قرارداد سفید، پاداش نجومی و یک پرسش ساده؛ معیار تعیین دستمزد امیر قلعهنویی چیست؟
در فوتبال حرفهای جهان، قراردادها معمولاً بر اساس عملکرد، نتایج، اهداف تعیینشده و شاخصهای فنی تنظیم میشوند. هرچه موفقیت بیشتر باشد، پاداشها و افزایش دستمزد نیز توجیه بیشتری پیدا میکند. اما در فوتبال ایران گاهی روندی معکوس شکل میگیرد؛ جایی که پس از ناکامیها، نه تنها خبری از پاسخگویی و شفافیت نیست، بلکه بحث افزایش قرارداد و پرداخت پاداشهای سنگین نیز مطرح میشود.
در روزهایی که فدراسیون فوتبال همچنان از روایت «قرارداد سفید امضای امیر قلعهنویی» دفاع میکند، پرسشهای متعددی در افکار عمومی شکل گرفته است؛ پرسشهایی که پاسخ روشن به آنها میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
قرارداد سفید؛ ایثار یا روایت رسانهای؟
نخستین ابهام به اصل ماجرای قرارداد سفید بازمیگردد. اگر قرار باشد سرمربی تیم ملی واقعاً بدون تعیین مبلغ قرارداد، برگهای را امضا کرده باشد، این سؤال مطرح میشود که چرا باید چنین اتفاقی رخ دهد؟
در فوتبال حرفهای، حتی قراردادهای مبتنی بر اعتماد نیز دارای چارچوب مالی مشخص هستند. هیچ مربی یا بازیکنی بدون اطلاع از حقوق و مزایای خود وارد همکاری نمیشود. از سوی دیگر اگر قرار است امیر قلعهنویی به دلیل علاقه به تیم ملی و فوتبال ایران از مسائل مالی عبور کند، اساساً چرا موضوع پاداشهای چند ده یا چند صد میلیاردی مطرح میشود؟
اگر قرارداد سفید نماد ایثار است، دریافت پاداشهای کلان با چه منطقی توجیه میشود؟ و اگر دریافت این ارقام حق طبیعی سرمربی تیم ملی است، چرا رقم قرارداد به صورت شفاف اعلام نمیشود؟
پاداش برای چه دستاوردی؟
بحث اصلی اما فراتر از خود قرارداد است. افکار عمومی هنوز پاسخ روشنی درباره مبنای پاداشهای پرداختی به کادر فنی تیم ملی دریافت نکرده است.
تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ به هدف قهرمانی نرسید. در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز با وجود افزایش تعداد تیمها و فراهم شدن مسیر آسانتر برای صعود، نتوانست از مرحله گروهی عبور کند. این نتایج را میتوان با هر تحلیلی بررسی کرد، اما یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد؛ اهداف نهایی محقق نشد.
در چنین شرایطی پرسش این است که معیار تعیین پاداشها چیست؟
آیا صرف صعود به جام جهانی ملاک پرداخت ارقام نجومی است؟
آیا عدم شکست در برخی مسابقات معیار محسوب میشود؟
آیا شاخصهای فنی مشخصی وجود دارد که افکار عمومی از آن بیاطلاع است؟
یا اساساً فرمولی برای این پرداختها وجود ندارد و تصمیمات به صورت موردی اتخاذ میشوند؟
تناقضی که توضیح داده نمیشود
تناقض اصلی زمانی شکل میگیرد که از یک سو تصویری از سرمربی تیم ملی ارائه میشود که برای ادامه همکاری حاضر است قرارداد سفید امضا کند و از سوی دیگر، گزارشهای مختلف از چانهزنیهای مالی و اختلاف بر سر رقم قرارداد حکایت دارند.
اگر همه چیز بر پایه عشق به وطن و منافع ملی است، چرا تعیین رقم قرارداد به یک موضوع پرچالش تبدیل میشود؟
و اگر موضوع کاملاً حرفهای و مالی است، چرا فدراسیون از اعلام شفاف ارقام خودداری میکند؟
آزمون شفافیت برای فدراسیون
اصل ماجرا شاید نه امیر قلعهنویی باشد و نه حتی رقم قرارداد او. مسئله اصلی، شفافیتی است که سالهاست در فوتبال ایران مطالبه میشود اما کمتر به آن پاسخ داده شده است.
فدراسیون فوتبال میتواند به سادگی اعلام کند:
- قرارداد جدید سرمربی تیم ملی چه مبلغی دارد؟
- مدت قرارداد چقدر است؟
- پاداشهای پرداختشده بر چه اساسی تعیین شدهاند؟
- شاخصهای ارزیابی عملکرد کادر فنی چیست؟
- در صورت عدم تحقق اهداف، چه ضمانتهایی در قرارداد وجود دارد؟
تا زمانی که این پرسشها بیپاسخ بماند، روایت «قرارداد سفید» بیش از آنکه نشانه ایثار باشد، به یک داستان تبلیغاتی شباهت خواهد داشت؛ داستانی که در آن مشخص نیست چرا مربیای که گفته میشود حاضر است بدون تعیین رقم قرارداد کار کند، همزمان به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای مالی فوتبال ایران تبدیل شده است.
فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت نیاز دارد؛ شفافیتی که مشخص کند متر و معیار پرداخت دهها میلیارد تومان از منابع فوتبال کشور چیست و موفقیت دقیقاً چگونه تعریف میشود. وقتی معیارها روشن نباشد، هر عددی میتواند محل سؤال باشد؛ چه ۳۰ میلیارد، چه ۹۰ میلیارد و چه پاداشهایی که رقم آنها هر روز روایت تازهای پیدا میکند.