شهید علی لاریجانی با ابزار صبر بر مرکب ظفر طلوع کرد
نرجس سلیمانی نوشت: بنده خدا علی اردشیر لاریجانی نیز به دوستان شهیدش پیوست و شهید علی لاریجانی نیز در حافظه این مرز و بوم جاودانی شد.
در یادداشت نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر تهران، آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من المومنین رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
(احزاب)
یار شاطر بود نه بار خاطر برای مردم و کشور
بنده خدا علی اردشیر لاریجانی نیز به دوستان شهیدش پیوست و شهید علی لاریجانی نیز در حافظه این مرز و بوم جاودانی شد. در دو سال اخیر به مناسبت هایی چند بار با ایشان هر بار بهمدت کمتر از یکساعت سعادت همکلامی داشتم، نمی دانم در گذشته چگونه مشق سیاست داشته آن را حتما جماعت بزرگی از دوستان و حتی منتقدان و مخالفان سابق ایشان به زعم خود روایت خواهند کرد، اما آنچه بنده شخصا از ایشان برای باقی عمر در خاطرم تثبیت شده و قرار خواهد یافت اول صبر عیان در ایشان بود، صبر مفتاح تمامی فرج ها است. ایشان را صبور و آرام دیدم در موضوعی که از ایشان طلب استمداد داشتم تمام قد همراهی کرد- البته موضوع شخصی نبود و جنبه عمومی داشت- با همراهی و محبت خالصانه ای که بدون هیچ پرسشی بذل کرد، اشخاصی را در جهت فهم بهتر جهات موضوع و تدبیر بهتر معرفی کرد و با بعضی بلا فاصله تماس گرفت همه این ها برای بنده نشان از شفافیت وی و فلسفه زندگی اش در این مرحله از حیات داشت در مرتبه دیگر که بعد از انتصاب ایشان به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در باب موضوع دیگری به ایشان مراجعه داشتم ایشان را به تعبیر شهید سلیمانی رسیده یافتم و نشانههای این پختگی که قبل از شهادت در بسیاری دیگر از بزرگان نیز هویدا و انشاءالله مستقر شده و خواهد شد را میتوانم در دریایی شدن خلاصه کنم یعنی دل منتظران شهادت فراخ میشود، آنچنان که دیگر آشفتگی در آن فاقد معنی شده و آرامش بر ظاهر از باطن آرام و مطمئن اشخاص سرایت میکند. در دو مرتبه آخری که ایشان را ملاقات کردم به خاطر دارم در حاشیه جلسه اول که چند روزی قبل از شهادت سیدحسن نصرالله (ره) بود تنها پرسش ایشان در مورد نگرانی از ثبت و ضبط خاطرات ایشان بود که توضیح دادم طبیعتا مکتب و خصوصا زینب خانم به این امور اهتمام تمام دارند. اما آنچه از جلسه دوم دیدار با ایشان بعد از استقرار در جایگاه دبیری شورای عالی برای بار دوم در این اواخر به خاطر دارم شروع جلسه است که ایشان به محض نشستن بر روی صندلی اولین کلامش این بود که دلم برای شهید سلیمانی تنگ شده و چند جملهای در باب ایشان ادامه دادند و درخواست داشتند خاطرهای از ایشان قبل از شروع بحث نقل شود. در این جلسه تمام آنچه در گفتار استوار و توامان لطیف ایشان و حرکت آرام دستها برای توضیح مسایل دیده میشد نشانه روشنی از آرامش خاطر برای جستن ذکر شهادت بود. اگر بخواهم به دیگران از نشانههای آشکار این از خود رستن آدرس دقیق بدهم بازبینی تصاویر و فیلمهای ایشان بعد از جنگ دوازده روزه تابستان بسیار مفید فایده خواهد بود و در پایان حضور شجاعانه و توصیههای اخلاقی به همسایگان و در عین حال دوری از هر عمل متهورانه در آخرین روزهای حیات زمینی، همه برای ما میتواند باز نمایش فرصتهایی برای عبور از درگاههای ارجمندی باشد که نه بر اساس معادلات ریاضی و فلسفی بلکه بر اساس اخلاص سنج کیهانی برای عبور اختصاصی آن دسته از بندگان خالص شده و گداخته در کوره های صبر و ابتلا فراهم میشود تا مظفر شوند.
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیماند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
شهید علی لاریجانی بنده خدا با ابزار صبر بر مرکب ظفر طلوع کرد.
بیست و هشتم رمضان المبارک