ترکیه؛ کلید دیوار دفاع پهپادی اروپا
آیا قاره سبز ظرفیت صنعتی آنکارا را به رسمیت میشناسد؟
روزنامه اطلاعات مقاله ای را منتشر کرده است:
هنگامی که رهبران ناتو در نشست آنکارا در روزهای ۷ و ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ گرد هم آمدند، مقابله با تهدید پهپادها را به یکی از مهمترین اولویتهای صنعتی و دفاعی این پیمان تبدیل کردند. آنان متعهد شدند طی پنج سال بیش از ۴۰ میلیارد دلار در این حوزه سرمایهگذاری کنند، بازار مشترک سامانههای ضدپهپادی ناتو را به وجود آورند و آموزش نیروهای متخصص در حوزه پهپاد را تا پایان سال ۲۰۲۷ پنج برابر افزایش دهند. این تصمیم، بازتاب یک واقعیت جدید امنیتی در اروپا ست: جنگهای اخیر نشان دادهاند ابزارهای ساده، ارزان و در دسترس مانند پهپادهای کوچک میتوانند تهدیدی جدی برای زیرساختهای نظامی و غیرنظامی کشورها ایجاد کنند. اروپا اکنون دریافته است حتی در برابر سامانههایی که از نظر فناوری پیچیده نیستند، آمادگی دفاعی کافی ندارد.
پس از ورود پهپادهای روسی به حریم هوایی لهستان در سپتامبر ۲۰۲۵، مشاهده پهپادهای ناشناس موجب اختلال در فعالیت فرودگاههایی از کپنهاگ تا مونیخ شد و هزینههای سنگینی برای لغو یا تغییر مسیر پروازها به کشورهای اروپایی تحمیل کرد. بر اساس ارزیابی مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی، طی ۱۸ ماه، ۱۴۴ مورد حادثه مرتبط با پهپادها در ۱۳ کشور اروپایی ثبت شده است. پاسخ اتحادیه اروپا به این تهدید، طرح موسوم به «دیوار پهپادی» است؛ پروژهای که قرار است تا پایان سال ۲۰۲۷ به قابلیت کامل برسد، اما چالش اصلی اروپا، نه کمبود منابع مالی، بلکه فقدان ظرفیت صنعتی است. اروپا در حال حاضر هیچ پهپاد رزمی آزمودهشدهای را در مقیاس گسترده تولید نمیکند، صادرکنندهای در بازار جهانی پهپادهای نظامی ندارد و صنعت ضدپهپادی آن نیز میان برنامههای متعدد ملی پراکنده است. در چنین شرایطی، افزایش بودجه دفاعی بهتنهایی مشکل را حل نمیکند، زیرا پول میتواند خرید را تسهیل کند، اما ظرفیت صنعتی را در کوتاهمدت نمیسازد.
سه مسیر پیش روی اروپا
اروپا برای ایجاد دیوار دفاعی پهپادی خود سه گزینه اصلی دارد: توسعه مستقل صنایع دفاعی داخلی، خرید سامانههای مورد نیاز از ایالات متحده و اسرائیل،و یا همکاری با ترکیه. گزینه نخست از نظر راهبردی مطلوب است، اما در کوتاهمدت واقعبینانه نیست. گزینه دوم دسترسی سریعتری به فناوری فراهم میکند، اما با هدف کاهش وابستگی راهبردی به خارج در تضاد است و از نظر اقتصادی نیز برای مقابله با تهدید پهپادی مقرونبهصرفه نیست. اما گزینه سوم یعنی همکاری با ترکیه، مزیتهای آشکاری دارد. ترکیه، هم ظرفیت تولید انبوه دارد، هم تجربه عملیاتی در میدان نبرد کسب کرده و هم عضو ناتو است.
صادرات پهپادهای رزمی ساخت ترکیه به بیش از ۳۰ کشور رسیده است و این کشور اکنون در شمار بازیگران تعیینکننده بازار جهانی پهپادهای نظامی قرار دارد. شرکت «بایکار» پهپادهایی تولید کرده است که هم در میدان نبرد آزموده شدهاند، هم با استانداردهای ناتو سازگارند و هم با هزینهای بسیار کمتر از نمونههای غربی عرضه میشوند. در کنار آن، شرکت صنایع دفاعی ترکیهای «آسلسان» نیز در حوزه کشف، رهگیری، اخلال الکترونیکی و انهدام پهپادها توانمندی قابل توجهی به دست آورده است. سامانههای چندلایه ضدپهپادی آسلسان که شامل فناوریهای راداری، جنگ الکترونیک و لیزری است، همزمان با توسعه پهپادهای بایکار تکامل یافتهاند و اکنون بخشی از ظرفیت عملیاتی صنعت دفاعی ترکیه محسوب میشوند.
از منظر سه عامل تعیینکننده یعنی توانمندی، هزینه و سرعت تولید، گزینه ترکیه برای اروپا مزیتهای آشکاری دارد. با این حال، مانع اصلی همکاری با ترکیه، سیاست است نه فناوری؛ زیرا ترکیه خارج از معماری رسمی صنایع دفاعی اتحادیه اروپا قرار دارد و هنوز در سازوکارهای تدارکاتی اروپایی جایگاه مشخصی ندارد.
آغاز همکاری پیش از تصمیم سیاسی
با وجود این محدودیت ها، همکاریهای صنعتی عملا آغاز شده است. خرید شرکت چندملیتی ایتالیایی در حوزه هوافضا موسوم به «پیاجو اروسپیس» توسط بایکار، تشکیل شرکت مشترک بایکار و لئوناردو در ایتالیا و استفاده لهستان و رومانی از سامانههای پهپادی ترکیه در چارچوب دفاع هوایی ناتو، نشان میدهد ظرفیت صنعتی ترکیه از اروپا جدا نشده است، بلکه این همکاریها بدون یک چارچوب مشترک و قواعد نهادی مشخص پیش می روند. اروپا با ادامه این وضعیت، از مزایایی محروم میشود که یک چارچوب رسمی همکاری میتواند ایجاد کند؛ از جمله استانداردهای مشترک درباره نحوه استفاده از تجهیزات، کنترل صادرات مجدد، تضمین امنیت زنجیره تأمین و سازوکار حل اختلاف. در مقابل، ترکیه نیز از یک رابطه نهادمند سود خواهد برد؛ زیرا همکاریهای کنونی همچنان در معرض تغییرات سیاسی کشورهای اروپایی و تحولات ژئوپلیتیکی قرار دارد.
دو مسیر دفاعی
تعهدات جدید ناتو برای توسعه سامانههای ضدپهپادی، در کنار طرح «دیوار پهپادی» اتحادیه اروپا قرار دارد، اما بخشی از آن نیست. ناتو با تصویب «راهبرد همکاری صنعت و ناتو» و ایجاد «بسته توسعه مقیاس نوآوری»، درصدد ایجاد شبکهای از شرکتها، کارخانهها و تولیدکنندگان برای افزایش ظرفیت صنعتی در سراسر این ائتلاف، از جمله با مشارکت اوکراین است. به این ترتیب، اروپا عملا در حال ایجاد یک قابلیت مشابه از دو مسیر متفاوت است: مسیر ناتو و مسیر اتحادیه اروپا. ترکیه در مسیر ناتو یک شریک کامل محسوب میشود؛ در بازار ضدپهپادی ناتو حضور دارد، در برنامههای آموزشی مشارکت میکند و در شبکه تولید صنعتی این پیمان جایگاه دارد،اما همین کشور در چارچوب دفاعی اتحادیه اروپا هنوز جایگاه مشخصی ندارد و این همان سازوکارهای اروپایی است که درباره نحوه استفاده از ظرفیت ترکیه هنوز تصمیمی اتخاذ نشده است. همکاری با ترکیه نیازمند حل فوری همه اختلافات سیاسی میان آنکارا و اتحادیه اروپا نیست و راهحل میتواند تدریجی و مبتنی بر منافع مشترک باشد. نخست اتحادیه اروپا باید حوزه پهپاد و ضدپهپاد را بهعنوان نخستین عرصه برای مشارکت کشورهای خارج از اتحادیه انتخاب کند؛ حوزهای که نیاز اروپا در آن فوری است و مزیت ترکیه کاملا آشکار است. دوم تجربه ایتالیا در همکاری با بایکار و لئوناردو باید به یک الگوی اروپایی تبدیل شود؛ الگویی که در آن ظرفیت صنعتی ترکیه پذیرفته شود، اما همکاریها بر اساس قواعد روشن و تعهدات مشخص انجام گیرد. سوم ساختار دفاع ضدپهپادی اروپا باید بر یک تقسیم کار سهجانبه استوار شود: اتحادیه اروپا بهعنوان تأمینکننده منابع مالی و بازار، اوکراین بهعنوان محیط واقعی آزمون فناوریهای جدید، و ترکیه بهعنوان مرکز تولید صنعتی. و چهارم توافق میان اروپا و ترکیه باید بر اساس اصل عمل متقابل میان شرکای برابر شکل گیرد؛ به این معنا که ترکیه همان تعهدات مربوط به مصرف نهایی تجهیزات و گزارشدهی را بپذیرد که در همه همکاریهای دفاعی میان متحدان وجود دارد و در مقابل، از جایگاهی پایدار و قابل پیشبینی در بازار دفاعی اروپا برخوردار شود؛ مشابه شرایطی که اتحادیه اروپا پیشتر برای کانادا، دیگر عضو ناتو فراهم کرده است.
مواجهه اروپا با یک انتخاب مهم
بیتردید، مسیر همکاری میان اروپا و ترکیه با موانع سیاسی روبرو خواهد بود. همان اختلافاتی که تاکنون مانع حضور کامل ترکیه در سازوکارهای دفاعی اتحادیه اروپا شدهاند، همچنان پابرجا هستند. اما واقعیتهای امنیتی جدید، اروپا را با یک انتخاب مهم مواجه کرده است: یا باید ظرفیت صنعتی مورد نیاز خود را در زمانی کوتاه ایجاد کند، یا از ظرفیت متحدی استفاده کند که هماکنون آن را در اختیار دارد. اروپا قصد دارد تا پایان سال ۲۰۲۷ دیوار دفاعی پهپادی خود را ایجاد کند، اما هنوز صنعتی را که بتواند این هدف را بهتنهایی محقق کند، در اختیار ندارد. اگر این دیوار قرار است بموقع ساخته شود، ناگزیر باید بر ظرفیتی تکیه کند که اروپا هنوز فاقد آن است. پرسش اصلی برای اروپا دیگر این نیست که آیا از ظرفیت ترکیه استفاده خواهد کرد یا نه؛ بلکه این است که آیا این همکاری در چارچوب قواعد شفاف، رسمی و قابل پیشبینی شکل خواهد گرفت، یا همچنان از مسیرهای غیررسمی، پراکنده و بدون چارچوب مشترک ادامه خواهد یافت؟