واکاوی دلایل افزایش تورم در سال گذشته از نگاه اقتصاددانان
مقایسه آمارها در حوزه رشد نقدینگی و تورم نشان میدهد، طی بیش از یک دهه گذشته، تورم همیشه تابعی از نقدینگی نبوده و گاهی جلوتر از آن حرکت کرده است.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
مقایسه آمارها در حوزه رشد نقدینگی و تورم نشان میدهد، طی بیش از یک دهه گذشته، تورم همیشه تابعی از نقدینگی نبوده و گاهی جلوتر از آن حرکت کرده است.
سالها گفته میشد عامل اصلی بروز تورم، سیاستهای پولی و انبساط نقدینگی است. اما در سالهای اخیر مکاتب اقتصادی مختلف، مولفههای دیگر را گاهی موثرتر از سیاستهای پولی میدانند و برای این مولفههای بیرونی، نقش پررنگتری قائل هستند.
علت ارائه این نظریههای جدید، تجربیات متفاوتی است که در بیش از یک دهه گذشته در اقتصاد کشور اتفاق افتاده است. مقایسه آمارها در حوزه رشد نقدینگی و تورم نشان میدهد، طی مدت مورد اشاره، تورم همیشه تابعی از نقدینگی نبوده و گاهی جلوتر از آن حرکت کرده است. بخصوص در زمانهایی که عوامل برون زا مانند جنگ و تحریم بر اقتصاد سایه افکنده این نسبت بیش از پیش به هم ریخته است.
در ماههای اخیر نیز این تجربه دوباره در حال تکرار است و آمارها تاکید میکند که نرخ تورم با سرعتی بیش از رشد حجم نقدینگی در حال افزایش است. در ماههای گذشته اقتصاددانان مختلف که هر یک پیرو مکتب اقتصادی متفاوتی هستند در این باره نظراتی ارائه کردهاند که از مجموع این نظریات میتوان عوامل موثر دیگری به جز سیاستهای پولی صرف را مشاهده کرد. مقایسه چکیدهای از نظرات اقتصاددانان نشان میدهد، سیاستهای غیرپولی، دیپلماسی، انتظارات تورمی و سرعت گردش پول بر پدیده تورم اثرگذار بوده است.
نظریه متداول، پیش از این بر این اصل استوار بوده که کسری بودجه دولت و ناترازی شبکه بانکی، باعث تزریق نقدینگی بدون پشتوانه به اقتصاد شده و اسباب تضعیف ارزش پول ملی را فراهم آورده است. نظریههای جدیدتر، اما به عامل انتظاراتی که در جامعه وجود دارد بهای بیشتری میدهد و در کنار تاثیری که حجم نقدینگی و رشد آن بر تورم میگذارد، نقش سرعت گردش پول که در نتیجه همین انتظارات ایجاد شده را در بروز تورم، پررنگتر میبیند. در ادامه نظرات تعدادی از اقتصاددانان به نام کشور در خصوص علت بروز تورم در یک سال گذشته مرور شده است.
داوود سوری
اقتصاد ایران پیش از جنگ در وضعیت «عدم تعادل مزمن» قرار داشت و جنگ این ناپایداری را تشدید کرده است. در واقع جنگ هزینههای جدیدی را بر اقتصاد تحمیل کرده است؛ از افزایش هزینههای دولت در حوزه نظامی گرفته تا فشار مضاعف بر معیشت مردم و اختلال در عملکرد کسبوکارها. همزمان با کاهش ظرفیت فعالیت بنگاهها، درآمدهای ارزی کشور نیز در معرض تهدید قرار گرفته و همین مسئله میتواند چشمانداز رشد اقتصادی را تضعیف کند. اگر پس از پایان جنگ، تحریمها همچنان پابرجا بمانند، اقتصاد ایران با شرایطی بهمراتب سختتر مواجه خواهد شد.
مسعود نیلی
اقتصاد ایران اکنون از وضعیت مزمن ناترازیهایی که از مسیر سیاستهای نادرست طی سالها به بانک مرکزی منتقل شده، وارد مرحله بروز آشکار بحرانها شده است؛ یعنی زخمهای ناشی از سالها اداره نادرست اقتصاد، اکنون در حال باز شدن هستند. از خرداد ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۴، نرخ تورم از کانالهای پایینتر به سطوح بالاتر منتقل شده و نشانههایی از تغییر وضعیت تورمی اقتصاد مشاهده میشود. هرچه تورم به سطوح بالاتر میرود، اقتصاد وارد وضعیتی لغزندهتر میشود و جابهجایی به کانالهای بالاتر با سرعت بیشتری اتفاق میافتد.
وحید شقاقی شهری
اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که مستلزم اتخاذ رویکردی واقعبینانه و پرهیز از سادهسازی مسائل پیچیده است و لازم است با بهرهگیری از تحلیلهای دقیق و طراحی راهکارهای عملیاتی، مسیر عبور از چالشهای پیشرو هموار شود. همانطور که اشاره کردم نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که کسری بودجه تنها موتور تورم نیست. ما در اقتصاد ایران با ناترازی ارزی مواجه هستیم؛ یعنی نیازهای ارزی ما بیش از منابع ارزیمان است. دلایل این ناترازی نیز روشن است: قاچاق کالا، قاچاق ارز، خروج سرمایه و کاهش صادرات نفتی. این ناترازی فشار شدیدی بر نرخ ارز وارد میکند و از این مسیر، تورم ایجاد میشود. علاوه بر این، ما با بحرانهای متعددی مواجه هستیم: جنگ، بحران آب، بحران زمین، بحران انرژی، بحران نظام بانکی و بحران صندوقهای بازنشستگی. همه اینها موتورهای تورم هستند. اگر بخواهیم دقیق تحلیل کنیم، اقتصاد ایران چندین موتور تورمی دارد و کسری بودجه فقط یکی از آنها است.
تیمور رحمانی
راهحل جلوگیری از وقوع تورمهای خارج از کنترل احتمالا متفاوت از کنترل تورمهای بالا مشابه تورمهای گذشته در اقتصاد ایران است و سیاست ارزی و حذف شوکهای برونزا در جلوگیری از تورمهای خارج از کنترل با اهمیت است. در حال حاضر سرعت گردش نقدینگی افزایش یافته است. دلیل آن است که انتظارات تورمی متاثر از رخدادهای برونزا افزایش یافته و در عمل نیز اتفاقاتی افتاده که خروج سرمایه را تشدید کرده که اسباب جهش نرخ ارز را فراهم کرده و افزایش نرخ ارز نیز خود به تشدید انتظارات تورمی دامن زده و سیکلی از جهش نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی را با اثر متقابل بر یکدیگر شکل داده است.
موسی غنی نژاد
تورم تنها «کاهش قدرت خرید» نیست؛ بلکه اختلال در سیستم اطلاعاتی قیمتها و در نتیجه تخصیص اشتباه منابع است؛ سیستمی که باید وضعیت واقعی عرضه و تقاضا را منعکس کند. وقتی قیمتها بهجای اطلاعات اقتصادی، حامل سیگنالهای نادرست ناشی از چاپ پول باشند، کل ساختار تصمیمگیری اقتصاد آسیب میبیند. مهار تورم از نظر فنی دشوار نیست، اما از نظر سیاسی تقریباً ناممکن است، زیرا گروههای ذینفع از پول ارزان و خلق نقدینگی منتفعاند. به همین دلیل، راهحل بلندمدت انتقال نقش پول از دولت به بازار رقابتی ست.
سید میثم سادات فاطمی
در دو دهه اخیر، نمیتوان صرفاً با استناد به رشد نقدینگی، جهشهای تورمی در اقتصاد ایران را تبیین کرد. اولاً، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت، عدد قابل توجهی نیست. ثانیاً، برای ارزیابی حجم نقدینگی، باید ظرفیتهای اقتصاد را نیز در نظر گرفت. اگر رشد نقدینگی منجر به افزایش قدرت خرید و تقاضا شود و این تقاضا در بازار با کمبود عرضه در حالت اشتغال کامل مواجه شود، تورم ایجاد خواهد شد. اما در اقتصاد ایران، این اتفاق به این شکل رخ نمیدهد. اولاً، اشتغال کامل در اقتصاد ایران وجود ندارد؛ ثانیاً در بسیاری از کالاها و خدمات، تقاضای موثر و سرانه مصرف کاهش یافته است. ثالثاً، افزایش نقدینگی به طور یکسان بین آحاد جامعه توزیع نمیشود و بیشتر به دهکهای بالای درآمدی میرسد که مصرف آنها در سبد کالاهای اساسی، محدود است. به نظر میرسد که انتظارات تورمی و جو روانی حاکم بر بازار، نقش مهمی در ایجاد تورم داشتهاند. هرگاه انتظارات تورمی افزایش یافته، قیمت داراییها (مانند طلا) نیز افزایش یافته و این افزایش قیمت، به سایر بازارها نیز سرایت کرده و باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات شده است.
حسین عبده تبریزی
هنوز مردم ریال را نگاه میدارند، هنوز حقوقها ماهانه پرداخت میشود، هنوز سپرده بانکی وجود دارد. اینها یعنی ما هنوز از خط قرمز عبور نکردهایم. اما همزمان علائمی دیده میشود که اگر نادیده گرفته شود، میتواند ما را به نقطه شکست نزدیک کند. مهمترین آن دلاریزهشدن ذهنی اقتصاد است؛ اینکه مردم همهچیز را با دلار میسنجند، حتی اگر معامله ریالی باشد. علامت دوم فشار فزاینده تامین کسری بودجه از مسیر فروش اوراق به بانکهاست. علامت سوم نرخهای بهره بسیار بالا برای فروش اوراق است. اینها هنوز بحران نیستند، اما چراغ زردهای پررنگ هستند. تا وقتی ریال نگاهداشتنی باشد، حتی با تورم بالا، انفجار رخ نمیدهد. لحظهای که نگاهداشتن ریال غیرعقلایی شود و همه بخواهند از آن فرار کنند، جهش اتفاق میافتد؛ آن هم ناگهانی.
محمدتقی فیاضی
علاوه بر مشکلات ساختاری اقتصاد ایران نظیر نقدینگی بالا، کاهش سرمایه گذاری، جنگ نیز تبعاتی را برای عرصههای اقتصادی به دنبال دارد؛ برای نمونه در جنگ اخیر شاهد آسیبدیدگی بخشی از ظرفیت پتروشیمی و فولاد کشور هستیم که صنایع مادر محسوب میشود. یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران، پایین بودن رشد اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری در بخشهای واقعی اقتصاد است که سبب افزایش تورم میشود. ابتدا باید شرایط جنگی و شبهجنگی برطرف شود تا ثبات و اطمینان خاطر بر بازارها حاکم شود و سرمایهها به بخشهای مختلف اقتصاد ورود کنند.
حسین درودیان
با وجود کاهش قابل توجه رشد نقدینگی در مقاطعی از حدود ۴۰ درصد به نزدیک ۲۴ درصد، اما نرخ تورم همچنان در سطح بالا باقی مانده و حتی در مقاطعی دوباره افزایش یافته است. وقتی تورم ناشی از محرکها و نیروهایی است که از بخش خارجی وارد اقتصاد میشوند، در اینجا سیاستهای انقباضی سمت تقاضا تا حد زیادی نامرتبط است؛ یعنی یک اتفاقی در اقتصاد شما رخ داده، اما شما با یک ابزار دیگر میخواهید با آن مقابله کنید.
علی سعدوندی
تجربه سال ۱۴۰۴ بهروشنی نشان داده کنترل پایدار تورم بدون اصلاح ساختار سرمایه بانکها امکانپذیر نیست. وقتی بانکها با کفایت سرمایه پایین فعالیت میکنند، عملاً توان جذب زیان ندارند. در چنین شرایطی، هر شوک کوچک اقتصادی از افزایش مطالبات معوق گرفته تا زیان عملیاتی، بهجای آنکه توسط سرمایه بانک جذب شود، به بانک مرکزی منتقل میشود. تورمی که از ناترازی بانکی ناشی میشود، یک مالیات پنهان است. این مالیات بهصورت نابرابر اخذ میشود؛ حقوقبگیران، بازنشستگان و دهکهای پایین درآمدی بیشترین آسیب را میبینند، در حالی که منشأ تورم در ترازنامه بانکها پنهان مانده است.