راز سمیِ «دروازه جهنم» در ترکیه
در میان ویرانههای شهر باستانی «هیرآپولیس» در ترکیه، گذرگاهی وجود داشت که رومیان باستان آن را «دروازه جهنم» مینامیدند؛ مکانی که در آن، مرگِ ناگهانی حیوانات در برابر چشمان زائران، لرزه بر اندام هر بینندهای میانداخت. در حالی که گذشتگان این پدیده را خشم خدایانِ دنیای زیرین میپنداشتند، علمِ مدرن سرانجام پرده از این رازِ دیرینه برداشت...
زمانی که جمهوری روم در سال ۱۲۹ پیش از میلاد، آناتولی غربی را به استان جدید خود یعنی «آسیا» تبدیل کرد، شهر باستانی هیرآپولیس (Hierapolis) به مقصدی پررونق برای آبدرمانی تبدیل شد. گزارش شده است که بازدیدکنندگان از سراسر امپراتوری روم برای استحمام و درمان در آبهای گرم و چشمههای معدنی این شهر سفر میکردند.
در این میان، مکانی بهویژه مرموز به نام «پلوتونیون» یا «دروازه پلوتو» شناخته شد؛ مکان عبادتی که به خدای دنیای مردگان در روم اختصاص داشت. رومیان بر این باور بودند که این غار کوچک ارتباط مستقیمی با جهنم دارد و این باور با پدیدهای تکاندهنده نیز تأیید میشد: حیواناتی که به نزدیکی دهانه غار میرفتند، ناگهان بیجان میافتادند، در حالی که کاهنان بدون هیچ آسیبی از اعماق آن خارج میشدند.
بنیانگذاری هیرآپولیس
به گفته «گیل رنبرگ» (Gil Renberg)، تاریخنگار دوران باستان و مدرس دانشگاه هاوارد، اگرچه تأسیس هیرآپولیس در اوایل سده دوم پیش از میلاد به «ائومنس دوم» (Eumenes II)، پادشاه پرگامون نسبت داده میشود، اما این احتمال وجود دارد که مردمان بومی پیشتر و در دوران کهن (عصر آرکائیک) در آنجا سکونت گزیده باشند. او میگوید: «پیش از آنکه یونانیان کرانههای غربی ترکیه و نواحی دریای سیاه را مستعمره خود سازند، دیگر مردمانی که در این سرزمین زندگی میکردند به احتمال قریب به یقین از آن به عنوان یک زیارتگاه و مقصد مقدس بهره میبردند.»

قرار گرفتن هیرآپولیس بر روی گسل ۲۱ مایلی پاموکاله (Pamukkale)، این شهر را به مأمنی برای چشمههای آب گرم بدل ساخته است؛ گسلی که زمینه را برای جوشش آبهای گرم سرشار از مواد معدنی و کربن دیاکسید فراهم میکند. «سارا یومنز» (Sarah Yeomans)، باستانشناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، به بیبیسی گفت که این شهر احتمالاً به خاطر همین چشمههای آب گرم بنیان نهاده شده است.
رنبرگ میگوید هزاران سال پیش، یونانیان و رومیان باستان این آبهای گرمِ غیرعادی و مرگ جانوران در حوالی آنها را نشانهها و پیامهایی از سوی خدایان تلقی میکردند. او توضیح میدهد: «هیرآپولیس در زبان یونانی باستان به معنای شهر مقدس است. از آنجا که ذهن انسان کهن با علم زمینشناسی آشنایی نداشت، بخارها و گازهای سمیِ برخاسته از زمین، دخمهها و غارها را دید و آنها را به جهان زیرین (دنیای مردگان) نسبت داد.»
گفتوگوها پیرامون این موضوع که زائران و بازدیدکنندگان هنگام آبتنی در آبهای مجاور دچار الهامات و توهماتی میشدند، بیش از پیش پیوند هیرآپولیس را با دنیای ماوراءالطبیعه و ارواح تقویت میکرد.
کاهنان باستان، به عنوان بخشی از آیینهای نمایشی، پرندگان کوچک و گاه حتی گوسفند یا گاو را به داخل این گذرگاه میبردند. حیوانات در حین مراسم قربانی برای پلوتو، بهسرعت دچار فروپاشی شده و جان میباختند.
چندین نویسنده باستان — ازجمله «پلینیِ مهتر» (Pliny the Elder) و جغرافیدان مشهور، «استرابون» (Strabo) — درباره این مراسم در هیرآپولیس نوشتهاند. آنها توصیف کردهاند که کاهنان حیوانات کوچک را به داخل پرتاب میکردند و اشاره کردهاند که آنها یا نفس خود را حبس میکردند و یا سرهایشان را برمیگرداندند (تا گازهای سمی را استشمام نکنند). آنها همچنین به وجود آمفیتئاتری در بیرون غار اشاره کردهاند که مردم میتوانستند قربانی کردنها را از آنجا تماشا کنند.
«هاردی فانز» (Hardy Pfanz)، زیستشناسِ آتشفشانشناس، به بیبیسی گفت که طبق افسانهها، دروازه جهنم، نفس سمیِ «سربروس» (Cerberus)، سگِ سهسرِ جهنمی که قربانیان را برای پلوتو میگرفت، متصاعد میکرد.
هنگامی که باستانشناس «فرانچسکو داندیا» (Francesco D’Andria) در سال ۲۰۱۳ هدایت کاوشهای هیرآپولیس را برعهده داشت، یک مجسمه مرمرین از سربروس را کشف کرد که از ورودی دروازه پلوتو نگهبانی میکرد. از دیگر یافتهها میتوان به ستونهای ایونی با کتیبههایی تقدیمشده به پلوتو و «کوره» (Kore)، ملکه دنیای مردگان، و همچنین یک حوضچه و پلههایی در بالای غار اشاره کرد.
راز سمیِ نهفته در پسِ «دروازه جهنم»
زمانی که «فانز» در سال ۲۰۱۳ از هیرآپولیس بازدید کرد، موجودات مرده متنوعی - ازجمله موشها، گنجشکها، توکاهای سیاه و حشرات - را در اطراف ورودی مشاهده کرد. او با آزمایش جو، دریافت که دیاکسید کربن تا ۸۰ درصد هوای اطراف «دروازه جهنم» را تشکیل میدهد، در حالی که این رقم در هوای عادی ۰.۰۴ درصد است. فانز به بیبیسی گفت: «تنها چند دقیقه قرار گرفتن در معرض ۱۰ درصد دیاکسید کربن میتواند باعث مرگ شود، بنابراین میزان آن در اینجا واقعاً مرگبار است.»
دیاکسید کربن از طریق گسل پاموکاله به هوا نشت میکند. تحقیقات تکمیلی فانز نشان داد که سطح دیاکسید کربن در طول روز، بهویژه هنگامی که هوا گرم و آفتابی است، بهسرعت پراکنده میشود. او افزود: «اما از آنجا که دیاکسید کربن از هوا سنگینتر است، در شب که هوا خنکتر میشود، در محوطه تجمع مییابد و دریاچهای مرگبار از گاز را در سطح زمین ایجاد میکند.»
«رنبرگ» معتقد است که کاهنان میتوانستند از خطر دیاکسید کربن جان سالم به در ببرند، زیرا سر آنها بیرون از غار قرار داشت و این گاز خطرناک به ارتفاعی که آنها تنفس میکردند، نمیرسید.
چه بر سر پلوتونیون آمد؟
هیرآپولیس تنها مکانی در سراسر مدیترانه نبود که چنین ویژگیهای جغرافیایی غیرمعمولی داشت. به گفته «رنبرگ»، دستکم نیم دوجین شهر یا آبادی دیگر در این منطقه، شرایطی مشابه هیرآپولیس داشتند و در آنجا «باوری قطعی وجود داشت که برخی غارها به دنیای مردگان ختم میشوند.»
گسل پاموکاله باعث وقوع زلزلههای متعددی شد که هیرآپولیس را با خاک یکسان کردند؛ ازجمله گزارشهایی از فجایع رخ داده در سالهای ۱۷ و ۶۰ میلادی. اعتقاد بر این است که مسیحیان در سده ششم میلادی، همزمان با بنای عبادتگاههای خود، دهانه این غار را مسدود کردند.
در سال ۱۹۵۷، هیأت باستانشناسی ایتالیا کاوشهایی را در اطراف هیرآپولیس آغاز کرد که درنهایت منجر به بازکشف این محوطه شد.