معادله متضاد ایران و آمریکا؛ شبهای جنگی و روزهای دیپلماتیک
رابطه ایران و آمریکا این روزها به صحنهای دوگانه و سورئال تبدیل شده است. شبها، آسمان جنوب ایران و پایگاههای نظامی منطقه با صدای انفجار و رد موشکها روشن میشود و جنگ واقعی در جریان است.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
رابطه ایران و آمریکا این روزها به صحنهای دوگانه و سورئال تبدیل شده است. شبها، آسمان جنوب ایران و پایگاههای نظامی منطقه با صدای انفجار و رد موشکها روشن میشود و جنگ واقعی در جریان است.
آمریکا به پایگاههای نظامی ایران در جنوب کشور حمله میکند و ایران نیز با پاسخهای حسابشده، پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی منطقه را هدف قرار میدهد. پهپادها و موشکهای کروز در تاریکی شب مرزها را درنوردیده و هر طرف سعی میکند ضربهای مؤثر بزند بدون آنکه به درگیری تمامعیار و گسترده منجر شود.
اما همین درگیریهای محدود شبانه، تلفات، خسارات و تنشهای سنگینی به همراه دارد که صبحها در رسانهها و بیانیههای رسمی به شکل محتاطانهای بازتاب پیدا میکند.
با طلوع خورشید اما همه چیز تغییر میکند. همان مقاماتی که شب گذشته دستور عملیات داده بودند، پشت میزهای دیپلماتیک مینشینند و از «گفتگوی سازنده»، «توافق احتمالی» و «کاهش تنش» سخن میگویند. سخنگویان وزارت خارجه هر دو طرف از لزوم بازگشت به مذاکره و احیای برجام یا توافقی جدید حرف میزنند.
تحلیلگران غربی در شبکههای خبری بزرگ از «دیپلماسی پنهان» و «پیامهای غیرمستقیم» خبر میدهند و رسانههای ایرانی نیز بر «مقاومت هوشمندانه» و «آمادگی برای مذاکره عزتمندانه» تأکید میکنند.
این تناقض شبانهروزی، به یکی از عجیبترین ویژگیهای روابط دو کشور بدل شده است: جنگ در تاریکی، دیپلماسی در روشنایی.
در میانه این بازی دوگانه، مقامات پاکستانی بار دیگر نقش میانجی را بر عهده گرفتهاند. هیئتهای بلندپایه از اسلامآباد به تهران میآیند، با مقامات ایرانی دیدار میکنند و پیامهایی را از واشنگتن یا از طریق کانالهای عربی منتقل میکنند.
پاکستان با روابط نزدیک به هر دو طرف و تجربه میانجیگری در مسائل منطقهای، تلاش میکند پلی بین تهران و واشنگتن ایجاد کند. دیدارهای پشت درهای بسته در وزارت خارجه ایران، رایزنی با مقامات ارشد و همزمان گفتوگو با سفارتخانههای اروپایی و عربی، بخشی از این تلاشهای فشرده دیپلماتیک است.
پاکستانیها تأکید میکنند که ادامه این وضعیت شبانهروزی برای هیچ طرفی سود ندارد و باید به سمت آتشبس واقعی و توافق پایدار حرکت کرد. اما چرا این الگوی عجیب ادامه دارد؟ برخی تحلیلگران معتقدند هر دو طرف به دلایل داخلی و منطقهای به این وضعیت نیاز دارند. برای آمریکا، نمایش قدرت نظامی در شب، پیام بازدارندگی به ایران و متحدانش است و در عین حال از درگیری گسترده که ممکن است قیمت نفت را به شدت بالا ببرد و انتخابات داخلی را تحت تأثیر قرار دهد، اجتناب میکند.
برای ایران نیز پاسخهای شبانه، حفظ اعتبار بازدارندگی و انسجام داخلی را تأمین میکند در حالی که صبحها، فضای تنفس دیپلماتیک برای کاهش فشارهای اقتصادی حفظ میشود. نتیجه این بازی، نوعی «جنگ کنترلشده» است که نه به پیروزی قطعی یکی منجر میشود و نه به صلح واقعی. شهروندان اما در این میان بیشترین آسیب را میبینند. هر حمله شبانه، نگرانیهای امنیتی، اختلال در پروازها، افزایش قیمت ارز و نگرانی از آینده را بیشتر میکند.
بازارها نسبت به هر خبر نظامی حساس شدهاند و مردم عادی با اضطراب اخبار را دنبال میکنند. آیا امشب آرام خواهد بود یا دوباره صدای انفجارها خواهد پیچید؟ همزمان، امید به میانجیگری پاکستان و دیپلماسی روز، کمی آرامش روانی ایجاد میکند ولی اعتماد عمومی به پایداری این وضعیت بسیار پایین است.
مقامات پاکستانی در آخرین سفر خود به تهران، بر لزوم «کاهش فوری تنشهای نظامی» و «شروع مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم» تأکید کردند.
آنها پیشنهادهایی برای ایجاد مکانیسم نظارت بر فعالیتها و جلوگیری از تشدید ناخواسته ارائه دادند.
ایران نیز ضمن استقبال از نقش اسلامآباد، بر حقوق خود در منطقه و لزوم رفع تحریمها اصرار ورزید. اما تا وقتی که شبها موشکها سخن بگویند، دیپلماسی در روز تنها به مثابه مرهمی موقت عمل میکند.
این وضعیت دوگانه، یادآور آن است که در سیاست بینالملل گاهی جنگ و صلح همزمان وجود دارند؛ یکی در سایه و دیگری در روشنایی.
ادامه این روند میتواند به فرسایش منجر شود. هزینههای نظامی، خسارات اقتصادی و ریسک اشتباه محاسباتی هر لحظه ممکن است این تعادل شکننده را برهم بزند.
آنچه منطقه امروز به آن نیاز دارد، نه جنگ شبانه و دیپلماسی روزانه، بلکه یک توافق جامع است که تنش را به طور واقعی کاهش دهد.
تا رسیدن به چنین توافقی، میانجیگران پاکستانی رفتوآمد خود را ادامه خواهند داد، مقامات دو طرف بیانیههای امیدوارکننده صادر خواهند کرد و مردم منطقه با نگرانی به آسمان شب خیره خواهند ماند. رابطه ایران و آمریکا همچنان در این مرز باریک بین جنگ و دیپلماسی حرکت میکند؛ جایی که تاریکی، صدای انفجار میآورد و روشنایی، وعده مذاکره.