مظلومیت مردم خیابان کمالی؛ شدت انفجارها خیلی عمیق بود
امدادگر هلالاحمر گفت: در جریان امداد و نجات ساکنان چند ساختمان مسکونی در محدوده خیابان کمالی تهران که مورد حمله وحشیانه دشمن واقع شده بود، صحنههای بسیار تلخ و دردناکی را مشاهده کردم.
محمدحسین منجیآزاد، امدادگران هلالاحمر، در گفتوگو با خبرنگار آوش بااشاره به امدادرسانی در روزهای جنگ گفت: در روزهای اخیر در عملیاتهای متعددی برای امداد و نجات مردم تهران حاضر شده و کار آواربرداری، جستجو و نجات مصدومان و انتقال پیکر شهدا به ویژه از مناطق مسکونی را با دیگر امدادگران انجام میدهیم.
مظلومیت مردم در منازل مسکونی بمباران شده خیابان کمالی!
او تاکید کرد: در جریان امداد و نجات ساکنان چند ساختمان مسکونی در محدوده خیابان کمالی تهران که مورد حمله وحشیانه دشمن واقع شده بود، صحنههای بسیار تلخ و دردناکی را مشاهده کردم.
این امدادگر هلالاحمر گفت: چند ساختمان ۵ طبقه در خیابان کمالی مورد اصابت موشکهای دشمن قرار گرفته بود و متاسفانه تعداد زیادی از اهالی یا شهید و یا مصدوم شده بودند که هیچ کدام نظامی نبودند و دشمن جنایتکار تنها خانههای مسکونی را مورد هدف قرار داده بود.
منجیآزاد اضافه کرد: در بین شهدا هم کودک ۲ ساله را دیدم و هم دو خواهر نوجوان که همزمان در کنار پدر خود آنهم کاملا بیگناه به شهادت رسیده بودند.
او گفت: پیکر مادر و خاله این کودک ۲ ساله را من و دیگر امدادگران همراهم از یکی از خانههای بمباران شده خارج کردیم و پیکر کوچک آن کودک ۲ ساله را هم یک تیم دیگر از زیرآور خارج کردند؛ خیلی وحشتناک بود؛ دیدن پیکر بیجان و پر از زخم کودکی معصوم که چیزی از جنگ نمیدانسته است هم یک جور عمیق تاثربرانگیز و جانسوز بود.
جنگ خیلی زندگیها را از هم پاشیده است!
منجیآزاد گفت: در امدادرسانی خیابان کمالی مرد جوانیزرا دیدم که نمیتوانست راه برود؛ ابتدا فکر کردم در بمباران پاهایش دچار معلولیت شده است اما بعدا متوجه شدم که همسر جوان خود را در این حادثه از دست داده و زیر آوار بود و به دلیل فشار روانی و از شدت ناراحتی پاهای خود را به آوار و ستونهای محل حادثه کوبیده بود که خودش هم دچار جراحت عمیق و آسیب جدی شده بود.
او یادآور شد: باتوجه به اینکه سالهای متمادی در صحنههای مختلف امدادرسانی حاضر بودهام لحظات تلخی در ذهنم ماندگار شده است اما دیدن صحنهای که آن مرد جوان جانباختن همسر جوانش را باور نمیکرد و خیلی بیتاب بود خیلی حالم را دگرگون کرد؛ آن مرد جوان به یکباره در نتیحه آن جنایت وحشیانه بمباران واحدهای مسکونی تمام عشق خود را تکه تکه شده زیر آوار میدید و کاری از دستش برنمیآمد که عزیزش را نجات بدهد. جدایی این زن و شوهر آن هم اینطور که دشمن جنایتکار آنها را در شرایطی خیلی وحشتناک میانشان جدایی انداخته بود خیلی سخت و دردناک بود. البته جنگ خیلی زندگیها را از هم پاشیده است و این خیلی غمانگیز است.
امدادگر جوان هلالاحمر خاطرنشان کرد: با حضور در هر یک از عملیاتهای امداد و نجات قلب هر کدام از امدادگران زخم تازهای برداشت و گویی عزیزان خود را در فضای سنگین و تلخ امدادرسانی میدیدیم و با جان و دل کمک میکردیم تا مجروحان را از خطرات بیشتر دور کنیم و نجات دهیم.
امدادگر هلالاحمر گفت: در ساختمانهای خیابان کمالی پیکر ۲ نفر از اهالی که گفته میشد زمان انفجار در خانه بودهاند پیدا نشد و تصمیم بر این شد که بچههای شهرداری کار کنار زدن آوار با بیل را شروع کنند تا شاید بقایای پیکر متلاشی شده آن نفر هم لابلای آوار پیدا شود. شاید هم در چاله آسانسور دفن شده باشند که احتمالش وجود دارد و بازگشایی و پیگیری آن کار تخصصی آواربرداری است.
برای مردم ما ترس هیچ معنایی ندارد!
این امدادگر هلالاحمر گفت: من ۴۱ ساله هستم و از سال ۷۷ در حوزه جوانان به هلالاحمر وارد شدم و در مسابقات ورزشی جوانان هم به عنوان نماینده هلالاحمر اعزام میشدم. پدر و عموی من هر دو در هلالاحمر فعال بودند و من از کودکی شاهد فعالیتهای داوطلبانه و فداکارانهشان در حوادث مختلف بودم و صحنههای مهربانی و همدلی مردم در این روزها را از قدیم در ذهن دارم.
این امدادگر هلالاحمر افزود: سال ۱۳۸۵ به صورت نیروی شرکتی جذب هلالاحمر شدم و مسئولیتهای مختلفی را تجربه کردم و در حال حاضر رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان شفت در استان گیلان هستم و هماکنون به عنوان سرتیم گیلان از ۱۵ اسفندماه در تهران و در پهنه جنوبی هلالاحمر مشغول به ارائه خدمت هستم.
او گفت: این روزها مردمی که در حوالی ساختمانهای بمباران شده هستند خیلی شجاعانه و دلسوز کنار امدادگران هلالاحمر هستند، ترس برای مردم ما مفهومی ندارد و من صحنه شجاعت مردم در جنگ فعلی تا امروز بارها دیدهام.
منجیآزاد گفت: ما هم در کنار این مردم شجاع و فهیم تلاش میکنیم حال بدی که دیدن صحنههای دردآور در عملیاتها به ما دست میدهد را به کسی منتقل نکنیم و تا میتوانیم آرامش و حال خوب را به مردم هدیه بدهیم.