EN
به روز شده در
گزارش روز

بازار ۱۵ میلیارد دلاری صنعت نساجی در انتظار چتر نجات/ نساجی ایران؛ بازاری بزرگ با سیاست‌های کوچک

تحریریه آوش/ برآوردها نشان می‌دهد که بازار نساجی و پوشاک ایران ارزشی بین ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار دارد؛ رقمی که به‌خوبی گویای اهمیت این صنعت در اقتصاد کشور است. بااینحال، کاهش صادرات، افت تولید و افزایش فشار هزینه‌ها باعث شده است این ظرفیت بزرگ، کمتر از توان واقعی خود مورد بهره‌برداری قرار گیرد

روز صنعت نساجی و پوشاک، فرصتی برای بررسی وضعیت یکی از کهن‌ترین و اشتغال‌زاترین صنایع ایران است؛ صنعتی که با وجود برخورداری از بازار قابل‌توجه و ظرفیت‌های گسترده، امروز بیش از هر زمان دیگری با چالش‌های ساختاری و سیاستی مواجه است.برآوردها نشان می‌دهد که بازار نساجی و پوشاک ایران ارزشی بین ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار دارد؛ رقمی که به‌خوبی گویای اهمیت این صنعت در اقتصاد کشور است. بااینحال، کاهش صادرات، افت تولید و افزایش فشار هزینه‌ها باعث شده است این ظرفیت بزرگ، کمتر از توان واقعی خود مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

فعالان این حوزه معتقدند که مشکل اصلی نه در فقدان زیرساخت یا توان تولید، بلکه در بی‌ثباتی سیاست‌ها و نبود مسیر روشنی برای توسعه صنعتی است. با گذشت بیش از یک سال از اجرای برنامه هفتم توسعه، هنوز خبری از تدوین نقشه جامع صنعتی نیست و همین خلأ، سرمایه‌گذاری در این حوزه را با تردید مواجه کرده است. در چنین فضایی، تولیدکننده نمی‌داند که باید برای کدام بخش از زنجیره ارزش برنامه‌ریزی کند؛ تولید مواد اولیه، پارچه یا محصول نهایی؟
در کنار این ابهام سیاستی، زنجیره تأمین نیز با مشکلات جدی روبرو است. کاهش تولید داخلی پنبه، وابستگی بیشتر به واردات را به دنبال داشته و همزمان، آسیب به برخی واحدهای پتروشیمی در جنگ، تأمین مواد اولیه‌ای مانند پلی‌استر را مختل کرده است. افزایش قیمت جهانی مواد اولیه و رشد هزینه‌های حمل‌ونقل نیز فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است؛ به‌طوری‌که قیمت تمام‌شده مواد اولیه در ایران به‌مراتب بالاتر از رقبای منطقه‌ای است.

سیاست‌های ارزی نیز در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. تخصیص ارز ارزان‌قیمت به واردات پارچه در عمل باعث شده است کالاهای خارجی با قیمتی رقابتی‌تر وارد بازار شوند و تولیدکننده داخلی توان رقابت خود را از دست بدهد. نتیجه این روند، افزایش قابل‌توجه واردات و کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی مانند بافندگی بوده است؛ بخشی که نقش مهمی در تکمیل زنجیره تولید دارد. این در حالی است که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که حمایت هدفمند از تولید داخلی، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست صنعتی است؛ هرچند که این حمایت نباید به معنای مداخله و اعطای رانت باشد.

با وجود تمام این چالش‌ها، صنعت نساجی ایران همچنان از مزیت‌های مهمی مانند بازار داخلی گسترده، نیروی کار متخصص و تجربه انباشته در تولید برخوردار است. اما بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها، نیازمند بازنگری در سیاست‌های کلان، ایجاد ثبات در فضای کسب‌وکار و تعریف یک راهبرد مشخص برای توسعه زنجیره ارزش است.خلاصه این  که روز صنعت نساجی، بیش از آن که روز بزرگداشت باشد، یادآور یک ضرورت است و آن این است که بدون اصلاح سیاست‌ها و بازتعریف مسیر توسعه، حتی ریشه‌دارترین صنایع نیز ممکن است جایگاه خود را از دست بدهند. نساجی هنوز زنده است، اما ادامه این مسیر، بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های دقیق و به‌موقع وابسته است.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار