EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۰۶۷۰

قاتل سوله کیک پزی : از قتل پدرم پشیمان نیستم + عکس

بیش از ۱۲ ساعت تحقیقات قضایی شبانه درباره زوایای تکان دهنده جنایتی که در یک سوله کیک پزی درون باغی در اطراف مشهد رخ داده بود،متهم به قتل را در حالی پای میز عدالت کشاند که او با خونسردی وصف ناپذیری اعتراف کرد:«از قتل پدرم پشیمان نیستم و نمی دانم چرا جسد او را نسوزاندم!»

قاتل سوله کیک پزی : از قتل پدرم پشیمان نیستم + عکس

جوان ۱۹ ساله ای که با انگیزه عقده های درونی و اختلافات خانوادگی ،نقشه شوم قتل پدرش را در سر داشت،بعدازظهر سه شنبه گذشته ناگهان تصمیم هولناک خود را به تار وپود افکار وحشتناک گره زد و به بهانه بیماری مادرش با برادر بزرگ تر خود تماس گرفت که نزد پدرش در سوله کیک پزی ،مشغول کار بود. «سلمان» که با یک خط تلفنی ناشناس با برادرش سخن می گفت از او خواست تا مادرش را با خودرو به مرکز درمانی برساند!او ادامه داد: من نمی توانم مادر را با موتورسیکلت ببرم و مادر حال خوبی ندارد!«ع» نیز به برادرش اطمینان داد که در مسیر بیمارستان است و خودش مادر را به مرکز درمانی می برد.

«سلمان»که با شنیدن این جمله،بخشی از دسیسه وحشتناک خود را در مرحله اجرا می دید با این ترفند برادرش را از سوله کیک پزی بیرون کشید و یقین پیدا کرد که حالا پدرش درون باغ بزرگ اطراف روستای کلاکوب تنها مانده است. بنابراین بی درنگ دسته چاقوی ترسناک یک دم خود را فشرد و به طرف باغ حرکت کرد . او با خونسردی و در حالی که خشمی عجیب را با عقده های فرو خورده درآمیخته بود قدم هایش را به سمت سوله درحال احداث کیک پزی تندتر کرد و در سوله بزرگ را به صدا درآورد.پدر ۵۶ ساله که نمی دانست چه حادثه هولناکی انتظارش را می کشد،انجام کارهای ساختمانی را رها کرد و در سوله را گشود اما هنوز با دیدن چاقوی ترسناکی که بالا رفته بود، حیرت زده به فرزندش می نگریست که ناگهان تیغه برنده چاقو برسر و صورتش فرود آمد ! مرد میان سال که ناباورانه به رفتارهای دلخراش پسرش اعتراض می کرد ،فریاد زد:«این چه کاری است که می کنی؟»ولی پسرجوان فرصت فریاد را نیز از او گرفت و با ضربات پی درپی ،چاقو را برپیکرش فرو می برد وبیرون می کشید. مرد زحمتکش که حالا «مرگ»را به چشم می دید نگاهی به دور گلوی پسرش انداخت که به انگلیسی کلمه«مرگ»را خالکوبی کرده بود.در این شرایط ترسناک ،چاره ای جز فرار از چنگ «مرگ»پیدا نکرد و هراسان و سراسیمه به درون سوله گریخت اما از شدت وحشت،ناگهان پایش لغزید و روی خاک های سوله غلتید. در این هنگام جوان خشمگین ،روی کمر پدر نشست و بازهم ضربات هولناک دیگری را به بالاتنه او وارد کرد. خون از نقاط مختلف پیکر مرد۵۶ ساله فواره می زد و بیل ،آجر و دیگر لوازم را سرخ آگین می کرد.

طولی نکشید که دیگر مرد میان سال دست وپا نمی زد و نفس نمی کشید. پسر جوان که حالا از «مرگ»پدرش مطمئن شده بود از روی جسد بلند شد وتصمیم گرفت تا با سوزاندن پیکر خون آلود پدرش ،اثری از او برجای نگذارد اما در یک لحظه از این تصمیم هولناک خود منصرف شد. او به سختی جسد را روی زمین می کشید تا آن را با فرغون به انتهای سوله کیک پزی انتقال دهد اما قدرت بدنی کافی  نداشت تا جسد را از روی زمین بلند کند. به همین خاطر هم لباس های کارگری پدرش در دوسوی پیکر وی جمع شد و او به سختی جسد نیمه عریان را درون فرغون گذاشت تا به نقطه انتهایی سوله ببرد. ولی لاستیک چرخ فرغون کم باد بود و او نتوانست آن را حرکت بدهد. به همین خاطر جسد را کشان کشان به انتهای سوله در حال احداث برد و سپس کف زمین خاکی را حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر حفر کرد وپیکر غرق در خون پدرش را درون آن انداخت.

او سپس خاک ها را روی جسد ریخت و دقایقی بعد دوباره با برادرش تماس گرفت و با بیان این که پدرش را کشته است ،از باغ خارج شد و به مکان نامعلومی رفت.بنا بر این گزارش ،برادر «سلمان»که با شنیدن این جملات وحشتناک ،اضطراب و نگرانی بر وجودش غلبه کرده بود،با همسایگان خود تماس گرفت و از آن ها خواست به درون سوله بروند و حقیقت ماجرا را جویا شوند. همسایگان او نیز با مشاهده خون های درون سوله ،دیگر تردیدی نداشتند که حادثه هولناک قتل رخ داده است. طولی نکشید که اطرافیان و نزدیکان مرد ۵۶ ساله وارد باغ شدند و مراتب را به نیروهای انتظامی اطلاع دادند. این گونه بود که ماجرای جنایت وحشتناک در سوله کیک پزی در ساعات ابتدایی شب به قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمدمشهد)اعلام شد و بدین ترتیب با حضور مقام قضایی در سوله مذکور تحقیقات جنایی ادامه یافت.قاضی صفری که براساس تجربیات جنایی خود،چشم به گوشه و کنار سوله دوخته بود،در یک لحظه با مشاهده خاک های به هم خورده در انتهای سوله ،دستور حفر محل را صادر کرد و خیلی زود پیکر خون آلود و نیمه عریان مالک سوله از زیر خاک ها بیرون کشیده شد. در حالی که برادر بزرگ تر سلمان، ماجرای تماس وحشتناک برادرش را برای قاضی ویژه پرونده های جنایی بازگو می کرد،دستور ردزنی وی از سوی مقام قضایی صادر شد وبدین ترتیب گروه تخصصی کارآگاهان با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمد آگاهی مشهد)درصدد شناسایی مخفیگاه متهم به قتل برآمدند و او را در تنگنای اطلاعاتی قراردادند به طوری که حدود ساعت ۳ بامداد ،وقتی «سلمان» عرصه را تنگ دید به طرف کلانتری آبکوه به راه افتاد و خود را تسلیم قانون کرد.

در حالی که هنوز تحقیقات شبانه قاضی ویژه قتل عمد برای کشف زوایای تکان دهنده این جنایت هولناک ادامه داشت ،سرهنگ روح ا...لطفی(رئیس کلانتری آبکوه)ماجرای بازداشت «سلمان» را به وی اطلاع داد وبدین ترتیب بازجویی های مقام قضایی تا سپیده دم روز گذشته در حالی ادامه یافت که متهم جوان با خونسردی وصف ناپذیری مدعی شد از قتل پدرش پشیمان نیست و نمی داند چرا پیکر او را نسوزاند!...

بررسی های بیشتر درباره ابعاد دیگر این جنایت هولناک در پلیس آگاهی مشهد توسط سرهنگ محمدمرادی (افسرپرونده)همچنان ادامه دارد.

منبع: رکنا

ارسال نظر

آخرین اخبار