EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۸۹۹۹
قیمت بچه‌دار شدن در بازار امروز از ۸۰ تا ۵۰۰ میلیون

فرزندآوری با چرتکه؛ خانواده برای خرید سیسمونی چقدر باید خرج کند؟

برآوردی از هزینه‌های ورود یک عضو جدید به اقتصاد خانواده

تحریریه آوش/ وقتی از «سیسمونی اقتصادی ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومانی» حرف می‌زنیم، منظور خریدی است که در آن خانواده تلاش کرده قیمت را پایین نگه دارد؛ نه این که تمام نیازهای کودک را با چند میلیون تومان تأمین کرده باشد

فرزندآوری با چرتکه؛ خانواده برای خرید سیسمونی چقدر باید خرج کند؟

بچه‌دار شدن زمانی با یک جمله شروع می‌شد: «خدا بدهد، خرجش هم می‌رسد.» حالا اما پیش از آن که نوزاد به دنیا بیاید، یک ماشین‌حساب بزرگ روی میز خانواده باز می‌شود. تخت، کالسکه، کریر، لباس، شیشه‌شیر، پوشک، لوازم بهداشتی، صندلی خودرو، گهواره، پتو، حوله، شوینده و ده‌ها قلم دیگر، یکی‌یکی وارد سبد هزینه می‌شوند؛ کالاهایی که شاید هرکدام به‌تنهایی عددی قابل‌تحمل به نظر برسند، اما کنار هم، به رقمی می‌رسند که برای یک خانوار متوسط دیگر «خرج تولد بچه» نیست؛ هزینه ورود یک عضو جدید به اقتصاد خانواده است. 
در مرداد و شهریور ۱۴۰۵، بازار سیسمونی تصویری از اقتصاد خانوار ایرانی ارائه می‌دهد که از خودِ قیمت کالاها مهم‌تر است: کالاهای ضروری کودک دیگر لزوماً «کالاهای ارزان‌قیمت» محسوب نمی‌شوند و فاصله میان یک خرید حداقلی و یک خرید متوسط، آن‌قدر زیاد شده که دیگر نمی‌توان درباره «قیمت سیسمونی» با یک عدد واحد حرف زد. 

برآوردهای منتشرشده در شهریور امسال، هزینه یک سبد اقتصادی را حدود ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان و سبد متوسط و کاربردی را حدود ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون تومان اعلام کرده‌اند. این ارقام، آمار رسمی دولت نیستند؛ برآوردهای بازار و رسانه‌ای‌اند. اما وقتی در کنار قیمت‌های جاری کالاهای واقعی قرار می‌گیرند، نشان می‌دهند چرا خرید سیسمونی برای بسیاری از خانواده‌ها از یک خرید مناسبتی به یک پروژه مالی تبدیل شده است. سوال اینجاست در اقتصادی که خرید ابتدایی‌ترین کالاهای نوزاد می‌تواند بخش بزرگی از درآمد چند ماه یک خانوار را ببلعد، توصیه به فرزندآوری دقیقاً روی چه قدرت خریدی حساب می‌کند؟ 
 

تورم، قبل از تولد خودش را نشان می‌دهد

برای فهمیدن این اعداد باید ابتدا به اقتصاد بزرگ‌تری نگاه کرد که این کالاها درون آن فروخته می‌شوند. طبق گزارش‌های منتشرشده از داده‌های مرکز آمار ایران، در مرداد ۱۴۰۵ تورم ماهانه به ۳.۴ درصد، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹ درصد و تورم سالانه به ۶۹.۹ درصد رسیده است. یعنی سطح عمومی قیمت‌ها نسبت به مرداد سال قبل، در مقیاسی بسیار سنگین افزایش یافته است. 

این اعداد صرفاً یک پس‌زمینه آماری نیستند. وقتی درباره کالسکه، تخت کودک، لباس، اقلام بهداشتی، پوشک یا شیرخشک حرف می‌زنیم، خانواده در واقع در حال خرید کالا در بازاری است که زیر فشار همین تورم عمومی و همچنین نوسان هزینه واردات، مواد اولیه و حمل‌ونقل فعالیت می‌کند. به همین دلیل، مقایسه قیمت سیسمونی با چند سال قبل فقط نشان‌دهنده گران شدن چند کالای کودک نیست؛ نشان‌دهنده کوچک شدن قدرت خرید خانواده برای تأمین نیازهای یک عضو جدید است. 

خرید سیمسونی

یک حقوق، چند برابر سیسمونی

در سال ۱۴۰۵ حداقل مزد کارگران افزایش یافته و حداقل پایه حقوق ماهانه حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده است. با اضافه شدن مزایایی مانند حق مسکن، بن کارگری و حق اولاد، دریافتی یک کارگر متأهل دارای یک فرزند در محاسبات منتشرشده به حدود ۲۴.۵ میلیون تومان می‌رسد. این رقم نیز بسته به وضعیت بیمه و کسورات می‌تواند متفاوت باشد. حالا همین عدد را کنار هزینه سیسمونی بگذاریم. یک سیسمونی اقتصادی با برآورد ۸۰ میلیون تومان، بیش از سه برابر چنین دریافتی ماهانه‌ای است. سبد ۱۲۰ میلیون تومانی تقریباً معادل پنج ماه از این دریافتی است؛ آن هم در شرایطی که خانواده در این پنج ماه باید اجاره خانه، خوراک، حمل‌ونقل، درمان و سایر هزینه‌های زندگی را نیز بپردازد. سبد متوسط ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون تومانی دیگر صرفاً یک «خرید چندماهه» نیست؛ در بسیاری از خانوارها معادل حدود شش تا نه ماه دریافتی یک کارگر حداقل‌بگیر است. این مقایسه البته به این معنا نیست که همه خانواده‌ها حداقل‌بگیرند یا همه درآمدشان صرف سیسمونی می‌شود. معنای آن چیز دیگری است: هزینه ورود یک کودک به زندگی خانوار، در بسیاری از موارد از چندین ماه درآمد یک شغل حداقل‌مزدی بزرگ‌تر شده است. 
 

سیسمونی اقتصادی؛ حذف تجمل، نه حذف هزینه

اگر قرار باشد خانواده واقعاً خرید را اقتصادی کند، اولین اتفاق حذف کالاهایی است که بیشتر جنبه تزئینی یا رفاهی دارند.  در یک سبد اقتصادی می‌توان از سرویس کامل و گران‌قیمت اتاق کودک صرف‌نظر کرد و به یک تخت یا گهواره ساده‌تر رسید. می‌توان کالسکه داخلی یا اقتصادی خرید، لباس را به اندازه نیاز چند ماه اول تهیه کرد، از خرید انبوه اسباب‌بازی خودداری کرد و بخشی از وسایل را بعداً و متناسب با رشد کودک خرید. اما حتی در این حالت نیز فهرست ضروریات کوتاه نیست. 

تخت یا گهواره، تشک و ملحفه، کالسکه، کریر یا وسیله حمل، صندلی خودرو در صورت استفاده از خودرو، چند دست لباس، پتو و حوله، وسایل حمام، وسایل تعویض پوشک، شیشه‌شیر و لوازم تغذیه در صورت نیاز، ساک لوازم، لوازم بهداشتی، تب‌سنج و تعدادی وسیله ایمنی، مجموعه‌ای است که نمی‌توان همه آن‌ها را حذف کرد. 

قیمت‌های جاری بازار نشان می‌دهد حتی کالسکه‌های نسبتاً اقتصادی و تولید داخل نیز می‌توانند به محدوده حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان برسند؛ برای نمونه، یک کالسکه دلیجان در یک فروشگاه داخلی حدود ۱۱.۹ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده و صندلی خودروی کودک همان فروشگاه حدود ۱۰.۸ میلیون تومان قیمت دارد. 
در بازار مدل‌های میان‌رده، اعداد سریع‌تر بالا می‌روند. برخی کالسکه‌های برندهای شناخته‌شده داخلی و خارجی در محدوده ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان عرضه می‌شوند و مدل‌های لوکس حتی از این ارقام عبور می‌کنند. 

بنابراین وقتی از «سیسمونی اقتصادی ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومانی» حرف می‌زنیم، منظور خریدی است که در آن خانواده تلاش کرده قیمت را پایین نگه دارد؛ نه این که تمام نیازهای کودک را با چند میلیون تومان تأمین کرده باشد. 
 

سبد متوسط؛ جایی که قیمت‌ها جهش می‌کنند

تفاوت سبد اقتصادی و متوسط فقط در تعداد کالاها نیست؛ در کیفیت، برند و سطح تجهیزات هم هست. در خرید متوسط، خانواده معمولاً سراغ تخت و سرویس خواب بهتر، کالسکه مجهزتر، صندلی خودرو با استاندارد ایمنی بالاتر، لوازم تغذیه کامل‌تر، آغوشی، تخت کنار مادر، وسایل برقی یا گهواره، صندلی غذا، ساک لوازم باکیفیت‌تر و مجموعه پوشاک بزرگ‌تر می‌رود. در این سطح، تنها یک کالسکه می‌تواند چند ده میلیون تومان از بودجه را مصرف کند. در یک فروشگاه داخلی، برای نمونه کالسکه Maxi-Cosi Leona ۲ از ۴۵.۸ میلیون تومان تا ۹۸ میلیون تومان قیمت خورده و مدل‌های لوکس Cybex Priam تا حدود ۲۰۳ میلیون تومان هم قیمت‌گذاری شده‌اند. 

صندلی غذای کودک نیز در بازار از مدل‌های ساده تا مدل‌های برنددار و گران‌قیمت طیف بزرگی دارد؛ در همان بازار، نمونه‌ای از صندلی غذای Peg Perego حدود ۳۱ میلیون تومان قیمت دارد. 
در بخش صندلی خودرو نیز یک مدل i-Size از برند Kikka Boo حدود ۴۴.۹ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است. 

پس عدد ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون تومان برای سبد متوسط، اگرچه «قیمت رسمی» نیست، با ساختار واقعی بازار همخوانی دارد؛ به‌خصوص وقتی خانواده از خرید کالاهای بسیار ارزان عبور کرده و به دنبال ترکیبی از کیفیت، دوام و ایمنی است. 

خرید سیمسونی

سبد لوکس؛ جایی که سقف قیمت عملاً ناپدید می‌شود

در سطح لوکس، دیگر صحبت فقط از نیازهای کودک نیست؛ بخشی از خرید به سبک زندگی تبدیل می‌شود. کالسکه‌های چند ده میلیون تومانی، سرویس خواب‌های چوبی گران، گهواره‌های برقی، صندلی‌های غذای برند، مانیتور کودک، لوازم برقی متعدد، پوشاک برند، کیف‌های تخصصی و مجموعه‌ای از تجهیزات که ممکن است بخشی از آن‌ها در ماه‌های نخست حتی استفاده محدودی داشته باشند، وارد سبد خرید می‌شوند. 

در این بازار، سقف مشخصی وجود ندارد. وقتی یک کالسکه لوکس در بازار داخلی بیش از ۲۰۰ میلیون تومان قیمت دارد، طبیعی است که مجموع یک سیسمونی لوکس به محدوده ۳۰۰ میلیون تومان، ۴۰۰ میلیون تومان و حتی بالاتر برسد. بنابراین برای سبد لوکس، بهتر است به جای یک عدد قطعی، از بازه حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان و در برخی انتخاب‌ها بالاتر سخن گفت. این نکته مهم است: سیسمونی لوکس را نباید با نیاز واقعی نوزاد یکی گرفت. 

کودک برای شروع زندگی به یک کالسکه ۲۰۰ میلیون تومانی احتیاج ندارد. این رقم نشان‌دهنده سطح مصرف خانوار و انتخاب بازار است، نه هزینه زیستی ضروری تولد کودک. 
 

پوشک؛ هزینه‌ای که بعد از سیسمونی شروع می‌شود

اما شاید مهم‌ترین بخش داستان جایی باشد که سیسمونی تمام می‌شود. پوشک را نمی‌توان مثل کالسکه یا تخت یک بار خرید و تمام کرد. پوشک یک هزینه مصرفی است؛ یعنی هر ماه دوباره و دوباره باید پرداخت شود. در شهریور ۱۴۰۵، در بازار آنلاین، بسته‌های حدود ۲۸ تا ۳۴ عددی برخی برندهای پرمصرف در محدوده حدود ۷۰۰ تا بیش از یک میلیون تومان دیده می‌شوند؛ برای نمونه بسته ۳۴ عددی Molfix حدود ۷۰۰ هزار تومان و برخی بسته‌های My Baby حدود ۷۰۰ تا ۸۵۰ هزار تومان قیمت داشته‌اند. در برخی فروشگاه‌ها البته قیمت‌ها بالاتر هم دیده می‌شود و اختلاف میان فروشندگان قابل توجه است. 

همین اختلاف قیمت خودش یک نشانه مهم از وضعیت بازار است: پوشک دیگر یک کالای با قیمت ثابت و قابل پیش‌بینی نیست و خانواده باید قیمت هر بسته را با توجه به سایز، تعداد، برند و محل خرید بررسی کند. اگر نوزاد به‌طور متوسط روزانه شش تا هشت پوشک مصرف کند، ماهانه چیزی حدود ۱۸۰ تا ۲۴۰ پوشک لازم است. با قیمت‌های جاری، هزینه ماهانه فقط پوشک می‌تواند به چند میلیون تومان برسد و در یک سناریوی مصرف متوسط، حدود ۴ تا ۶ میلیون تومان در ماه رقم بخورد. این یعنی پوشک به‌تنهایی می‌تواند سالانه ده‌ها میلیون تومان هزینه ایجاد کند. 

البته نمی‌توان یک عدد ثابت برای هزینه پوشک در کل سال اول تعیین کرد؛ زیرا تعداد مصرف روزانه با رشد کودک تغییر می‌کند، سایز پوشک عوض می‌شود، قیمت بسته‌ها متفاوت است و برخی خانواده‌ها از ترکیب پوشک یک‌بارمصرف و پارچه‌ای استفاده می‌کنند. بنابراین عدد درست‌تر، یک بازه هزینه است، نه یک رقم قطعی. 

گزارش‌های اقتصادی داخلی نیز طی ماه‌های اخیر از جهش قیمت پوشک و رسیدن برخی بسته‌ها به محدوده حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ هزار تومان خبر داده‌اند. در واقع اگر سیسمونی را «هزینه ورود» بدانیم، پوشک یکی از نخستین هزینه‌های «هزینه ماندن» کودک در اقتصاد خانواده است. 

خرید سیمسونی

و اگر شیرخشک وارد سبد شود؟ 

برای خانواده‌ای که امکان یا انتخاب تغذیه انحصاری با شیر مادر را ندارد، داستان هزینه‌ها پیچیده‌تر می‌شود. شیرخشک نیز مانند پوشک یک کالای مصرفی تکرارشونده است. بنابراین در چنین شرایطی، خانواده با یک هزینه ماهانه روبه‌رو می‌شود، نه خرید اولیه. 

همین مسئله تفاوت اساسی میان «قیمت سیسمونی» و «هزینه فرزندآوری» را نشان می‌دهد. یک خانواده ممکن است با قرض، پس‌انداز، کمک والدین یا خرید دست‌دوم بتواند ۱۰۰ یا ۱۵۰ میلیون تومان برای سیسمونی فراهم کند؛ اما نمی‌تواند برای سال‌های بعد نیز با همین روش هزینه‌های مصرفی را حذف کند. 
 

هزینه‌ای که در فاکتور سیسمونی نیست

شاید مهم‌ترین هزینه‌های کودک اصلاً در فاکتور سیسمونی دیده نشوند. ویزیت پزشک، دارو، آزمایش، واکسن، پوشک، دستمال مرطوب، محصولات بهداشتی، شیرخشک در صورت نیاز، لباس‌های جدید، هزینه رفت‌وآمد، مراقبت از کودک و بعدتر مهدکودک و آموزش، ماه‌ها و سال‌ها پس از خرید سیسمونی ادامه پیدا می‌کنند. 

به همین دلیل، اگر خانواده‌ای برای خرید سیسمونی ۱۵۰ میلیون تومان کنار گذاشته باشد، نباید تصور کند که با پرداخت این مبلغ، «هزینه کودک» را پرداخت کرده است و اتفاقا برعکس؛ سیسمونی فقط پیش‌پرداخت ورود کودک به اقتصاد خانوار است. 
 

عددی که از قیمت سیسمونی مهم‌تر است

در اینجا باید به یک آمار مهم‌تر برگشت و آن تولد است. بر اساس اظهارات دبیر ستاد ملی جمعیت که توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شده، در سال ۱۴۰۴ تعداد ولادت‌های کشور به ۸۹۲ هزار و ۲۸۲ مورد رسید که نسبت به سال ۱۴۰۳ حدود ۸.۹ درصد کاهش داشت. در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ نیز ۲۷۷ هزار و ۳۷۱ تولد ثبت شده که نسبت به چهار ماه نخست سال قبل ۶.۹ درصد کمتر بوده است. این آمار را نباید به شکل ساده به «گرانی سیسمونی باعث کاهش تولد شده» ترجمه کرد؛ چنین رابطه علت و معلولی از این داده‌ها به‌تنهایی قابل اثبات نیست. 

اما می‌توان یک واقعیت اقتصادی را دید: در شرایطی که تعداد تولدها کاهش یافته، هزینه اولیه و هزینه‌های مستمر کودک برای خانواده‌ها سنگین است. این تضاد مهم است. از یک طرف سیاست‌گذار درباره ضرورت افزایش فرزندآوری حرف می‌زند و برنامه‌هایی مانند «کارت امید مادر» را اجرا می‌کند؛ از طرف دیگر، خانواده‌ای که تصمیم به فرزندآوری گرفته، با اقتصادی مواجه است که در آن حتی اقلام پایه کودک چندین برابر یک حقوق حداقلی قیمت دارند. 

دبیر ستاد ملی جمعیت گفته است در سال ۱۴۰۵ کارت امید مادر برای مادران مشمول شارژ شده و در تیرماه بیش از ۲۵۷ هزار مادر این حمایت را دریافت کرده‌اند؛ اعتبار ماهانه این کارت دو میلیون تومان اعلام شده است. اما در برابر هزینه‌هایی مانند سیسمونی، پوشک و سایر نیازهای کودک، سؤال مهم این است که این حمایت چه سهمی از هزینه واقعی خانواده را پوشش می‌دهد؟ 
 

دو میلیون تومان حمایت، چند میلیون تومان هزینه؟ 

اگر حمایت ماهانه دو میلیون تومانی کارت مادر را در نظر بگیریم، در همان ماهی که فقط پوشک یک نوزاد می‌تواند چند میلیون تومان هزینه داشته باشد، روشن می‌شود که فاصله میان «حمایت» و «هزینه واقعی» چقدر است. 

این البته به معنای بی‌اثر بودن حمایت نیست؛ دو میلیون تومان برای یک خانوار می‌تواند کمک‌کننده باشد. مسئله، نسبت این حمایت با هزینه‌های واقعی است. اگر هزینه ماهانه پوشک را حدود ۴ تا ۶ میلیون تومان در یک سناریوی مصرف متوسط در نظر بگیریم، حمایت دو میلیون تومانی حتی معادل کل هزینه پوشک هم نیست؛ و این تازه بدون در نظر گرفتن لباس، درمان، تغذیه، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌هاست.  به بیان دیگر، مسئله فقط مقدار حمایت نیست؛ مسئله اندازه اقتصادی هزینه‌ای است که خانواده با آن مواجه شده است.  خانواده پیش از تولد باید برای یک خرید اولیه ده‌ها یا صدها میلیون تومان کنار بگذارد؛ بعد از تولد با هزینه‌های مصرفی ماهانه روبه‌رو می‌شود؛ و همزمان باید هزینه‌های مسکن، خوراک، درمان و آموزش را نیز تأمین کند. در چنین شرایطی، تصمیم به فرزندآوری بیش از گذشته به یک تصمیم اقتصادی هم تبدیل می‌شود. این به معنای آن نیست که خانواده‌ها فرزندآوری را صرفاً با ماشین‌حساب انجام می‌دهند. انسان‌ها فقط بر اساس اقتصاد تصمیم نمی‌گیرند. اما اقتصاد می‌تواند یک تصمیم را آسان‌تر یا دشوارتر کند. 

و شاید همین‌جاست که معنای اقتصادی کاهش تولدها روشن‌تر می‌شود: مسئله برای بسیاری از خانواده‌ها فقط این نیست که «بچه‌دار شدن چقدر هزینه دارد»؛ مسئله این است که آیا درآمد خانوار می‌تواند هزینه چند سال آینده یک کودک را تحمل کند؟  امروز، پاسخ این سؤال برای بخش قابل توجهی از خانوارها، دیگر صرفاً یک پاسخ احساسی نیست؛ یک محاسبه اقتصادی سخت و واقعی است.

ارسال نظر

آخرین اخبار