۱۸ دعوتشده، فقط ۳ جوان؛ جوانگرایی در تیم ملی به کجا رسید؟
فهرست جدید تیم ملی یک عدد قابل تأمل دارد؛ از میان ۱۸ بازیکن شاغل در لیگ برتر که برای اردوی مهرماه دعوت شدهاند، تنها ۳ بازیکن زیر ۲۵ سال هستند؛ آماری که دوباره بحث جوانگرایی در تیم ملی را به صدر بحثها برگردانده است.
فهرست تیم ملی برای فیفادی مهرماه منتشر شد؛ فهرستی که قرار بود نخستین تصویر از تیمی باشد که پس از جام جهانی وارد مرحله تازهای شده است. اما اگر به جای نامها، به سن بازیکنان نگاه کنیم، یک عدد بیشتر از همه جلب توجه میکند:
فقط سه بازیکن از ۱۸ بازیکن لیگ برتری دعوتشده، کمتر از ۲۵ سال سن دارند. این یعنی در فهرست فعلی، اکثریت قریب به اتفاق سهم بازیکنان داخلی همچنان در اختیار نسلهای باتجربهتر است؛ اتفاقی که دستکم در ظاهر، فاصله قابل توجهی با تصویری دارد که طی سالهای گذشته از «جوانگرایی» در تیم ملی ارائه شده بود.
عددی که نمیشود نادیده گرفت
ممکن است درباره کیفیت هر بازیکن، شرایط فنی هر پست یا نیازهای تاکتیکی تیم ملی بحثهای مختلفی وجود داشته باشد. دعوت نشدن یک بازیکن جوان هم الزاماً به معنای بیتوجهی به جوانان نیست. اما وقتی از میان ۱۸ بازیکن لیگ برتری، فقط سه نفر زیر ۲۵ سال هستند، دیگر نمیتوان موضوع را صرفاً به انتخاب چند اسم محدود کرد. عددها درباره یک روند صحبت میکنند. اگر هدف، ساختن تیمی برای سالهای آینده باشد، طبیعی است که سهم بازیکنان جوان در اردوهای تیم ملی اهمیت پیدا کند؛ نه فقط به عنوان سیاهیلشکر اردو، بلکه به عنوان بازیکنانی که واقعاً امکان رقابت برای حضور در ترکیب را داشته باشند.
جوانترینها؛ اما جوان به حساب میآیند؟
در فوتبال امروز، ۲۳ یا ۲۴ سالگی دیگر الزاماً مترادف با «استعداد نوجوان» نیست. بسیاری از بازیکنان در همین سن، سالها تجربه بازی در بالاترین سطح باشگاهی و حتی ملی را پشت سر گذاشتهاند. به همین دلیل، وقتی فهرست تیم ملی با عنوان جوانگرایی بررسی میشود، صرفاً اضافه کردن چند بازیکن کمسن نمیتواند معیار کاملی باشد.
پرسش اصلی این است:
چند بازیکن جوان واقعاً در مسیر تبدیل شدن به مهرههای اصلی تیم ملی قرار گرفتهاند؟
اگر پاسخ این سؤال همچنان به چند نام محدود شود، آنوقت باید پذیرفت که فاصله میان «دعوت از جوانان» و «جوانگرایی واقعی» بسیار زیاد است.
سه نفر در برابر یک نسل
نکته مهمتر اینجاست که فوتبال ایران در لیگ برتر کمبود بازیکن جوان ندارد. هر فصل بازیکنانی ۱۹، ۲۰، ۲۱ و ۲۲ ساله فرصت حضور در ترکیب تیمهای باشگاهی پیدا میکنند. برخی از آنها حتی در بازیهای بزرگ خودشان را نشان دادهاند. بنابراین استدلال اینکه گزینه جوان وجود ندارد، چندان ساده نیست.
موضوع اصلی، انتخاب میان تجربه تثبیتشده و سرمایهگذاری روی آینده است.
ممکن است سرمربی تیم ملی به دلایل فنی، بازیکنان باتجربه را ترجیح دهد. این انتخاب از نظر فنی قابل بحث است. اما اگر همزمان از جوانگرایی به عنوان یکی از اهداف اصلی دوره جدید صحبت شود، فهرست دعوتشدهها باید بتواند نشانهای از این تغییر رویکرد ارائه کند. در فهرست فعلی، چنین نشانهای چندان پررنگ نیست.
تجربه دوباره بالاتر از جوانی
نگاهی به اسامی باتجربه فهرست نیز این موضوع را برجستهتر میکند. شجاع خلیلزاده همچنان در فهرست قرار دارد و احسان حاجصفی و رامین رضاییان نیز در آستانه ۳۷ سالگی همچنان بخشی از گزینههای تیم ملی هستند. حضور این بازیکنان به خودی خود نمیتواند ایراد محسوب شود؛ اگر سرمربی آنها را از نظر فنی بهترین گزینههای موجود بداند، تصمیم نهایی با کادر فنی است. اما پرسش زمانی شکل میگیرد که این انتخابها در کنار شعار جوانگرایی قرار میگیرند.
چطور میتوان همزمان از ساختن تیم آینده صحبت کرد و بخش عمده فهرست داخلی را همچنان به نسل باتجربه اختصاص داد؟
اگر امیدها را کنار بگذاریم، چه میماند؟
یکی از توجیهات احتمالی میتواند حضور تعدادی از بازیکنان جوان در تیم امید باشد. اما حتی اگر این موضوع را بپذیریم، باز هم یک سؤال باقی میماند: آیا همه استعدادهای جوان لیگ در تیم امید هستند؟
پاسخ روشن است؛ نه.
تعداد زیادی از بازیکنان جوان در همین لیگ برتر بازی میکنند و برخی نیز در هفتههای ابتدایی فصل عملکرد قابل توجهی داشتهاند. بنابراین تیم ملی بزرگسالان برای ایجاد نسل بعدی خود ناگزیر است بخشی از این بازیکنان را نیز زیر نظر بگیرد. تیم ملی فقط برای مسابقه بعدی ساخته نمیشود؛ برای چهار یا هشت سال آینده هم باید بازیکن تولید کند.
جوانگرایی با عدد سنجیده میشود، نه با شعار
اگر قرار باشد سیاست جوانگرایی جدی باشد، باید بتوان آن را در آمار دید. تعداد بازیکنان زیر ۲۳ سال، زیر ۲۵ سال، تعداد دقایق بازی آنها، تعداد بازیکنان تازهوارد به ترکیب اصلی و سهم نسل جدید در اردوهای متوالی، همه میتوانند معیارهایی برای سنجش این سیاست باشند.
در اولین فهرست پس از جام جهانی، عدد فعلاً روشن است:
۱۸ بازیکن لیگ برتری؛ فقط ۳ نفر زیر ۲۵ سال.
این عدد به تنهایی درباره کیفیت تصمیمهای فنی قضاوت نمیکند، اما یک سؤال جدی ایجاد میکند: اگر این آغاز دوره جدید تیم ملی است، قرار است نسل بعدی دقیقاً از چه زمانی وارد شود؟
جام جهانی بعدی دور نیست. بازیکنی که امروز ۲۱ یا ۲۲ ساله است، میتواند در دوره بعدی به یکی از ستونهای تیم ملی تبدیل شود. اما برای رسیدن به آن نقطه، ابتدا باید فرصت دیده شدن پیدا کند.
و شاید مهمترین پرسش همین باشد؛
اگر از میان ۱۸ گزینه لیگ برتری فقط سه نفر زیر ۲۵ سال سهم تیم ملی شدهاند، جوانگرایی قرار است دقیقاً از کجا شروع شود؟