EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۵۱۵۰
از رودبار تا امروز؛ ایران چقدر در برابر زلزله مقاوم‌تر شده است؟

شبی که جام‌جهانی زیر آوار ماند/ مقاوم سازی تنها ۳۰ درصد بافت شهری ۳۶ سال پس از زلزله رودبار و منجیل

درس هایی که ژاپن از زلزله کوبه گرفت و ایران نگرفت

تحریریه آوش/ رودبار، بم و سرپل ذهاب سه نام جدا از هم نیستند؛ سه ایستگاه از یک هشدار طولانی‌اند. هشداری که می‌گوید زلزله را نمی‌توان متوقف کرد، اما می‌توان تعداد قربانیان آن را کاهش داد. امروز، در ۳۱ خردادی دیگر و در میانه هیجان جام جهانی، شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد که اگر زمین بار دیگر در میانه یک شب عادی یا حتی در میانه یک مسابقه فوتبال بلرزد، آیا این بار آوار کمتری بر سر ایرانیان فرو خواهد ریخت؟

شبی که جام‌جهانی زیر آوار ماند/ مقاوم سازی تنها ۳۰ درصد بافت شهری ۳۶ سال پس از زلزله رودبار و منجیل

سی‌وشش سال پیش، جهان در تب فوتبال می‌سوخت. جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا تازه به مرحله حساس خود رسیده بود، میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف دنیا پای تلویزیون نشسته بودند و فوتبال، زبان مشترک آن شب‌های تابستانی شده بود. اما در ایران، درست در همان لحظاتی که جهان به توپ و تور چشم دوخته بود، زمین در شمال کشور به لرزه افتاد. بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹، رودبار و منجیل در چند ثانیه زیرورو شدند؛ خانه‌ها فرو ریختند، روستاها از نقشه پاک شدند، خانواده‌ها در تاریکی شب عزیزان خود را زیر آوار صدا زدند و یکی از مرگبارترین فجایع طبیعی تاریخ ایران رقم خورد. حالا سی‌وشش سال بعد، بار دیگر ۳۱ خرداد با جام جهانی همزمان شده است؛ روزی که ایرانی‌ها چشم‌انتظار بازی ایران و بلژیک هستند، اما حافظه تاریخی کشور یک پرسش سنگین‌تر را پیش رو می‌گذارد که اگر زلزله‌ای مانند رودبار امروز رخ دهد، ایران چقدر آماده‌تر از آن شب تلخ است؟ 

۳۱ خرداد؛ روزی که فوتبال فراموش شد

۳۱ خرداد ۱۳۶۹ در حافظه جمعی ایرانیان فقط یک تاریخ تقویمی نیست؛ یادآور شبی است که زندگی هزاران خانواده در چند ثانیه از هم پاشید. زلزله رودبار و منجیل با بزرگی حدود ۷.۴ ریشتر، بخش‌هایی از گیلان و زنجان را ویران کرد و یکی از سنگین‌ترین تلفات انسانی تاریخ معاصر ایران را برجای گذاشت. آمارها از ۳۵ تا ۴۰ هزار کشته، بیش از ۶۰ هزار مجروح و صدها هزار بی‌خانمان حکایت دارد؛ اعدادی که هنوز پس از سه دهه، تکان‌دهنده‌اند.
در آن زمین‌لرزه، برخی روستاها چنان ویران شدند که دیگر چیزی از بافت پیشین آن‌ها باقی نماند. در نقاطی از منطقه، رانش زمین خانه‌ها، زمین‌های کشاورزی و حتی نشانه‌های زندگی را بلعید. فاجعه فقط در فروریختن دیوارها خلاصه نمی‌شد؛ راه‌ها بسته شد، امدادرسانی دشوار بود، ارتباطات قطع شد و بسیاری از خانواده‌ها ساعت‌ها و گاه روزها در انتظار کمک ماندند. آن شب جهان فوتبال را دنبال می‌کرد، اما برای ایران، جام جهانی در برابر فاجعه‌ای بزرگ رنگ باخت. درست از همان‌جا بود که زلزله رودبار و منجیل به یک نقطه عطف تبدیل شد؛ نه فقط در حافظه عمومی، بلکه در نظام مدیریت بحران، مقررات ساختمانی و نگاه کشور به خطر زلزله. 

زلزله رودبار

چرا رودبار و منجیل چنین مرگبار شد؟ 

زلزله رودبار و منجیل قوی‌ترین زمین‌لرزه ثبت‌شده در تاریخ ایران نبود، اما به یکی از مرگبارترین و ویرانگرترین آن‌ها تبدیل شد. علت اصلی این فاجعه فقط شدت لرزش زمین نبود؛ کیفیت پایین ساخت‌وساز، ضعف مصالح، نبود نظارت کافی، ناآمادگی عمومی و شکنندگی بافت‌های شهری و روستایی، تلفات را چند برابر کرد. بخش بزرگی از خانه‌های روستایی در آن زمان با مصالح سنگین، غیرمهندسی و بدون رعایت اصول مقاوم‌سازی ساخته شده بودند. در بسیاری از مناطق، سقف‌ها و دیوارها در برابر لرزش شدید تاب نیاوردند و آوار، پیش از رسیدن نیروهای امدادی، کار خود را کرده بود.
در شهرها نیز بخش‌هایی از ساختمان‌ها فاقد استانداردهای لازم بودند و شبکه ارتباطی و امدادی توان پاسخ سریع به چنین فاجعه‌ای را نداشت. درس بزرگ رودبار همین بود که زلزله به‌تنهایی فاجعه نمی‌سازد؛ فاجعه زمانی رخ می‌دهد که زمین‌لرزه به ساختمان‌های ناایمن، شهرهای آماده‌نشده و مدیریت بحران ناکافی برخورد کند. به همین دلیل، از همان سال‌ها این پرسش در برابر سیاست‌گذاران قرار گرفت که چگونه می‌توان تلفات زمین‌لرزه‌های بعدی را کاهش داد؟ 
 

از رودبار تا بم؛ تکرار یک هشدار

سیزده سال پس از رودبار، ایران بار دیگر با فاجعه‌ای بزرگ روبه‌رو شد. دی‌ماه ۱۳۸۲، زلزله بم با بزرگی ۶.۶ ریشتر، شهری تاریخی را در چند ثانیه فرو ریخت. بیش از ۲۶ هزار نفر جان باختند، هزاران نفر مجروح شدند و ارگ تاریخی بم، یکی از مهم‌ترین میراث‌های معماری ایران، به شدت آسیب دید. 
زلزله بم از نظر بزرگی از رودبار کوچک‌تر بود، اما میزان تلفات آن بار دیگر نشان داد که مسئله اصلی، فقط عدد ریشتر نیست. ساختمان‌های خشتی و فرسوده، تراکم سکونت در بافت‌های آسیب‌پذیر، ناآمادگی شهری و ضعف زیرساخت‌های امدادرسانی باعث شد زلزله‌ای با بزرگی متوسط، به فاجعه‌ای ملی تبدیل شود.
رودبار و بم دو هشدار بزرگ بودند؛ دو نقطه دردناک که باید مسیر سیاست‌گذاری کشور را تغییر می‌دادند. پس از رودبار، بحث مقاوم‌سازی جدی‌تر شد و پس از بم، موضوع بافت‌های فرسوده، نوسازی شهری و مدیریت بحران بیش از گذشته در دستور کار قرار گرفت. اما پرسش مهم این است که چرا با وجود این همه هشدار، هنوز بخش بزرگی از شهرهای ایران در برابر زلزله آسیب‌پذیرند؟ 

زلزله


سرپل ذهاب؛ زلزله‌ای که شکاف‌ها را دوباره نشان داد

سال ۱۳۹۶، زلزله سرپل ذهاب در کرمانشاه بار دیگر بخشی از همین واقعیت را آشکار کرد. در این زلزله، تخریب گسترده برخی ساختمان‌ها، آسیب‌دیدگی واحدهای مسکونی و مشکلات امدادرسانی نشان داد که کشور اگرچه نسبت به دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ جلوتر آمده، اما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد. 

سرپل ذهاب از این نظر مهم بود که دیگر بافت کاملاً سنتی یا روستاییِ چند دهه قبل در میان نبود. بخشی از آسیب‌ها مربوط به ساختمان‌هایی بود که در سال‌های جدیدتر ساخته شده بودند. همین موضوع دوباره بحث کیفیت ساخت، نظارت مهندسی، اجرای واقعی مقررات و مسئولیت دستگاه‌های مختلف را به میان آورد. 

اگر رودبار نشان داد خانه‌های قدیمی و روستایی تا چه اندازه می‌توانند مرگبار باشند، بم خطر بافت‌های تاریخی و فرسوده را یادآوری کرد و سرپل ذهاب پرسش تازه‌ای پیش کشید که آیا ساختمان‌های جدید هم آن‌قدر که روی کاغذ مقاوم‌اند، در عمل ایمن ساخته می‌شوند؟ اصلا نسبت به سی‌وشش سال پیش چقدر مقاوم‌تریم؟ 

پاسخ به این پرسش دو وجه دارد. از یک سو، ایران امروز قطعاً ایران سال ۱۳۶۹ نیست. پس از زلزله رودبار، آیین‌نامه طراحی ساختمان‌ها در برابر زلزله، معروف به استاندارد ۲۸۰۰، جدی‌تر شد و به‌تدریج توسعه یافت. نظام مهندسی ساختمان شکل گرفت، نظارت بر ساخت‌وسازها افزایش یافت و مقاوم‌سازی مدارس، بیمارستان‌ها، ساختمان‌های عمومی و واحدهای مسکونی روستایی در دستور کار قرار گرفت. 

زلزله


بهسازی مسکن روستایی و راهی که مانده است

در سه دهه گذشته، میلیون‌ها واحد روستایی بهسازی یا مقاوم‌سازی شده‌اند. طبق اعلام بنیاد مسکن، میزان مقاوم‌سازی واحدهای روستایی کشور به حدود ۵۷ تا ۶۰ درصد رسیده است. این عدد نشان می‌دهد روستاها، به‌ویژه پس از تجربه زلزله‌های مخرب، بخشی از مسیر را طی کرده‌اند. وام‌های هدفمند، هزینه کمتر ساخت، مالکیت ساده‌تر و امکان اجرای مستقیم طرح‌ها باعث شده مقاوم‌سازی در روستاها نسبتاً موفق‌تر پیش برود. 

اما در شهرها وضعیت پیچیده‌تر است. برآوردها نشان می‌دهد تنها حدود ۳۰ درصد بافت شهری در برابر زلزله مقاوم‌سازی شده و این یعنی بخش بزرگی از شهرهای ایران، به‌ویژه در بافت‌های فرسوده، محله‌های متراکم، ساختمان‌های قدیمی و مناطق دارای ساخت‌وساز کم‌کیفیت، همچنان در برابر زمین‌لرزه بزرگ آسیب‌پذیرند. 

همین شکاف میان روستا و شهر، یکی از مهم‌ترین نکات گزارش امروز است. ایران پس از رودبار آموخت که روستاهای ناایمن می‌توانند به کانون فاجعه تبدیل شوند؛ اما هنوز نتوانسته همان سرعت و تمرکز را در شهرها ایجاد کند. در حالی که امروز خطر بزرگ‌تر، نه فقط در روستاها، بلکه در کلان‌شهرهایی است که جمعیت، ساختمان‌های بلند، شبکه گاز، بزرگراه‌ها، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های حیاتی را در خود متمرکز کرده‌اند. 
 

اگر رودبار امروز در یک کلان‌شهر تکرار شود

کابوس اصلی امروز دیگر فقط تکرار رودبار در یک منطقه کوهستانی یا روستایی نیست؛ نگرانی بزرگ‌تر، وقوع زلزله‌ای شدید در یکی از کلان‌شهرهای ایران است. تهران، تبریز، مشهد، کرج، شیراز و بسیاری از شهرهای بزرگ کشور روی پهنه‌های لرزه‌خیز یا در نزدیکی گسل‌های فعال قرار دارند. تفاوت امروز با سال ۱۳۶۹ این است که جمعیت شهری چند برابر شده، تراکم ساختمانی بالا رفته و زیرساخت‌های حیاتی در شهرهای بزرگ فشرده‌تر شده‌اند.

در چنین وضعیتی، زلزله فقط دیوارها را فرو نمی‌ریزد. راه‌های امدادرسانی ممکن است بسته شوند، شبکه آب و برق آسیب ببیند، خطوط گاز خطر آتش‌سوزی ایجاد کنند، بیمارستان‌ها خود به بخشی از بحران تبدیل شوند و ارتباطات در ساعات نخست مختل شود.

در بافت‌های فرسوده و کوچه‌های باریک، حتی رسیدن خودروهای امدادی نیز می‌تواند دشوار باشد. تهران نماد این نگرانی است. شهری با میلیون‌ها نفر جمعیت، ساختمان‌های قدیمی، برج‌های جدید، شبکه حمل‌ونقل سنگین، مراکز درمانی، اداری و سیاسی و محله‌هایی که بخش‌هایی از آن‌ها هنوز با فرسودگی جدی روبه‌رو هستند. در چنین شهری، زلزله بزرگ فقط یک حادثه طبیعی نیست؛ آزمونی برای کل ساختار حکمرانی شهری، مدیریت بحران، خدمات عمومی و اعتماد اجتماعی است. 
 

زلزله رودبار


چرا با وجود این همه زلزله هنوز آماده نیستیم؟ 

از رودبار تا بم و از بم تا سرپل ذهاب، هر زلزله در ایران یک هشدار تازه بوده است. اما روند اصلاحات همیشه کندتر از خطر پیش رفته است. یکی از دلایل اصلی، هزینه سنگین نوسازی شهری است. برخلاف روستاها که مالکیت‌ها ساده‌تر و ساخت‌وسازها کم‌هزینه‌تر است، بافت‌های فرسوده شهری با موضوع مالکیت‌های متعدد، قیمت بالای زمین، اختلاف مالکان، کمبود منابع مالی و پیچیدگی حقوقی روبه‌رو هستند. 

عامل دیگر، فاصله میان مقررات و اجراست. ایران امروز آیین‌نامه و مقررات ساختمانی دارد؛ اما مسئله اصلی آن است که این مقررات تا چه اندازه در عمل اجرا می‌شوند. کیفیت مصالح، نظارت مهندسی، تخلفات ساختمانی، تراکم‌فروشی، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و ضعف کنترل پس از ساخت، می‌تواند ایمنی ساختمان‌ها را از روی کاغذ به واقعیت منتقل نکند. 
از سوی دیگر، مدیریت بحران هنوز بیش از آن که بر پیشگیری تکیه کند، به واکنش پس از حادثه وابسته است. در حالی که تجربه جهانی نشان می‌دهد مهم‌ترین سرمایه‌گذاری در برابر زلزله، پیش از وقوع آن انجام می‌شود؛ در مقاوم‌سازی، آموزش عمومی، مانورهای منظم، ایمن‌سازی مدارس و بیمارستان‌ها و آماده‌سازی محله‌ها برای ساعات نخست بحران. 
 

ژاپن پس از کوبه چه کرد؟ 

پنج سال پس از زلزله رودبار، ژاپن در سال ۱۹۹۵ با زلزله کوبه روبه‌رو شد؛ حادثه‌ای که بیش از شش هزار قربانی گرفت و یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان را با ضعف‌های جدی در مدیریت شهری و ایمنی ساختمان‌ها مواجه کرد. اما تفاوت اصلی ژاپن در واکنش پس از فاجعه بود. 

پس از کوبه، ژاپن قوانین ساختمانی را سخت‌گیرانه‌تر کرد، ارزیابی ایمنی ساختمان‌های قدیمی را جدی گرفت و برای مقاوم‌سازی آن‌ها یارانه و مشوق مالی اختصاص داد. 

مدارس، بیمارستان‌ها، پل‌ها، خطوط حمل‌ونقل و زیرساخت‌های حیاتی در اولویت بازبینی قرار گرفتند. علاوه بر این، آموزش عمومی و مانورهای زلزله به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل شد. 

ژاپن همچنین سیستم هشدار سریع زلزله را توسعه داد؛ سامانه‌ای که حتی چند ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب می‌تواند قطارها را متوقف کند، هشدارهای عمومی بدهد و برخی فرایندهای حساس را از حالت عادی خارج کند و شاید این چند ثانیه کوتاه به نظر برسد، اما در مدیریت زلزله همین چند ثانیه می‌تواند جان هزاران نفر را نجات دهد. 
تفاوت ایران و ژاپن در این نیست که یکی زلزله‌خیز است و دیگری نیست؛ هر دو کشور در معرض خطر قرار دارند. تفاوت اصلی در استمرار سیاست‌گذاری، جدیت اجرا و تبدیل آمادگی به فرهنگ عمومی است. در ایران نیز مقررات فنی توسعه یافته و ساختمان‌های جدید نسبت به گذشته ایمن‌تر شده‌اند، اما سهم بالای بافت‌های قدیمی، کندی نوسازی، ضعف اجرا و کمبود آموزش عمومی باعث شده فاصله تا وضعیت مطلوب همچنان زیاد باشد. 
 

از نجات پس از حادثه تا پیشگیری پیش از حادثه

تجربه زلزله‌های بزرگ نشان می‌دهد که امدادرسانی هرچقدر هم سریع باشد، جای پیشگیری را نمی‌گیرد. در ساعات نخست پس از زلزله، بسیاری از قربانیان نه به دلیل نبود نیروهای امدادی، بلکه به دلیل فروریختن ساختمان‌های ناایمن جان خود را از دست می‌دهند. بنابراین مهم‌ترین ابزار کاهش تلفات، نه چادر و پتو پس از حادثه، بلکه خانه، مدرسه، بیمارستان و شهری است که پیش از حادثه مقاوم شده باشد. این تغییر نگاه، همان حلقه گمشده مدیریت زلزله در ایران است. تا زمانی که مقاوم‌سازی به عنوان هزینه‌ای اضافی دیده شود، نه سرمایه‌گذاری برای حفظ جان مردم، هر زلزله بزرگ می‌تواند بار دیگر کشور را غافلگیر کند. شهر ایمن فقط با آیین‌نامه ساخته نمی‌شود؛ با اجرای دقیق، نظارت سخت‌گیرانه، بودجه پایدار، مشارکت مردم و آموزش دائمی ساخته می‌شود. 
 

۳۱ خرداد؛ پرسشی که هنوز تمام نشده است

سی‌وشش سال پیش، در شبی که جهان سرگرم جام جهانی بود، هزاران خانواده ایرانی در چند ثانیه همه چیز خود را از دست دادند. از آن شب تاکنون، ایران مسیر مهمی را طی کرده است؛ مقررات ساختمانی جدی‌تر شده، بخشی از روستاها مقاوم شده‌اند، توان امدادی افزایش یافته و آگاهی عمومی نسبت به زلزله بیشتر از گذشته است. 
اما آمار مقاوم‌سازی شهری و وضعیت بافت‌های فرسوده نشان می‌دهد که بخش بزرگی از مسیر هنوز باقی مانده است. رودبار، بم و سرپل ذهاب سه نام جدا از هم نیستند؛ سه ایستگاه از یک هشدار طولانی‌اند. هشداری که می‌گوید زلزله را نمی‌توان متوقف کرد، اما می‌توان تعداد قربانیان آن را کاهش داد.
امروز، در ۳۱ خردادی دیگر و در میانه هیجان جام جهانی، شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد که اگر زمین بار دیگر در میانه یک شب عادی یا حتی در میانه یک مسابقه فوتبال بلرزد، آیا این بار آوار کمتری بر سر ایرانیان فرو خواهد ریخت؟ 
پاسخ این پرسش نه در خاطره تلخ رودبار، بلکه در تصمیم‌های امروز شهرها، بودجه‌های مقاوم‌سازی، کیفیت ساخت‌وساز و جدی گرفتن هشدارهای علمی نهفته است. جام جهانی می‌آید و می‌رود، مسابقه‌ها تمام می‌شوند و تیترهای فوتبال فراموش می‌شوند؛ اما در کشوری که روی کمربند زلزله زندگی می‌کند، هیچ روزی برای آماده شدن دیر نیست.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار