پزشکیان و نقش« هاشمیگونه» برای پایان جنگهای دوم و سوم
در حالی که بحث درباره پایان جنگ و دستیابی به توافق نهایی در کانون توجه قرار گرفته است، برخی تحلیلها از نقشآفرینی مسعود پزشکیان در این روند با الگویی مشابه نقشآفرینی آیتالله هاشمی رفسنجانی در پایان جنگ ایران و عراق یاد میکنند.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در حالی که بحث درباره پایان جنگ و دستیابی به توافق نهایی در کانون توجه قرار گرفته است، برخی تحلیلها از نقشآفرینی مسعود پزشکیان در این روند با الگویی مشابه نقشآفرینی آیتالله هاشمی رفسنجانی در پایان جنگ ایران و عراق یاد میکنند.
در این چارچوب، عنوان میشود که در سالهای پایانی جنگ هشتساله، هاشمی رفسنجانی با پیگیریهای مستمر و رایزنیهای گسترده، زمینه لازم برای پایان جنگ را فراهم کرد و در نهایت توانست نظر امام خمینی(ره) را برای پذیرش پایان درگیریها جلب کند. پس از آن نیز روند آتشبس و پیگیری توافقات مرتبط با پایان جنگ ادامه یافت.
اکنون نیز برخی ناظران سیاسی معتقدند مسعود پزشکیان در مسیر پایان دادن به تنشها و حرکت به سمت توافق، نقشی مشابه ایفا کرده است. با این حال، تفاوت مهم شرایط کنونی با دوران جنگ ایران و عراق در این است که به باور این تحلیلگران، ایران در شرایط فعلی از موقعیت و دست برتر برخوردار است و روند دستیابی به تفاهم و توافق در حالی دنبال میشود که کشور از موضع ضعف وارد این فرآیند نشده است.
بر اساس این دیدگاه، ایران در جنگ هشتساله نیز با وجود خسارات و تلفات فراوان، توانست در برابر ائتلاف گستردهای از حامیان عراق مقاومت کند و مانع دستیابی دشمن به اهداف خود شود. در شرایط کنونی نیز تأکید میشود که روند مذاکرات و تفاهمات احتمالی در فضایی دنبال میشود که ایران از ظرفیتهای میدانی و دیپلماتیک قابل توجهی برخوردار است.
همچنین گفته میشود نقش پزشکیان در پیشبرد مسیر توافق میتواند تأثیر مهمی بر آینده سیاسی کشور داشته باشد؛ بهویژه آنکه وی در جریان رقابتهای انتخاباتی نیز بر ضرورت مذاکره مستقیم با آمریکا و تلاش برای رفع تحریمها تأکید کرده بود. حامیان این رویکرد معتقدند رئیسجمهور تاکنون در مسیر تحقق وعدههای خود گام برداشته و تلاش کرده است زمینههای لازم برای کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی را فراهم کند.
در همین حال، برخی تحلیلها از همراهی بخشهایی از جریانهای سیاسی با این روند سخن میگویند و معتقدند هماهنگی میان میدان و دیپلماسی میتواند به پیشبرد اهداف کشور کمک کند. بر این اساس، اجرای مفاد تفاهمهای احتمالی و دستیابی به توافق نهایی میتواند زمینهساز گشایشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شود و مسیر توسعه و پیشرفت کشور را هموارتر کند.
در مقابل، تأکید میشود موفقیت این روند نیازمند پرهیز از تنشهای سیاسی داخلی و فراهم شدن شرایطی است که تصمیمات کلان کشور با کمترین مانع و بیشترین اجماع ملی دنبال شود.
همزمان با ادامه تلاشها برای پیشبرد مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقات سیاسی، موضوع تأثیر موفقیتهای میدانی بر قدرت چانهزنی ایران در عرصه بینالمللی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند همانگونه که ایران در دوران جنگ تحمیلی با وجود تحمل خسارتها و تلفات فراوان توانست در برابر ائتلاف گسترده حامیان عراق ایستادگی کند، در تحولات اخیر نیز توانسته است موقعیت خود را حفظ کرده و از ظرفیتهای ملی برای دفاع از منافع کشور بهره بگیرد.
علیرضا کمالنژاد، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز با اشاره به این موضوع اظهار کرد: تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که هرگاه کشور توانسته است در میدان از منافع و امنیت خود دفاع کند، دست برتر را در عرصه دیپلماسی نیز به دست آورده است. در دوران جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران با وجود آنکه بسیاری از قدرتهای جهانی و منطقهای از عراق حمایت میکردند، توانست تمامیت ارضی خود را حفظ کند و اجازه ندهد اهداف دشمن محقق شود. این تجربه اکنون نیز میتواند به عنوان یک پشتوانه مهم برای سیاست خارجی کشور مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: موفقیت در میدان به معنای افزایش قدرت چانهزنی در میز مذاکره است. کشوری که از توان دفاعی، انسجام داخلی و ظرفیتهای راهبردی برخوردار باشد، در مذاکرات نیز با اعتماد به نفس بیشتری حاضر میشود و میتواند مطالبات و منافع خود را با قدرت بیشتری دنبال کند. از این منظر، هرگونه پیشرفت در مسیر دیپلماسی زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که بر پایه اقتدار ملی شکل گرفته باشد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت پیوند میان میدان و دیپلماسی تصریح کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای شرایط کنونی آن است که ایران توانسته میان مؤلفههای قدرت سخت و قدرت نرم نوعی هماهنگی ایجاد کند. این هماهنگی میتواند زمینه لازم برای کاهش فشارهای خارجی، افزایش تعاملات بینالمللی و بهبود شرایط اقتصادی کشور را فراهم سازد.
کمالنژاد در ادامه با اشاره به تأثیر این روند بر سیاست داخلی کشور گفت: هر اندازه موفقیتهای دیپلماتیک افزایش یابد، امکان شکلگیری اجماع سیاسی در داخل نیز بیشتر خواهد شد. موفقیت در عرصه سیاست خارجی میتواند به افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و کاهش شکافهای سیاسی کمک کند. در چنین شرایطی، جریانهای سیاسی نیز بیش از گذشته به سمت همکاری و همافزایی حرکت خواهند کرد.
وی خاطرنشان کرد: کشور در مقطع حساسی قرار دارد و بهرهبرداری از فرصتهای موجود نیازمند حفظ انسجام ملی است. تجربه نشان داده است که وحدت داخلی مهمترین پشتوانه موفقیت در عرصههای بینالمللی به شمار میرود. از این رو، تقویت همدلی میان نهادهای سیاسی و پرهیز از اختلافات فرسایشی میتواند مسیر دستیابی به اهداف ملی را هموارتر کند. این کارشناس سیاسی در پایان تأکید کرد: اگر دستاوردهای میدانی با موفقیتهای دیپلماتیک همراه شود، ایران میتواند وارد مرحلهای جدید از توسعه و پیشرفت شود. گشایش در روابط خارجی، افزایش ظرفیتهای اقتصادی و تقویت ثبات سیاسی از جمله نتایجی است که در صورت تداوم این روند، میتواند آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد.