EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۳۸۶۰

۲۳ خرداد ۱۴۰۴و ایرانی که دیگر شبیه گذشته نبود

۲۳ خرداد ۱۴۰۴، مردم تهران در دم‌دم‌های صبح با صدای انفجار از خواب بیدار شدند؛ صدایی که برای بسیاری از آنها تنها در کتاب‌های تاریخ، فیلم‌های جنگی یا خاطرات پدران و مادرانشان وجود داشت

۲۳ خرداد ۱۴۰۴و ایرانی که دیگر شبیه گذشته نبود
آرمان امروز

 آرمان امروز در گزارشی نوشت:

۲۳ خرداد ۱۴۰۴، مردم تهران در دم‌دم‌های صبح با صدای انفجار از خواب بیدار شدند؛ صدایی که برای بسیاری از آنها تنها در کتاب‌های تاریخ، فیلم‌های جنگی یا خاطرات پدران و مادرانشان وجود داشت. بیش از چهار دهه از پایان جنگ ایران و عراق گذشته بود و نسلی که در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ متولد شده بود، برای نخستین بار جنگ را نه در روایت دیگران، بلکه در زندگی روزمره خود تجربه می‌کرد. آن صبح، آغاز دوازده روزی بود که به «جنگ ۱۲ روزه» معروف شد؛ جنگی که پس از آن، کشور وارد دوره‌ای از «نه جنگ، نه صلح» شد و چند ماه بعد نیز با یک جنگ تمام‌عیار دیگر مواجه شد. حاصل این یک سال، علاوه بر شهدا، مجروحان و صدها میلیارد دلار خسارت اقتصادی و زیرساختی، تغییری عمیق در روان و مناسبات اجتماعی ایرانیان بود؛ تغییری که شاید بتوان گفت هیچ چیز را از نظر اجتماعی شبیه قبل از بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ باقی نگذاشت. شاید مهم‌ترین تغییر، ورود «جنگ» به ذهن جامعه ایرانی باشد. تا پیش از آن، بسیاری جنگ را موضوعی دور از زندگی روزمره و محدود به تحلیل‌های سیاسی می‌دانستند، اما اکنون امنیت، بقا و آینده به بخشی از دغدغه‌های روزانه مردم تبدیل شده است. محمدتقی کرمی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، در این‌باره می‌گوید: «نکته اول، رسیدن جامعه ایرانی به اندیشه جنگ است؛ اینکه جامعه خودش را در معرض جنگ ببیند و احتمال جنگ را به‌عنوان یک اتفاق کوتاه‌مدت در نظر نگیرد.» با این حال، او معتقد است نباید از جامعه ایرانی تصویری یکدست ارائه داد. به گفته او، «ما با یک جامعه یکدست مواجه نیستیم، بلکه با جوامعی مواجه هستیم که هر کدام حال‌وهوای خاص خود را دارند.» همین تکثر باعث شده برداشت افراد از آنچه در یک سال گذشته رخ داده، متفاوت باشد؛ اما همه آنها ناچار شده‌اند نسبت خود را با مفهوم ایران، امنیت و آینده بازتعریف کنند.

ملتی که شبیه کشورهای درگیر جنگ نبود

یکی از نکات قابل توجه، نبود نشانه‌های فروپاشی اجتماعی است. برخلاف بسیاری از جوامع جنگ‌زده که هراس از قحطی، ناامنی و ازهم‌گسیختگی روابط اجتماعی بر آنها سایه می‌اندازد، زندگی در ایران همچنان جریان دارد. کرمی در این باره می‌گوید: «به نظر می‌رسد ما با یک جامعه جنگ‌زده مواجه نیستیم. با جامعه‌ای که مردم هراس از قحطی دارند یا نگران فردا باشند، روبه‌رو نیستیم. سطح استرس و ناراحتی‌های روانی بالا رفته، اما جامعه همچنان کار خودش را می‌کند و زندگی در ایران جاری است.» شاید همین استمرار زندگی روزمره، مهم‌ترین تفاوت تجربه ایران با بسیاری از جنگ‌های معاصر باشد. مدارس باز ماندند، کسب‌وکارها ادامه پیدا کردند و شهرها، هرچند با اضطراب، اما از حرکت بازنایستادند. با این حال، آثار روانی جنگ را نمی‌توان نادیده گرفت. اضطراب مزمن، حساسیت نسبت به اخبار امنیتی، تغییر در برنامه‌ریزی‌های شخصی و افزایش احساس نااطمینانی نسبت به آینده، بخشی از تجربه مشترک میلیون‌ها ایرانی شده است.

در کنار این تحولات، اقتصاد نیز سبک زندگی را دگرگون کرده است. اگرچه بخشی از این تغییرات به جنگ مرتبط است، اما کرمی معتقد است عامل تعیین‌کننده‌تر، تورم و فشارهای اقتصادی است. او می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین اتفاقات، از بین رفتن طبقه متوسط و افزایش گروه‌هایی است که در مرز فقر قرار دارند. مهم‌تر از آن، رواج نوعی فرهنگ دلالی و سرمایه‌گذاری برای حفظ ارزش پول است.» به اعتقاد او، خرید خودرو، طلا یا ارز بیش از آنکه مصرفی باشد، تلاشی برای حفظ قدرت خرید و مقابله با نااطمینانی اقتصادی است؛ رفتاری که به بخشی از سبک زندگی ایرانیان تبدیل شده است. اما شاید مهم‌ترین پیامد اجتماعی این یک سال، شکل‌گیری نوعی حافظه جمعی تازه باشد. امروز بسیاری از مردم زندگی خود را به «قبل از ۲۳ خرداد» و «بعد از ۲۳ خرداد» تقسیم می‌کنند. روایت‌ها، خاطرات، یادداشت‌ها و تجربه‌نگاری‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر شده، نشانه‌ای از همین حافظه در حال شکل‌گیری است. کرمی نیز این موضوع را تأیید می‌کند و می‌گوید: «پاسخ به این پرسش مثبت است. موجی از یادداشت‌نویسی، تجربه‌نگاری و مستندنگاری در حال شکل‌گیری است که به روح جمعی و آگاهی از رخدادهای در حال وقوع کمک می‌کند.» جنگ‌ها در تقویم آغاز و پایان دارند؛ با یک حمله شروع و با یک آتش‌بس یا توافق، متوقف می‌شوند. اما برای کسانی که خانه‌شان زیر آوار مانده، سرمایه یک عمرشان از بین رفته، عزیزی را از دست داده‌اند یا هنوز میان وام‌ها، اجاره‌خانه‌ها و وعده‌های محقق‌نشده سرگردان‌اند. جنگ، تاریخ پایان مشخصی ندارد. یک سال از جنگ ۱۲‌روزه و هفته‌ها از توقف جنگ رمضان گذشته است. ساختمان‌ها آرام‌آرام بازسازی می‌شوند، شیشه‌های شکسته جای خود را به پنجره‌های نو می‌دهند و آثار ظاهری ویرانی کم‌کم از چهره شهر پاک می‌شود، اما آنچه در زندگی آسیب‌دیدگان باقی مانده، فقط خسارت مالی نیست؛ خاطرات ازدست‌رفته و آینده‌ای است که ناگهان متوقف شده و با سیمان و آجر بازسازی نمی‌شود. روایت‌های این گزارش، روایت مردمی است که جنگ برایشان هنوز تمام نشده است؛ مردمی که در چند دقیقه حاصل سال‌ها و گاه دهه‌ها تلاش خود را از دست داده‌اند و حالا، میان آوارهای جمع‌شده و وعده‌های نیمه‌تمام، همچنان در حال جنگیدن‌ هستند؛ نه با موشک و پهپاد، که با هزینه‌های زندگی، بدهی‌ها و فراموش‌شدن.

تحول هویت ملی

اما فارق از موضوعات مالی، مفهوم هویت ملی نیز دستخوش تحول شده است. اگرچه اختلاف دیدگاه‌ها درباره معنای ایران و آینده آن همچنان وجود دارد، اما به نظر می‌رسد خودِ گفت‌وگو درباره ایران بیش از گذشته اهمیت یافته است. کرمی معتقد است: «اگرچه جامعه با هویت‌های متکثر و گاه متعارض روبه‌روست، اما همه این گروه‌ها تلاش می‌کنند ذیل مفهومی به نام ایران درباره آینده بیندیشند. این را در مجموع یک حرکت رو به جلو می‌بینم.» شاید هنوز برای قضاوت قطعی درباره آثار این جنگ‌ها زود باشد. خود کرمی نیز تأکید می‌کند که جامعه هنوز در حال «صیرورت» و تبدیل شدن است و برای فهم دقیق آن باید زمان بگذرد و پژوهش‌های میدانی انجام شود. با این حال، او نسبت به آینده نگاه امیدوارانه‌ای دارد و می‌گوید: «جوامعی که دارای تاریخ و هویت جمعی هستند، حتی اگر آسیب ببینند، ققنوس‌وار از خاکستر برمی‌خیزند و خودشان را بازسازی می‌کنند. اگرچه در کوتاه‌مدت نگران پیامدهای جنگ هستم، اما در بلندمدت این اتفاقات افق جدیدی را برای مردم ما و روح جمعی دولت-ملت ایرانی باز می‌کند.» یک سال پس از آن صبح پراضطراب، هنوز صدای انفجارها در حافظه بسیاری از مردم زنده است؛ اما شاید مهم‌تر از صدای انفجار، تغییری باشد که در ذهن و روان جامعه رخ داده است. نسلی که جنگ را فقط در کتاب‌ها خوانده بود، اکنون تجربه‌ای مشترک برای روایت به نسل‌های بعدی دارد. تجربه‌ای که ممکن است در آینده، همان‌گونه که جنگ هشت‌ساله بخشی از هویت ایرانیان شد، به یکی از نقاط عطف حافظه تاریخی این سرزمین تبدیل شود. شاید ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ فقط آغاز یک جنگ نبود؛ آغاز فصلی بود که ایرانیان را وادار کرد بار دیگر درباره امنیت، همبستگی، آینده و معنای زیستن در این سرزمین بیندیشند. اینکه این بازاندیشی در سال‌های آینده به چه نتایجی خواهد رسید، پرسشی است که پاسخ آن را تنها زمان خواهد داد. یکسالگی جنگ ۱۲ روزه گزارش می‌دهد؛

۲۳ خرداد ۱۴۰۴و ایرانی که دیگر شبیه گذشته نبود

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار