EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۴۵۰۴
عضو تیم رسانه‌ای هیات مذاکره‌کننده:

نباید روی گزاره‌هایی مانند انتخابات کنگره حساب کنیم

عضو تیم رسانه‌ای هیات مذاکره‌کننده گفت: سؤال این است که چرا نباید مذاکره کنیم؟ ما وضعیت تنگه هرمز را در نتیجه ۴۰ روز جنگ و مقاومت به دست آورده‌ایم بنابراین، باید این دستاورد را روی کاغذ ثبت کنیم.

نباید روی گزاره‌هایی مانند انتخابات کنگره حساب کنیم

سعید آجرلو، عضو تیم رسانه‌ای هیات مذاکره‌کننده، در گفت‌وگو با آوش درباره آخرین وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا گفت: ما باید در دو شرایط موازی، حرکت سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی خود را دنبال کنیم. یکی از این دو شرایط احتمال وقوع مجدد جنگ است. این احتمال وجود دارد، پس از آنکه آمریکا بخشی از توان و ذخایر نظامی خود را بازسازی و سامان‌دهی کرد و از سوی دیگر، طبق محاسبه آمریکایی شرایط محاصره اقتصادی بر ایران اثر گذاشت، بار دیگر وارد عملیات نظامی شود و به دنبال تحقق اهدافی برود که در طول جنگ ۴۰روزه و پس از آن نتوانست به آنها دست پیدا کند. البته این یک وضعیت محتمل است.

او افزود: شرایط موازی دیگر این است که باید بتوانیم در چارچوب شروط مندرج در یادداشت تفاهم، آنچه را که در جریان جنگ به آمریکا تحمیل کردیم و بعد تبدیل به کاغذ مذاکره شد، در ادامه به انتفاع تبدیل کنیم که مصادیق آن، موضوعاتی مانند پایان جنگ در همه جبهه‌ها، حاکمیت بر تنگه هرمز، صادرات نفت، رفع محاصره و مواردی از این دست است. بنابراین ما باید به‌طور هم‌زمان در این دو شرایط حرکت کنیم.

آجرلو همچنین تصریح کرد: یک گروه اساساً بر شرایط نخست تمرکز کرده و با فرض قطعی بودن جنگ، نقش و ابتکار عمل ایران را نادیده می‌گیرد. این گروه معتقد است باید صرفاً برای جنگ آماده شویم و مذاکره، اقدامات دیپلماتیک و سایر مسائل را کنار بگذاریم. البته برای این دیدگاه نیز نظریه‌های ساده‌ای مطرح می‌شود؛ برای مثال اینکه با زدن چند آب‌شیرین‌کن می‌توان آمریکا را از ادامه جنگ منصرف کرد یا اینکه با انجام یک حمله پیش‌دستانه، آمریکا از منطقه خارج خواهد شد. این دیدگاه‌ها، فرآیندهای پیچیده را به یک عامل تقلیل می‌دهند.

عضو تیم رسانه‌ای هیات مذاکره‌کننده ادامه داد: گروه دیگری نیز صرفاً بر موضوع تاب‌آوری تمرکز دارد و در این چارچوب، مسئله محاصره را مورد توجه قرار نمی‌دهد. آنها آمریکا را صرفاً از منظر اقتصادی تحلیل می‌کنند و معتقدند اگر ایران بتواند سه یا چهار ماه تاب‌آوری اقتصادی داشته باشد، آمریکا از ادامه جنگ منصرف خواهد شد و کاغذ بهتری عاید می‌شود در صورتی که کاغذ فعلی، کاغذ خوبی است. بنابراین چنین تصوری نوعی ساده‌انگاری است. در مقابل، گروهی نیز معتقدند باید به سمت عادی‌سازی روابط، برقراری ارتباط و در نهایت نوعی سازش حرکت کنیم و مسئله جنگ را چندان جدی نمی‌گیرند.

آجرلو اظهار کرد: ما اکنون با دو وضعیت و دو رویکرد مواجه هستیم که هرکدام طرفدارانی دارند. آنچه من از شرایط موجود برداشت می‌کنم این است که تیم مذاکره‌کننده در موقعیتی قرار گرفته که هر دو وضعیت را هم‌زمان مورد توجه و تحلیل قرار می‌دهد و تلاش می‌کند، براساس هر دو سناریو تصمیم‌گیری و اقدام کند.

او افزود: اینکه شما به‌عنوان تیم مذاکره‌کننده چگونه با این دو وضعیت مواجه می‌شوید، اهمیت زیادی دارد. در سمت جنگ، شما در حال تجهیز و بازسازی خود هستید و در واقع زمان به دست می‌آورید. اساساً اگر گفتیم یادداشت تفاهم جنبه‌های مفید زیادی دارد، یکی از این جنبه‌ها در حوزه اقتصادی و موضوع فروش نفت بود. بخش قابل‌توجهی از این مسئله برای این بود که هم به بخش نظامی کمک شود و هم بتواند بخشی از نیازهای معیشتی و اقتصادی کشور را تأمین کند. یا در مورد آزادسازی پول‌ها در قطر هم، برخی مطرح می‌کنند که شما گفته‌اید این پول آزاد می‌شود و می‌پرسند چرا تاکنون آزاد نشده است درحالی که وقتی تفاهم نقض شد، طبیعتاً ما نیز روند اجرای تعهدات خود را ادامه ندادیم. وقتی طرف مقابل تعهداتش را نقض کرده، چه انتظاری وجود دارد که منابع مالی آزاد شود؟ ضمن اینکه قرار نبود مثل قبل در مقابل این اقدامات، زندانیان آمریکایی نیز آزاد شوند که چنین اتفاقی نیفتاد. موضوع تنگه هرمز هم مطرح بود که در نهایت تنگه بسته شد. بنابراین ما از این بابت متحمل ضرر نشدیم. از سوی دیگر، باید توجه داشت که ما در مقابل نقض عهد طرف مقابل، ابزارها و ظرفیت‌هایی در اختیار داشتیم و از آنها استفاده کردیم.

آجرلو تصریح کرد: یک بخش ماجرا این است که شما باید خطر و احتمال وقوع مجدد جنگ را کاملاً جدی بگیرید و برای آن آماده باشید؛ یعنی اگر قرار است یک ماه، دو ماه یا سه ماه دیگر دوباره وارد جنگ شوید، باید در این فاصله هم توان نظامی خود را بازسازی و تقویت کنید و هم آمادگی‌های اقتصادی و اجتماعی لازم را داشته باشید. به نظر می‌رسد در یادداشت تفاهم این ملاحظات مورد توجه قرار گرفته است. در سوی دیگر، موضوع تحقق شروط تفاهم قرار دارد. شما همین حالا نیز با عمان در حال مذاکره هستید و تحقق شروط را دنبال می‌کنید. تعهد اصلی ما در این زمینه، موضوع تنگه هرمز بود. اگر تفاهم عمان محقق شود و طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند، ما نیز مطابق همان تفاهم در تنگه اقدام خواهیم کرد. اما در حال حاضر، در موضوع مذاکره با آمریکا ما از موضع استغنا برخورد می‌کنیم نه از موضع التماس. کسی با این رویکرد با ترامپ مذاکره نمی‌کند که «خواهش می‌کنیم به تفاهم برگردید». این دقیقاً حاصل همان نگاهی است که دو وضعیت را هم‌زمان در نظر می‌گیرد.

او ادامه داد: اگر طرف مقابل روزی تصمیم بگیرد به تعهدات خود بازگردد و آنها را اجرا کند، آن سند قطعاً می‌تواند به نفع ما باشد اما ما قرار نیست برای بازگشت آنها به تفاهم التماس کنیم یا با بی‌عملی منتظرشان باشیم. در عین حال، آمادگی برای شرایط جنگی نیز همچنان در دستورکار ما قرار دارد و این وضعیت را نیز به‌طور جدی دنبال می‌کنیم. ما مسیر خود را می‌رویم. اگر بتوانیم درباره تفاهم عمان به جمع‌بندی برسیم و یک مسیر میانی باز شود، این برای ما یک دستاورد محسوب می‌شود. امکان دارد گروهی بگویند ما فقط باید برای جنگ آماده شویم و وارد مذاکره نشویم. سؤال این است که چرا نباید مذاکره کنیم؟ ما وضعیت تنگه هرمز را در نتیجه ۴۰ روز جنگ و مقاومت به دست آورده‌ایم بنابراین، باید این دستاورد را روی کاغذ ثبت کنیم. در عین حال، میدان نیز باید کار خود را انجام دهد. در این شرایط یعنی وقتی این دو وضعیت را هم‌زمان در نظر می‌گیریم، با یک معادله مواجه هستیم که یک طرف آن فشارهایی است که می‌توانیم به آمریکا وارد کنیم و طرف دیگر، فشارهایی است که آنها تلاش می‌کنند بر ما وارد کنند. ما باید این دو را در کنار یکدیگر و به‌صورت واقع‌بینانه ببینیم.

آجرلو اظهار کرد: جمهوری اسلامی و ایران قابل فروپاشی نیستند و آمریکایی‌ها نیز این موضوع را فهمیده‌اند؛ اما آیا به همین دلیل دست از فشار برمی‌دارند؟ خیر. آنها تلاش می‌کنند با فشار اقتصادی، محاصره و ایجاد فشارهای اجتماعی و تورم سنگین، نارضایتی ایجاد کنند و زمینه را برای حمله مجدد و گرفتن امتیازات بیشتر، از جمله امتیاز زیادتر از حد از جنس سازش فراهم کنند. در مقابل، ما نیز باید در نظر داشته باشیم که آمریکا با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه است. بنابراین، باید صحنه را واقع‌بینانه ببینیم و بدانیم که خطوط قرمز مشخصی نیز وجود دارد؛ از جمله جلوگیری از بی‌ثباتی ایران و حفظ همبستگی اجتماعی. باید بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم که ظرفیت اقتصادی آمریکا برای ادامه این روند چقدر است و آیا هزینه خروج آمریکا از جنگ، ممکن است از هزینه ادامه حضورش بیشتر باشد یا خیر. برای مثال، ممکن است آمریکا امروز از اینجا خارج شود اما هزینه بزرگی برایش ایجاد شود؛ اینکه در نهایت منطقه را در اختیار ایران قرار دهد. بنابراین، ممکن است آمریکا حاضر باشد هزینه‌هایی را تحمل کند تا مانع از تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران شود. این ملاحظات را نیز باید در تحلیل خود لحاظ کنیم. در چنین شرایطی، عقلانیت به ما می‌گوید که ضمن آماده بودن برای جنگ و اینکه طرف مقابل بداند از جنگ نمی‌تواند دستاورد بیشتری کسب کند، باید حقوق و منافعی را که در جریان جنگ به دست آورده‌ایم، تثبیت و آنها را روی کاغذ به یک منفعت پایدار تبدیل کنیم.

او افزود: نباید روی گزاره‌هایی مانند اینکه در کنگره آمریکا چه اتفاقی خواهد افتاد یا فلان جریان در انتخابات شکست خواهد خورد، بیش از حد حساب کنیم؛ چراکه مشخص نیست این پیش‌بینی‌ها تا چه اندازه محقق شوند. همان‌طور که پیش‌تر برخی می‌گفتند اگر جنگ را تا ۶۰ روز برسانیم، کنگره در برابر ترامپ خواهد ایستاد و مانع ادامه جنگ خواهد شد. یا حتی درباره مکانیزم ماشه، برخی از همین افرادی که در دانشگاه‌های غربی تحصیل کرده‌اند، معتقد بودند این سازوکار تأثیری بر قیمت دلار ندارد و ارتباطی هم با زمینه‌سازی برای جنگ نخواهد داشت. چنین تحلیل‌هایی نمونه‌ای از ساده‌سازی یک مسئله پیچیده است.

آجرلو تصریح کرد: همان‌طور که بخشی از این تحلیل‌ها ساده‌سازی می‌کنند، جریان‌هایی که صرفاً طرفدار سازش هستند نیز مسئله را ساده می‌کنند. در حالی که این جنگ، پیچیده و ترکیبی است و نمی‌توان با ساده‌سازی درباره آن تصمیم گرفت. باید کاری کنیم که این جنگی که پشت سر گذاشته‌ایم، با استفاده از ابزارهای مختلف به جلوگیری از وقوع جنگ جدید منجر شود و در عین حال بتوانیم، منافع خود را حفظ کنیم. هدف ما باید این باشد که بر محیط خارجی اثر بگذاریم. ما عاملیت داریم و برخلاف دیدگاهی که برای ایران هیچ عاملیتی قائل نیست، باید از این ظرفیت استفاده کنیم. نباید اجازه دهیم این ائتلاف یا «دوقلوی ترامپ و نتانیاهو» به همین شکل ادامه پیدا کند.

او خاطرنشان کرد: ممکن است انتخابات رژیم بر نوع روابط و نحوه ادامه این جنگ تأثیر بگذارد. بنابراین باید بررسی کنیم از چه نقاطی می‌توانیم بیشترین تأثیر را بر این معادله بگذاریم و شرایطی ایجاد کنیم که این شرایط میان ترامپ و نتانیاهو اختلال ایجاد کند.  

آجرلو درباره آخرین وضعیت مذاکرات یادآور شد: رد و بدل شدن نظرات بین ایران و عمان درباره تنگه هرمز ادامه دارد. اگر دو طرف به تفاهم برسند بیانیه مشترک امضا خواهد شد. در عین حال ایران به میانجی‌ها گفته است که تفاهم عمان به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست بلکه بین تفاهم عمان و ترافیک معمولی تنگه یک مرحله مهم و اساسی وجود دارد و آن هم عمل آمریکا به شروط است که این شروط به صراحت در یادداشت تفاهم آمده است.  تیم مذاکره کننده در این جهت در حال فعالیت است و در عین حال دو شرایطی که مورد اشاره قرار گرفت را در نظر دارد. هدف اصلی پایان جنگ است که هم صورت نظامی دارد هم دیپلماتیک. به این معنا که قدرت سخت و نظامی ما در کنار خلاقیت‌های دیپلماتیک هر دو، در جهت پایان دادن به این جنگ عمل می‌کنند. قدرت نظامی و شدت ایران طبیعتا در محاسبه طرف مقابل تاثیر می‌گذارد و از سوی دیگر خلاقیت دیپلماتیک امکان تبدیل شدن این قدرت به کاغذ سیاسی را دنبال می‌کند.

ارسال نظر

آخرین اخبار