EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۸۰۹۷

قانونی که برای فوتبالیست‌ها جذاب نیست

سربازی برای فوتبالیست‌های ایرانی سال‌هاست به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات فوتبال تبدیل شده است؛ نه‌فقط به دلیل تأثیری که بر مسیر حرفه‌ای بازیکنان می‌گذارد؛ به این دلیل که برخی چهره‌های شناخته‌شده، پس از سال‌ها فعالیت با قراردادهای چندمیلیاردی، هنگام رسیدن به سن مشمولیت به دنبال راه‌هایی برای تعویق، معافیت یا تغییر محل خدمت می‌روند

قانونی که برای فوتبالیست‌ها جذاب نیست
شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

سربازی برای فوتبالیست‌های ایرانی سال‌هاست به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات فوتبال تبدیل شده است؛ نه‌فقط به دلیل تأثیری که بر مسیر حرفه‌ای بازیکنان می‌گذارد؛ به این دلیل که برخی چهره‌های شناخته‌شده، پس از سال‌ها فعالیت با قراردادهای چندمیلیاردی، هنگام رسیدن به سن مشمولیت به دنبال راه‌هایی برای تعویق، معافیت یا تغییر محل خدمت می‌روند. هر چند سال یک‌ بار، با رسیدن تعدادی از ستاره‌ها به سن مشمولیت یا پایان معافیت، دوباره همان داستان تکرار می‌شود؛ بازیکنانی که باید میان اجرای قانون، حضور در تیم‌های نظامی یا پیگیری مسیرهای قانونی تعیین تکلیف وضعیت نظام وظیفه یکی را انتخاب کنند. حالا علیرضا بیرانوند در مرکز تازه‌ترین پرونده قرار گرفته است؛ دروازه‌بانی که طبق اعلام مسئولان نظام وظیفه باید از اول مهر به خدمت اعزام شود، اما بسته‌بودن پنجره نقل‌وانتقالات باعث شده در صورت اعزام، امکان بازی برای فجرسپاسی تا نیم‌فصل را نداشته باشد. او حالا درخواست بررسی در کمیسیون پزشکی داده و هم‌زمان شایعاتی درباره بیماری واریکوسل مطرح شده است؛ موضوعی که هنوز تأیید رسمی نشده و بار دیگر بحث قدیمی تلاش برخی فوتبالیست‌ها برای به تعویق انداختن یا تغییر مسیر خدمت سربازی را به صدر اخبار فوتبال ایران آورده است.

بیرانوند؛ از اول مهر تا کمیسیون پزشکی

ماجرای علیرضا بیرانوند در روزهای اخیر وارد مرحله تازه‌ای شده است. طبق اعلام مسئولان سازمان نظام وظیفه، دروازه‌بان تراکتور باید از اول مهر ۱۴۰۵ خودش را برای خدمت سربازی معرفی کند. به این ترتیب، مهلت قانونی او برای ادامه فعالیت فوتبالی بدون تعیین تکلیف وضعیت نظام وظیفه به پایان می‌رسد. از طرف دیگر، نام فجرسپاسی به‌عنوان مقصد احتمالی دوران سربازی بیرانوند مطرح شده است؛ باشگاهی که پیش از این نیز سابقه استفاده از بازیکنان سرباز را داشته و حالا یکی از مهم‌ترین چهره‌های فوتبال ایران می‌تواند در اختیار این تیم قرار بگیرد. اما مشکل بزرگ برای بیرانوند اینجاست که پنجره نقل‌وانتقالات فوتبال ایران بسته است. بنابراین حتی در صورت اعزام به خدمت و حضور در فجرسپاسی، او نمی‌تواند بلافاصله برای این تیم به میدان برود و تا بازشدن پنجره زمستانی عملا امکان ثبت و بازی رسمی نخواهد داشت. یعنی یک سناریوی عجیب شکل گرفته است؛ بیرانوند باید از اول مهر سرباز شود، اما تیمی که قرار است دوران خدمتش را در آن سپری کند، حداقل تا نیم‌فصل نمی‌تواند از او در مسابقات رسمی استفاده کند. برای یک دروازه‌بان در سطح بیرانوند، این یعنی چند ماه دوری از مسابقات رسمی در مقطعی که هر بازی برای حفظ آمادگی و جایگاهش اهمیت دارد. با این حال، این وضعیت نتیجه الزام قانونی است و نمی‌توان صرفا به دلیل شهرت یا درآمد بالای یک بازیکن، اجرای قانون را کنار گذاشت. در همین شرایط، بیرانوند مسیر دیگری را نیز پیگیری کرده است؛ درخواست کمیسیون پزشکی. او برای بررسی شرایط پزشکی خود درخواست داده و قرار است پرونده‌اش در کمیسیون مربوطه بررسی شود. نتیجه این بررسی می‌تواند در وضعیت خدمت او تأثیرگذار باشد، اما تا زمان اعلام رسمی رأی کمیسیون، اصل مشمولیت او پابرجاست.

در روزهای گذشته شایعاتی نیز درباره ابتلای بیرانوند به واریکوسل مطرح شده و حتی صحبت از احتمال معافیت پزشکی او به میان آمده است. این موضوع اما تاکنون به صورت رسمی تأیید نشده و مشخص نیست اساسا پرونده پزشکی بیرانوند بر مبنای چنین تشخیصی تشکیل شده یا خیر. حتی درباره واریکوسل هم یک نکته مهم وجود دارد؛ شدت بیماری و شرایط فرد باید از نظر پزشکی بررسی شود و صرف وجود واریکوسل الزاما به معنای ممنوعیت فوتبال یا معافیت قطعی نیست. بنابراین نمی‌توان پیش از رأی کمیسیون درباره سرنوشت بیرانوند حکم قطعی داد. با این حال، اتفاقی که رخ داده بار دیگر یک سؤال قدیمی را مطرح کرده است: چرا برخی فوتبالیست‌های حرفه‌ای، پس از سال‌ها برخورداری از درآمدهای بالا و امتیازات شغلی، هنگام رسیدن به مرحله سربازی تلاش می‌کنند از مسیرهای مختلف برای تغییر یا تعویق این تکلیف استفاده کنند؟ بازیکنی در سطح بیرانوند که سال‌ها عضو تیم ملی بوده و در بالاترین سطح فوتبال ایران فعالیت کرده، حالا باید مانند هر مشمول دیگری وضعیت نظام وظیفه خود را تعیین تکلیف کند. در واقع بخش قابل توجهی از حاشیه‌های این پرونده از همین تضاد ناشی می‌شود؛ فوتبالیستی که سال‌ها از مزایای مالی فوتبال حرفه‌ای بهره برده، اکنون با رسیدن زمان اجرای یک الزام عمومی، به دنبال راهی قانونی برای تغییر وضعیت خود است. طبیعی است که چنین موضوعی با واکنش افکار عمومی روبه‌رو شود و این پرسش را ایجاد کند که آیا شهرت و درآمد بالا نباید با مسئولیت‌پذیری بیشتر در برابر قانون همراه باشد؟

پولادی؛ پرونده‌ای که هنوز فراموش نشده

اگر بخواهیم از مشهورترین پرونده‌های سربازی فوتبالیست‌ها نام ببریم، مهرداد پولادی یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. پولادی در دوران حضورش در تیم ملی با مشکل کارت پایان خدمت مواجه شد، اما در سال ۲۰۱۵ همراه تیم ملی ایران به جام ملت‌های آسیا در استرالیا رسید. حضور او در این مسابقات با مجوز و هماهنگی‌های صورت‌گرفته از سوی فدراسیون فوتبال و علی کفاشیان، رئیس وقت فدراسیون، انجام شد. اما بعد از پایان جام ملت‌ها، اتفاق مهمی رخ داد. پولادی به ایران بازنگشت و راهی قطر شد. پرونده او به یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های برخورد میان فوتبال حرفه‌ای و قانون سربازی تبدیل شد؛ بازیکنی که تیم ملی به حضورش در یک تورنمنت مهم نیاز داشت، اما وضعیت نظام وظیفه‌اش همچنان تعیین تکلیف نشده بود و در نهایت بازگشتش به ایران اتفاق نیفتاد. ماجرای پولادی نشان داد که سربازی چگونه می‌تواند حتی در بالاترین سطح فوتبال ملی، تبدیل به یک بحران شود؛ بحرانی که آثارش فقط به یک بازیکن محدود نمی‌ماند و گاهی پای فدراسیون، باشگاه و حتی تیم ملی را هم وسط می‌کشد. در آن مقطع، مسئله فقط این نبود که یک بازیکن باید خدمت خود را انجام دهد؛ بحث بر سر این بود که او در آستانه یک تورنمنت بزرگ ملی چه وضعیتی خواهد داشت و تصمیمات اتخاذشده تا چه اندازه می‌تواند میان منافع تیم ملی و مقررات نظام وظیفه تعادل برقرار کند. به همین دلیل نام پولادی هنوز هم در هر بحثی درباره سربازی فوتبالیست‌ها به میان می‌آید. در عین حال، عدم بازگشت او به کشور این برداشت را تقویت کرد که برخی بازیکنان به جای پذیرش مسئولیت قانونی خود، ترجیح می‌دهند از دسترس قانون خارج شوند.

سربازگیت؛ وقتی کارت‌ها باطل شدند

اما بحران سربازی فوتبالیست‌ها فقط به پولادی محدود نبود. در سال ۱۳۹۳ پرونده بزرگی درباره کارت‌های پایان خدمت و معافیت برخی بازیکنان فوتبال شکل گرفت؛ پرونده‌ای که در رسانه‌ها با عنوان «سربازگیت» شناخته شد. در جریان این پرونده مشخص شد تعدادی از بازیکنان با کارت‌های پایان خدمت یا معافیت‌هایی فعالیت کرده‌اند که از سوی مراجع نظامی معتبر شناخته نشده است. نتیجه برای بسیاری از آنها روشن بود: کارت‌ها باطل شد و بازیکنان باید برای انجام خدمت سربازی اقدام می‌کردند. حسین ماهینی یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیکنان این پرونده بود. کارت او باطل شد و برای گذراندن خدمت راهی ملوان بندرانزلی شد. بعدها نیز پس از پایان خدمت به پرسپولیس بازگشت و حتی بازوبند کاپیتانی این تیم را بر بازو بست. آرش افشین و تعدادی دیگر از بازیکنان نیز درگیر همین پرونده شدند و مجبور شدند مسیر فوتبال خود را با خدمت سربازی تطبیق دهند. این اتفاقات برای باشگاه‌ها نیز تبعات ورزشی داشت. تیم‌هایی که بازیکنان مشمول در اختیار داشتند باید ترکیب خود را با شرایط خدمت آنها هماهنگ می‌کردند و خود بازیکنان هم مجبور بودند در یکی از حساس‌ترین سال‌های دوران حرفه‌ای، مسیر فوتبالی متفاوتی را تجربه کنند. «سربازگیت» یک واقعیت مهم را برای فوتبال ایران روشن کرد: ملی‌پوش‌بودن یا ستاره‌بودن، بازیکن را از قانون سربازی مستثنا نمی‌کند. مشکل اما زمانی جدی‌تر می‌شود که تعیین تکلیف وضعیت نظام وظیفه در میانه دوران حرفه‌ای بازیکن اتفاق بیفتد؛ درست زمانی که قرارداد، تیم، مسابقات و حتی آینده ورزشی او به شرایط ثابتی نیاز دارد. در عین حال، این پرونده نشان داد که برخورداری از شهرت، قراردادهای سنگین یا جایگاه ملی نباید به ابزاری برای دورزدن مقررات تبدیل شود. اگر مدارک یا معافیت‌ها قانونی نباشند، بازیکن باید مانند هر شهروند دیگری پاسخ‌گو باشد و تبعات تصمیم‌های خود را بپذیرد.

این بار نوبت لژیونرهاست

حالا، سال‌ها بعد از آن پرونده، دوباره همان داستان با نام‌های بزرگ‌تری تکرار شده است. علیرضا جهانبخش، علی قلی‌زاده و مهدی قایدی نیز مشمول خدمت سربازی شده‌اند و باید وضعیت نظام وظیفه خود را تعیین تکلیف کنند. هر سه بازیکن سابقه حضور در فوتبال خارج از ایران را دارند و سال‌هاست بخش مهمی از دوران حرفه‌ای خود را در خارج از کشور سپری کرده‌اند. در مورد آنها نیز نام فجرسپاسی به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی برای گذراندن خدمت مطرح شده است. با این حال، وضعیت هر بازیکن باید به صورت جداگانه و بر اساس شرایط قانونی و اداری خودش بررسی شود و نمی‌توان صرفا بر اساس مطرح‌شدن نام یک باشگاه، انتقال را قطعی دانست. این اتفاق نشان می‌دهد مسئله سربازی هنوز هم یکی از چالش‌های جدی فوتبال ایران است؛ چالشی که این بار فقط بازیکنان شاغل در لیگ داخلی را درگیر نکرده و به ستاره‌های لژیونر تیم ملی نیز رسیده است. از پولادی و ماهینی تا بیرانوند، جهانبخش، قایدی و قلی‌زاده، یک خط مشترک در تمام این پرونده‌ها دیده می‌شود: فوتبالیستی که باید در اوج دوران حرفه‌ای خود، میان الزام قانونی سربازی و ادامه مسیر ورزشی‌اش تعادل ایجاد کند. تفاوت مهم اینجاست که این بازیکنان پیش از رسیدن به این مرحله، سال‌ها از درآمدهای قابل توجه و موقعیت ممتاز فوتبال حرفه‌ای بهره برده‌اند؛ بنابراین انتظار جامعه این است که در برابر تکلیف قانونی خود نیز مسئولانه رفتار کنند، نه اینکه صرفا به دنبال راهی برای فرار از آن باشند. پرونده بیرانوند نیز فعلا به کمیسیون پزشکی رسیده و باید دید نتیجه بررسی‌ها چه خواهد بود. اگر درخواست او پذیرفته نشود، سناریوی فعلی می‌تواند به اعزام او در اول مهر و حضور در فجرسپاسی منجر شود؛ با این تفاوت که به دلیل بسته‌بودن پنجره نقل‌وانتقالات، احتمالا تا نیم‌فصل امکان بازی رسمی برای این تیم را نخواهد داشت. در مورد سه لژیونر دیگر نیز همین ابهام وجود دارد. آنها سال‌ها برای رسیدن به فوتبال اروپا تلاش کرده‌اند و حالا باید راهی برای تعیین تکلیف وضعیت نظام وظیفه خود پیدا کنند؛ موضوعی که ممکن است بازگشتشان به فوتبال ایران را به یک ضرورت تبدیل کند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار