EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۴۲۲۱

مقایسه خسارت‌های مسکونی در دو جنگ ۸‌ ساله و «رمضان»

ویرانی‌های جنگ عراق تا سال ۶۶ به قیمت امروز ۱۰۹‌میلیارد دلار خسارت اقتصادی وارد کرد که ۲.۶‌میلیارد دلار آن نصیب بخش مسکن و ساختمان شد - حواله‌های بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده (تعمیری و ویران‌شده‌ها) در جنگ ۸ ساله بین ۴۰ تا ۶۰ درصد «خسارت وارد‌شده به مالکان» را جبران کرد - ایراد فنی «ساختار ستاد بازسازی جنگ ۴۰ روزه» در مقایسه با «ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ‌زده در جنگ عراق» چیست؟

 مقایسه خسارت‌های مسکونی در دو جنگ ۸‌ ساله و «رمضان»
دنیای اقتصاد

دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت:

تعداد خانه‌هایی که در ۳۷ روز اول جنگ ۴۰ روزه در کل کشور از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آسیب دیدند، حدود ۱۳۸ هزار واحد مسکونی برآورد شده است که منهای خسارت وارد‌شده به تجهیزات شهری در شهرهای مختلف، بازسازی این خانه‌ها دست‌کم ۴۰ هزار‌میلیارد تومان «منابع مالی» نیاز دارد؛ دولت هنوز روی نقشه «تامین مالی» هزینه‌های بازسازی این جنگ کار می‌کند چون احتمالا از نقشه عملیاتی‌شده مصوب سال ۶۱ در ارتباط با «بازسازی مناطق جنگ‌زده در جنگ عراق» اطلاع کامل ندارد و در تلاش برای طراحی مدل قابل اجرا است.

«دنیای‌اقتصاد» با رجوع به اسناد مطالعاتی در سازمان برنامه و بودجه، دو گزارش جداگانه تحت عناوین «خلاصه گزارش خسارت جنگ تحمیلی تا اسفند ۱۳۶۲» و «خسارت اقتصادی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تا اسفند ۱۳۶۵» را مورد مطالعه قرار داده تا ابتدا، میزان خسارتی که در جنگ ۸ ساله به بخش‌های اقتصادی و به صورت جداگانه، به بخش مسکن و ساختمان وارد شد را صرفا برای مقایسه با ابعاد خسارت‌های جنگ ۴۰ روزه، بررسی کند. و در گام دوم، با رجوع به آرشیو برخی دستگاه‌ها و همچنین سامانه قوانین و مقررات، توانست «مصوبات دولت و مدل‌های عملیاتی و اقتصادی بازسازی خانه‌ها در جنگ ۸ ساله» را شناسایی کند. این مقاله، نتایج بررسی‌های صورت گرفته توسط گروه مسکن و شهری روزنامه «دنیای‌اقتصاد» است.

خسارت‌های مسکونی جنگ ۸ ساله به قیمت امروز

 جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران، دست‌کم دو تفاوت در حوزه ویرانی‌‌ها با جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا علیه کشورمان داشت. در جنگ عراق، حملات در سال‌های ابتدایی به صورت عمدتا زمینی و متمرکز بر استان‌های جنوبی و غربی کشور بود. از طرفی، اگر چه در سال‌های پایانی جنگ، حملات هوایی به صورت بمباران، به تهران نیز کشیده شد اما شدت تخریب‌ها مثل امروز نبود. طی سال‌های جنگ تحمیلی عراق، در مجموع حدود ۱۹۰ هزار خانه دچار آسیب کم یا شدید‌ (نیازمند تعمیرات جزئی تا عظیم) و حدود ۱۳ هزار خانه نیز ویران شد با این توضیح که حملات در ۱۱ استان، خرابی بر جا گذاشت که عمده خسارت‌ها در ۵ تا ۶ استان متمرکز بود. سهم تهران در جنگ ۸ ساله از خرابی خانه‌ها کمتر از ۵ درصد برآورد شد. با این حال مجموع کل خسارت برآورد شده در سال ۶۷ توسط کارشناسان سازمان برنامه براساس گزارش‌هایی که تا پایان سال ۶۶ گردآوری شده بود، رقمی معادل ۱۰۹‌میلیارد دلار به قیمت‌های امروز بوده که از این میزان، ۲.۶‌میلیارد دلار آسیب‌های وارد شده به بخش مسکن و ساختمان بوده است.

این خسارت ۲.۶‌میلیارد دلاری هم شامل خسارت‌ به خانه‌ها و هم خسارت به سیستم‌ها و تاسیسات شهری است. آمار خانه‌های خسارت‌دیده و تخریب‌شده جنگ عراق را وقتی با جنگ ۴۰ روز مقایسه کنیم، شدت «تجاوز شهری» در این دوره کاملا محسوس و قابل درک می‌شود. در جنگ ۴۰ روزه، حدود ۱۳۵ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور خسارت خوردند که بیش از ۳۰ هزار آپارتمان فقط در تهران بودند که بخشی از آنها در شمال پایتخت قرار داشتند. در کنار این آمار، حدود ۳هزار واحد مسکونی نیز ویران شدند که نیازمند «بازسازی کامل» هستند. نتیجه مقایسه خسارت‌های جنگ ۸ ساله با جنگ ۴۰ روزه مشخص می‌کند، آنچه طی نزدیک به ۶ سال در حملات عراق «آسیب به خانه‌ها» وارد شد، ظرف «اندکی بیش از یک ماه» در حملات آمریکا و اسرائیل خسارت به جا گذاشت. این، «شدت حملات به محل زندگی شهروندان» را نشان می‌دهد.

 

 

توزیع حواله «مصالح ساختمانی» در کنار «وام قرض‌الحسنه»

 عملیات بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده در جنگ عراق، به شکل «سازمانه‌یافته و برنامه‌ریزی شده» از سال 61 با تشکیل دو نهاد دولتی به ترتیب جایگاه تحت عناوین «شورای عالی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ‌زده» به ریاست نخست‌وزیر و «ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ‌زده» به ریاست معاون اجرایی دولت شروع می‌‌شود. تا پیش از آن، از همان سال 59 که جنگ شروع می‌شود،‌ بنیاد مسکن کار آواربرداری و بازسازی‌ها را برعهده می‌گیرد اما آزمون و خطاها طی سال‌های اولیه منجر به «ورود اصولی و همه‌جانبه دولت» به میدان می‌شود.

 

شورای عالی بازسازی، نظارت عالیه بر تصمیمات و اقدامات ستاد مرکزی دارد. ستاد مرکزی بازسازی مناطق جنگ‌زده مرکب از سه وزارتخانه مسکن، جهاد سازندگی و کشور به اضافه سازمان برنامه و بنیاد مسکن است. مدل «بازسازی» در آن زمان از طریق آن ستاد به این صورت پیش می‌رود که تصمیمات شامل چگونگی تامین مالی جبران خسارت‌ها و همچنین اولویت‌بندی شهرها در امر بازسازی، فقط و فقط در ستاد مرکزی اتخاذ می‌شود و بعد از آن، «بنیاد مسکن» مجری مستقیم و تمام و کمال بازسازی و ساخت خانه‌های ویران‌شده بود. وزارت مسکن نیز در آن زمان، طرح‌های شهری و کاربری‌ها یا هر تصمیمی که نیاز است برای تسهیل بازسازی‌های مسکونی گرفته شود را برعهده داشت.

در سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قیمت مسکن در تهران مترمربعی بین 9 تا 12 هزار تومان بود و در شهرهای دیگر نیز کمتر از نصف. آن زمان با حدود یک‌میلیون تومان امکان خرید خانه در تهران وجود داشت. با لحاظ این سطح از قیمت خانه در سال‌های ابتدایی دهه 60، دولت از طریق ستاد بازسازی، برای «رفع خسارت جنگ عراق به خانه‌ها»، یک مدل مالی در قالب «حواله مصالح‌ساختمانی» به شکل کمک بلاعوض در نظر گرفت و در کنار آن، چنانچه هزینه بازسازی از کمک‌ها فراتر می‌رفت امکان دریافت وام قرض‌الحسنه با دوره بازگشت بلندمدت نیز تدارک دیده بود. حواله بازسازی،‌ هزینه تعمیر و ساخت، از حداقل 60 تا حداکثر 120 مترمربع خانه را پوشش می‌داد و رقم آن بین 400 تا 600هزار تومان بود. این کمک‌های بلاعوض در 4 مرحله از فرآیند بازسازی خانه‌ها به مالکان و جنگ‌زده‌ها پرداخت می‌شد. در عین حال، 5 بانک دولتی شامل بانک ملی، بانک ملت، بانک سپه،‌ بانک صادرات و بانک کشاورزی، مسوولیت تامین منابع برای پرداخت وام بازسازی را نیز برعهده داشتند. وام بازسازی در آن زمان بین 300 هزار تا یک‌میلیون تومان بود.

 

 

خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، قصرشیرین،‌ سرپل ذهاب و مهران، شهرهایی بودند که در جنگ عراق علیه ایران، بیشترین خسارت و ویرانی مسکونی را تحمل کردند. نکته معنادار مدل تامین مالی وام بازسازی در جنگ عراق، «دخالت ندادن بانک مسکن» بود. بانک مسکن در آن زمان، «بازیگر نقش اول تامین مالی در ساخت‌ شهرک‌های مسکونی برای خانه‌اولی‌ها از طریق صندوق پس‌انداز و پشتیبانی از شرکت‌های شهرک‌ساز در شهرهای مختلف کشور» بود. بنابراین دولت از اینکه بانک مسکن را به «باجه پرداخت پول» برای نیازهای فوری و اضطراری تبدیل کند، تا حد امکان پرهیز می‌کرد. بانک مسکن در سال‌های دهه 60 مطابق تجربه‌های دهه 50، یک بازار رهنی کاملا قوی و به درد بخور (بازار پرداخت وام خرید مسکن) ایجاد کرد و در کنار آن، با مدل‌های بانکی جذاب،‌ شرایطی برای جذب سپرده از سوی خانه‌اولی‌ها فراهم کرد تا امکان «تامین مالی برای ساخت انبوه مجتمع‌های مسکونی» برای این گروه از خانوارها بوجود بیاید. در نتیجه، طبیعی بود که اگر بانک مسکن در دوره‌ای که بازوی اصلی عرضه مسکن حمایتی برای خانه‌اولی‌ها در کشور شده بود، برای یک کار عظیم دیگر مثل بازسازی خرابی‌های جنگ به کار گرفته شود، از ماموریت اصلی‌اش به اجبار غافل یا در اجرای آن ناتوان می‌شود.

آن مدل مصوب در ستاد بازسازی اما امروز به شکل معکوس در حال اجراست. در حال حاضر ستاد مرکزی بازسازی خسارت ناشی از جنگ 40 روزه که به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور شکل گرفته به لحاظ ساختاری، یک ایراد فنی دارد و آن، غیبت بنیاد مسکن در ترکیب است. درحالی‌که مسوولیت بازسازی و رفع خسارت جنگ فعلی در شهرهایی غیر از کلان‌شهرها به بنیاد مسکن سپرده شده اما مثل تجربه جنگ 8 ساله، این نهاد در ستاد مرکزی بازسازی جایی ندارد. این ساختار می‌تواند «تبادل نظر بین تصمیم‌گیر و مجری» در میدان بازسازی را مختل کند و در نتیجه، بر راندمان بازسازی‌ها اثر منفی بگذارد. قرار است ظرف این روزها، هیات‌دولت «مدل تامین مالی بازسازی خانه‌ها در جنگ 40 روزه» را تصویب و اعلام کند. در حال حاضر، بازسازی در تهران،‌ بر عهده شهرداری است و در دیگر شهرها بر عهده بنیاد مسکن.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار