EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۴۱۹۹

جانفدای ایران

در روزهای جنگ تلویزیونم همیشه روشن و روی شبکه خبر است، به‌خلاف گذشته که همیشه خاموش بود. صدای تلویزیون جز به گاه اعلام خبر بسته است. گاهی که سربلند می‌کنم که زیرنویسی بخوانم تا او را می‌بینم، مثل آتش‌گرفته‌ها شتابان ریموت‌کنترل را پیدا و صدا را بلند می‌کنم

جانفدای ایران
اطلاعات

دکتر مهری بهفر در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

در روزهای جنگ تلویزیونم همیشه روشن و روی شبکه خبر است، به‌خلاف گذشته که همیشه خاموش بود. صدای تلویزیون جز به گاه اعلام خبر بسته است. گاهی که سربلند می‌کنم که زیرنویسی بخوانم تا او را می‌بینم، مثل آتش‌گرفته‌ها شتابان ریموت‌کنترل را پیدا و صدا را بلند می‌کنم تا از گفته‌هایش حتی یک کلمه را هم از دست ندهم.

با عینک هم نمی‌توانم نام و نام خانوادگی‌اش را که روی جیبِ سمتِ راستش نوشته شده بخوانم. از این فاصله آن را به شکلِ خطِ سیاهِ ممتدی می‌بینم. به تلویزیون نزدیک می‌شوم. سرم را جلو می برم، ذره‌بینی هم در دست دارم، خوشبختانه به آن نیازی پیدا نمی‌کنم و می‌توانم اسمی را که رویِ جیبِ راستش دوخته شده بخوانم: «جان‌فدای  ایران»

 

 

باید حدس می‌زدم؛ همین است، نام حقیقی و برازنده‌اش همین است. باید حدس می‌زدم.

به نظرم سرهنگ‌دوم است. واقعش از درجات نظامی امروز خیلی سردرنمی‌آورم، به جایش با رده‌ها و رتبه‌های سپاهیان و سرداران شاهنامه سروکارِ دائم دارم.

همه بیانیه‌هایی که آقای «جان‌فدای ایران» با لحنی پر صلابت و درخور ادا می‌کند، و از امواجِ خروشانِ موشک‌ها و پهپادهایی خبر می‌دهد که شب و روز بر سرِ بدسگالانِ ریز و درشتِ ایران می‌بارند، همه بی‌استثناء، با این آیه پایان می‌گیرند: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم.»

 

 

تکرارِ این آیه در پایانِ بیانیه‌ای که از فروکوفتنِ دشمنان خبر می‌دهد برای من یادآورِ تکرارِ پیوسته مضمونِ همین آیه در شاهنامه، و در کتیبه داریوش، و بسیاری نمونه‌های تاریخی دیگر است.

در شاهنامه بی‌استثنا هرگاه پیروزی برای ایرانیان حاصل می‌آید، شاه یا پهلوان همین مضمون را که پیروزی از آنِ یزدان است، و پیروزگر و پیروزی‌بخش اوست، به بیان درمی‌آورند. بماند که هیچ جنگی هم بی‌یاری‌خواستن از یزدان آغاز نمی‌شود، و گاه حتی پهلوان در میانه نبرد برای رویارویی با تخم‌وترکه اهریمن دست به دامنِ اورمزد می‌شود و به نیایش روی می‌آورد.

 

 

نظیره آیه تکرارشونده در پایانِ بیانیه‌های آقای «جان‌فدای ایران» در شاهنامه یکی وقتی است که رستم خاقان چین را با بسیاری از سپاهیانش به خمّ کمند گرفتار می‌کند. پس از آن، از سرداران ایران می‌خواهد کمربندهایشان را بگشایند، سلاح‌هایشان را کنار بگذارند و به پیشگاهِ آن که پیروزی را نصیبِ آنان ساخته نیایش کنند:

چنین گفت رستم به ایرانیان

که اکنون بباید گشادن میان

به پیش جهاندار پیروزگر

نه گوپال باید نه بند کمر

همه سر به خاک سیه برنهید

کزین‌پس همه تاج بر سر نهید...

کنون گر همه پیش یزدان پاک

بغلتیم با درد یک‌یک به خاک

سزاوار باشد که او داد زور

بلنداختر و بخش کیوان و هور...

سپاس از جهاندار پیروزگر

کزویست مردی و بخت و هنر

(دفتر نهم، ۴۵۸-۴۵۶)

 

 

داریوش اول در کتیبه بهستان، در ثبت و ضبطِ آنچه به‌انجام رسانده، بیش از سی‌بار به شکل ترجیع‌بند عیناً این عبارات را تکرار می‌کند: «به خواست اهوره‌مزدا، این آن کاری بود که من کردم»، یا «به خواست اهوره‌مزدا، اهوره‌مزدا مرا پایید.»

در بند ۵۸ همین کتیبه نیز می‌گوید: «به خواست اهوره‌مزدا، باز هم چیزهای دیگری هست که من کرده‌ام؛ آنها در این سنگ‌نبشته نوشته نشده؛ به این دلیل نوشته نشده که مبادا آنچه من کردم به باور زیاد آید در نظر کسی که بعدها این کتیبه را خواهد خواند، مبادا بیندیشد که دروغ است»

چنانکه دیدیم، داریوش در بند بالا، نه‌فقط عاملیتِ کامیابی‌هایش را خواستِ اهوره‌مزدا می‌داند بلکه حتی با پیش‌بینیِ واکنشِ مخاطبانِ کتیبه‌اش در آینده، که ممکن است گفتارِ او را در بیانِ دستاوردهایش دروغ بپندارند، از ذکر همه کامیابی‌هایش خودداری می‌کند.

این رویکردِ دیریازِ فرهنگِ ایرانی به مسئله عاملیتِ فرا-فردی در کسب پیروزی یا هرنوع کامیابی، در کلام قهرمان‌های شاهنامه و پرشمار نمونه‌های تاریخی، و تکرارِ آیه «وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم» در کلامِ آقای «جان‌فدای ایران»، برای نو کردنِ فهمِ موضوعی قدیمی جا باز می‌کند. و آن عبارت از درک‌ِ اخلاقی و زیباشناختیِ ما از مقوله پیروزی و روایت آن است. مولفه ضدزیباشناختی‌ای که حتی روایتِ واقعیِ پیروزی، و نه روایت متوهمانه و جعلیِ پیروزی را، می‌تواند برای ما ناپسند سازد، چیزی نیست جز نخوت و تفرعن و نسبت‌دادنِ پیروزی به شخص خود، و نه خداوند یا اراده جمعیِ مردمی که با آراءشان قدرت خودشان را به فرد تفویض کرده‌اند.

آنچه افزون‌بر مضامینِ آشکارا غیر انسانی، و جنایت‌جویانه رییس‌جمهورِ گُسسته‌خرد و کذّابِ آمریکا، با زنندگی خاصی به چشم می‌آید، این است که او پیروزی‌های به‌دست‌نیامده را به شخص خود برمی‌گرداند. این مؤلفه در ساختارِ بلاغیِ کلامِ او برای ما به طرز خاصی ضدزیباشناختی و آزاردهنده است.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار