EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۸۳۳۰
بررسی هویت‌های عاریه‌ای و ریشه‌های جامعه‌شناختی مصرف نمایشی

زندگی برای استوری؛ برندت را بگو تا بگویم کیستی!

چرا ظاهر لوکس به ابزار هویت‌یابی بخشی از نوجوانان تبدیل شده است؟

تحریریه آوش/ علاقه‌مندی شدید به سبک زندگی لوکس، خریدهای پرزرق‌وبرق، حضور در رستوران‌های گران ‌قیمت، تهیه‌ دسته‌ گل‌های مجلل و داشتن گوشی‌های هوشمند چند صد میلیونی، بخش عمده‌ای از اهداف، دغدغه‌ها و ادبیات روزمره نسل جدید را به خود اختصاص داده

زندگی برای استوری؛ برندت را بگو تا بگویم کیستی!

پدیده تجمل‌گرایی و گرایش به «مصرف نمایشی» در میان دختران و پسران نوجوان و جوان، به یکی از پررنگ‌ترین و در عین حال نگران ‌کننده‌ترین رفتارهای اجتماعی در دهه اخیر تبدیل شده است. علاقه‌مندی شدید به سبک زندگی لوکس، خریدهای پرزرق‌وبرق، حضور در رستوران‌های گران ‌قیمت، تهیه‌ دسته‌ گل‌های مجلل و داشتن گوشی‌های هوشمند چند صد میلیونی، بخش عمده‌ای از اهداف، دغدغه‌ها و ادبیات روزمره نسل جدید را به خود اختصاص داده است.

تحلیل‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی نشان می‌دهند که این پدیده صرفا یک انتخاب مصرفی ساده بر اساس تمکن مالی خانواده‌ها نیست، بلکه حاصل «فشار روانی همسالان»، «بحران هویت در نوجوانی» و «بازنمایی‌های ساختگی شبکه‌های اجتماعی» است. این گرایش تا جایی پیش رفته که بسیاری از نوجوانان با تحمل مضایق مالی فراوان برای خانواده یا کار کردن در شرایط سخت، هزینه‌های هنگفتی را صرفا برای حضور در یک لوکیشن خاص پرداخت می‌کنند؛ یا در مواردی دیگر، با دست گرفتن کالاهای فیک و تقلبی تلاش می‌کنند تصویری دروغین از وضعیت اقتصادی خود ارائه دهند تا از گردونه گروه‌های دوستی حذف نشده و در جمع‌ها حرفی برای گفتن داشته باشند.


تحول بنیادین در الگوهای مصرف

در جوامع سنتی و حتی تا چند دهه پیش، مفهوم «مصرف» عمدتا بر پایه پاسخگویی به نیازهای اولیه، زیستی و معیشتی انسان استوار بود. با این حال، با گسترش نظام‌های سرمایه‌داری، ظهور جوامع پساصنعتی و تسلط رسانه‌های دیداری، الگوهای مصرف در سراسر جهان و به ‌ویژه در ایران دچار دگرگونی بنیادی شده است. امروزه کالاهایی که افراد خریداری می‌کنند، پیش از آنکه کارکرد واقعی و فنی داشته باشند، حامل پیام‌های نمادین هستند. مصرف به ابزاری برای تمایز اجتماعی، کسب پرستیژ، نمایش منزلت و حتی معنا دادن به زندگی مبدل شده است.

در چنین فضایی، افراد کالاها را نه فقط برای استفاده شخصی، بلکه برای دیده شدن توسط دیگران می‌خرند. این مسئله زمانی که به نسل جدید رسید، با ویژگی‌های خاص دوران نوجوانی گره خورد. نوجوانی، بازه زمانی حساس و بحرانی برای شکلگیری شخصیت، استقلال فردی و هویت‌یابی است. نوجوانان در این سن به‌ شدت نیازمند آن هستند که از سوی جامعه و به ‌ویژه گروه همسالان مورد پذیرش، تایید و تحسین قرار گیرند. هنگامی که در یک جامعه، معیارهای ارزشمندی انسان‌ها از ویژگی‌های اخلاقی، توانمندی‌های ذهنی، هنری و مهارت‌های فردی به سمت مظاهر مادی و کالاهای مصرفی انحراف پیدا می‌کند، نوجوان نیز مجبور می‌شود هویت و ارزش وجودی خود را در ظرف دارایی‌های مادی‌اش تعریف کند.


نقش اینستاگرام و یوتیوب در ترویج لوکس‌گرایی

بی‌تردید، شبکه های اجتماعی را می‌توان به عنوان موتور محرک و تسریع ‌دهنده اصلی پدیده تجمل‌گرایی در میان دختران و پسران دانست. پلتفرم‌های تصویرمحوری مانند اینستاگرام، یوتیوب و تیک‌تاک، ویترین‌هایی بی‌انتها از سبک زندگی افراد مرفه، بلاگرها و چهره‌های پرمخاطب یا همان اینفلوئنسرها ارائه می‌دهند. در این پلتفرم‌ها، روزمرگی‌ها همواره با فیلترهای زیبایی، لباس‌های برند، خودروهای لوکس، سفرهای اعیانی و کافه‌گردی‌های گران ‌قیمت کادربندی می‌شوند.

کارکرد این رسانه‌ها بر روان نوجوانان را می‌توان در چند بعد کلیدی تحلیل کرد. نخست، ارائه استانداردهای غیرواقعی و دست‌نیافتنی از مفهوم موفقیت و خوشبخت بودن است.تصویرسازی‌های اغراق ‌شده سبب می‌شود که نوجوان ناخودآگاه زندگی خود را با بهترین لحظات ثبت ‌شده دیگران مقایسه کند.

دوم، مسئله مقایسه مداوم است؛ الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به‌ گونه‌ای طراحی شده‌اند که فرد به‌ طور مستمر در معرض تصاویری از استایل‌ها و امکانات برتر قرار می‌گیرد، امری که احساس ناامنی روانی، احساس خودکم‌بینی و ناکافی بودن را در درون او زنده نگه می‌دارد. در نهایت، این رسانه‌ها سبک زندگی تجملاتی را عادی‌سازی می‌کنند؛ به‌ طوری که نداشتن آخرین مدل از یک برند خاص یا عدم رفت‌ و آمد به اماکن اعیانی، به منزله عقب ‌ماندگی، انزوا و بی‌کلاسی تعبیر می‌شود.


 تجمل‌گرایی در دختران و پسران نوجوان

اگرچه میل به تجمل و دیده شدن، دختر و پسر نمی‌شناسد و هر دو جنس را به ‌شدت درگیر کرده است، اما بررسی‌های میدانی و مطالعه تجربه زیسته نوجوانان نشان می‌دهد که نحوه بروز این رفتار و انگیزه‌های روانی پشت آن در میان دختران و پسران دارای تفاوت‌های ظریفی است.

در میان دختران نوجوان، گرایش به مصرف نمایشی غالبا در حوزه زیبایی ظاهری، مد و فضاهای اجتماعی خودنمایی می‌کند.

نتایج پژوهش‌های جامعه ‌شناختی بر روی دانش‌آموزان دختر نشان می‌دهد که رقابت بر سر پوشاک برند، کیف و کفش‌های مطرح، استفاده از لوازم آرایشی گران ‌قیمت، خرید هدایا و دسته ‌گل‌های مجلل و همچنین حضور در کافه‌ها و رستوران‌های خاص جهت ثبت عکس و استوری، از اهمیت بالایی برخوردار است.

برای دختران، هماهنگی با موج‌های مد روز یا ترندها و داشتن ظاهری آراسته و لوکس، راهکاری برای جلب توجه، کسب تایید در گروه دوستی مدرسه و ایمن ماندن از قضاوت یا تحقیر احتمالی از سوی همسالان است.

در سمت مقابل، پسران نوجوان تجمل‌گرایی را بیشتر در قالب نمادهای قدرت اقتصادی، پرستیژ و تکنولوژی بروز می‌دهند. برای پسران، داشتن آخرین مدل از گوشی‌های هوشمند چند صد میلیونی، ابزارهای گیمینگ گران ‌قیمت، اکسسوری‌های دیجیتال و پوشاک ورزشی از برندهای معروف، ابزار اصلی اثبات خود در جمع‌هاست.

پسران تحت فشار شدیدی برای نشان دادن تمکن، استقلال و قدرت مادی قرار دارند تا بتوانند مرجعیت و جذابیت اجتماعی خود را حفظ کنند. نکته مهم اینجاست که وقتی تمکن مالی واقعی خانواده پاسخگوی این حجم از هزینه‌ها نیست، پسران به شکل چشمگیری به سراغ استفاده از «کالاهای فیک و تقلبی» می‌روند؛ خریدی که هدف آن نه کیفیت کالا، بلکه حفظ نقاب و ظاهری مشابه با اقشار مرفه جامعه است تا صرفا در گروه‌های دوستانه راه داده شوند.


علل ریشه‌ای، پیامدهای مخرب و راهکارهای بررفت

ریشه‌های این پدیده را باید در سه ضلع مثلث خانواده، محیط آموزشی و خلاهای تربیتی جست‌وجو کرد. سبک‌های فرزند پروری سهل‌گیرانه ازجمله تسلیم شدن در برابر تمام خواسته‌های مادی فرزندان یا سبک‌های سخت‌گیرانه و مقایسه‌ای از سوی والدین، هر دو زمینه رفتارهای تجمل‌گرایانه را فراهم می‌کنند.

از سوی دیگر، مدارس نیز با غفلت از آموزش سواد رسانه‌ای و عدم ایجاد بستری برای رقابت‌های سالم علمی و هنری، نتوانسته‌اند جلوی رقابت‌های مادی دانش‌آموزان را بگیرند.

پیامدهای این روند بسیار عمیق و مخرب است. تلاش مداوم برای دستیابی به الگوهای مصرفی دست ‌نیافتنی، موجب بروز استرس دائمی، حس سرخوردگی، افت تحصیلی و کاهش شدید رضایت از زندگی در نوجوانان می‌شود. همچنین اصرار فرزندان بر خریدهای تجملاتی، فشار مالی کمرشکنی را به خانواده‌های طبقه متوسط و پایین وارد کرده و تنش‌های شدید درون‌ خانوادگی ایجاد می‌کند. در موارد حادتر، نیاز به تامین منابع مالی برای حفظ این سبک زندگی، نوجوانان را به سمت رفتارهای پرخطر و ناهنجار سوق می‌دهد.

برای مواجهه با این آسیب اجتماعی، پیش از هر چیز ارتقای سواد رسانه‌ای در میان نوجوانان ضروری است تا آنان بتوانند ماهیت ساختگی و اهداف تجاری فضای مجازی را درک کنند. در کنار آن، خانواده‌ها و نظام آموزشی باید با شناسایی استعدادها و توانمندی‌های واقعی دختران و پسران، عزت ‌نفس و هویت درونی آنان را تقویت کنند؛ به‌ گونه‌ای که نوجوان ارزش و احترام اجتماعی خود را نه در برند لباس یا مدل گوشی، بلکه در دانش، اخلاق و مهارت‌های فردی خود ببیند.

ارسال نظر

آخرین اخبار