EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۲۴۱۸

تسخیر تمدن فرنگی

چند روز پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به کشور ما، با دکتر سعید لیلاز تماس گرفتم. با حزن و درد گفت: «آقای گل‌پور! آیت‌الله خامنه‌ای کاملاً حق داشت می‌گفت آنچه درحال وقوع است یک کودتا است.

تسخیر تمدن فرنگی
ایران

مرتضی گل‌پور در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت:

چند روز پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به کشور ما، با دکتر سعید لیلاز تماس گرفتم. با حزن و درد گفت: «آقای گل‌پور! آیت‌الله خامنه‌ای کاملاً حق داشت می‌گفت آنچه درحال وقوع است یک کودتا است. متأسفانه برخی از جوان‌ها به عمق این مطلب پی نبردند.» منظور این تحلیلگر ایرانی این بود که تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ما ناگهانی یا صرفاً ناشی از تصمیم سیاسی دولت متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست، بلکه این جنگ تحمیلی بخشی از یک فرآیند طولانی براندازی است، مرحله نهایی مجموعه‌ای از فرآیندهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و رسانه‌ای که از سال‌ها قبل آغاز شد، در سال 1404 قوت گرفت و اوج آن وقایع دی‌ماه بود. به باور لیلاز، در این تجاوز نظامی قرار بود کار نیمه‌تمام دو ماه قبلشان را تمام کنند.

کمتر از یک هفته پس از وقایع دی‌ماه، یک دانشمند برجسته علوم سیاسی آمریکا همین را گفت. «جان مرشایمر» آنچه را در ایران درحال وقوع بود «یک براندازی کلاسیک» توصیف و پیش‌بینی کرد که گام بعدی این طراحی، حمله نظامی است.

مرشایمر چند روز بعد از وقایع دی ماه در یک گفت‌وگو، تحولات ایران را «یک تغییر رژیم Regime change با مدیریت و راهبری آمریکا و (رژیم) اسرائیل» دانست و گفت: «آنچه در ایران درحال وقوع است، دقیقاً براساس کتاب دستورالعمل آمریکا و (رژیم) اسرائیل پیش می‌رود و چند عنصر دارد. عنصر اول این که ما یک کشور را تحریم می‌کنیم، اقتصادش را ویران و مردمش را تنبیه می‌کنیم، اما چه کسی نقش اصلی را در ایجاد این شرایط اقتصادی وحشتناک ایفا کرده است؟ آمریکا.» وی اضافه کرد: «گام دوم این که در مقطعی تصمیم بگیریم به اعتراض‌های گسترده دامن بزنیم. گام سوم این فرآیند، دامن‌زدن به یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست است، هدف این است که همه در غرب قانع شوند این اعتراض از درون شکل گرفته است.» مرشایمر اضافه کرد: «گام چهارم، ورود ارتش آمریکا و احتمالاً ارتش (رژیم) اسرائیل برای ضربه به زیرساخت‌های حیاتی ایران است.»

کمتر از دو ماه بعد پیش بینی مرشایمر محقق شد. 9 اسفندماه آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان گام نهایی طراحی بلندمدت براندازی، تجاوز نظامی را آغاز کردند، حمله نظامی به کشوری که خودشان مردم را تحریم کرده و مانع رشد طبیعی اقتصاد جامعه شده بودند. همان هایی که به قول مرشایمر، ایرانیان را با تحریم تنبیه کردند، حالا مدعی بودند که برای کمک! تجاوز نظامی را آغاز کرده اند.

چرا برخی از ما ایرانیان که تحریم زندگی های ما را متأثر کرد، متوجه آنچه واقعاً در جریان بود، نشدیم؟ چرا به قول لیلاز «متأسفانه برخی از جوان‌ها به عمق این مطلب پی نبردند؟» 

پاسخ این «چرا»ها در «گام سوم» فرآیند تشریح شده از سوی مرشایمر است: «دامن‌زدن به یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست. هدف این است که همه در غرب قانع شوند این اعتراض از درون شکل گرفته‌ است.»

فرآیندهای سیاسی و اجتماعی که سال‌های اخیر تا دی‌ماه روی داد، نتیجه چیزی است که مرشایمر گفت: «کارزار گسترده اطلاعات نادرست.» سال‌های گذشته برخی شبکه‌های فارسی زبان دقیقاً با همین هدف ایجاد شدند؛ تولید و انتشار اطلاعات نادرست، از تاریخ، از اقتصاد، از توانایی‌های کشور، از ظرفیت‌ها و حتی اطلاعات نادرست از مشکلات و ضعف‌ها.

مرشایمر تحلیل خود را از نگاه یک آمریکایی مطرح و این را بررسی می‌کند که «کارزار گسترده اطلاعات نادرست» چطور افکارعمومی غرب را از واقعیت‌های ایران و تجاوز نظامی آمریکا دور کرد. آنچه او نمی‌بیند، این است که قبل از جوامع غرب، این پروژه‌ ابتدا برای ایرانیان طراحی و اجرا شد و طی سال‌ها تلاش شد افکار برخی از ایرانیان را تحت تأثیر قرار دهد.

اما دشمنان، به ویژه سرویس‌های امنیتی و جاسوسی صهیونیستی طراح این کارزارهای تبلیغاتی، این برنامه‌ها را نه فقط برپایه تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی در اذهان، بلکه برپایه تخریب و تضعیف جایگاه خود ایران در اذهان تعریف کردند. این فرآیند برخی از ایرانیان ساکن غرب را چنان به خودتحقیری واداشت که وقتی رئیس دولت متجاوز آمریکا از «عصر حجر» گفت، بودند کسانی که هیچ به حیثیت ملی و شخصیت تاریخی‌شان برنخورد. اما این خودتحقیری فقط برای عده قلیلی بود.

این خبط ترامپ، چنان ولوله‌ای در جان بیدار ایرانیان انداخت که از همه‌سو هیاهویی برخاست. آنان که تا دیروز نسبت به تجاوز نظامی به سرزمین خود خاموش بودند، به سخن آمدند. آنانی که ابتدا به گونه‌ دیگری فکر می‌کردند، با این تعبیر رئیس دولت متجاوز، تلنگری خوردند و طرح پرسش‌هایی را آغاز کردند: «ما ایرانیان کی هستیم؟ تاریخ و سرزمین و هویت ما چیست؟ واقعاً در این 47 سال، ما هیچ دستاوردی نداشتیم؟»

در پاسخ به یاوه ترامپ، موجی در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت که با کنایه به ترامپ و دیگرانی که شاید مانند او، دستاوردهای یک ملت را نفی کردند، چراغی بیفروزند برای روشن کردن تاریخ معاصر ما، نوری که تعریفی جدید، تعبیر دقیق‌تر و مبتنی بر خوداتکایی و خودباوری نسبت به خویشتن ایرانی‌شان باشد.

آن عبارت سخیف ترامپ، سرکنگبینی بود که از قضا، صفرا فزود. روایت‌ها از ظرفیت‌های ملی ایرانیان یکی یکی منتشر شد. کاربری نوشت: «در عصر حجر در یکی از بهترین دانشگاه‌های هنر ایران، دولتی، کارشناسی و کارشناسی ارشد گرفتم. در بهترین شرکت‌های تک ایران کار کردم، مدیر شدم، تیم ساختم ... همه را مدیون ایران هستم.» دیگری نوشت: «در عصر حجر در یک دانشگاه آزاد لیسانس کامپیوتر گرفتم، درحالی که در بزرگ‌ترین شرکت‌های آلمانی کار می‌کردم تا پول‌هام را جمع کنم و اومدم آلمان ... اینها را گفتم تا بدانید هرچه دارم از همان ایران دارم.» کاربر دیگر نوشت: «در عصر حجر، از شهری بسیار کوچک با تنها یک دبیرستان، توانستم از خانواده‌ای زیرسطح متوسط به یکی از بهترین دانشگاه‌های غرب‌ آسیا وارد شوم و بدون نگرانی بابت پرداخت شهریه، با هزینه کم درس بخوانم.» یکی هم نوشت: «من از یک شهرستان کوچک، 24 سال از اول ابتدایی تا دکتری را در مدارس و دانشگاه‌های دولتی، رایگان تحصیل کردم. دولت برای 6 ماه هزینه فرصت مطالعاتی به من داد. همه اینها زمانی که کشور تحریم بود و غرب متمدن، ایران را محاصره اقتصادی کرده بود.» کاربری نوشت: «من هم دانشگاه تهران، روزانه، طراحی صنعتی قبول شدم و پولی هم بابت آزادسازی مدرک ندادم. وقتی از ایران خارج شدم و الان، قلبم آتش می‌گیرد وقتی می‌بینم ممکن است خیلی‌ها نتوانند موقعیت من را داشته باشند.» پزشکی نوشت: «در عصر حجر، من توانستم در دانشگاه پزشکی، بدون پرداخت هزینه‌ای پزشک شوم و از بهترین دانشگاه‌های پزشکی دنیا پذیرش فرصت مطالعاتی بگیرم.» کاربری نوشت: «در همان عصر حجر، در دوران دانشجویی در سازمان حسابرسی ایران کار می‌کردم که پایگاه بسیج شهرستان ملاطایفه بود، تعداد مدیران ارشد زن آنجا بیشتر از مدیران مرد بود.» این فهرست طولانی است و می‌توان بیشتر نشان داد که آن عبارت سخیف رئیس دولت متجاوز ترامپ، چه جان‌های بی‌صدا مانده‌ای را به فریاد آورد و چه فکر‌های در خفا مانده‌ای را واداشت که آشکارا، از هویت و دستاوردهای ملی خویش دفاع کنند، دستاوردهایی که خودشان هم بخشی از آن هستند. جالب‌تر، واکنش کاربر افغان بود: «ایران کارهایی کرده، مثلاً سطح سواد مهاجران افغان را که در بدو ورود 6 درصد بود به 70 درصد رسانده، آن هم نه براساس گزارش‌های رسمی، براساس گزارش وزارت خارجه افغانستان.»

ساده‌انگارانه است اگر این شور و موج و هیجان ایرانیان به‌جان آمده از بی‌بند‌وباری کلام و سخافت ذهن و جلافت بیان ترامپ را، اتفاق یا لحظه‌ای کوتاه بینگاریم. ایرانیان در تاریخ خود نسبت به حفظ هویت خود و حفظ تمایز میان هویت ایرانی و هویت غربی بسیار حساس بوده اند. قصه یک روز و دو روز نیست. حداقل از زمان مواجهه ایرانیان با مدرنیسم غربی، یک دغدغه ثابت و همیشگی همین بود: «نکند غرب جدید، هویت و فرهنگ ما را به تاراج ببرد و کاری کند که ما دیگر ایرانی نباشیم؟»

یکی از نمونه‌های عالی متونی که اساساً با هدف «مقاومت در برابر فرهنگ و هویت غرب» نوشته شد، کتاب «تسخیر تمدن فرنگی» است. 

نویسنده در این کتاب «فکلی‌ها» را به باد انتقاد می‌گیرد و می‌گوید، تمدن و پیشرفت در این نیست که مطابق آنها لباس بپوشیم یا در چیزهایی عادی و روبنایی از غربی‌ها تقلید کنیم.

وی پیشنهاد می‌دهد به جای تقلید ظاهری، «باید تمدن غرب را تسخیر کنیم»؛ یعنی آن فرهنگ و تاریخ و تمدن را بشناسیم، البته قبل‌تر تاریخ و تمدن خود را شناخته باشیم و در این فرآیند، چیزهای خوب فرهنگ غرب را، برپایه ملاحظات فرهنگی و تاریخی خود، اخذ کنیم و به تعبیر او، آنها را «خودی» کنیم.

امروز هم این دو گرایش را می‌بینیم؛ عده‌ای مثل تقی‌زاده و آخوندزاده و پهلوی‌ها به مدرنیسم آمرانه و غربی‌شدن بی‌محابا قائل‌اند. همین ها، وقتی ترامپ از «عصر حجر» می‌گوید، در هویت‌ و تاریخ‌شان دردی احساس نمی‌کنند. اما آن اکثریتی که ناگهان از این گزافه ترامپ به جوش و خروش و به میدان می‌آیند تا بگویند «به رغم کاستی‌ها و ضعف‌ها، ما ملتی هستیم دارای تاریخ و درحال پیشرفت اگر تو؛ استکبار خودبزرگ‌بین غرب بگذاری»؛ دارند از هویت و تاریخ خود دفاع می‌کنند.

قصه 200 سال گذشته ما همین است؛ قصه تسلیم‌طلبی فرهنگی و قصه مقاومت‌جویی فرهنگی. تاریخ درباره دو سوی امروز این جبهه فرهنگی، همانطور قضاوت خواهد کرد که درباره دو سوی جنگی که در میدان نبرد نظامی بر ما تحمیل کرده‌اند.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار