EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۸۸۶۱
روایت متناقض مدارس در مهر ۱۴۰۵

۹۰ هزار معلم کم داریم؛ اما کمبود معلم نداریم!

از ۲.۵ میلیون ساعت اضافه‌تدریس و بازگشت بازنشستگان تا ۲۰۰ هزار نیروی آموزشی در انتظار تعیین تکلیف

تحریریه آوش/ ۹۰ هزار کسری که با ۲.۵ میلیون ساعت اضافه‌تدریس، بازگشت بازنشستگان، استفاده از نیروهای حق‌التدریس و مجموعه‌ای از تدابیر موقت و مکمل پوشانده می‌شود؛ در همان زمانی که بحث تعیین تکلیف حدود ۲۰۰ هزار نیروی آموزشی در گروه‌های مختلف همچنان ادامه دارد

۹۰ هزار معلم کم داریم؛ اما کمبود معلم نداریم!

مهر از راه رسیده، زنگ مدارس به صدا درآمده و میلیون‌ها دانش‌آموز دوباره پشت نیمکت‌ها نشسته‌اند. در روایت رسمی، یکی از قدیمی‌ترین نگرانی‌های آغاز سال تحصیلی نیز ظاهراً مهار شده است: قرار نیست کلاسی بدون معلم بماند. اما پشت این تصویر آرام، عددی ایستاده که روایت دیگری از وضعیت آموزش کشور دارد؛ ۹۰ هزار نفر کسری نیروی انسانی. چگونه ممکن است نظام آموزشی کشوری ۹۰ هزار معلم کم داشته باشد، اما همزمان اعلام کند با کمبود معلم مواجه نیست و کلاس بدون معلم نخواهد داشت؟ 

پاسخ را باید نه در استخدام ۹۰ هزار معلم تازه، بلکه در شیوه‌ای جست‌وجو کرد که آموزش‌وپرورش برای عبور از مهر امسال برگزیده و آن نیز میلیون‌ها ساعت اضافه‌تدریس معلمان شاغل، بازگرداندن بازنشستگان به کلاس، استفاده از نیروهای حق‌التدریس و به‌کارگیری ظرفیت مدیران و معاونان مدارس است. 
به بیان ساده‌تر، آموزش‌وپرورش فعلاً توانسته است برای کلاس‌ها معلم پیدا کند، اما این لزوما به معنای حل مساله کمبود معلم نیست. همین تفاوت میان «پر کردن کلاس» و «حل کسری نیروی انسانی» شاید مهم‌ترین داستان آموزش‌وپرورش در مهر ۱۴۰۵ باشد؛ داستانی که سوی دیگر آن، گروه بزرگی از نیروهای آموزشی قرار دارند که مجلس شمار آن‌ها را در گروه‌های مختلف حدود ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده و همچنان مسئله تعیین تکلیف استخدامی آن‌ها مطرح است. 
 

از ۱۷۶ هزار تا ۹۰ هزار؛ بحران کوچک‌تر شده، تمام نشده است

آمارهای رسمی نشان می‌دهند وضعیت نیروی انسانی آموزش‌وپرورش نسبت به سال‌های گذشته بهبود یافته است و نادیده گرفتن این واقعیت نیز تصویر دقیقی ارائه نمی‌کند. 
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش‌وپرورش، در تازه‌ترین اظهارات خود کسری نیروی انسانی در سال جاری را حدود ۹۰ هزار نفر اعلام کرده است. به گفته او، این عدد در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۷۶ هزار نفر و در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۶ هزار نفر بوده است. بنابراین در فاصله دو سال، بخش قابل توجهی از شکاف نیروی انسانی کاهش یافته است. وزیر آموزش‌وپرورش همچنین از حدود ۲۰۰ هزار استخدام طی دو سال گذشته سخن گفته است. با این حال، استخدام‌های تازه تمام داستان نیست؛ زیرا همزمان بخش دیگری از بدنه آموزش‌وپرورش از سیستم خارج می‌شود. به گفته کاظمی، امسال حدود ۶۰ هزار نفر بازنشسته می‌شوند. 

به این ترتیب آموزش‌وپرورش با یک چرخه دائمی مواجه است: از یک طرف نیرو استخدام می‌کند و از طرف دیگر هزاران معلم باسابقه به سن بازنشستگی می‌رسند. نتیجه آنکه حتی بعد از استخدام گسترده، همچنان کسری ده‌ها هزار نفری باقی مانده است. عدد ۹۰ هزار نفر دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند. بحران نسبت به سال‌های قبل کوچک‌تر شده، اما هنوز آن‌قدر بزرگ است که وزارتخانه برای پوشاندن آن به راهکارهایی خارج از استخدام عادی متوسل شود. 
 

۲.۵ میلیون ساعت برای پر کردن یک شکاف

شاید گویاترین عدد درباره وضعیت امسال نه ۹۰ هزار نفر، بلکه ۲.۵ میلیون ساعت باشد. وزیر آموزش‌وپرورش گفته است کسری موجود با حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار ساعت اضافه‌تدریس و استفاده از ظرفیت معلمان شاغل، بازنشستگان و نیروهای حق‌التدریس پوشش داده خواهد شد. 

این همان نقطه‌ای است که معنای عبارت «کلاس بدون معلم نداریم» تغییر می‌کند. وقتی وزارتخانه اعلام می‌کند هیچ کلاسی بدون معلم باقی نمی‌ماند، لزوماً نمی‌گوید تعداد معلمان رسمی و مورد نیاز نظام آموزشی تأمین شده است. آنچه اتفاق افتاده، توزیع دوباره بار همان کسری میان نیروهای موجود است؛ یک معلم ساعت بیشتری تدریس می‌کند، یک بازنشسته دوباره به مدرسه بازمی‌گردد، یک نیروی حق‌التدریس بخشی از ساعات خالی را پر می‌کند و در مواردی مدیر یا معاون مدرسه نیز وارد کلاس می‌شود. 
بنابراین مساله از «کلاس بدون معلم» به مسئله دیگری منتقل می‌شود: معلمی که باید این کلاس را اداره کند با چه میزان ساعت کار، چه نوع قرارداد و چه میزان فشار کاری در کلاس حاضر شده است؟ این تفاوت کوچکی نیست. ممکن است در آمار اول مهر هیچ کلاس خالی ثبت نشود، اما این به تنهایی نشان نمی‌دهد ساختار نیروی انسانی آموزش‌وپرورش به تعادل رسیده است. 

مدارس

بازنشسته‌ای که نمی‌تواند بازنشسته شود

یکی از اصلی‌ترین پایه‌های این الگو، بازنشستگان هستند. آموزش‌وپرورش سال‌هاست برای جبران کسری نیروی انسانی از معلمان بازنشسته استفاده می‌کند، اما ابعاد نیاز سیستم به این گروه قابل توجه است. وزیر آموزش‌وپرورش در مردادماه اعلام کرد ۶۰ درصد بازنشستگان برای استمرار خدمت در سال تحصیلی جدید درخواست داده‌اند. پیش از آن نیز از فعالیت حدود ۳۰ هزار معلم بازنشسته در آموزش‌وپرورش سخن گفته شده بود. حضور معلمان باتجربه در کلاس به خودی خود نقطه ضعف نیست. تجربه چند دهه تدریس می‌تواند سرمایه‌ای ارزشمند برای نظام آموزشی باشد و بسیاری از بازنشستگان نیز همچنان توانایی و انگیزه ادامه فعالیت دارند. مساله از جایی آغاز می‌شود که حضور آن‌ها نه یک انتخاب تکمیلی، بلکه بخشی ضروری از سازوکار جبران کمبود نیرو باشد. 
در چنین شرایطی بازنشستگی روی کاغذ اتفاق افتاده، اما سیستم آموزشی همچنان به همان فردی نیاز دارد که چند ماه قبل از آن خارج شده است. 

این وضعیت یک سؤال ساختاری ایجاد می‌کند: اگر خروج معلم بازنشسته می‌تواند بلافاصله یک خلأ آموزشی ایجاد کند که فقط با بازگرداندن همان بازنشسته قابل جبران است، آیا برنامه‌ریزی نیروی انسانی توانسته است به اندازه کافی برای جانشینی نسل‌های معلم آماده شود؟ 
 

معلم جوان کجاست؟ 

تناقض ماجرا زمانی برجسته‌تر می‌شود که به آن سوی صف نگاه کنیم. در همان نظام آموزشی که برای بازگرداندن معلمان بازنشسته برنامه‌ریزی می‌کند، گروه بزرگی از نیروهای آموزشی سال‌هاست درباره وضعیت استخدامی خود اعتراض و مطالبه دارند. 
فرشاد ابراهیم‌پور، نایب‌رئیس کمیسیون آموزش مجلس، شمار این نیروهای بلاتکلیف را حدود ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده و البته این عدد نیازمند توضیحی مهم است که این ۲۰۰ هزار نفر، ۲۰۰ هزار معلم پذیرفته‌شده در یک آزمون استخدامی نیستند. در این جمعیت گروه‌های متفاوتی از نیروهای نهضت سوادآموزی، مربیان پیش‌دبستانی، نیروهای حق‌التدریس، نیروهای طرح امین و دیگر نیروهایی قرار دارند که سابقه همکاری یا فعالیت آموزشی دارند و درباره شرایط تبدیل وضعیت یا استخدام آن‌ها سال‌هاست میان مجلس، دولت و آموزش‌وپرورش بحث وجود دارد. بنابراین نمی‌توان به سادگی نتیجه گرفت که آموزش‌وپرورش ۹۰ هزار معلم کم دارد و ۲۰۰ هزار معلم آماده استخدام را بی‌دلیل پشت در نگه داشته است. نیازهای رشته‌ای و جغرافیایی، صلاحیت‌های حرفه‌ای، قوانین استخدامی و مسیرهای جذب، مسئله را پیچیده‌تر از یک تفریق ساده میان دو عدد می‌کند. اما هم‌زمان نمی‌توان از کنار این هم‌زیستی عجیب نیز ساده عبور کرد: کسری ۹۰ هزار نفری در داخل سیستم و جمعیتی بزرگ از نیروهای آموزشی در بیرون آن.
همین وضعیت نشان می‌دهد مسئله آموزش‌وپرورش فقط «تعداد آدم‌ها» نیست؛ مسئله، سازوکار جذب، آموزش، توزیع و نگهداشت نیروی انسانی است. 
 

آزمونی که به مهر نرسید

ماجرا امسال یک پیچ دیگر نیز داشت. یکی از مسیرهای مهم تأمین معلم در سال‌های گذشته، جذب از طریق ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان بوده است. وزیر آموزش‌وپرورش پیش‌تر گفته بود قرار بوده مجوزهای استخدامی در اسفند نهایی شود، اما شرایط جنگی روند کار را مختل کرده و حدود ۳۰ هزار نیرویی که معمولاً از این مسیر جذب می‌شوند، احتمالاً به مهر ۱۴۰۵ نمی‌رسند. 
در گزارش‌های بعدی نیز از برگزار نشدن آزمون ماده ۲۸ در سال جاری سخن گفته شد. در نتیجه وزارتخانه ناچار شد بیش از پیش بر فارغ‌التحصیلان دانشگاه فرهنگیان و ظرفیت نیروهای موجود تکیه کند. این اتفاق به تنهایی توضیح‌دهنده تمام کسری ۹۰ هزار نفری نیست، اما بخشی از دشواری مهر امسال را توضیح می‌دهد. 

وقتی یکی از مسیرهای اصلی ورود نیروی تازه به موقع فعال نمی‌شود، فشار آن مستقیماً به داخل سیستم منتقل می‌شود؛ یعنی ساعات اضافه‌تدریس بیشتر، نیاز بیشتر به بازنشستگان و استفاده گسترده‌تر از نیروهای غیررسمی. 
 

کلاس‌های ۳۱ نفره؛ صورت دیگر کمبود

مساله نیروی انسانی را نمی‌توان جدا از تراکم کلاس‌ها دید. در تهران، میانگین تراکم کلاس‌های درس حدود ۳۱ دانش‌آموز گزارش شده است. این عدد در سال گذشته بالاتر بود و مسئولان آموزش‌وپرورش استان تهران از کاهش آن خبر داده‌اند؛ بنابراین در این حوزه نیز بهبود اتفاق افتاده اما فاصله همچنان قابل توجه است. 

مدیرکل آموزش‌وپرورش شهر تهران پیش‌تر گفته بود برای رسیدن به هدف ۲۶ دانش‌آموز در هر کلاس، پایتخت به حدود پنج هزار کلاس درس جدید نیاز دارد. مناطق ۹.۱۵، ۱۷.۱۸ و ۱۹ تهران نیز در زمره مناطقی قرار گرفته‌اند که با سرانه پایین‌تر فضای آموزشی مواجه‌اند. اما تراکم کلاس فقط یک عدد آماری نیست. 

فرق میان کلاس ۲۵ نفره و کلاس ۳۵ یا ۴۰ نفره، فرق میان زمانی است که یک معلم می‌تواند برای هر دانش‌آموز اختصاص دهد؛ امکان پرسش و پاسخ، تصحیح تکالیف، شناسایی افت تحصیلی، توجه به دانش‌آموزان دارای مشکلات یادگیری و حتی کنترل نظم کلاس همگی با تعداد دانش‌آموزان ارتباط پیدا می‌کنند. 

بنابراین اگر کسری معلم از طریق افزایش فشار بر نیروهای موجود جبران شود، ممکن است «کلاس بدون معلم» نداشته باشیم، اما همچنان با مسئله کیفیت آموزش مواجه باشیم. 
 

وقتی جغرافیا تعیین می‌کند چه آموزشی دریافت می‌کنید

مشکل دیگر، اما توزیع نیروست. کسری معلم در سراسر ایران یکسان نیست. ممکن است یک رشته در یک منطقه نیروی مازاد داشته باشد و همان رشته در منطقه‌ای دیگر با کمبود جدی روبه‌رو باشد. این مسئله در مناطق محروم، روستاها و نقاط دورافتاده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین دلیل حتی استخدام ده‌ها هزار نیروی جدید نیز الزاماً مسئله را حل نمی‌کند؛ اگر نیرو متناسب با نیاز جغرافیایی و تخصصی توزیع نشود، کمبود در بعضی نقاط باقی خواهد ماند. 

این همان جایی است که بحران نیروی انسانی به مسئله عدالت آموزشی پیوند می‌خورد. دانش‌آموزی که در منطقه برخوردار درس می‌خواند ممکن است به معلم تخصصی، کلاس خلوت‌تر و امکانات آموزشی بیشتری دسترسی داشته باشد، در حالی که دانش‌آموز دیگری در منطقه محروم با کلاس پرتراکم یا مدارس چندپایه مواجه شود. در ظاهر هر دو «معلم دارند»، اما کیفیت آموزشی که دریافت می‌کنند یکسان نیست. 

دبستان

اضافه‌تدریس؛ راه‌حل یا انتقال بحران؟ 

استفاده از اضافه‌تدریس برای آموزش‌وپرورش موضوع تازه‌ای نیست. تقریباً هیچ نظام آموزشی بزرگی نمی‌تواند بدون مقدار مشخصی اضافه‌کاری و انعطاف در ساعات تدریس فعالیت کند. 

اما عدد ۲.۵ میلیون ساعت این سؤال را ایجاد می‌کند که مرز میان انعطاف و وابستگی ساختاری کجاست؟ اگر بخش قابل توجهی از کمبود نیروی انسانی هر سال از طریق افزایش ساعات کار معلمان موجود پوشانده شود، مسئله فقط بودجه نیست. فرسودگی شغلی معلم نیز باید در محاسبات دیده شود. معلمی که کلاس‌های پرتراکم دارد و همزمان ساعت بیشتری تدریس می‌کند، باید علاوه بر حضور در کلاس، برای درس آماده شود، تکالیف را بررسی کند، آزمون طراحی و تصحیح کند و با خانواده‌ها و مدرسه در ارتباط باشد. 

اضافه‌تدریس ممکن است جدول ساعات مدارس را کامل کند، اما نمی‌توان بدون بررسی اثر آن بر کیفیت تدریس، آن را معادل تأمین پایدار نیروی انسانی دانست. 
 

یک مساله قدیمی پشت یک موفقیت تازه

این همه البته به معنای نادیده گرفتن اقداماتی نیست که در دو سال اخیر انجام شده است. کاهش کسری اعلام‌شده از ۱۷۶ هزار نفر در ۱۴۰۳ به ۹۰ هزار نفر در ۱۴۰۵، استخدام گسترده نیروهای جدید و کاهش نسبی تراکم کلاس‌ها در تهران، همگی تغییراتی قابل اندازه‌گیری‌اند. اگر این روند ادامه پیدا کند، بخشی از شکاف تاریخی نیروی انسانی آموزش‌وپرورش می‌تواند کوچک‌تر شود. 

اما مساله درست از جایی آغاز می‌شود که «مدیریت بحران» با «حل بحران» اشتباه گرفته شود. موفقیت آموزش‌وپرورش در اینکه دانش‌آموز اول مهر وارد کلاسی نشود که هیچ معلمی ندارد، اهمیت دارد؛ اما شاخص کافی برای سنجش سلامت نظام آموزشی نیست. پرسش بعدی این است که چه کسی مقابل آن کلاس ایستاده است؟ 

معلم رسمی تازه‌استخدام‌شده؟ معلمی که چندین ساعت اضافه‌تدریس پذیرفته؟ بازنشسته‌ای که دوباره به مدرسه برگشته؟ نیروی حق‌التدریس؟ یا مدیری که علاوه بر اداره مدرسه بخشی از ساعات تدریس را نیز برعهده گرفته است؟ پاسخ به این پرسش است که مشخص می‌کند بحران واقعاً تا چه اندازه حل شده است. 

 

کلاس خالی نیست؛ جای خالی همچنان هست

زنگ مهر ۱۴۰۵ در حالی به صدا درآمده که روایت رسمی نسبت به سال‌های گذشته امیدوارکننده‌تر است. کسری نیروی انسانی کاهش یافته، استخدام‌های تازه انجام شده و مسئولان می‌گویند اجازه نخواهند داد کلاسی بدون معلم باقی بماند اما پشت این تصویر هنوز عدد ۹۰ هزار ایستاده است. 

۹۰ هزار کسری که با ۲.۵ میلیون ساعت اضافه‌تدریس، بازگشت بازنشستگان، استفاده از نیروهای حق‌التدریس و مجموعه‌ای از تدابیر موقت و مکمل پوشانده می‌شود؛ در همان زمانی که بحث تعیین تکلیف حدود ۲۰۰ هزار نیروی آموزشی در گروه‌های مختلف همچنان ادامه دارد. تناقض مهر امسال دقیقاً همین‌جاست که آموزش‌وپرورش معلم کم دارد، اما نمی‌خواهد کلاس بی‌معلم داشته باشد. این دو گزاره برخلاف ظاهرشان متناقض نیستند؛ اما فاصله میان آن‌ها همان جایی است که مسئله اصلی نظام آموزشی ایران پنهان شده است. 

می‌توان جدول مدارس را با اضافه‌تدریس پُر کرد، می‌توان بازنشسته‌ها را دوباره به کلاس فراخواند و می‌توان با جابه‌جایی نیرو کاری کرد که صبح اول مهر کسی پشت نیمکت بدون معلم نماند. اینها برای عبور از یک سال تحصیلی ضروری‌اند اما نظام آموزشی هر سال دوباره به مهر می‌رسد و اگر هر مهر، حل مسئله نیروی انسانی دوباره به اضافه‌کاری معلمان، بازگشت بازنشستگان و تدابیر اضطراری وابسته باشد، مسئله دیگر فقط این نیست که «آیا کلاس بدون معلم داریم؟» پرسش مهم‌تر این است که چرا برای این که کلاس بدون معلم نماند، هنوز به جبران کسری ۹۰ هزار نفری نیاز داریم؟ کلاس‌ها شاید خالی نمانده باشند؛ اما جای خالی ۹۰ هزار معلم هنوز در نظام آموزشی کشور دیده می‌شود.

ارسال نظر

آخرین اخبار