برگزاری روایت نمایشی قصه «سنگصبور» در موزه هنرهای معاصر تهران
روایت نمایشی قصه «سنگصبور» با اجرای گروهی از مروجان و فعالان حوزه فرهنگ، به سرپرستی و روایتگری لیلا کفاشزاده سهشنبه (پنجم خردادماه ۱۴۰۵) در سرسرا و کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
روایت نمایشی قصه «سنگصبور» در قالب هفتمین رویداد از نشستهای «هنر و تابآوری» با اجرای گروهی از مروجان و فعالان حوزه فرهنگ، به سرپرستی و روایتگری لیلا کفاشزاده در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
روایت نمایشی قصه «سنگصبور» با اجرای گروهی از مروجان و فعالان حوزه فرهنگ، به سرپرستی و روایتگری لیلا کفاشزاده سهشنبه (پنجم خردادماه ۱۴۰۵) در سرسرا و کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
این برنامه که هفتمین رویداد از نشستهای «هنر و تابآوری» بود در قالب یک کارگاه تعاملی طراحی شده بود؛ شرکتکنندگان با تمرکز بر هنر قصهگویی و نمایش عروسکی، نگاهی متفاوت به مجموعه آثار هنرمندان اسپانیا در دوران جنگ داشتند. در این رویداد، عروسکهای «سنگصبور» که ریشه در ادبیات شفاهی و فرهنگ کهن ایران دارند، مخاطبان را با آثار هنرمندان مدرنی همچون پیکاسو ، خنوس و تاپیس آشنا کردند. همچنین مجسمه «درمانگر» (The Healer) اثر رنه مگریت نیز در خلال برنامه معرفی شد.
لیلا کفاشزاده سرپرست و راوی این پروژه، که سی سال کارشناس و بازنشسته میراث فرهنگی است و در موزهها پرورش پیدا کرده است درباره شکلگیری این ایده گفت: بعد از جنگ، دلم برای موزهها خیلی تنگ شده بود. غصه میخوردم از بلایی که بر سر موزهها آمد. تا اینکه پیامک نشست «هنر و جنگ» را دیدم و آمدم.
وی افزود: آنجا فهمیدم اساتید توضیح میدهند که جنگ چگونه روی هنر تأثیر میگذارد. اضطراب جنگ را با دوختن عروسکهای قصهها التیام میدادم. وقتی دیدم آثار هنرمندان اسپانیا تحت تأثیر جنگ به نمایش درآمده، تصمیم گرفتم عروسکهایم را بر اساس تابلوهایی از پیکاسو، خنوس و تاپیس طراحی کنم و روی همه آنها یک زخم نمادین قرار دهم.
بخش پایانی نشست، در حیاط مرکزی موزه و در مجاورت مجسمه «درمانگر» اثر رنه مگریت برگزار شد. این بخش در قالب یک پرفورمنس تعاملی طراحی شده بود؛ شرکتکنندگان کنار «سنگصبورهای زنده» نشستند. سنگصبورهای زنده افرادی بودند که عروسکی در دست داشتند، هیچ حرفی نزدند، نه تأیید کردند، نه راهنمایی و نه دلسوزی؛ فقط خوب گوش دادند.
هر داوطلبی توانست ۱۰ دقیقه در این فضا بنشیند و با یکی از سنگصبورهای زنده حرف بزند؛ غمی را که شاید هیچگاه نتوانسته حقانیتش را ثابت کند، برای اولین بار بر زبان بیاورد و تجربه زیسته خود از جنگ، اضطراب یا رنج ناگفته را بازگو کند.
کفاشزاده در توضیح این ایده گفت: در قصه سنگ صبور، دختری که به او جفا شده، از غم میترکد اما اینجا کسی میشنود. ما فقط گوش میدهیم. کلیت ماجرا این است.
منبع: ایرنا