ایران یک رنگین‌کمان است؛ از اقلیم سرد تا گرم، از شمال تا جنوب اما این گستره در داستان‌ها کمتر دیده می‌شود. به نظر من باید به نویسندگان هشدار داد که اگر می‌شود به سراغ باورها، اتفاقات و فضاهای بومی هر شهر و استان بروند. 

قیصری تأکید کرد: همیشه سعی کرده‌ام این تنوع را در آثارم داشته باشم. حتی اگر داستانی در تهران می‌گذرد سعی می‌کنم از یک فضای محدود فراتر بروم؛ مثلاً از اتوبان‌ها و حاشیه‌ها عبور کنم و به فضاهای دیگر سر بزنم. 

کمبود تخیل و فقر ماجرا

قیصری در ادامه به کمبود مطالعه در میان نویسندگان اشاره کرد و گفت: در دو دوره‌ای که در جمع نویسندگان بودم، اولین سوالم این بود چه خوانده‌اید؟ متأسفانه خیلی‌ها از جمال‌زاده و هدایت جلوتر نیامده‌اند نهایتاً بزرگ علوی یا جلال! 

او افزود: این‌ها مربوط به صد سال پیش است. نویسندگان امروز ایران کجا هستند؟ آثار جدید دنیا را چقدر می‌خوانیم؟ درحالی‌که فرم روایت تغییر کرده؛ داستان‌ها اپیزودیک شده‌اند، پر از ماجرا و سرگذشت‌اند و شخصیت‌های متعدد وارد روایت می‌شوند. امروز دیگر کسی داستان کوتاه سه‌چهار صفحه‌ایِ بدون ماجرا نمی‌نویسد و جایزه هم نمی‌گیرد. 

این داستان‌نویس ادامه داد: سؤال من این است که چرا داستان‌های ما این‌قدر خالی از ماجراست و این تنوع در آن‌ها دیده نمی‌شود؟ به نظر من ریشه‌اش همان کم‌مطالعگی و محدود ماندن تجربه نویسنده است. 

مخاطب سردرگم امروز

قیصری در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مخاطب و ناشناخته بودن بسیاری از نام‌ها در کتابفروشی‌ها گفت: قبلاً دوره‌ای بود که مردم می‌دانستند دنبال کدام نویسنده می‌روند. امروز با انبوهی از نام‌ها روبه‌رو هستیم که حتی اگر آثار خوبی هم داشته باشند، شناخته‌شده نیستند. این را نمی‌شود یک‌شبه درست کرد. 

او افزود: ما از جمعیت ۳۶ میلیونی به نزدیک ۹۰ میلیون رسیده‌ایم. طبیعی است که نویسندگان زیادی فعال باشند و این خودش جای افتخار است. یکی از نقاط مثبت ادبیات امروز ما این است که نویسندگان شبیه هم نمی‌نویسند و تلاش می‌کنند صدای خودشان را داشته باشند. 

قیصری در پایان گفت: به نظرم یکی از جذابیت‌های ادبیات، کشف است؛ اینکه مخاطب، نویسنده‌ خودش را کشف کند. اینکه همه فقط چند اسم محدود را بخوانند، چندان معنا ندارد. امروز فضای مجازی و نقدها کمک می‌کند مخاطب با آثار جدید آشنا شود. این روند زمان می‌برد اما در نهایت می‌تواند به غنای ادبیات ما کمک کند. 

ارسال نظر

آخرین اخبار