فرهنگ مانده بدون مردم/ کوچ کالای فرهنگی و هنر از سبد خانوار
تحریریه آوش/پنج میلیون تومان برای تماشای یک نمایش؛ فقط برای یک صندلی. پس از بلیت های تئاتر ۲ و ۳ میلیونی حالا ارقام چند برابر شده است. برای درک عمق این اعداد کافی است بدانیم یک بلیت ۵ میلیون تومانی تئاتر، معادل حدود ۳۰ درصد از حداقل حقوق ماهانه یک کارگر است؛ یعنی حضور یک خانواده چهارنفره در چنین نمایشی، کل دستمزد یک ماه را میبلعد. اما اصل داستان، تنها قیمت یک بلیت نیست؛ صحبت از بدعتی است که هنر را از دسترس مردم عادی دور میکند.
پنج میلیون تومان برای تماشای یک نمایش؛ فقط برای یک صندلی.
پس از بلیت های تئاتر ۲ و ۳ میلیونی حالا ارقام چند برابر شده است. برای درک عمق این اعداد کافی است بدانیم یک بلیت ۵ میلیون تومانی تئاتر، معادل حدود ۳۰ درصد از حداقل حقوق ماهانه یک کارگر است؛ یعنی حضور یک خانواده چهارنفره در چنین نمایشی، کل دستمزد یک ماه را میبلعد. اما اصل داستان، تنها قیمت یک بلیت نیست؛ صحبت از بدعتی است که هنر را از دسترس مردم عادی دور میکند.این منطق که «اگر تمکن مالی ندارید، دورتر بنشینید یا اصلا نیایید»، اعتراضی پنهان اما عمیق را شکل داده است. تئاتر که زمانی محفلی اندیشه محور برای عموم طبقات بود، به کالایی لوکس تبدیل شده که سهم شهروندان عادی از آن، روزبهروز ناچیزتر میشود. با این حال بحران تنها به صحنه نمایش محدود نمیماند. خروج تدریجی هنر و فرهنگ از سبد خانوار، دامنگیر دیگر حوزهها نیز شده است.
چنان که آمارهای رسمی و نرخهای تورم نقطه به نقطه در بخش تفریح و فرهنگ نشان میدهد هزینههای این سبد در سالهای اخیر رشد شتابانی داشته است.میانگین قیمت بلیت کنسرتها به محدوده یک میلیون تومان نزدیک شده، بلیت سینما افزایش چشمگیری یافته و جهش چند برابری قیمت کتاب، خرید آن را برای بسیاری به یک تصمیم سخت تبدیل کرده است.وقتی هزینههای اولیه زندگی بالا میرود، نخستین بخشی که به اجبار از سبد مصرفی طبقه متوسط و کمدرآمد حذف میشود، همین کالاهای فرهنگی است.استمرار این روند، فرهنگ را از یک جریان پویا و همگانی به امتیازی ویژه برای طبقات خاص تبدیل میکند.موضوع اما فقط این نیست که یک خانواده امسال چند بار کمتر به سینما میرود، کتاب نمیخرد یا تئاتر و کنسرت را از برنامه زندگیاش حذف میکند. مساله از جایی جدی میشود که این حذف، موقتی نباشد و به یک عادت تبدیل شود. جامعهای که برای سالها ناچار باشد تمام درآمدش را صرف زنده ماندن و تأمین ابتداییترین نیازهایش کند، بهتدریج چیزهای دیگری را هم از دست میدهد؛ امکان تجربه مشترک، سرگرمی جمعی، مواجهه با هنر، کتاب خواندن و حتی بخشی از فرصت گفتوگو و اندیشیدن و مهمتر تعداد کسانی است که دیگر حتی به خرید کالایی فرهنگی فکر هم نمیکنند و جامعهای که در آن فرهنگ به کالایی لوکس تبدیل شود، فقط فقیرتر نمیشود ؛ آرامآرام بخشی از زندگی اجتماعی، نشاط و امکان اندیشیدن خود را نیز از دست میدهد.