EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۲۸۲۰

بن‌بست استراتژیک در مذاکرات

همزمان با ادامه مذاکرات ایران و آمریکا، هر از گاهی خلیج فارس مشتعل و میان سواحل شمالی و جنوبی آن تبادل اتش انجام می‌شود.

بن‌بست استراتژیک در مذاکرات
آرمان امروز

صلاح الدین خدیو در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:

همزمان با ادامه مذاکرات ایران و آمریکا، هر از گاهی خلیج فارس مشتعل و میان سواحل شمالی و جنوبی آن تبادل اتش انجام می‌شود.

این وضعیت متناقض بیانگر ماهیت پیچیده‌ی اختلافات ایران و آمریکا و سختی رسیدن به مصالحه است. تنگه‌ی هرمز اصلی‌ترین ابزار چانه‌زنی ایران است و هر قرینه‌ای دال بر کاهش کنترل ایران بر آن از ظرفیت چانه‌زنی آن در سایر حوزه‌ها می‌کاهد. تقریبا در هیچ پرونده‌ای پیشرفتی معنادار دیده نمی‌شود. لبنان همچنان یک کانون اصلی تنش است. ذخایر اورانیوم هنوز یک گره کور است و مساله‌ی آزادسازی دارایی‌های ایران به کلافی سردرگم تبدیل شده است.

ماهیت پیچیده و درهم‌تنیدگی این موضوعات، حل آنها را جز در چارچوب یک توافق جامع ممکن نمی‌سازد.

امری که بدون تغییر ماهوی و یا تحولی کلیدی در روابط درهم‌تنیده‌ی آمریکا و اسرائیل عملی به ذهن نمی‌رسد.

عطف به موارد بالا و با وجود بی‌اعتمادی شدید طرفین به هم، صرفا توافقی محدود و موقت در دستور کار است. اما این نگاهِ تاکتیکی و محدود، خود به عاملی اصلی بن‌بست کنونی مبدل شده است.

دولت ترامپ فقط حاضر است که در برابر رفع محاصره‌ی دریایی، تهران تنگه‌ی هرمز را باز کند. دولت ترامپ یک بازه‌ی زمانی شش ماهه را در نظر دارد. کاهش قیمت بنزین در هفته‌های آتی و کاهش نارضایتی‌ها از جنگ تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در پاییز آینده.

نگاه ایران قدری بلندمدت‌تر است، اما نه زیاد! ایران دو سال و شش ماه زمان می‌خواهد تا دوره‌ی ترامپ را پشت سر بگذارد و از نو به احیا و ادامه‌ی برنامه‌ی هسته‌ای و سایر ملزومات بازدارندگی

بپردازد. از این‌رو تهران تنگه‌ی هرمز را برگ برنده‌ای می‌داند که باید به کمک آن هم داراییهای مسدود شده‌ی خود را آزاد کند و هم تضمین بگیرد که تا حداقل پایان دوره‌ی ترامپ مورد حمله قرار نگیرد. تنگه‌ی هرمز درست همان کارکردی را برای ایران دارد که تحریم‌ها و دارایی‌های منجمدشده برای آمریکا به منظور تحت فشار گذاشتن ایران. قضیه درست در این نقطه گره خورده است. هیچ‌کدام حاضر نیستند از اصلی‌ترین دارایی استراتژیک و ابزار فشار خود کوتاه بیایند.

اگر آمریکا تحریم‌ها را لغو کند امکان تاثیرگذاری آن بر اراده‌ی سیاسی ایران به حداقل می‌رسد. اگر ایران به صورت دائمی تنگه را باز کند، با وجود بی‌دفاع شدن آسمان کشور، بازدارندگی آن در برابر حملات احتمالی آینده نقصان می‌یابد.

با هر نگاهی این یک بن‌بست استراتژیک تمام‌عیار و نوعی بازی حاصل‌جمع صفر است. بن‌بست‌های مانند این یا با جنگ شکسته می‌شوند یا فروپاشی تاب‌آوری یکی از دو طرف.

آنچه اکنون در جریان است یک مسابقه‌ی تحمل درد است که رنج اقتصادی در کانون آن است. ایران که آستانه‌ی تحمل درد آن بالاتر است فکر می‌کند زمان به سود آن است و امیدوار است که افزایش نرخ انرژی جهانی و رکود اقتصادی ناشی از آن سرانجام ترامپ را برای تفکیک اهداف خود از اسرائیل متقاعد نماید.

طرف مفابل هم به فروپاشی اقتصادی ایران در سایه‌ی تداوم حصار دریایی امید بسته است.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار