از مونترال تا ناگویا؛ نیم قرن سقوط در تعقیب یک رویا
فوتبال ایران یک بار دیگر از رسیدن به هدفی بازماند که سالهاست درباره آن حرف میزند اما کمتر برایش برنامهریزی میکند. حذف تیم امید از بازیهای آسیایی ناگویا فقط یک شکست در یک مسابقه فوتبال نبود؛ تصویری روشن از وضعیت آشفته مدیریتی و فنی فوتبال پایه ایران بود. تیمی که برای صعود به مرحله بعد تنها به یک تساوی نیاز داشت، چهار گل از کرهشمالی دریافت کرد و از گردونه رقابتها کنار رفت؛ نتیجهای که بیش از هر چیز نشان میدهد مشکل فوتبال ایران به یک مسابقه، یک مربی یا حتی یک نسل از بازیکنان محدود نیست.
سالهاست که فوتبال ایران در چرخهای تکراری گرفتار شده است. هر دوره با تغییر نامها، وعدههای تازه و شعارهای امیدوارکننده آغاز میشود اما پایان داستان تقریباً همیشه یکسان است؛ حذف، ناکامی و آغاز دوباره همان مسیر اشتباه. در این میان، نه ساختار تیم امید ثبات پیدا کرده، نه تقویم آمادهسازی به شکل حرفهای طراحی شده و نه ارتباط منطقی میان تیمهای پایه و تیم ملی بزرگسالان شکل گرفته است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که استعدادهای فراوان فوتبال ایران، پیش از رسیدن به بالاترین سطح رقابتهای بینالمللی یا از بین میروند یا در مسیر توسعه متوقف میشوند.
نکته نگرانکنندهتر این است که شرایط برای صعود به المپیک لسآنجلس از همیشه دشوارتر شده است. کاهش سهمیه آسیا به دو تیم، یعنی فوتبال ایران دیگر نمیتواند به لغزش رقبا یا شانس در مراحل پایانی امیدوار باشد. برای رسیدن به المپیک باید جزو دو تیم برتر قاره باشد؛ جایگاهی که در سالهای اخیر حتی نزدیک شدن به آن نیز برای فوتبال ایران دشوار بوده است.
در چنین شرایطی، ادامه دادن مسیر فعلی چیزی جز تکرار شکستهای گذشته نخواهد بود. مسئولانی که سالهاست مدیریت فوتبال ایران را در اختیار دارند، نمیتوانند هر بار ناکامی تیم امید را صرفاً به گردن یک مربی یا یک نسل از بازیکنان بیندازند. وقتی بیش از نیم قرن از آخرین حضور فوتبال ایران در المپیک گذشته، دیگر با یک اتفاق مقطعی روبهرو نیستیم؛ این یک شکست ساختاری است.
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که روزگاری فوتبال ایران در المپیک جزو هشت تیم برتر جهان قرار داشت اما امروز حتی رسیدن به جمع دو تیم برتر آسیا هم شبیه یک آرزوی بزرگ به نظر میرسد. ناگویا فقط محل حذف تیم امید نبود؛ آینهای بود که واقعیت فوتبال ایران را نشان داد. واقعیتی که میگوید اگر تحول جدی در مدیریت، برنامهریزی و نگاه به فوتبال پایه رخ ندهد، طلسم المپیک نهتنها شکسته نخواهد شد، بلکه هر چهار سال طولانیتر و سنگینتر خواهد شد.