EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۷۷۶۳

پایان یک عصر؛ خداحافظ اسطوره‌ها

بعضی حذف‌ها فقط حذف یک تیم نیست؛ حذف بخشی از خاطرات ماست.

پایان یک عصر؛ خداحافظ اسطوره‌ها

جام جهانی ۲۰۲۶ شاید برای خیلی‌ها با شگفتی‌ها، نتایج عجیب و حذف مدعیان به یاد بماند، اما برای نسلی که با فوتبال بزرگ شد، یک معنای دیگر هم دارد؛ این جام، احتمالاً آخرین پرده حضور چند اسطوره بود. کریستیانو رونالدو، لوکا مودریچ و نیمار، یکی‌یکی صحنه را ترک کردند. شاید هنوز رسماً خداحافظی نکرده باشند، اما واقعیت فوتبال بی‌رحم‌تر از رؤیاهاست؛ جام جهانی بعدی چهار سال دیگر برگزار می‌شود و بعید است دوباره آن‌ها را در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال دنیا ببینیم و همین فکر، عجیب سنگین است.

ما با رونالدوی جوانی بزرگ شدیم که در آلمان ۲۰۰۶، با موهای ژل‌زده، لبخند همیشگی و شماره ۱۷، هنوز فقط یک استعداد بود. کسی فکر نمی‌کرد همان پسر لاغر، روزی رکورددار فوتبال جهان شود. او را در آفریقای جنوبی دیدیم که با عصبانیت از حذف پرتغال زمین را ترک می‌کرد، در برزیل دیدیم که با وجود مصدومیت جنگید، در روسیه با آن هت‌تریک فراموش‌نشدنی مقابل اسپانیا دوباره جهان را شگفت‌زده کرد و در قطر، برای نخستین بار، روی نیمکت اشک ریخت.

مودریچ هم همین‌طور. پسری که از دل جنگ بالکان آمده بود، در روسیه ۲۰۱۸ کرواسی را تا فینال جام جهانی برد؛ با صورتی خسته، موهایی که هر دقیقه بیشتر سفید می‌شد و پاهایی که انگار هیچ‌وقت خسته نمی‌شدند. هنوز تصویر او بعد از شکست مقابل فرانسه، با مدال نقره بر گردن و لبخندی تلخ، از ذهن فوتبال پاک نشده است. چهار سال بعد، در قطر، دوباره تیمش را روی شانه‌هایش تا سکو رساند؛ انگار زمان برای او معنایی نداشت.

و نیمار...

شاید هیچ‌کس به اندازه او، هم مورد ستایش و هم مورد انتقاد قرار گرفت. از همان نوجوانی که در برزیل ۲۰۱۴ قرار بود قهرمان یک ملت باشد، تا لحظه‌ای که زانوی زونیگا روی کمرش نشست و رؤیای یک کشور شکست. هنوز تصویر نیمار روی برانکارد، اشک‌هایش و سکوت ورزشگاه بلوهوریزونته، یکی از تلخ‌ترین قاب‌های تاریخ جام جهانی است.

در قطر هم گریه کرد؛ وقتی کرواسی برزیل را حذف کرد. آن اشک‌ها فقط برای یک شکست نبود؛ انگار خودش هم می‌دانست فرصت‌ها دارند تمام می‌شوند.

و حالا...

هر سه نفر رفته‌اند.

بدون خداحافظی باشکوه. بدون آن پایان افسانه‌ای که همیشه برای اسطوره‌ها در ذهنمان می‌سازیم.

شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که متوجه نمی‌شویم آخرین بار، آخرین بار است. هیچ‌کس در لحظه نمی‌داند آخرین لمس توپ یک اسطوره در جام جهانی را تماشا می‌کند. تازه چند ماه یا چند سال بعد، وقتی جام جهانی بعدی شروع می‌شود و خبری از آن شماره‌ها نیست، می‌فهمیم یک دوره تمام شده است.

حالا فقط یک نفر مانده؛ لیونل مسی.

او هنوز در جام است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که چهار سال دیگر هم باشد. شاید جام جهانی ۲۰۲۶، آخرین باری باشد که شماره ۱۰ آرژانتین را در بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبال دنیا می‌بینیم. شاید او هم به همان سرنوشتی برسد که امروز رونالدو، مودریچ و نیمار رسیدند.

بعد از آن، دیگر جام جهانی همان جام جهانی همیشگی نخواهد بود.

نسل جدید ستاره‌های خودش را دارد؛ امباپه، یامال، بلینگام، ویرتز، وینیسیوس... اما هر نسلی، قهرمانان خودش را دارد. برای ما، فوتبال با دویدن‌های رونالدو، پاس‌های بیرون پای مودریچ، دریبل‌های نیمار و جادوی مسی معنا گرفت.

شاید سال‌ها بعد، بچه‌های امروز با ستاره‌های نسل خودشان خاطره بسازند، همان‌طور که ما با این چهار نفر ساختیم. اما هیچ‌کس نمی‌تواند جای حس دیدن آن رقابت همیشگی را بگیرد؛ رقابتی که نزدیک به دو دهه، قلب فوتبال جهان را به تپش انداخت.

شاید بزرگ‌ترین درد فوتبال همین باشد؛

اسطوره‌ها پیر می‌شوند، اما خاطراتشان هرگز.

و شاید وقتی جام جهانی بعدی آغاز شود، بیشتر از هر چیز، دلمان برای همان شماره‌هایی تنگ شود که زمانی فکر می‌کردیم همیشه در زمین خواهند ماند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار