پیشانی نوشت دریاسالار
علیرضا با دریا و آب بیگانه نبود. از کودکی با دریا مانوس بود و با آن سر و سرّی داشت.
سعید رجبی فروتن در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
علیرضا با دریا و آب بیگانه نبود. از کودکی با دریا مانوس بود و با آن سر و سرّی داشت. علیرضا در پس مهابت موجهای سرکش به وقت طوفان و در سکون و آرامش سحرانگیز دریا، خدایی را میدید که از اعماق آب تیرهگون، حواله روزی به ماهیگیران میداد و حواسش به لنچهای وصلهپینه ناخداها در هنگامه گرفتار شدن در خیزابها بود. در تقدیر و «پیشانی نوشت» علیرضا، دریا عنصری اساسی بود. او میخواست راهی را برود که پیش از او سرداران دیگری در تنگستان و بوشهر و برازجان و دیّر رفته بودند. اگر دیروز رئیسعلی پرچمی را که از دست احمد تنگستانی افتاده بود، بدست گرفت و به همراه یاران جان برکفش در برابر سربازان انگلیسی و مزدوران هندی ایستاد، علیرضا تنگسیری نیز حریم دریای بوشهر و خلیج فارس را پاس داشت و سرانجام پس از سالها حراست از مرز دریایی ایران زمین، به همراه معاون خود در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید.
علیرضا تنگسیری برخلاف احمد و رئیسعلی، در خاک و بر روی زمین با دشمن نجنگید، چون اساسا چنین مجالی را به دشمن نداد. او رزمناوهای پیشرفته را که خیال نزدیک شدن به دریای عمان و خلیج فارس را داشتند، با آتشباری موشکهای ساحل به دریای خود عقب راند تا وسوسه پیاده کردن سرباز و ورود به ساحل جنوب را از سرشان بیرون کنند.
احمد و رئیسعلی از آتش توپهایی که از عرشه کشتی انگلیسیها شلیک میشد، عاصی بودند و تلفات زیادی دادند اما علیرضا ورق را برگرداند و هر موشک دشمن را با چند موشک جواب داد.
علیرضا کارزار را به روی آب و به دور از ساحل کشید تا زمین بازی را او معلوم کند و به تاکتیکهای دشمن فن بدل بزند.
اگر «زارممد تنگسیری» قهرمان شورشی رُمان صادق چوبک و فیلم امیر نادری، به خفت جاشویی و کارکردن در کشتی انگلیسیها تن داد و در تنگستان تفنگش را به سوی قشریون و مرتجعین نشانه گرفت، اما علیرضا تنگسیری و سپاهش با اطمینان از اینکه مردم پشت آنها ایستادهاند و عدالت را طلب میکنند، همه خشم و بغضشان را سر متجاوز خالی کردند تا کسانی که در داخل دل به کمک ترامپ خونخوار بسته بودند، حساب کار دستشان بیاید و بفهمند این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست.
در جنگ رمضان ایستادگی و تصمیمات او و یارانش کابوسی برای فرماندهان و ژنرالهای آمریکایی و اسرائیلی بود. ضربه به ناوهواپیمابر آمریکا شوکی به اردوگاه دشمن وارد کرد و ادعای شکستناپذیری آن خیلی زود در منظر جهانیان رنگ باخت. ژنرالها برای اعاده حیثیت از دست رفته خود به فکر انتقام از فرمانده نیروی دریایی سپاه ایران افتادند و به دنبال اثر و ردپایی از او میگشتند تا اینکه زمینه برای ترور تنگسیری و معاونش فراهم شد.
تا روح از بدن علیرضا خارج شود، کربلا و عاشورای مقتدایش حسین در نظرش جان گرفت، آنسوتر از معرکه، در هالهای از گردوغبار دریاسالار ایرانی چشمش به احمد تنگسیری و رئیسعلی دلواری افتاد. قبل از آنکه چشمانی برای همیشه بسته شود، دید که تبسمی نمکین بر لبان خشک و ترک خورده آنها نشسته بود.